(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


چهارشنبه 12 تير 1387 - 28 جمادي الثاني 1429 - 2 جولاي 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189123
 

صفحه (14)

صفحه (3)

صفحه (2)

     
پاسخي مستند به ناسزا گويان اصلاح طلبان فراموشكار
دولت پيشنهاد و مجلس تصويب كرد 4500 ميليارد تومان براي كالاهاي اساسي و مقابله با خشكسالي
در مكتب امام
خارج از دستور
شريعتمداري، عضو سابق انجمن صنفي روزنامه نگاران:مسائل ودغدغه روزنامه نگاران در انجمن وجود نداشت
نگراني شديد مقامات پنتاگون از پيامدهاي حمله به ايران
يك عضو خانواده كاظم اخوان: ديپلمات هاي ايراني زنده اند
با حكم رئيس جمهوررويانيان به رياست ستاد مديريت حمل و نقل و سوخت منصوب شد
درباره مجلس



پاسخي مستند به ناسزا گويان اصلاح طلبان فراموشكار

پيام فضلي نژاد
سخنان مستند همكارمان پيام فضلي نژاد در مدرسه معصوميه (س) قم درباره آبشخور اصلي نظرات انحرافي و اجاره اي دكتر سروش و نشان دادن همخواني كامل اين ديدگاه انحرافي با آنچه كه محافل شناخته شده صهيونيستي پيش از دكتر سروش و در همان زمينه ها مطرح كرده اند، آشفتگي و سراسيمگي برخي از مدعيان اصلاحات را كه نظرات اجاره اي دكتر سروش را وام گرفته بودند (اجاره مضاعف) درپي داشته است. برخي از اين عده كه در مقابل مستندات ارائه شده پاسخي ندارند به عادت معهود زبان و قلم به فحاشي عليه فضلي نژاد گشوده اند و شماري نيز واقعيات غيرقابل انكار را وارونه جلوه داده اند. آنچه درپي مي آيد پاسخ- باز هم مستند- پيام فضلي نژاد به دروغ بافي هاي مدعيان اصلاحات است و از آنجا كه حاوي واقعيت هاي تلخ، اما عبرت آموزي است، چاپ كامل آن را براي اطلاع بيشتر خوانندگان ضروري ديديم.
خدايا! ما هيچيم و هر چه هست از توست. امام خميني(ره)
سخنراني من پيرامون بازخواني انتقادي كارنامه سياسي عبدالكريم سروش كه طي دو جلسه در مدرسه علميه معصوميه(س) قم برگزار شد، بازتاب هاي متفاوتي را برانگيخت. از يك سو، نويسندگان و روزنامه نگاران اصول گرا با نوشته ها و تماس هاي خود، ضمن ابراز لطف و عنايت به اين حقير، سخنراني مرا در رسانه هايشان پوشش دادند و در دفاع از آراء نگارنده، مقالاتي را تحرير كردند. از سوي ديگر سه جبهه رسانه اي ترور شخصيت و جنگ رواني گسترده اي را عليه من به راه انداختند. معاونان رئيس جمهور سابق، مانند آقاي محمد علي ابطحي و خانم معصومه ابتكار، بدون رعايت امانت و اخلاق رسانه اي، با تحريف سخنان من و چينش دلخواه خود، مرا به انواع ناسزاها و اصناف تهمت ها متهم ساختند و مدعيان جريان نوانديشي ديني چون سايت انتخاب با مديريت آقاي محمد مهدي فقيهي، فحش هايي دادند كه حتي نقل آن ها، براي اين قلم شرم آور است. پاره اي از رسانه هاي اينترنتي چون تابناك كوشيدند تا پروژه ترور شخصيت نگارنده را پيش گيرند و ذهن مخاطب را مخدوش و از اصل بحث منحرف كنند و برخي از روزنامه ها، چون كارگزاران و سرمايه نيز همان خط مشي را پي گرفتند. سايت هاي اپوزيسيون و سلطنت طلب مانند بالاترين، در همراهي با اين فحاشي ها، دايره المعارفي از فحش هاي ناموسي و ناسزاهاي ركيك را نثارم كردند. تلويزيون هاي ماهواره اي اپوزيسيون نظير كانال يك، صداي آمريكا و... نيز به سركردگي عليرضا نوري زاده به پايگاهي براي نشر وسيع تر اين فحاشي ها بدل شد.
دير زماني است كه به انواع دلايل مورد هجوم و فحاشي اصلاح طلبان و اپوزيسيون خارج از كشور هستم. تاكنون دم برنياورده ام و حتي يك خط، پاسخ به اين ناسزاها و تهمت ها نداده ام. اين بار، از آنجا كه شكوه قدسي توبه را مخدوش كردند، حرمت ناموس و خانواده ام را سخت شكستند، به خيال خود حيثيت روزنامه كيهان را به بازي گرفتند و متعرض مدرسه اي علميه در قم شدند، براي ثبت در تاريخ، ابتدا چكيده اي از سخنراني ام و سپس گزيده اي از فحاشي هاي مدعيان آزادي، دموكراسي خواهي و حقوق بشر را نقل مي كنم. در پايان نيز، خاطراتي اندك، اما مستند را از ديدارهايم با رئيس جمهور سابق، مقامات ارشد دولت اصلاحات و رهبران خود خوانده جريان نوانديشي ديني مي آورم. مشروح اين خاطرات كه به سال هاي 1376 تا 1383 تعلق دارد، در قالب كتابي 450 صفحه اي، با نام ملاقات با جاسوس تحرير گشته و همراه با اسناد و عكس هاي بسيار، براي چاپ در هنگامه اي كه مطلوب باشد، نزد مركز پژوهش هاي مؤسسه كيهان است. راز حيرت آور در اين نوشته، همگرايي مقامات ارشد دولت اصلاحات با اپوزيسيون سياسي خارج از كشور در فحاشي به منتقدان خود است كه از لابه لاي بازخواني آتي، به دست مي آيد.
پرسش هاي من از رهبران جريان مدعي اصلاح طلبي
محتواي سخنان و چكيده پرسش هاي من چه بود كه طي ده روز، با بمباران فحش و تهمت، حرمت يك منتقد و خانواده او را شكستند؟! در جلسه نخست سخنراني ام كه روز 15 ارديبهشت 1387 در جمع صدها نفر از طلاب و روحانيون بسيجي قم در مدرسه علميه معصوميه(س) برگزار شد، درباره مباني نظري و پروژه اسلام ستيزي عبدالكريم سروش سخن گفتم و به تعامل او با زرادخانه معرفتي فراماسونري در غرب پرداختم. نشان دادم كه سروش از سال هاي دهه شصت در نقشه راه پروژه هاي ايالات متحده حركت مي كرده است. از سويي، تعامل نزديك سروش با آقاي سيد محمد خاتمي چه در ماجراي ماهنامه كيهان فرهنگي و بعدها نيز در حلقه سياسي كيان سبب شد كه در اثناء بازخواني انتقادي كارنامه سياسي وي، نگاهي نيز به برخي از ريشه هاي همسان فكري و فعاليت هاي مشترك سروش و خاتمي با يكديگر تا پيش از دوم خرداد 1376 بياندازم.
در جلسه دوم سخنراني كه روز 7 خرداد ماه 1387 برگزار شد، كوشيدم تا نشان دهم كه پروژه دوم خرداد به مثابه يك پروژه امنيتي محصول اتحاد سه حلقه فكري و امنيتي، شامل حلقه كيان، مركز بررسي هاي استراتژيك رياست جمهوري سابق و برخي وابستگان دانشگاهي نظام سلطه بوده است. اين فقط شكل داخلي پروژه بود و البته ريشه ها و پيوند بيروني آن، بحثي ديگر مي طلبد. پس از استقرار دولت اصلاحات نيز اين حلقه امنيتي هم مناصب دولتي را به تصرف خود درآورد و هم كوشيد تا يك جامعه مدني دولتي بسازد. اثبات اين مدعا، مستلزم ورود تفضيلي به بحث برخي از ريشه هاي مشترك سياسي آقاي عبدالكريم سروش و آقاي سيد محمد خاتمي بود. گفتم كه سروش تئوري رفرم سياسي و پروتستانتيسم اسلامي را دربازه زماني پايان دهه شصت تا نيمه دهه هفتاد بنا كرد. اين تئوري كه يك برش آشكار از زرادخانه معرفتي فراماسونري در غرب بود، در دوره اصلاحات به عرصه عمل آمد و دولت اصلاحات، در حقيقت مجري قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران نبود، بلكه در خدمت استقرار نظريه مجعول حكومت دموكراتيك ديني آقاي سروش بود. براي اين رأي، استدلال هايي را اقامه كردم و سپس، آراء آقاي خاتمي از سال 0137 تا 7138 را بازخواني كردم.
01 پرسش از آقاي خاتمي مطرح كردم. اين سؤالات پيرامون سخنراني ايشان از ارديبهشت 0137 در انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران آغاز مي شد و به مصاحبه آقاي خاتمي در روز 03 ارديبهشت 5137 با روزنامه سلام مي رسيد كه تضاد مباني فكري ايشان با آموزه ها و نظام معرفتي امام خميني(ره) را نشان مي داد. براي اين رأي استدلال هاي زيادي اقامه كردم كه تاكنون مدعيان اصلاح طلبي، حتي يك دليل عليه آن نياورده اند. از سفر آقاي محمد خاتمي در پايان سال 5138 به عنوان رئيس مؤسسه بين المللي گفت و گوي تمدن ها به هند ياد كردم. مروري بر سخنان ايشان داشتم كه مهاتما گاندي را به جاي امام خميني(ره) مي نشاند و پرسيدم كه شما از كدام نقطه عزيمت فكري يا سياسي به گاندي نگاه مي كنيد؟! سؤالات ديگرم را با ارجاع به سخنراني دو سال پيش آقاي خاتمي در كالج علمي برلين تحت عنوان سكولاريزم از چشم انداز ايراني و اسلامي و نيز مصاحبه آقاي خاتمي با روزنامه ال پائيس (چاپ اسپانيا) در 52 دي 6138 مطرح كردم. معتقد هستم كه سخنان آقاي خاتمي در آن سخنراني و مصاحبه ادامه همان پروژه عصري كردن دين و پروتستانتيسم اسلامي است كه توسط دكتر سروش دنبال مي شود. آقاي خاتمي، از مؤسسان سند همكاري كنفرانس ائتلاف تمدن ها و از اعضاء 81 گانه گروهي است كه كوفي عنان آن را معين كرده بود. در سخنراني ام به سرنوشت سياه اين سند كه آقاي خاتمي آن را از دستاوردهاي اصلاحات مي داند، اشاره كردم.
