(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


یکشنبه 26 خرداد 1387 - 11 جمادي الثاني 1429 - 15 ژوئن 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189108
 

جذابيت هاي سريال حضرت يوسف لحظه هاي معنوي و محبت آميز است
گفت وگو با فرج الله سلحشور، نويسنده و كارگردان سريال حضرت يوسف
تراژدي خنده دار بدترين رئيس جمهور دنيا درباره فيلم «دبيليو» به كارگرداني اليور استون و حاشيه هاي آن



جذابيت هاي سريال حضرت يوسف لحظه هاي معنوي و محبت آميز است
گفت وگو با فرج الله سلحشور، نويسنده و كارگردان سريال حضرت يوسف

حبيب يزدي
مجموعه تلويزيوني حضرت يوسف(ع) از اول تيرماه پخش خواهد شد. پخش اين سريال كه با 3 قسمت پشت صحنه آغاز مي شود، 45 قسمت ميهمان شما از شبكه اول سيما خواهد بود.
اين مجموعه عظيم تلويزيوني به تهيه كنندگي، نويسندگي و كارگرداني فرج الله سلحشور است كه با او درباره آخرين كارش به گفت وگو نشستيم.
فرج الله سلحشور كه كار هنري خود را با نمايش «حر» در مسجد جوادالائمه(ع) آغاز كرد، از سال 60 سراغ قصه هاي قرآني رفت و تحقيقاتش را در اين زمينه ادامه داد. او فيلم سينمايي «ايوب پيامبر» را درسال 72 نويسندگي و كارگرداني كرد و مجموعه تلويزيوني «اصحاب كهف» را درسال 76 ساخت.
سلحشور تحقيقات سريال حضرت يوسف را از چهارسال پيش آغاز كرده و تاكنون ساخت كل سريال و تدوين 20 قسمت از آن را به پايان برده است.
بيش از پنج هزار هنرور، بيش از 200 بازيگر ديالوگ گو، نزديك به 32 ماه فيلمبرداري همراه با صدابرداري سرصحنه در كل سريال بوده و دكور و لباس حدود 1.5 ميليارد تومان هزينه داشته است و هزينه كل سريال به گفته سلحشور يك چهارم سريال هاي الف ويژه صدا و سيما بوده است.
- چرا بعداز داستان حضرت ايوب و اصحاب كهف سراغ قصه حضرت يوسف رفتيد؟
اينكه چرا سراغ قصه حضرت يوسف رفتم، دليل خاصي داشت. البته از نظر من تمام قصه هاي قرآن مشكل گشاي ما در همه زمان ها و در همه جغرافياي زمين است و نمي توان گفت قصه اي از قصه هاي قرآن اولويت دارد.
تفاوت قصه حضرت يوسف تنها اين است كه يك قصه كامل است و قصه هاي ديگر قرآن به اين صورت از ابتدا تا انتها بيان نشده اند كه البته مي شود از تاريخ آنها را كامل كرد. نكته ديگر اينكه در قصه حضرت يوسف ظرافت هاي پر مخاطره اي وجود دارد كه اگر دقت لازم صورت نگيرد، ممكن است كه بدآموزي داشته باشد و از آنجايي كه هرچه درباره قصه حضرت يوسف كار شده صرفا به بعد عشقي آن توجه شده، لذا تلاش كرديم تا براي يك بار هم كه شده يك نسخه قرآني از اين داستان ارائه شود و آن نكات و ارزش هايي است كه مدنظر قرآن است نه صرفاً بعد عشقي آن.
- منظورتان از نسخه قرآني قصه حضرت يوسف چيست؟ لطفاً از ابتدا بفرماييد كه كارتحقيقات شما چه گستره اي داشته و از چه منابعي استفاده كرده ايد.
اعتقاد ما براين است كه كامل ترين نگاه به قرآن، نگاه ائمه معصومين عليهم السلام است،لذا قرآن را از منظر اهل بيت تفسير مي كنيم.
من هم سعي كردم تفاسير شيعه كه برگرفته از نگاه معصومين است را مبنا قرار بدهم و هر مطلبي را كه در اين زمينه جمع آوري كرديم اگر با الميزان تطابق داشت انتخاب كردم و هرچه نداشت انتخاب نكردم.