پس از اين بازخواني انتقادي و فكري، سوال آخرم را از آقاي خاتمي پرسيدم و براي آن مقدمه اي گفتم. اشاره كردم كه «من يك منتقدم و نه مخالف، بنابراين فقط از اينكه آقاي خاتمي حقوق مرا به عنوان يك منتقد استيفا كنند و پاسخ نقد و پرسشم را بدهند، قانع هستم... استيفاي حقوق من، پاسخ به پرسش من است.»
پيش از طرح سوال تاريخچه اي از اجلاس بيلدربرگ گفتم. با ارجاع به منابع و رسانه هاي اروپايي و آمريكايي، نشان دادم كه بيلدربرگ اجلاسي فوق سري است. كوشيدم تصويري شفاف از اين اجلاس در ذهن مستمعان نقش بندد. سپس از سندي 83 صفحه اي سخن گفتم كه به تائيد سايت رسمي بيلدربرگ رسيده است و خبر از حضور رئيس جمهوري اسلامي ايران و معاونش در سال 9919 در اين اجلاس مي دهد. دو سال پيش از اين، در روز 12 ارديبهشت 5813، برخي از رسانه هاي داخلي خبر حضور آقاي سيدمحمد خاتمي به همراه خانم معصومه ابتكار را در اجلاس محرمانه بيلدربرگ منتشر كردند و نوشتند كه در سال 9919، آقاي خاتمي پروژه گفت وگوي تمدن ها را در اجلاس طرح كرده است. برخي رسانه هاي خارجي نيز اين خبر را پوشش دادند.
طي اين دو سال، آقاي خاتمي و خانم ابتكار به انتشار خبر حضورشان در بيلدربرگ پاسخي نداده بودند كه شبهاتي جدي را پديد آورده بود. طبيعي است هر محققي كه جريان اصلاح طلبي را دنبال مي كند، به اين بحث حساس باشد. از آقاي خاتمي سوال كردم كه آيا در اجلاس محرمانه بيلدربرگ كه اعضاي آن را ماسون ها و صهيونيست هاي برجسته جهان تشكيل مي دهند، شركت كرده اند يا نه؟ اگر نكرده اند كه هيچ، بيايند و شبهه زدايي كنند تا ما سوالات بعدي خودمان را در باب پشت پرده آشفته پروژه گفت وگوي تمدن ها طرح كنيم. اگر هم در آن اجلاس صهيونيستي شركت كرده اند، چرا گزارش آن جلسه را به مردم ندادند؟!
از ميان 01 سوال من، كه در سخنراني دوم اينجانب مضبوط و قابل دسترسي است، برخي از رسانه ها، تنها سوال آخر و پرسش پاياني ام را منتشر كردند. بدون آنكه گفته شود مبناي سخن من بازخواني انتقادي كارنامه سياسي آقاي عبدالكريم سروش بود. در آن سخنراني نشان دادم كه چگونه پروژه اسلام ستيزي و قرآن ستيزي در ايران، از آراء آقاي سروش در دو دهه اخير سربرآورده است و هشدار دادم كه نكند تغذيه از زرادخانه معرفتي غرب، چنانكه سروش را به اين راه كشاند، ديگر رهبران مدعي اصلاحات را نيز از آرمان هاي امام و انقلاب دور كند.
جوانكي مجهول الهويه كه دچار بيماري شب ادراري است!
پس از انتشار چكيده سخنراني ام در سايت رسمي مدرسه علميه معصوميه(س) قم كه به سرعت در رسانه هاي فارسي زبان بازنشر شد، آقاي محمدعلي ابطحي و خانم معصومه ابتكار (معاونان رئيس جمهور سابق) با عجله و سراسيمه به انتقادات من پيرامون منش و روش آقاي سيدمحمد خاتمي واكنش نشان دادند.
1-آقاي محمدعلي ابطحي در روز 12 خرداد 7831، با انتشار يادداشتي تحت عنوان «آقاي خاتمي و هماهنگي با صهيونيست ها و فراماسونرها» در وب سايت وب نوشت مدعي شد:
«آقاي پيام فضلي نژاد جوانكي است كه به ادعاي كيهان قبلاً جزو گروههاي وابسته به دشمنان ]بخوانيد اصلاح طلبان[ بود و چند سالي است كه توبه كرده و در خدمت روزنامه كيهان قرار گرفته و ييهو ]يك باره[ پژوهشگر برجسته اي شده است... براي يك فرد تواب البته فرقي نمي كند به چه كسي و از چه جناحي دروغ ببندد، زيرا هر طرف كه خراب شود سود دشمنان كشور تضمين مي شود، ولي آيا دادستان و مقامات قضائي مي دانند اگر در مورد نسبت دادن چنين اتهامات دروغي به كسي كه رئيس جمهور كشور بوده بي توجه باشند، چه آينده اي براي همه رقم خواهد خورد... يك تواب در مدرسه معصوميه راجع به رئيس جمهور 8 ساله اش چنين دروغهاي وقيحانه اي را ادعا نمايد.»
2-خانم معصومه ابتكار در روز 22 خرداد 7831 با انتشار يادداشتي ذيل عنوان «نابغه هاي توهم و تخريب» در سايت رسمي اش با نام ابتكار سبز مي نويسد:
«يكي از پژوهشگران تازه به دوران رسيده روزنامه كيهان كه معلوم نيست تا حالا كجا بوده، در يك مدرسه علميه در قم كه مي گويند منتسب به طيف آقاي مصباح است، آسمان و ريسمان را به هم تابانده... فكر كنم اين آقا از قدرت تخيلي بسيار قوي برخوردار است... يك آدم مجهول الهويه... اين جور پديده ها بايد قوياً اين احتمال را در نظر داشته باشند كه در محاكم قضايي مي توان نسبت به اتهام زنندگان، تظلم خواهي كرد. اين پديده نابغه-آقاي فضلي نژاد را مي گويم...»
وقتي معاون رئيس جمهور سابق چنين ادبياتي را در رويارويي با سخنراني تحليلي يك منتقد برمي گزيند كه واويلاست. من در قامت نويسنده اي دردمند كه بر مبناي سيره اساتيد مصلحم، هشدار انحراف از مباني نظري جمهوري اسلامي را داده ام، چه گفتم كه ايشان مرا پديده مجهول الهويه و تازه به دوران رسيده اي كه معلوم نيست تاكنون كجا بوده و الان آسمان و ريسمان به هم مي بافد، لقب مي دهد؟!
دو معاون رئيس جمهور سابق، دو نوشتار را نگاشتند كه هر يك با ديگري، سراپا حاوي تناقض ها و افتراق هاي تحليلي است كه تنها در فحاشي و ايراد تهمت و نفرت به منتقد، با يكديگر اشتراك لفظ و معنا دارند و هر دو پيگيرد قضايي منتقد خود را مي خواهند!
3-سايت انتخاب را آقاي محمدمهدي فقيهي اداره مي كند. ايشان كه پيشتر از مديران سابق دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم، مديرمسئول فصلنامه نقد و نظر، سردبير روزنامه انتخاب و البته ملبس به لباس روحانيت بوده، اكنون خود و رسانه اش را محور و مركز «جريان نوانديشي ديني» مي داند. آقاي فقيهي كه سال هاست به سبب فحاشي هايش به ذخاير انقلاب اسلامي، چون حضرت آيت الله مصباح يزدي، القاب و نشان هاي خود را از اپوزيسيون سلطنت طلب مي گيرد، از سوي هفته نامه ضدانقلابي شهروند در كانادا، «آيت الله دكتر فقيهي» خطاب مي شود و البته مويد به تائيد هنرمندان بهايي و ساواكي چون شهره آغداشلو و بهروز وثوقي هم هست. او نه تنها در رسانه اش اخبار برگزاري كنسرت هاي خوانندگان لس آنجلسي مانند گوگوش را پوشش مي دهد، بلكه با شاگردان جاسوسان مخملي اي چون رامين جهانبگلو همكاري دارد.
با اين اوصاف، سايت انتخاب كه مي كوشد تا رسانه هاي وابسته به بودجه هاي براندازي آمريكايي-هلندي، آقاي فقيهي را به عنوان «مشاور نزديك آيت الله خامنه اي» معرفي كنند، در واكنش به سخنراني من، ذيل عنوان «كشف تازه جوان گروهكي از نشست خاتمي با صهيونيست ها» در تاريخ 12 خرداد 7831، پيرامون اين قلم مي نويسد:
«پدر پيام فضلي نژاد عضو فراري گروهك تروريستي و از نزديكان بني صدر و همچنين مادرش از اعضاي دفتر قطب زاده بود. او اخيراً اظهارات مضحكي را در مورد خاتمي به زبان آورده... در گفت وگوهايش به روابط غيراخلاقي با سينماگران و راه اندازي بساط (...) اعتراف و بدان افتخار مي كرده... يك شبه از نقد نويس سينمايي به پژوهشگر!! يك موسسه خوش نام تبديل شده، به تازگي ادعاهايي را جهت «كسب شهرت» (آنچه بدان عشق مي ورزد و برايش مي دود) به زبان آورده... اين فرد كه سابقه سرقت دارد... به بيماري بي اختياري ادرار و شب ادراري، دچار شده بود.»
همگرايي كنوني آقاي محمدمهدي فقيهي كه روزگاري از مخالفان دولت اصلاحات بود با معاونان سابق رئيس همان دولت، البته رازهاي نگفته اي را در خود دارد. همان روزها، تحليل نگارنده اين بود كه امثال فقيهي با ماموريت ايجاد انشقاق در جبهه اصول گرايان، خود را به چهره هايي چون آقاي دكتر علي لاريجاني نزديك كرده اند، اما چرا آقاي فقيهي، نگارنده را به عنوان همكار و مشاور پيشين خود، به باد ركيك ترين فحش ها مي گيرد؟!
مگر من جز بازخواني تاريخ تحول انديشه روشنفكري در ايران، چه مي كنم كه تيتر مي زنند پيام فضلي نژاد يك «جوان گروهكي» است و همراه با ايراد اتهاماتي چون سابقه «سرقت» و فحاشي هايي مانند ابتلاء به «بيماري بي اختياري ادرار و شب ادراري» و داستان سرايي هايي چون افتخار كردن من به «روابط غيراخلاقي با سينماگران و راه اندازي بساط»، خانواده ام را نيز «منافق» مي خواند؟!
چرا سايت انتخاب، پدرم را كه سال هاي پيش از انقلاب اسلامي درانجمن اسلامي دانشجويان آلمان و مركز اسلامي هامبورگ و اتفاقا در كنار آقاي سيدمحمد خاتمي عليه رژيم شاه فعاليت مي كرد، همراه با آقايان صادق طباطبايي، محمد كيارشي و همنشين با رهبران امروز حزب مشاركت ايران، چون حسين كاشفي بود و پس از انقلاب هم در كميته انقلاب اسلامي قم مسئوليتي عالي داشت و تا سال 7731 در جلسات و گعده هاي رفقاي ديرينش حضور مي يافت، چرا پدري را كه اكنون ده سال است از دار اين دنيا رفته، ناگهان بدل به منافقي حي و حاضر مي كند؟!
آقاي فقيهي، پدر من را «عضو فراري گروهكي تروريستي» لقب مي دهد، با اين هدف كه نتيجه اي باطل بگيرد و به ناصواب و كينه توزانه، القاء كند كه روزنامه كيهان، «فرزند ضد انقلاب» اين «خانواده منافق» را به خدمت گرفته است!
مگر سخنراني من چه حادثه شومي را رقم زده است كه پس از اين همه هرزه نگاري، آقاي محمدمهدي فقيهي در همراهي با دو معاون رئيس جمهور سابق، مرا تهديد و محاكمه قضايي و رفتن به زندان مي كنند و از اين رو مي نويسد:
«پرونده هاي قبلي اين فرد عليه امنيت ملي و همچنين تشويش اذهان عمومي و ارتباط با مخالفان جمهوري اسلامي، به بايگاني نرفته و با اظهارات اخيرش، مجددا به روي ميز بازگشته است.»
جالب اين كه پس از همه اين فحش ها و تهمت ها، تنها به جرم طرح سوال از آقاي سيدمحمد خاتمي، سايت رسمي آقاي فقيهي مرا تهديد مي كند كه:
«در صورت عدم پايان هتاكي ها و دروغ پردازي هاي اين فرد با نام خود و اسامي جعلي، مداركي بسيار مهم را در اختيار سايت هاي اينترنتي قرار خواهد داد.»
4- سايت بالاترين كه ادعاي دموكراسي اينترنتي و اخلاق دموكراتيك را دارد، وابسته به اردوگاه اپوزيسيون سياسي لائيك و سلطنت طلبان فراري است. اين رسانه كه از ابتداي انتشار كتاب شواليه هاي ناتوي فرهنگي و هم صدا با وابستگان امنيتي موساد و سيا، مانند علي رضا نوري زاده و فريبا داوودي مهاجر، فحاشي هاي بسياري را عليه نگارنده منتشر كرده است، پس از انتشار متن سخنراني من، به بازنشر مطالب سايت هاي آقايان محمدعلي ابطحي و محمدمهدي فقيهي پرداخته است.
مديران سايت بالاترين درباره تحليل من از منش و روش آقاي خاتمي نوشتند:
«فضلي نژاد يك بچه دهاتي اطلاعاتي است كه حرف مفت مي زند.»
شاه بيت نقد و نظر اعضاء سايت بالاترين اين بود:
«از افرادي كه اين مرتيكه ]...[ رو ميشناسن بپرسيد اين معتاد به موادمخدر مشروب خوار و به هر چيزي منفي آلوده هست و به شما بگويم مريض جنسي نيز هست كثيف تر از اوني هست كه شما فكر مي كنيد هر چه مي توانيد اسم اين فرد رو تكرار كنيد تا لجن بودن آن روز به روز معلوم شود.» (نك: سايت بالاترين، 12 خرداد7831)
.5 همه اين فحاشي ها و تهمت ها، از يك منطق سياسي پيروي مي كرد كه پيش از همه روزنامه هاي مدعي ليبرال دموكراسي، مانند كارگزاران آن را فاش ساختند. روز 02 خرداد 7831روزنامه كارگزاران در ستون اخبار ويژه خود مدعي شد:
«روزنامه نگار جوان وابسته به رسانه هاي مخالف اصلاح طلبان... كه از چهره هاي درجه چندم و كم سابقه جناح اصولگرا محسوب مي شوند، در سخنراني هاي خود با طرح ادعاهاي بزرگ و عجيب و ارائه مستنداتي مجعول (كه چهره هاي شاخص اصولگرا از ارائه آن ابا دارند)، به تخريب آقاي خاتمي مي پردازند... اخيراً سخنران تازه كاري در جمع طلاب مدرسه معصوميه قم مدعي وجود سندي 83 صفحه اي پيرامون حضور آقاي خاتمي به همراه خانم ابتكار در اجلاس سال 9991 بيلدربرگ در پرتغال شده... اين سخنران مشخص نكرده كه اين سند مجعول و اين خبر اختصاصي! در اين 9 سال كجا پنهان بوده است؟»
به راستي چهره ها و رسانه هاي مدعي اصلاح طلبي و دموكراسي خواهي، از «سخنراني تازه كار» و «چهره اي درجه چندم» كه براي «تخريب خاتمي» به «جعل سند» و «ادعاهاي بزرگ و عجيب» روي آورده است، تا «خاتمي را از كانديداتوري براي حضور در انتخابات آينده رياست جمهوري منصرف كند»، چرا چنين هراسيدند كه ركيك ترين فحش ها و شرم آورترين تهمت ها را نثارش كردند؟!
راز فحاشي هاي سياسي و رسانه اي
آنچه نوشتم، تنها چند نمونه از فحاشي ها و تهمت هايي بود كه سه جريان مدعي اصلاح طلبي، نوانديشي ديني و اپوزيسيون سياسي خارج از كشور، تنها طي ده روز گذشته به نگارنده منتسب كردند. فحاشي هايي كه دير زماني است آغاز شده و علي رضا نوري زاده، حسن زرهي، بهروز صوراسرافيل، ضياء آتاباي، فريبا داوودي مهاجر، خبرنگاران بي.بي.سي و تلويزيون هاي ماهواره اي اپوزيسيون پيش قدم آن بوده اند. فحاشي ها از آن جا آغاز گشت كه من قدم به قدم از طايفه اصلاح طلبان فاصله گرفتم و با بازخواني انتقادي خود و گذشته ام كوشيدم رويه اي ديگر را كه شباهتي به شعارهاي دموكراسي خواهي و حقوق بشر نداشت، برگزينم.
چه شد جواني كه در نيمه دوم دهه هفتاد در حلقه شاگردان دروس حافظ شناسي و مولوي شناسي دكتر عبدالكريم سروش حاضر مي شد و به منزل آقاي حميدرضا جلايي پور در خيابان دولت رفت وآمد داشت، از سال 6731 نيز روزنامه نگاري را آغاز كرد و سپس جذب مطبوعات اصلاح طلب شد، بدل به جوانكي مجهول الهويه گشت كه ناگهان پژوهشگر شده است؟! كسي كه از سال 8731، در هنگامه وزارت آقاي عطاء الله مهاجراني در دولت اصلاحات، براي پروژه نوسازي سياسي و مذهبي در سينماي ايران فعاليت كرد و در آغاز جواني در قامت يك روزنامه نگار، وقتي كه دبيري بخش گفت وگوهاي ويژه هفته نامه سينما را بر عهده داشت، مورد تقدير وزير فرهنگ آقاي خاتمي قرار گرفت.
چه شد كه مديران رسانه هاي اصلاح طلب از ياد بردند كه تابستان 8731، يعني 9 سال پيش، جواني به نام پيام فضلي نژاد بود كه به اشاره محسن كديور و همراهي محمدتقي فاضل ميبدي با حضور در نزد فقها و روحانيوني چون آيت الله يوسف صانعي، جواز «حضور زن مسلمان ايراني بي حجاب در سينما» را گرفت و اين ديدارها ادامه يافت تا به اخذ فتواي «رقص جوانان با موسيقي پاپ» انجاميد؟! از ياد بردند كه اين جنس از گفت وگوي تفصيلي او با فقهاي اصلاح طلب نه تنها در هفته نامه سينما (شماره 793، 21 آبان 1378) كه در نشريات فرهنگي متعلق به اصلاح طلبان بازتاب گسترده مي يافت و از سال 1831 كه همين جوانك متوهم، سردبيري بخش ويژه تنها سايت پرمخاطب فارسي زبانان، يعني گويانيوز، را بر عهده گرفت، متن مشروح اين گفت وگوها در آن سايت منتشر مي شد؟!
http:.. newsgooyacom.payamfazlinejadphp
مگر همين جوانكي كه به روايت معاون سابق آقاي سيدمحمد خاتمي، امروز تواب است و تضمين كننده منافع دشمنان، در شهريور 9731 كه بيت آقاي حسينعلي منتظري حصر بود، به نمايندگي از جامعه هنري و سينمايي ايران مصاحبه اي را با وي انجام نداد كه متن اين مصاحبه نه تنها در كتاب استفتائات ايشان (جلد1، از ص 992)، بلكه به سهولت در سايت وي قابل دسترسي است؟! مگر همين پديده مجهول الهويه نبود كه روز 42 شهريور 9731 در مقدمه آن مصاحبه، براي نشر انديشه جامعه مدني آقاي خاتمي نوشت:
«اينجانب كه همواره دغدغه رفع موانع فقهي هنر و ارائه نظريات مراجع را توسط نشر كتاب و نگارش مقاله و گفتگو داشته ام به دليل حصر بيت آن حضرت توسط مخالفان جامعه باز و كثرت گرا نتوانستم از محضرتان استفاده كنم.»