در تحقيق قصه حضرت يوسف، قصص ها را خواندم، تاريخ شيعه و اهل تسنن را خواندم، اشعار، رمان ها و مطالبي كه در فرهنگ و اسطوره هاي ملل مختلف بود و بيش از هزار صفحه ترجمه از زبان هاي انگليسي و عربي و مطالب متنوعي از پايگاه هاي مختلف اينترنتي را جمع آوري كرديم و نيز 60 جلد تفسير شيعه را جلوي چشممان گذاشتيم تا بتوانيم قصه را بنويسيم.
من مطمئنم كه به ديدگاه قرآن از منظر اهل بيت در رابطه با قصه حضرت يوسف نزديك شديم البته هيچكس نمي تواند ادعا كند كه در رابطه با قرآن حرف كاملي زده است ولي فقط همين را مي توانم بگويم كه به اين قصه از منظر ائمه خيلي نزديك شده ايم و نكات تازه اي پيدا كرديم كه پيش از اين ديگران به آن دست پيدا نكرده بودند.
- گفتيد كه هم تفاسير شيعه و هم تفاسير اهل تسنن را مورد تحقيق قرار داديد. آيا تفاوت شاخص هم بين اين تفاسير وجود دارد؟
فراوان. تفاوت هاي فاحش وجود دارد. نوع نگاه تفاسير اهل تسنن آدم را به عنوان مسلمان شرمنده مي كند. مي توانم بگويم نگاه اهل يهود و مسيحيت به اين قصه به مراتب سالم تر از نگاه اهل تسنن است. در اين تفاسير هر گناه و نسبت ناروايي را به اين پيامبر خدا نسبت داده اند و جالب اينجاست كه اهل تسنن پيامبران را معصوم نمي دانند ولي نمي گذارند چهره هاي آنها پخش شود.
- با توجه به همين نكته آخر، مخاطب سريال حضرت يوسف فقط ايراني ها در نظر گرفته شده اند و يا فكري براي مخاطب خارج از مرزها هم كرده ايد؟
اگر ما به ديدگاه اهل بيت وفادار باشيم طبيعتاً مي بايست حرفي را بزنيم كه به درد همه دنيا مي خورد. اصلاً ديدگاه اهل بيت فقط براي شيعه نيست، براي همه دنياست اما ما بلد نيستيم نگاه جهاني به اهل بيت داشته باشيم. ائمه معصومين جهاني هستند و ديدگاه آنها به قرآن هم جهاني است لذا اگر قصه حضرت يوسف از ديدگاه معصومين درست بيان شود، همه مردم دنيا مخاطب آن خواهند بود.
- غير از مسئله اي كه مطرح كرديد، منظور من مسايل و ممنوعيت ها و يا جذابيت هاي سينماي كشورهاي ديگر است.
اگر ما بخواهيم يك نگرش بي طرفانه و بي غرض به قرآن داشته باشيم، نه اهل تسنن را مي رنجاند و نه فرقه هاي ديگر را مگر معاندين و منافقين كه آنها را نمي توان راضي كرد. من فكر مي كنم كساني كه نسبت به سوره يوسف سؤالاتي دارند، پاسخ شان را در اين سريال خواهند گرفت.
- شما «احسن القصص» بودن قصه حضرت يوسف را در چه چيزي ديده ايد و در سريال خود چه بخشي را اوج و بخش احسن قصه قرار داديد؟
در مورد «احسن القصص» دو تفسير وجود دارد؛ يكي اينكه اين قصه، زيباترين قصه قرآن است و ديگر اينكه اين، زيباترين روش قصه گويي است كه هر دوي اين معاني در سريال حضرت يوسف لحاظ شده است. هم سعي كرديم بگوييم كه اين قصه خيلي زيباست و هم اينكه از طرف خالق اين قصه، زيبا بيان شده است. البته بعد دوم را مهم تر مي دانم؛ زيباترين فرم قصه گويي. قصه حضرت يوسف در قرآن داراي فرم بسيار تكنيكي و تخصصي است و معتقدم كه قصه هاي ديگر قرآن از نظر زيبايي كمتر از قصه حضرت يوسف نيستند منتهي قالب قصه و نوع قصه گويي داستان حضرت يوسف زيباتر است.