مگر گفت وگوهاي من با آقاي عباس عبدي (عضو شوراي مركزي حزب مشاركت) در باب سانسور مميزي (هفته نامه سينما، شماره 363، 21 اسفند 1377، ص 21)، مرحوم احمد بورقاني (معاون اسبق مطبوعاتي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي) پيرامون نوسازي سياسي در سينماي ايران، (هفته نامه سينما، شماره 773، 62 خرداد 1378، صفحه 21) با آقاي حميدرضا جلايي پور (عضو شوراي مركزي حزب مشاركت) در باب انديشه مدرن در سينماي ايران (هفته نامه سينما، شماره 773، 62 خرداد 1378، صفحه 21) و چهره هايي ديگر چون آقايان محسن آرمين، علي حكمت، عزت الله سحابي، ابراهيم يزدي و... نبود كه زمينه ساز طرح مفاهيمي چون «سينماي مدني»، «سينماي كثرت گرا» و «ايدئولوژي زدايي از سينما» به عنوان يك گفتمان فكري در عرصه هنر گشت؟!
در آن روزگار، نه تنها روزنامه هاي مدعي بسط و گسترش جامعه مدني، مانند روزنامه نشاط، مقالات مرا در حالي كه هنوز به سن 81 سالگي نرسيده بودم، منتشر مي كردند (شماره 23، 32 فروردين 8713، صفحه 8)، بلكه پيش تر از آن، روزنامه خرداد در ستون صفحه 3 خود كه شخصيت هاي سياسي، آراء خود را پيرامون «منشور خرداد» ابراز مي كردند، نام من به عنوان «روزنامه نگار» در آن روزنامه نقش بست؛ وقتي كه نوشتم: «از حذف و تعطيلي نهراسيد!» (شماره 12، 7 دي 7731، صفحه 3)
چگونه بود كه وقتي عبدالله نوري (معاون توسعه سياسي رئيس جمهور سابق) به زندان رفت و من در روزنامه پيام آزادي يادداشت مفصلي را در دفاع از او نوشتم و از نقطه ديد كانتي، وصف «واپس گرايي» را منتسب به قوه قضائيه كردم، (شماره 685، 8 آذر 8713، صفحه 3) معاونان سابق و لاحق آقاي خاتمي برنياشفتند كه اين پديده مجهول الهويه تازه به دوران رسيده، معلوم نيست كه از كجا پيدايش شده كه چنين بي محابا از دولت ما دفاع مي كند؟!
چرا آن هنگام كه مرحوم حجت الاسلام محمد عبايي خراساني (نماينده مردم مشهد در مجلس ششم كه انتشارات الست فردا متعلق به او بود) در سالگرد دوم خرداد 9731 كتاب اينجانب را با نام سينما، سياست، آزادي (انتشارات الست فردا، چاپ اول، خرداد 9731، 0003 نسخه) روانه بازار كتاب كرد، كتابي كه بازتابنده آراء رهبران فكري حزب مشاركت ايران و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي در عرصه هنر بود، حضرات فحاشان فرياد نكردند كه چرا يكي از شيوخ مجمع روحانيون مبارز، از يك جوانك كتاب منتشر كرده است و مگر روزنامه هاي زنجيره اي سراسر ستايش از اين اثر نبودند!؟
چرا آن هنگام كه من در قامت مشاور رسانه اي دو عضو ارشد مجمع روحانيون مبارز (آقايان محمد عبايي خراساني و صادق خلخالي) فعاليت مي كردم، داد آقايان در نيامد كه «يكي از دشمنان نظام» ميان ما رخنه كرده است و دارد به اشاره آقاي مصطفي تاج زاده (معاون سياسي وقت وزير كشور) پروژه هاي جنگ رواني ما، چون ماجراي خبرسازي دروغ حمله به دفتر نمايندگان مجلس ششم در سالگرد حادثه 81 تير 9731 را پيش مي برد و روزنامه ايران، اخبار آن را نيز پوشش مي دهد؟!
در آستانه برگزاري هشتمين دوره انتخابات رياست جمهوري، همين نابغه توهم و تخريب بود كه به پيشنهاد مرحوم احمد بورقاني (نماينده مجلس ششم) كار تدوين «گزارش دستاوردهاي هنري سيد محمد خاتمي در دوره نخست رياست جمهوري» را در ستاد انتخاباتي حزب مشاركت ايران بر عهده گرفت. چكيده 51 صفحه اي اين گزارش، دو روز پيش از برگزاري انتخابات رياست جمهوري در رسانه هاي فارسي زبان منتشر شد. (براي نمونه، نك: كوشش خاتمي براي دستيابي به توسعه فرهنگي و تنوع هنري، سينما جهان، شماره 7، 81 ارديبهشت 0813، صفحات 31، 14 و 51)
آن هنگام، در دوران فعاليت هاي هنري و سينمايي ام كه پاتوق من منزل آقايان حسين موسوي تبريزي و اسدالله بيات بود و اولي فتواي تماشاي فيلم سكسي را از راه گشايش باغ هايي از لذت تصويري توسط اروتيك كردن هنر را مي داد و از خوانندگان زني چون سيما بينا تجليل مي كرد (هفته نامه سينما جهان، شماره 43، 32 آبان 0813، صفحه 41) و دومي از آزادي ماهواره دفاع مي كرد و تك خواني زن مسلمان را بلااشكال مي دانست، (ماهنامه فيلم و هنر، شماره 82، بهمن 9731، صفحه 6) هيچ كس برنياشفت؟!
وقتي تابستان سال 1831 و پس از تشكيل دولت حامد كرزاي در افغانستان ، وقتي در كنار بهروز افخمي (نماينده مشاركتي مجلس ششم و فيلمساز) و به دعوت يوسف اعتبار، رئيس دفتر رئيس جمهور افغانستان، به كابل رفتم و پس از 01 روز رايزني با وي و مديرعامل راديو و تلويزيون ملي افغانستان طرحي را براي احياء سينماهاي آن كشور ارائه كردم، جوان نازنيني بودم كه رازدار افاضات و افتضاحات نمايندگان مشاركتي در خارج از كشور بود و همان هنگام كه در حضور شخصيت هاي بين المللي و رئيس جمهور افغانستان، در سمينار «مسعودشناسي» سخنراني اي را پيرامون احمد شاه مسعود ايراد كردم، از سوي رسانه هاي بين المللي تحسين مي شدم. چرا معاونين سابق رييس جمهور، وقتي كه من در كنار برخي از اعضاء هيأت دولت از جمله خود آقاي محمدعلي ابطحي و در حضور آقايان عبدالله رمضان زاده و محمد ستاري فر و جمعي از نمايندگان مجلس ششم چون خانم ها فاطمه حقيقت جو ، شهربانو اماني، الهه كولايي و مرحوم بهاالدين ادب، در مقابل پلكان هواپيماي ايران اير به استقبال شيرين عبادي كه برنده جايزه صلح نوبل شده بود، رفتم، نه تنها از نبوغ من در زمينه توهم و تخريب سخني نمي گفتند، بلكه به اعتبار حضور من به عنوان سردبير بخش ويژه سايت گويانيوز از من و كار ژورناليستي ام ستايش مي كردند؟!
(براي نمونه، نك: گويانيوز، 32مهر 2831، http:.. newsgooyacom.politics.archives.000454php روزهايي كه خانه من پاتوق آقايان احسان نراقي، غلامحسين صالحيار و سيامك پورزند بود،(فيلم و عكس ميزباني هاي نگارنده موجود است) كساني كه از مجريان پروژه گفت و گوي تمدن هاي آقاي خاتمي بودند، معلوم بود از كجا آمده بودم و چه پديده اي هستم، اما امروز كه به بازخواني انتقادي خودم و جريان مدعي اصلاح طلبي روي آورده ام ، خودم مجهول الهويه و خانواده ام منافق مي شوند؟!
وقتي براي روزنامه هاي نشاط، خرداد، پيام آزادي ، صداي عدالت ، جامعه مدني، حيات نو، اخبار و... مي نوشتم، پژوهش هايم در باب سينما و روحانيت و نقدهايم در نشرياتي مانند پروين ، فيلم و سينما، هنر هفتم، قرن 12 و...منتشر مي شد و به عنوان تحليلگر سياسي با نشريات اينترنتي مانند پيك ايران ، سايت فارسي صداي آمريكا ، اخبار امروز، پيك نت، مهديس، سياه و سپيد و... همكاري مي كردم و پيرامون هر موضوعي ، راديو فردا گفت و گويي از من را مخابره مي كرد ، دم برنياوردند كه اين آدم كيست كه ناگهان به يك پژوهشگر تبديل شده است؟! چرا به انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران كه از سال 8731 عضو آن بودم و بعد به انجمن نويسندگان و منتقدان سينمايي ايران كه از 9731 عضو آن بودم و نيز به فدراسيون جهاني روزنامه نگاران در شيكاگو كه از سال 0831 عضو آن بودم ، نگفتند كه اين نابغه توهم و تخريب ، تنها هنرش آسمان و ريسمان تاباندن است؟!
وقتي كه زمستان 3831، رسوايي انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران در ماجراي وبلاگ نويسان پيش آمد، مگر آقاي رجبعلي مزروعي (رييس انجمن و مشاور رييس جمهور سابق) نبود كه با اصرار از همين جوانك مجهول الهويه كه با اصلاح طلبان به مرزبندي سياسي رسيده بود، براي حضور در جلسه اي خصوصي دعوت كرد و هنگامي كه گزارش اين جلسه به دست آقاي سيد محمد خاتمي رسيد، رييس جمهور وقت براي ديداري ازمن دعوت كرد و به خيالش به دلجويي پرداخت؟! شرح اين ديدار را كه پيش و پس آن آميخته به تهديد و ارعاب بود ، بارها بازگفته ام.
آيا هنگامي كه بام تا شام را در كنار آقاي محمدمهدي فقيهي ، سردبير روزنامه انتخاب مي گذراندم، آن روزها پاي بساط منقل بودم و با بازيگران سينما روابط غيراخلاقي داشتم؟! مگر در همان روزگار نبود كه روزنامه انتخاب ، با من به عنوان منتقد سينمايي مصاحبه مي كرد ، نقدهاي هنري من را انتشار مي داد (شماره 673، 6 مرداد 9731 ، صفحه 7) و نه تنها آقاي طه هاشمي (عضو سابق هيأت مديره دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم و مدير مسئول وقت روزنامه انتخاب) در ديدارهاي مان از خوانندگاني چون گوگوش، به مثابه يك فرصت ياد مي كرد، بلكه در باب مباني فرهنگي جريان نوانديشي ديني با من به بحث مي نشست؟! (سينما جهان، شماره 91، 9 مرداد 0831) مگر نه اينكه در همان روزگار يادداشت هاي سياسي من در ستون اول اين روزنامه به چاپ مي رسيد؟!
آيا ماحصل حضور در دفتر آقاي محمدمهدي فقيهي نبود كه ايشان اين جوان ضد انقلاب را كه به خيالش از خانواده اي منافق برخاسته ، مامور انتشار پيش شماره روزنامه اخبار امروز كرد؛ روزنامه اي به صاحب امتيازي طه هاشمي و سردبيري ايشان. آيا ايشان جلسات مكرر من با حضور آقاي فريدون صديقي را در اين باب از ياد برده اند؟! چرا اجازه داديد كه اين آدم گروهكي سرمقاله نخستين شماره روزنامه اي مدعي ارزشگرايي شما را بنويسد (شماره يك، 91 بهمن 1831 ، صفحه 1) و پس از آن هم اين ارتباط حفظ شد، تا جايي كه در سال 3831 ، هنگامي كه آقاي فقيهي از اعضاء ارشد ستاد تبليغات انتخاباتي آقاي دكتر علي لاريجاني در نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري بود، مرا به سمت مشاور خود در خبرگزاري انتخاب (ارگان رسانه اي وتبليغاتي آقاي لاريجاني) برگزيد و نزديك يك سال ، همين نويسنده منافق و گروهكي، در خلوت خصوصي و خانه آقاي فقيهي واقع در محله ديباجي تهران راه داشت؟! آيا آقاي فقيهي جلساتي را هم كه در منزل ايشان و با حضور من و آقاي دكتر جواد وعيدي (معاون امنيت بين الملل شوراي عالي امنيت ملي) پيرامون بحث درباره شيوه تبليغات اينترنتي براي آقاي دكتر لاريجاني برگزار شد را از ياد برده اند؟!
آيا بايد از اوصاف حقوقي به دست آوردن خانه مجلل ايشان در محله ديباجي (جنب پارك ارغوان ) كه در سه طبقه بنا شده است، بگويم يا از دفتري چند صد متري در خيابان پروين اعتصامي (حوالي ميدان فاطمي) كه به رايگان براي فعاليت فرهنگي در اختيار ايشان بود، رازگشايي كنم ؛ مكاني كه پاتوقي بود براي هر فعاليتي غير از فرهنگ ! يا از كلكسيون هاي فرش و ادكلن منزل ايشان يا سي. دي هاي طربناك و فيلم هاي مخصوص مورد علاقه شان بگويم و يا از بودجه هايي كه از سوي يك نهاد خاص براي فعاليت هاي خاص در اختيارشان بود كه سرنوشت نامعلومش براي من معلوم است؟!
من به دستور شرع مقدس اسلام از ورود به حوزه خصوصي انسان ها ، پرهيز دارم، اما آقاي محمدمهدي فقيهي خوب مي دانند كه چه سندهاي صوتي و مكتوبي در اختيارم هست كه انتشارش قطعا به مصلحت جرياني كه مدعاي نوانديشي ديني را دارد، نيست . آيا در طول آن همه مدت كه به روزنامه انتخاب و بعد خانه ايشان ، به همراه دوستانم رفت و آمد داشتم، دچار بيماري خود ادراري وشب اداري بودم؟! اگر چنين است، لابد آثار آن بيماري در مكان هاي متعلق به آقاي فقيهي و حوزه خصوصي ايشان هنوز باقي است كه چنين برآشفته اند.
خرسندم كه شخصي چون آقاي محمدمهدي فقيهي در همراهي و هم كلامي با معاونان رييس جمهور سابق و رسانه هاي لائيك وسلطنت طلب مرا به فحش مي كشد و پدري مرحوم را متهم به فعاليت در گروهك تروريستي منافقين مي كند. از ديگر سو، متحيرم كسي چون او كه رسوايي ماجراي سفر اروپايي اش و مذاكراتش با چهره هاي معلوم الحال در ميان فعالان سياسي مشهور است و امروز القاب ونشان هايش را به پاس فحاشي به ذخاير انقلاب اسلامي ايران، از سلطنت طلبان و معاندان نظام مي گيرد، مرا به جرم ارتباط با مخالفان جمهوري اسلامي، تهديد به دادگاه و زندان مي نمايد.
مي خواهند «شكوه قدسي توبه» را بشكنند
به تفضيل در پيشگفتار كتاب شواليه هاي ناتوي فرهنگي (انتشارات مؤسسه كيهان ، بهمن 6831) نوشته ام پنج سال است كه از احزاب اصلاح طلب دل بريده ام. قدم به قدم ، با آن ها به مرزبندي شفاف رسيده ام و از لحظه لحظه هم نفسي وهم نشيني با اين طايفه توبه كرده ام و البته هزينه هاي بسيار دادم. در فرآيند اين مرزبندي، هر جا كه در قامت مشاور حضوري داشته ام يا سخنراني اي كرده ام و مقاله اي نوشته ام، كوشيدم تا بي توقع پاداشي و فارغ از بندگي حزب و گروهي، همنسلانم را از فاجعه اي سياه كه دولت موسوم به اصلاحات پديده آورد، آگاه كنم. اين آگاهي سازي، به قدر مقدور و وسع ناچيز من، ثمره هايي اندك، اما نيك داد. آخرين نمونه آن، هياهوهايي بود كه اعضاء حزب مشاركت ايران در جلسه سخنراني ام، روز 13 ارديبهشت 7831 در دانشكده فني دانشگاه فردوسي مشهد آفريدند؛ به دانشجويان پاكباخته بسيجي حمله ور شدند و تهديدم كردند كه بلايي سرم مي آورند تا مزه داغ و درفش حقيقي را خارج از زندان دريابم.
حالا به خيال خود مي خواهند توابان را نقره داغ كنند تا از اين پس كسي قدرت و جرات انديشيدن درباره خود و گذشته اش را نداشته باشد. حالا مي خواهند توابان را چنان به لجن بكشند تا ديگران بدانند كه اگر روزگاري تن به بازخواني انتقادي كارنامه سياسي شان دادند، سرنوشتي سياه آكنده از فحش و فضاحت در انتظارشان است و اين فحاشي ها، چنان گسترده و آميخته به تهمت هاي ناموسي و خانوادگي مي شود تا روان آدمي فرو بپاشد. حالا به خيال خام خود مي خواهند توان رازگشايي و فاش گويي پيرامون هشت سال بسط انديشه هاي سكولاريستي در ايران را از منتقدان خود سلب كنند.
«شكوه قدسي توبه»، اما نزد انساني كه طعم بازگشت به طرق الي الله را چشيده است، چنين آسان نمي شكند. هر كلمه از اين فحاشي ها و تهمت ها، راهي است به سوي اثبات اين دعوي كه شعارهاي اصلاح طلبي، دموكراسي خواهي، حقوق بشر و آزادي، تنها شعارهايي است معطوف به قدرت و براي رسيدن به حاكميت.
در دايره اين قدرت اگر گام برداري و در اردوگاه اصلاح طلبان بماني، شريف و پرشراره هستي، صاحب جوايز جهاني مي شوي، عناوين متعدد مي يابي و بر سكوي نظريه پردازي مي نشيني، همه براي اين است كه چنان يك عروسك، توجيه گر عوام فريبي ها و شعارهاي پوچي باشي كه در خلوتت به آن مي خندي. نه تنها از آزادي منتقد، بلكه طوطي وار از آزادي مخالف و معاند و محارب مي گويي، اما به لحظه اي كه خارج از دايره تعريف شده اصلاح طلبان براي ذهن تو منتقدي سخني بگويد، «بايد» طرد و تكفيرش كني. نمي داني كجا ايستاده اي، اما سال ها پيش، من دانستم كه اسير حزبي پادگاني هستم كه انديشيدن و تامل در آن نكوهيده شده است. فكر مي كنند كه جاي انديشيدن را مي توان با اعطاء القاب و جوايز و بورس هاي تحصيلي در كشورهاي اروپايي و آمريكايي پر كرد، اما موج استقبال جوانان از انديشه اصول گرايي، همه نقشه هايشان را برهم زد.
اما بيرون اين دايره شعار و قدرت اگر قدم بزني و بينديشي، مي شوي ضد انقلابي كه خانواده ات نيز منافق و تروريست هستند؛ مي شوي آدمي مجهول الهويه كه دچار شب ادراري هستي؛ مي شوي نابغه توهم و تخريب و سارقي حرفه اي كه از زير بوته سربرآورده اي؛ مي شوي مريض جنس و آدمي شراب خوار كه براي تضمين منافع دشمنان نظام به هركسي دروغ مي بندي؛ خلاصه، مي شوي پديده اي كه هيچ يك از رفقا وهمكاران پيشين، لحظه اي تو را به جا نمي آورند و طرد و تكفير مي شوي.
اين ها را معاونان سابق رئيس جمهور، رهبران خودخوانده جريان نوانديشي ديني و فعالان رسانه اي لائيك و سلطنت طلب به من گفتند و اگر به من بود، به سياق سابق دم برنمي آوردم، اما گفتم كه پاي ناموس و خانواده اي، پاي حيثيت روزنامه و مدرسه علميه اي و برجسته تر از همه، پاي «شكوه قدسي توبه» در ميان است. با اين همه، شكوه قدسي توبه، هيچ بودن است؛ همانند آنكه حضرت امام خميني(ره) فرمودند:
«ما خودمان چيزي نيستيم، هر چه هست اوست. اگر عنايات او نبود ما هيچ بوديم؛ چنانچه از ازل هيچ بوديم و بعدها هم از حيث حيثيت خودمان هيچيم. منتها ما هيچ ها، اشتباه داريم، خيال مي كنيم ما هم يك چيزي هستيم و اين يك حجابي است بين ما كه اميدوارم خداي تبارك و تعالي اين حجاب را بردارد و ما بفهميم كي هستيم.»
پيام فضلي نژاد
سوم تير 7831