- نقطه اوج اين قصه كجاست؟
نقطه اوج قصه حضرت يوسف جايي است كه پدر و برادران حضرت يوسف بعد از سال ها با حضرت يوسف ملاقات مي كنند و برادران حضرت يوسف در برابر او سجده مي كنند كه خواب اول داستان حضرت يوسف تعبير مي شود.
- از موضوع قصه اين سريال كه بگذريم نكته بسيار مهم انجام پروژه اي چنين بزرگ است كه البته سازمان صدا و سيما با همت و جرأتي كه در توليد و پشتيباني مجموعه هاي تاريخي داشته توانسته است قدم هاي بزرگ و ماندگاري را در اين عرصه بردارد. مجموعه حضرت يوسف نيز قطعا يكي از پروژه هاي سنگين و پرهزينه بوده است. صدا و سيما با شما چه تعاملي داشته و چقدر توانسته ايد با توجه به محدوديت هاي مالي، اين پروژه را كنترل و مديريت كنيد؟
مسئله مالي از مشكلاتي است كه همه مجموعه هاي تلويزيوني با سازمان صدا و سيما دارند. متاسفانه سازمان صدا و سيما در بخش مالي بي نظم است و از ابتداي برآورد يك فيلمنامه تا انتهاي توليد يك سريال هميشه يك چالش بين همه تهيه كنندگان و مسئولين مالي صدا و سيما وجود دارد و من هم اين درگيري ها را درمسائل مالي داشتم.
- اما من مطلع هستم كه درداخل مجموعه شما مشكلات مالي وجود نداشته و مطلع هستم كه حتي گاهي به افراد مجموعه حضرت يوسف وام هم پرداخت مي شده.
اين مشكل من با سازمان بود ولي خود من سعي كردم با وام ها و كمك هايي كه از جاهاي ديگر مي گرفتم، حقوق عوامل سريال را به موقع پـرداخت كنيم و حتي اگر كساني مشكلات كوچكي داشتند سعي كرديم در برابر مشكلات شخصي آنها بي تفاوت نباشيم كه البته به همين نسبت عوامل اين مجموعه هم محبت داشتند و كارشان را با علاقه انجام مي دادند. نظم مالي موجود در سريال حضرت يوسف ناشي از نظم مالي صدا و سيما نبود بلكه با وام هايي بود كه خودمان گرفتيم.
- آقاي سلحشور آيا شما اعتقاد داريد كه هنرمندي كه پيام ديني را منتقل مي كند خودش مي بايست اعتقاد ديني داشته باشد؟
دراين مورد چون كار، مربوط به دل است فقط دانش و علم ديني كافي نيست. يعني هنرمندي كه مي خواهد پيام ديني را انتقال بدهد هم مي بايست كارشناس دين باشد و هم مي بايست اعتقاد به دين داشته باشد و به نظر من بالاتر از اين، هنرمند نبايد در حد نياز شخصي خود در مورد اين اطلاعات داشته باشد. مي بايست درحد يك مربي دين اطلاع داشته باشد و فراتر از آن مي بايست مدارجي از ايمان را طي كرده باشد.
-اگر واقعيت را بخواهيم بپذيريم درعالم سينما و در بين قشر هنرمندان هنر هفتم، صاحب مشخصاتي كه مي فرماييد يك مقدار كم است.
بدون تعارف بگويم كه همه كساني كه من مي شناسم و ارتباط دلي با هنر مذهبي برقرار كرده اند، خودشان هم مذهبي اند و اهل معني و معرفت هم هستند به اندازه انگشتان يك دست هم نيست.
-حالا با توجه به اين شرايط، شما چطور عوامل تان را انتخاب كرديد تا بخواهيد با هنرمنداني اهل معني و معرفت پـيام ديني را انتقال دهيد؟
اينكه ما دراين مجموعه همه عوامل مان مؤمن و معتقد باشند، اينطور نيست اما حداقل سرگروه هايمان را آدم هاي مؤمن و معتقدي انتخاب كرده ايم. مسئول دكور، لباس، گريم، بازيگرها، دستياران و...
مهم ايجاد فضاي مذهبي است واگر كساني را پيدا نكرديم با آن تعريفي كه عرض كردم، مي توانيم كساني را انتخاب كنيم كه حداقل با مذهب عناد نداشته باشند واجازه ندهيم كه افراد در مجموعه، رفتار خلاف دين وايمان را انجام دهند. پوشش خانم ها، رفتار آقايان، نماز، اذان، اخلاق اسلامي و... باعث ايجاد يك فضاي مذهبي است و انشاء الله با ايجاد يك فضاي مذهبي در پشت صحنه، اثر مذهبي و ديني هم ايجاد خواهد كرد.
اين مسئله اي است كه حداقل خود من را آزار مي دهد. اينكه يك بازيگر نقش يك شخصيت مذهبي و حتي عارف را بازي مي كند در حاليكه از بازي او كاملا مشخص است كه هيچ اعتقادي به اين شخصيت و افكار و اعتقاد او ندارد و اين بازيگر به هيچ وجه نتوانسته ارتباط دروني با اين شخصيت برقرار كند بنابراين مخاطب به هيچ وجه اين شخصيت را باور نمي كند و همه هزينه هايي را كه صدا و سيما براي انتقال يك پيام معنوي و باور يك شخصيت ديني مي كند با انتخاب نادرست يك بازيگر پوچ و بيهوده مي شود. سؤال من اين است كه آيا يوسف سريال شما را مردم باور خواهند كردو آيا خودش توانسته است ارتباط دلي با اين شخصيت برقرار كند تا مردم هم بتوانند با اين شخصيت و اين سريال ارتباط برقرار كنند؟
ما بازيگراني را انتخاب كرديم كه بااين مسايل بيگانه نيستند. يوسف ما اهل دعاي كميل است و بچه معتقدي است و خانواده مذهبي خوبي دارد. همينطور بازيگران نقش حضرت يعقوب و زليخا و... اين بازيگران آنقدر معتقد هستند كه درك معنوي خوبي از متن فيلمنامه داشتند و مي دانستند چكار بايد بكنند. گاهي با يك كلمه به هم مي ريختند. مثلاً به يكي از بازيگران مي گفتم كه وقتي با بازيگر طرف مقابل خود روبرو مي شوي، تصور كن كه با آقا امام زمان روبرو مي شوي و همين جمله كافي بود تا بازيگر كل حس را بگيرد و بتواند انتقال دهد. آن مواردي را كه شما مي گوييد، من خودم ديدم كه كارگردان به بازيگري كه زائر يك امام زاده را بازي مي كند مي گويد فرض كن كه رسيدي به نامزدت، با نامزدت داري حرف مي زني. اين كارگردان اينقدر درك ندارد كه بفهمد نامزد با امام زاده فرق مي كند.
- به نظر شما مجموعه حضرت يوسف تا به حال بزرگ ترين پروژه تاريخي در بين سريال هاي تاريخي صدا و سيماست.
در بين سريال هايي كه تا امروز از صدا و سيما پخش شده فكر مي كنم اين بزرگ ترين پروژه باشد.
- چه ويژگي هايي دارد؟
ما سعي كرديم براي ساخت اين سريال بهترين ها را جمع كنيم. مثلاً از آقاي رسول احدي به عنوان مدير فيلمبرداري، آقاي جمال شورجه به عنوان مشاور، آقاي ميرفخرايي و فرهاد آهي به عنوان طراح صحنه لباس، آقاي ملكان به عنوان طراح گريم و همه عوامل كه فكر مي كنم بهترين ها هستند. در بخش نگارش هم حدود چهارسال و با همراهي هجده نفر تلاش شب و روز شده كه فيلمنامه به حد مطلوب برسد. دراستفاده از سياه لشكر، جلوه هاي ويژه و صحنه هاي عظيم هم تلاش زيادي شده است.
- از تكنيك ها و الگوهاي سينمايي هاليوودي چقدر بهره برده ايد؟
جذابيت هاي سريال يوسف، لحظه هاي معنوي، عرفاني و دروني و روابط عاشقانه و محبت آميز است نه لحظه هاي اكشن و دلهره. ما در جاهايي كه مجبور بوديم صحنه هاي اكشن را داشته باشيم حداقل زمان را براي آن صرف كرديم چون اعتقادي به اين ندارم كه جذابيت هاي سينما فقط صحنه هاي اكشن است بلكه معتقدم جذابيت هاي زيادي است كه مي تواند ما را از اينها بي نياز كند.