 



دولت پيشنهاد و مجلس تصويب كرد 4500 ميليارد تومان براي كالاهاي اساسي و مقابله با خشكسالي

مجلس شوراي اسلامي با برداشت 4500 ميليارد تومان از حساب ذخيره ارزي براي جبران خسارت خشكسالي و واردات كالاهاي اساسي مردم موافقت كرد.
به گزارش خبرنگار امور مجلس ما در جلسه علني ديروز رسيدگي به كليات و جزئيات لايحه دوفوريتي متمم قانون بودجه سال 1387 جهت تأمين اعتبار موردنياز واردات كالاهاي اساسي و ضروري و جبران خسارات ناشي از خشكسالي و سرمازدگي در دستور كار نمايندگان قرار گرفت و در نهايت كليات اين لايحه با 206 رأي موافق به تصويب رسيد.
نظرات مخالفان و موافقان
پيش از تصويب كليات اين لايحه قوامي نماينده اسفراين در مجلس هشتم كه به عنوان اولين مخالف متمم بودجه سخن مي گفت اظهار داشت: اصل بودجه بر سالانه بودن است و مجلس براي يك سال بودجه را تصويب مي كند مگر اينكه هزينه يا درآمدهاي اتفاقي صورت بگيرد درحالي كه خشكسالي يك امر اتفاقي نيست و در طول چند سال رخ مي دهد و دولت مي توانست در بودجه سالانه براي زيرساخت هاي كشاورزي اقدام كند.
حسن كامران نماينده اصفهان در مجلس نيز به عنوان موافق متمم اظهار داشت: اتفاقاً خشكسالي يك حادثه غيرمترقبه و اتفاقي است و شما همين روزها عكس رودخانه زاينده رود را كه همواره زنده بود به صورت خشك در روزنامه ها ديده ايد.
كامران تأكيد كرد: متمم چيزي نيست كه دولت نهم براي اولين بار آن را تهيه كرده باشد و دولت هاي قبل هم متمم مي آوردند و نحوه نظارت نمايندگان نيز بر متمم ها مشخص است.
در ادامه عليرضا محجوب نماينده تهران به عنوان دومين مخالف متمم بودجه 87 گفت: مخالفت ما با اين متمم به معناي مخالفت با اصل كمبودها و اصل وقوع خشكسالي نيست بلكه بحث ما اين است كه اضافه شدن اين 4500 هزار ميليارد تومان به بودجه واقعاً ضرورت دارد يا خير اگر ضرورت دارد به كدام بخش بودجه بايد اضافه شود.
وي با بيان اينكه ما الان در اول سال مالي هستيم اظهار كرد: كسي در اول سال متمم نمي آورد.
حسين اسلامي موافق متمم بودجه نيز تأمين كالاهاي ضروري را امري بديهي دانست و خاطرنشان كرد: چون واردات كالاهاي ضروري و اساسي به صورت ارزي صورت مي گيرد بار تورمي نخواهد داشت چون كالاي لوكس قرار نيست وارد شود بلكه اين اعتبار براي تأمين مايحتاج روزمره اختصاص داده مي شود.
لايحه متمم كاملا
ضدتورمي است
براساس اين گزارش بعد از سخنان نمايندگان موافق و مخالف مسعود ميركاظمي وزير بازرگاني در جايگاه حضور يافت و در خصوص ضرورت تصويب اين متمم اظهار داشت: ما براي تأمين تعهدات و خريد مايحتاج مردم 45 هزار ميليارد ريال كسري داريم و البته برداشت اين مقدار از حساب ذخيره ارزي نه تنها بار تورمي نخواهد داشت بلكه كاملا ضد تورمي است چون علاوه بر مقدار متمم، بخش زيادي از اعتبارات ريالي قبلي كه در اختيار وزارت بازرگاني بود بايد به ارز تبديل شود تا واردات كالاهاي اساسي صورت بگيرد.
وي خاطرنشان كرد: همه دوستان اين اصل اقتصادي را مي دانند كه هرگاه عرضه كالا زياد شود تورم كاهش مي يابد در اين متمم هم قرار است با واردات كالا عرضه ارزاق را افزايش دهيم و به همين علت اين متمم كاملا ضدتورمي است.
در پايان سخنان نمايندگان موافق و مخالف و نماينده دولت كليات متمم را به رأي گذاشتند كه با 206 رأي موافق، 22 رأي مخالف و 9 رأي ممتنع از مجموع 252 نماينده حاضر به تصويب رسيد.
جزئيات لايحه متمم
در ادامه جلسه، نمايندگان وارد بررسي جزئيات لايحه متمم شدند و در نهايت ماده واحده و تبصره هاي آن را پس از انجام تغييراتي به شرح ذيل تصويب كردند.
براساس ماده واحده، به دولت اجازه داده مي شود علاوه بر ارقام جداول مندرج در بودجه سال 1387 كل كشور معادل ارزي 45 هزار ميليارد ريال از محل حساب ذخيره ارزي برداشت و به نحو زير تخصيص دهد:
1- مبلغ 20 هزار ميليارد ريال جهت خريد و واردات كالاهاي اساسي يا ضروري براساس تصويب نامه هيئت وزيران.
2- مبلغ 25 هزار ميليارد ريال جهت حمايت از خسارت ديدگان، بهره برداران و توليد كنندگان بخش كشاورزي كشور در برابر خسارت هاي ناشي از خشكسالي و سرمازدگي در تمامي استان هاي كشور براساس رديف هاي زير:
الف- تأمين يارانه مورد نياز نهاده هاي كشاورزي اعم از باغي، زراعي، دامي و طيور 8 هزار ميليارد ريال
ب- تأمين اعتبار به منظور پرداخت سود و كارمزد تسهيلات بانكي كشاورزان خسارت ديده براي استمهال يكساله، اقساط سررسيد شده 6 هزار ميليارد ريال
ج- پرداخت خسارت به كشاورزان خسارت ديده فاقد پوشش بيمه اي 2 هزار ميليارد ريال
د- افزايش اعتبار صندوق بيمه محصولات كشاورزي 2 هزار ميليارد ريال
هـ- تأمين اعتبار كمكهاي فني و اعتباري اصلاح شيوه هاي آبياري و توسعه آبياري تحت فشار 3 هزار ميليارد ريال
و- تأمين اعتبار به منظور تأمين آب شرب مناطق شهري، روستايي و عشايري 4 هزار ميليارد ريال طبق تبصره يك اين مصوبه دولت موظف است در پايان هر ماه عملكرد و جزئيات استفاده اين اعتبار را به مجلس شوراي اسلامي گزارش نمايد.
براساس تبصره 2 نيز دولت مكلف است در تأمين و جبران خسارت هاي كشاورزان، باغداران و دامداران در استانهاي مختلف با تناسب خسارات وارده اقدام نمايد.
درتعيين سهميه هر استان مبالغ تخصيص يافته قبلي توسط دولت لحاظ مي شود و هرگونه مقررات و جداول مغاير با اين تبصره لغو مي گردد.
بيانيه 201 نماينده در حمايت از حق هسته اي كشورمان
201 نماينده مجلس با صدور بيانيه اي كه در پايان جلسه علني قرائت شد، ضمن حمايت از سياست هاي دولت و شوراي عالي امنيت ملي در بحث هسته اي اعلام كردند: گروه 1+5 بدانند كه صدور قطعنامه و تحريم موجب مي شود نمايندگان در دفاع از حقوق ملت تصميمات ديگري را همانند توقف اجراي پروتكل الحاقي اتخاذ كنند.
در بخشي از اين بيانيه آمده است: پايداري ملت بزرگ ايران و ايستادگي و مقاومت دولت با هدايت مقام معظم رهبري عامل اساسي همه موفقيت هايي است كه در عرصه هسته اي بدان دست يافته ايم. خوشبختانه امروز در جامعه اسلامي ما فناوري هسته اي مرزهاي گرايشهاي سياسي را در نورديده و تبديل به يك عزم ملي جدي شده است. ما نمايندگان دوره هشتم مجلس شوراي اسلامي ضمن اعلام حمايت جدي خود از اين عزم ملي و سياست هاي شوراي عالي امنيت ملي در اين زمينه معتقديم فرصت مذاكره براي كشورهاي عضو گروه 1+5 با رعايت خط قرمز جمهوري اسلامي ايران فرصت مناسبي است كه بايد اين كشورها در جهت حل معضلات فعلي از آن استفاده كنند و بدانند كه صدور قطعنامه و تحريم آنها را نه فقط به نتيجه نخواهد رساند بلكه موجب مي شود ما نمايندگان ملت بزرگ ايران در جهت دفاع از حقوق ملت تصميمات ديگري را همانند تصميم در مورد اجراي پروتكل الحاقي اتخاذ نمائيم.
نامه نمايندگان به رئيس سازمان صداوسيما
همچنين در جلسه ديروز نامه ديگري با امضاي 264نماينده خطاب به رئيس سازمان صداوسيما قرائت شد كه در آن آمده است: نمايندگان مردم در خانه ملت از اقدام مبتكرانه و با نگرش نو رسانه ملي در توليد و پخش برنامه بسيار ارزنده و تاثيرگذار سيره عملي روح الله كه باعث بازخواني راه امام و آشنايي نسل جوان كشور عزيزمان با رهبر حكيم و الهي شده است بسيار مسرور و خوشحالند.
نمايندگان در ادامه اين نامه خواستار استمرار و دوام چنين برنامه هاي موثري از سوي سازمان صداوسيما شدند.
كريمي قدوسي: طرح تحول اقتصادي گامي مهم در اجراي سند چشم انداز است
نماينده مردم مشهد در مجلس گفت: اصلاحات اقتصادي دولت گام مهمي در جهت سند چشم انداز و اصل 44 است و مجلس از آن حمايت خواهد كرد.
جواد كريمي قدوسي ديروز به عنوان اولين ناطق قبل از دستور جلسه علني اظهار داشت: موفقيت اين اصلاحات اقتصادي به طور قطع اثرات مثبت درازمدت خود را آشكار خواهد كرد.
وي با اعلام حمايت نمايندگان مجلس هشتم از اينگونه اقدامات برجسته دولت نهم، اظهار داشت: اگر هم پيشنهاداتي از سوي مجلس براي تكميل اين اصلاحات مطرح مي شود، به معناي همراهي و كمك به دولت است.
محمدي: امنيت ملي در پرتو وحدت ملي است
نماينده مردم مريوان و سروآباد در مجلس گفت: امنيت ملي در پرتو وحدت ملي و مستلزم اجراي عدالت و رفع تبعيض ملي و مذهبي است.
اقبال محمدي در نطقش افزود: ثبات دائمي و امنيت منطقه كردستان بر توسعه يافتگي، رفع تبعيض و جلب مشاركت نخبگان در اداره امور ملي و محلي بستگي دارد.
نصيري: آمريكا ناقض حقوق بين المللي است
نماينده مردم زنجان و طارم گفت: آمريكا ناقض حقوق بين المللي است. سعدالله نصيري در نطق خود با اشاره به سالگرد شليك به هواپيماي مسافري ايران در خليج فارس توسط ناو جنگي آمريكا گفت: اين واقعه نمونه بارز نقض حقوق بين المللي است كه در مقابل چشمان مدعيان دفاع از حقوق بشر صورت گرفت و آمريكا پس از گذشت 20سال هيچ وقت خود را پاسخگو و مسئول ندانست.
بروجردي: ملت ايران
از تهديد نمي ترسد
نماينده مردم بروجرد در مجلس گفت: ملت ايران با فرهنگ مقاومت، ايثار، رشادت و شهادت خو گرفته و از تهديد و ارعاب دشمنان نمي ترسد.
علاءالدين بروجردي با اشاره به خروج نام منافقين از ليست تروريست ها توسط دادگاهي در انگليس، گفت: با وجود سياست ضد تروريستي اتحاديه اروپا، اين رفتار نشان از سياست دوگانه اي دارد كه آمريكا سال هاست آن را بدون نتيجه دنبال مي كند و اميدواريم كه اروپا از اين سياست دنباله روي نكند.
وي با اشاره به اجلاس امروز پارلمان اروپا گفت: پارلمان اروپا نبايد اجازه دهد، نامش در تاريخ معاصر آلوده به حمايت از يك سازمان تروريستي شناخته شده شود كه دست سردمداران آن به خون پاك صدها انسان بي گناه آغشته است.