ما در اين سريال پيرو تكنيك هاي هاليوود نبوده ايم مگر تكنيك هايي كه در همه دنيا از آن استفاده مي شود؛ نوع فيلمبرداري، نوع نورپردازي، نوع دكوپاژ و...
- يعني آيا مي شود گفت كه با توليد اين نوع سريال ها و فيلم ها به اين سمت مي رويم كه كم كم يك الگو از سينما و تلويزيون اسلامي و ايراني ارايه بدهيم.
بله مي توانيم بگوييم كه به آن سمت مي رويم اما اينكه چقدر از اين پارامترهاي مختص به خودمان را پيدا كرده ايم، نمي دانم اما به طور مثال مي توانم بگويم كه در آثار مذهبي انسان محور نيست بلكه خدا محور است.
در آثار هنري غيرمذهبي فعال مايشاء نويسنده و كارگردان است و آنها در هر موضوعي نگاه خودشان را عرضه مي كنند اما در آثار مذهبي شما يك راوي و گوينده هستي البته خداوند به هر مؤمني عنايت هايي مي كند ولي به اين معني نيست كه اين انسان هرچه دلش خواست بگويد و شيطان يا روح را هرطور بخواهد به تصوير بكشد. هنرمند ديني اثر را براي طرح خودش نمي نويسد بلكه اثر هنري را براي اداي وظيفه و تكليف مي نويسد و توليد مي كند.
- سينماي هاليوود شاخصه هاي محتوايي و فني مشخصي دارد و مي توان به طور مشخص از آنها نام برد. شما باتوجه به دغدغه هايتان و تجربياتي كه در اين سال ها داشتيد چقدر توانسته ايد به شاخصه هاي سينماي اسلامي دست پيدا كنيد و چقدر مي توانيد از آنها به طور مشخص نام ببريد؟
من فرج الله سلحشور به يك چيزهايي رسيده ام اما اينكه بگوييد سينماي جمهوري اسلامي اين است و اين شاخصه ها را دارد هنوز نرسيده ايم و به جرأت مي توانم بگويم كه سينماي جمهوري اسلامي خيلي كوتوله تر از اسلام و خيلي كوچك تر از اين انقلاب است.
بله من الحمدلله چيزهايي را پيدا كرده ام و گمان مي كنم اينها مختص سينماي مذهبي است و تعاريفي را براي آن دارم ولي اينكه تا اينها بشود قاعده و در مراكز دانشگاهي و فرهنگي- هنري بتوان از آن استفاده كرد يا به كار گرفته شود، نه هنوز به اينجا نرسيده ام.
- هنوز درحد يك جزوه هم نرسيده؟
چرا، يك جزوه هايي را بنده نوشته ام كه سعي مي كنم با مشاوره مقداري از اينها را قانون مند كنم.
- در سريال حضرت يوسف اينها را به كار برده ايد؟
بله من سي دستورالعمل براي يك اثر مذهبي دارم كه از اول نوشتن يك فيلمنامه تا پخش آن فيلم مي بايست عمل شود و تلاش كردم در اين سريال اجرا كنم.
- صحبت خاصي با مخاطب اين سريال داريد؟
خواهش من اين است كه نگاه مردم به يك سريال قرآني با نگاه به يك سريالي كه از تراوشات مغزي يك انسان معمولي مثل حقير است، متفاوت باشد. به يك اثر قرآني بايد باتوجه بيشتري نگاه كرد.

 



تراژدي خنده دار بدترين رئيس جمهور دنيا درباره فيلم «دبيليو» به كارگرداني اليور استون و حاشيه هاي آن

عاصفه زين العابديني
بعضي ها سرنوشت غم انگيزي دارند، ولي اين يكي را نمي توان باور كرد. هيچوقت فكر كرده ايد چطور ممكن است پسر همسايه كه با شما به مدرسه مي رفت و مي آمد و در راه مدرسه با هم شيطنت مي كرديد روزي رئيس جمهور كشورتان شود كه براي ملاقات با او بايد حتما از منشي مخصوصش وقت بگيريد درحالي كه شما هيچ چيزي از او كم نداشتيد؟
بله، «اليور استون» و «جرج دبيليو بوش» با هم، هم مدرسه اي و هم دوره بودند. آنها دو پسر هم سن و سال بودند كه در يك مدرسه درس مي خواندند. اكنون يكي رئيس جمهور شده و ديگري فيلمساز.