 



در مكتب امام

قيام براي خدا واستقامت در راه حق
انبياء در تبليغاتشان ابتدائا ً يك بودند، موسي عليه السلام يك نفر بود، رسول اكرم (ص) اول كه مأمور شد، خودش تنها مأمور شد«قم فانذر» نهضت كن و مردم را دعوت كن، دعوت ابتدا از خود حضرت شروع شد و آن روز كه اعلام نبوت فرمود، يك زن و يك بچه به او ايمان آورد لكن استقامت كه لازمه رهبري انبياء گرام است به طور كامل در رسول اكرم بود «فاستقم كما امرت» نهضت كن و استقامت كن، اين دو خاصيت در پيشبرد مقاصد بزرگ پيغمبر اسلام دخالت داشت: قيام و استقامت. اين استقامت موجب شد كه با اينكه هيچ در دست نداشت و تمام قواي قدرتمندان بر خلاف او بود به طوري كه در مكه نمي توانست به طور علن دعوت كند لكن مأيوس نمي شد از اينكه نمي تواند علنا مردم را دعوت كند، مأيوس نبود، دعوت زيرزميني بود يكي يكي ها را به خود جذب كرد تا وقتي كه تشريف بردند به مدينه مأمور شدند كه مردم را دعوت كنند به قيام بل انما اعظكم بواحده ان تقوموا لله در اينجا دعوت به قيام است، دعوت به قيام جمع است و مهم قيام لله است براي خدا.
صحيفه نور - ج6 - ص 141

 



خارج از دستور

لاريجاني: در حال پيگيري نتيجه تحقيق و تفحص
از قوه قضائيه هستيم
علي مطهري نماينده مردم تهران خواستار پيگيري نتيجه تحقيق و تفحص مجلس از قوه قضائيه توسط هيئت رئيسه شد.
مطهري در جلسه علني ديروز و در تذكري آئين نامه اي خطاب به لاريجاني گفت: هيئت رئيسه بايد نتيجه تحقيق و تفحص از قوه قضائيه در مجلس هفتم را به قوه قضائيه ارسال و آن را پيگيري كند و اين توجيه قابل قبولي نيست كه بگوييم اختلاف چيز خوبي نيست چون اختلاف اگر موجب اصلاح يكي از قوا شود، بسيار خوب است. لاريجاني رئيس مجلس هم در پاسخ به تذكر مطهري اظهار داشت در حال پيگيري نتيجه تحقيق و تفحص از قوه قضائيه در هيئت رئيسه هستيم و اين گزارش را به قوه قضائيه مي فرستيم.
جلوگيري از تعطيلي مدارس روستايي
تعدادي از نمايندگان با انتقاد از بخشنامه اخير آموزش و پرورش خواستار جلوگيري از تعطيلي مدارس روستايي شدند.
لاهوتي و ميرخليلي نمايندگان لنگرود و رودان در تذكرات كتبي جداگانه اي به وزير آموزش و پرورش متذكر شدند كه بخشنامه اخير آموزش و پرورش موجب كاهش حقوق فرهنگيان و تعطيلي برخي مدارس روستايي شده است. اين نمايندگان بر تجديد نظر در اين بخشنامه تأكيد كردند.