البته شايد فكر كنيد رئيس جمهور خيلي خوش شانس بوده كه به چنين موقعيتي دست يافته اما بهتر است بدانيد برد با فيلمساز است چون درحال ساخت فيلمي طنز است كه رئيس جمهور كشورش و درواقع همبازي دوران نوجواني اش را به تصوير بكشد. آنچه در زير مي آيد توصيفي كلي از فيلم «دبيليو» يا «دابيا» است كه «اليور استون» درحال ساخت آن است.
ساخت اينترنتي «اينترتينمنت ويكلي» در تاريخ 7 مي 2008 در مقاله اي به قلم «بنيامين اسوتسكي» در مورد فيلم «دبيليو» كه زندگي جرج دبيليو بوش را از سن 20 تا 58 سالگي به تصوير مي كشد، مي نويسد: تصويربرداري دبيليو در كمتر از دو هفته آغاز مي شود، اما هيچ چيز سرجاي خود نيست. نه تنها اينجا كه سكونتگاه اولين خانواده بازسازي شده است بلكه زمين 32 هزار مترمربعي كه در آن سوي شهر براي توليد فيلم اجاره شده خالي است و منتظر دفتر بيضي شكل و اتاق كابينه است تا از لس آنجلس منتقل شوند. فيلمنامه هنوز كار زيادي نياز دارد. از پيش نويس اوليه آن كه ماه پيش براي مطبوعات لو رفت تا حال دو بار بازنويسي شده است.
بازيگران همه جمع اند و با بيني ها و تكه موهاي مصنوعي گريم شده اند مانند «جاش برولين» در نقش رئيس جمهور، جرج دبيليو بوش «اليزابت بنكس» در نقش لورا.
استون براي محاكمه جان اف كندي و نيكسون با ساخت فيلم هايي با اين عناوين در سال هاي 1991 و 1995 شهرت دارد. اما فيلمساز 61 ساله با فيلم دبيليو شخصيت مورد نظر را صرفا محاكمه نمي كند بلكه يقه او را مي گيرد و سيلي محكمي بر گوش او مي نوازد. استون براي اولين بار دوربين خود را به سوي فردي گرفته كه نه تنها درحال حاضر رئيس جمهور است بلكه هنگام اكران اول فيلم در اطراف كاخ سفيد پرسه خواهد زد. اگر اين امر به نظر استون تحريك آميز نيايد فيلم را در اوايل اكتبر، در اوج انتخابات رياست جمهوري بر روي پرده خواهد برد كه درواقع به نظر، نمايش ميراث بوش بر روي پرده خواهد بود.
استون به مردم قول داده كه دبيليو فيلمي منصفانه و نمايشي واقعي از اين مرد باشد اما پيشاپيش متهم شده است كه از سياست ترور شخصيت استفاده مي كند. بي ترديد استون با تندي تمام اتهام ها را رد مي كند. او مي گويد: «آينده روشن خواهد كرد كه بوش بدترين رئيس جمهور تاريخ است. فكر مي كنم تاريخ در مورد او قضاوت سختي خواهد كرد، اما اين بدان معني نيست كه او داستان عظيمي ندارد. داستان او مانند داستان «كاپرا اسك» است، داستان مردي كه استعدادهاي بسيار كمي در زندگي داشت، به جز توانايي عرضه و قبولاندن عقايد و نظرهاي خود.»
اليور استون وجرج دبيليو بوش در اواسط دهه 1960 هر دو به مدرسه «ييل» مي رفتند تا اينكه استون ترك تحصيل كرد و براي خدمت به ويتنام رفت. استون مي گويد: «يادم نمي آيد كه او را در آنجا ديده باشم. اما «جان كري» را به خاطر مي آورم. او مرد بزرگي بود در محوطه دانشگاه، او رئيس انجمن سياسي بود. به وضوح او را به ياد مي آورم.»
سي سال بعد در سال 1998، استون برخورد نزديكي با بوش در يك صبحانه با حضور جمهوري خواهان داشت، كه در اين مورد ابراز مي كند: «من معمولا با كسي صبحانه نمي خورم، اما مي خواستم ثابت كنم هر چند مردم فكر مي كنند من يك چپي هستم اما من به حرف هاي آنها گوش دادم. خنده دار بود. مردم مي گفتند: «او اينجا چه مي كند؟ شيطان وارد شد.» استون مي خندد و ادامه مي دهد: «اما من جرج بوش را ملاقات كردم و به خاطر آوردم، با اين تصور كه اين مرد قرار است رئيس جمهور شود. بوش از چنان اعتماد و دلسوزي برخوردار بود كه من قبلا در هيچ نامزدي نديده بودم، خصوصا در يك جمهوري خواه.»
استون اين چنين نتيجه مي گيرد كه دبيليو را مي توان سريع و ارزان (حدود 30 ميليون دلار) بدون نياز به ستاره هاي گرانقيمت يا لوكيشن هاي بين المللي دشوار ساخت. وي مي گويد: «بعضي فيلم ها سمفوني هستند، اين يك قطعه موسيقي است.»
اينترتينمت ويكلي در ادامه مقاله مي آورد: با قضاوت اين نوشته مي توان دريافت فيلم دبيليو لحظه اي شاد و لحظه اي غم انگيزاست، فيلمي كاملاً نامطبوع نيست. دركل فيلم شامل سه بخش است، بوش جوان با زندگي برباد رفته، بوش با روحيه اي جاه طلبانه كه باتكيه بر قدرت پدر خود به طرز اعجاب آوري به قدرت مي رسد و بالاخره حمله به عراق. صحنه اي در فيلم وجود دارد كه در آن بوش 26 ساله ماشينش را روي چمنزار جلوي خانه والدينش پارك مي كند و با حالتي مست به پدرش توهين مي كند، صحنه اي ديگر مربوط به چند سال بعد نشان مي دهد كه بوش دارد با يك هواپيما تصادف مي كند. برخي اتفاقات داخل كاخ سفيد دلخراش تر هستند؛ بوش به چني حمله مي كند ومي گويد: «گذشته خودت را به خاطر بياور. من رئيس جمهورم.من تصميم مي گيرم.» در يك لحظه عجيب او سعي مي كند با پرواز يك هواپيماي ايالات متحده با رنگ سازمان ملل بر روي بغداد و طعمه قرار دادن صدام براي سرنگوني آن، توني بلر را متقاعد كند. بوش به نخست وزير وحشت زده اطلاع مي دهد: «نقشه ب ترور حرامزاده است.»
بنا به نوشته اين سايت، استون تأكيد مي كند كه هر صحنه اي در دبيليو ريشه در واقعيت دارد. او و «وايزر» اين واقعيت ها را از بيش از بيست كتاب مختلف و برخي را از روزنامه نگاران پيشين به دست آورده اند. كارگردان بايد در مورد گفت و گوها فكر مي كرد و آنها را بسته به موقعيت مرتب مي كرد. گزارشگر هاليوود از مورخاني چون «رابرت دراپر»، نويسنده «مرده مسلم: رياست جمهوري جرج دبيليو بوش» خواست يا پيش نويس اوليه دبيليو را بررسي كند. دراپر گفت: «اعتراض من به اين نيست كه متن از واقعيت دور شده بلكه به اينكه شخصيت اصلي را فراموش مي كند و در مورد كاريكاتور بوش بيش از آنچه واقعيت دارد اغراق كرده است.»
روشن است كه فيلم هاي اليور استون تحريك برانگيز است، بنابراين هيچ استوديويي «دبيليو» را قبول نمي كند. استون مي گويد: «وقتي فشار برقرار مي شود، تمام اين شركت هاي رسانه اي ترسو مي شوند و اين دلايل متعددي دارد، يكي اينكه فيلم هايي كه در مورد سياست وجنگ عراق است براي گيشه، سم محسوب مي شود و با درصد رضايت 28 درصدي بوش، دليلي وجود ندارد كه استوديوها فكر كنند رئيس جمهور تماشاگران فيلم را به اين مولتي پلكس باز خواهد گرداند. علي رغم سه اسكاري كه استون دريافت كرده، فيلم هايش فروش چنداني نداشته اند، مثلاً فيلم «مركز تجارت جهاني» (2006) با هنرنمايي نيكلاس كيج، 70 ميليون دلار فروش كرد. در هر حال «دبيليو» از لحاظ مالي مستقل است و سرمايه گذاران چيني، آلماني و استراليايي بودجه آن را تأمين مي كنند و شايعه شده كه «ليون استيج» آن را پخش خواهد كرد.
«جاشن برولين» 40 ساله، بازيگر نقش جرج بوش در فيلم «دبيليو» كه در فيلم هاي «گانگستر آمريكايي» و «جايي براي پيرمردها نيست» ايفاي نقش كرده بود، مي گويد: «وقتي اليور استون براي نقش جرج بوش نزد من آمد، اولين عكس العمل من اين بود كه چرا بايد اين نقش را قبول كنم؟ اما اليور به شباهت هاي انكارناپذيري بين من و شخصيت موردنظر اشاره كرد.
پدران هر دوي ما انسانهاي مشهوري هستند، ما هر دو در اين كشور رشد كرده ايم و هردوي ما مادراني مقاوم داريم.» برولين براي ايفاي نقش بوش تلاش مي كند، او مي گويد: من در تمام طول روز با خودم حرف مي زنم. گاهي اوقات با هتل هاي تگزاس تماس مي گيرم و بامردم صحبت مي كنم تا به لهجه هايشان گوش دهم. و فيلم هاي ويدئويي زيادي از بوش در حال راه رفتن تماشا مي كنم. راه رفتن او طي سالها تغيير كرده است، در دهه 30 عمرش، در كشورهاي خارجي، قبل و بعد از حادثه 11 سپتامبر. مردم احساسات خود را در درونشان حبس مي كنند. آنها نمي توانند دروغ بگويند، خصوصاً به او.»
«اليزابت بنكس» كه در «دختر 40 ساله» و «اسپايدرمن 3» به ايفاي نقش پرداخته، در نقش اول زن، لورا بوش بازي مي كند. او مي گويد: «من نمي خواهم تأثيرگذار باشم، فقط مي خواهم به صدا، آرامش و مدل موي او احترام بگذارم.»
استون عقيده دارد: «از اينكه از صحت فيلم هايم دفاع كنم خسته شده ام. من اكنون آن دوره را گذرانده ام. «جي.اف.كي» پرونده اي بود كه امكان ثابت كردنش بود، «نيكسون» شرح حال زيركانه اي از مردي پيچيده و شيطاني بود. اما من ديگر با آن خشونت ها محدود نيستم. بوش مردي پيچيده و شيطاني نيست، پس اين مورد متفاوت است. اين فيلم مي تواند خنده دارتر باشد زيرا بوش شخصيتي خنده دار است. او زشت و از زيركار دررو است و هميشه كارها را خراب مي كند. او رئيس جمهور متعادل شما نيست. پس بگذاريد كمي به او بخنديم. چكار مي خواهند بكنند؟ مرا دوباره بدنام مي كنند؟»
بنيامين استوسكي در پايان مقاله اش مي نويسد: «استون فرد مورد نظرش را در انتخابات رياست جمهوري آينده مشخص نكرده ولي به نظر مي رسد او علاقه اي به جنگ ندارد. وي سعي مي كند فيلمش را تا انتخابات رياست جمهوري آمريكا اكران كند.»
باتوجه به گفتگوي استون با سايت سينمايي ورايتي در فيلم دبيليو، «صدام حسين» نيز به روش طنزگونه به تصويركشيده شده و «استيسي كيچ» نيز در اين فيلم نقش يكي از وزراي كابينه بوش را بازي خواهد كرد كه در تبديل وي به يك مسيحي معتقد نقش اساسي داشتند.
استون گفت: «بوش هنگامي كه رئيس جمهور شد بيش از پيش مذهبي شده بود. ما بايد اين مسئله را در اين فيلم جدي بگيريم، چون اين مهم ترين تغيير بوش است. او در سن 40 سالگي يك فرد الكلي بود و در كمتر از 4 سال به طور كلي عوض شد. اما برخي رفتارهاي ذاتي وي مثل عصبانيت و ناشكيبايي هيچ گاه از بين نرفت.»وي در ادامه گفت: «شما بايد با پوزخندي بر لب به دوران رياست جمهوري بوش بنگريد، زيرا در اين دوران اعمال اشتباه و غم انگيز بسياري وجود دارد. در واقع اين دوران، دوران كاملا تراژيك كمدي است.»

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14