 



شريعتمداري، عضو سابق انجمن صنفي روزنامه نگاران: مسائل و دغدغه روزنامه نگاران در انجمن وجود نداشت

يك عضو سابق انجمن صنفي روزنامه نگاران گفت كه انجمن كانوني است كه تابلوي صنف روزنامه نگاران را دارد و تنها چيزي كه در آن نبود مسائل و دغدغه روزنامه نگاران بود و وجود و ادامه فعاليت آن مطلوب و قابل قبول نيست.
حسين شريعتمداري در گفت وگو با فارس، خاطرنشان كرد: اساسا انجمن صنفي روزنامه نگاران مدتي بعد از تاسيس از مسير قانوني، اساسنامه و مشي درنظر گرفته شده اش بيرون رفت و اصلا انجمن روزنامه نگاران نبود، بنابراين طبيعي است كه بايد تكليف چنين انجمني مشخص شود و اين حق روزنامه نگاران است.
وي افزود: در نتيجه اگر اقدامي مي شود براي اين كه انجمن منحل شود حق روزنامه نگاران است زيرا كانوني است كه تابلوي صنف روزنامه نگاران را دارد و تنها چيزي كه در آن نيست مسائل و دغدغه روزنامه نگاران است و طبيعي است كه وجود و ادامه فعاليت آن مطلوب و قابل قبول نيست.
شريعتمداري گفت: عملا اصلا انجمني وجود نداشته است و انجمن صنفي روزنامه نگاران فقط يك كانون سياسي براي يك حزب خاص بوده است با موارد حمايت هاي مالي كه بعضي از آنها هيچ وقت روشن نشده است.
شريعتمداري درباره پيشينه اين انجمن گفت: در فضايي كه روزنامه نگاران تشكلي براي خواسته هاي صنفي خود نداشتند، قرار شد كه چنين تشكلي شكل گيرد و آقاي ربيعي كه آن موقع مدير مسئول روزنامه كار و كارگر بودند و عمدتا به خاطر جايگاهي كه در شوراي عالي امنيت ملي داشتند و مسئول دبيرخانه شوراي عالي امنيت ملي بودند اين موضوع را مطرح كردند.
وي اظهار داشت: تشكيل انجمن صنفي براي بقيه دوستان نيز ناشناخته بود و ضرورت تشكيل آن را همه تاييد كردند در آن زمان نشست هاي متوالي و بعضا متراكمي با حضور مديران مسئول روزنامه هاي همشهري «كرباسچي»، جمهوري اسلامي «مسيح مهاجري»، ابرار «صفي زاده»، سلام «موسوي خوئيني ها»، رسالت «مرتضي نبوي»، كاروكارگر «ربيعي»، اطلاعات «دعايي» و من از كيهان صورت مي گرفت.
شريعتمداري ادامه داد: اين جمع قبل از مطرح شدن پيشنهاد تشكيل انجمن صنفي نيز هر 2 هفته يكبار جلساتي داشت و مدير مسئولان هر بار در يكي از روزنامه ها دور هم جمع مي شدند و علي رغم تفاوت ديدگاه هاي سياسي كه داشتند در عرصه مطبوعات با هم تعامل مي كردند.
وي افزود: اين جلسات نتايج خوبي داشت زيرا بعضي مواقع لازم بود كه روزنامه ها مواضع بيروني خاصي داشته باشند كه در اين جلسات اين مواضع اتخاذ مي شد و نوعي توافق قابل قبول و پذيرفته شده بين مدير مسئولان اين جمع صورت مي گرفت.
شريعتمداري با اشاره به اين كه پيشنهاد تشكيل انجمن صنفي نيز در همين جلسه داده شد، گفت: نهايتاً بعد از بحث هاي مفصلي كه در اين جلسات شد اساسنامه انجمن صنفي تدوين شد و انجمن صنفي روزنامه نگاران مجوز گرفت.
وي اضافه كرد: متأسفانه قرارهايي كه در آن جلسات گذاشته شده بود پيگيري نشد و بعضاً برخي از آنها دستخوش بعضي از منافع سياسي يك جريان سياسي خاص شد و نهايتاً كساني در انجمن قرار گرفتند كه بسياري از آنها اساساً روزنامه نگار نيستند يعني اعضاي اصلي و كساني كه بعداً عضو انجمن شدند و تا اين اواخر نيز در رأس انجمن بودند هيچ كدام روزنامه نگار حرفه اي نيستند.
شريعتمداري با تاكيد بر اين كه قالب اين افراد روزنامه نگار حرفه اي نبودند، تصريح كرد: ممكن است آنها هر چند وقت يك بار مطلبي را در روزنامه اي مي نوشتند يا به اتفاق برخي از دوستان هم گروه و هم حزب خود امتياز روزنامه اي را مي گرفتند و بعد آن را واگذار مي كردند زيرا اساساً اهل اين كار نبودند. همه اين افراد نيز شناخته شده اند لذا انجمن صنفي از جايگاه اصلي و شرح وظايف خود خارج شد.
وي ادامه داد: در دولت اصلاحات امكانات زيادي به انجمن صنفي سرازير مي شد و عمدتاً صرف مسائل سياسي يك جريان خاص مي شد به طوري كه افرادي كه ديدگاه هاي ويژه اي داشتند معمولاً ديگر رغبتي براي حضور در انجمن نداشتند و اگر احياناً هم در انجمن حضور پيدا مي كردند معمولاً تحويل گرفته نمي شدند و ديدگاه هايشان اصلاً مورد توجه قرار نمي گرفت.
شريعتمداري خاطرنشان كرد: كافي است بيانيه هايي را كه انجمن در اين مدت صادر كرده است مرور كنيم به سختي مي توانيم در ميان آنها بيانيه يا نشستي را از انجمن ببينيم كه موضوع صنفي داشته باشد.
وي ادامه داد: عمده بيانيه ها و نشست هاي انجمن صنفي مربوط به مسائل سياسي است تا جايي كه حتي اگر مفسد اقتصادي به دليل فساد اقتصادي بازداشت و احضار مي شد مي ديديم كه اگر انجمن يا گروهي كه بر انجمن حاكم بودند با اين فرد همكاري سياسي داشتند به فكر دفاع از او برمي آمدند و براي او بيانيه صادر مي كردند.
شريعتمداري اضافه كرد: بسياري از اين بيانيه ها نيز متفاوت با حال و هواي ارزش هاي اسلامي انقلاب بود و از همان موقع بسياري از موسسات انجمن به اين موضوع اعتراض داشتند منتها فضا طوري بود كه اعتراض ها به جايي نمي رسيد و پيگيري نمي شد.
وي افزود: انتخاباتي كه در انجمن صورت مي گرفت تقريباً بلا استثنا غيرقانوني و متفاوت با روال عادي و آن چه كه در آئين نامه ها براي انتخابات در انجمن ها در نظر گرفته شده، بود ولي اعضاي هيئت مديره سوار بر مركب بودند و هر كاري كه دلشان مي خواست، انجام مي دادند.
شريعتمداري تصريح كرد: اين انجمن تشكيل شده بود تا به مسائل صنفي روزنامه نگاران بپردازد و سلامت روزنامه نگاري و استقلال آنها را حفظ كند اما اعضاي هيئت مديره انجمن صنفي روزنامه نگاران نه تنها اين موضوعات را رعايت نكردند بلكه در بسياري از موارد حيثيت روزنامه نگاري را فداي منافع حزبي، گروه و يا حزبي خاصي كردند.
وي گفت: ادعا مي شود كه اين انجمن 3هزار عضو دارد و اين ادعا بارها و اخيراً نيز مطرح شده است اگر فراخوان هايي را كه انجمن بارها براي انتخاب اعضاي هيئت مديره و غيره انجام داده بررسي كنيم كه چند نفر در آنها شركت كرده اند متوجه مي شويم كه بعضي وقت ها بارها اين جلسات به تعويق افتاده است زيرا تعداد حاضران در اين جلسات بسيار اندك بوده و حتي به ده ها نفر نيز نمي رسيده؛ يعني اساساً ادعاها با واقعيات كاملاً متفاوت است.
شريعتمداري ادامه داد: انجمن از برخي افرادي حمايت مي كرد كه از بعد سابقه، مشكوك و مجرم بودند و بعضي از آنها بارها نشان داده بودند كه در مواضع و عملكردشان نه فقط مواضعي ضد نظام بلكه وطن فروشانه نسبت به ملت دارند؛ انجمن به اين افراد بال و پر مي داد و سكوي پرش آنها شده بود.
وي گفت: مثلا آقاي باستاني كه هم اكنون متواري بوده و در خارج از كشور است و در آنجا رسماً با جريانات ضد انقلاب و آمريكايي ها همكاري مي كند از انجمن به عنوان يك سكوي پرش استفاده كرد و به خارج از كشور رفت اين فرد اصلاً در عرصه روزنامه نگاري حرفه اي نبود و كساني كه در عرصه روزنامه نگاري كشور هستند به خوبي او را مي شناسند.
شريعتمداري گفت: اصلاً گردانندگان انجمن هيچ كدام مطبوعاتي حرفه اي نبودند طرف نماينده مجلس، معاون يك وزارتخانه بود يا عمدتاً دنبال كارهاي اقتصادي كلان بود و در عين حال از انجمن براي رسيدن به خواسته هايش استفاده مي كرد اين افراد به شخصيت و هويت روزنامه نگاران كشور خدشه شديدي وارد كردند.
وي تصريح كرد: البته خوشبختانه روزنامه نگاران توجهي به انجمن نمي كردند و بهترين نمونه اين موضوع نيز اين است كه جلسات انجمن بارها به تعويق مي افتاد براي اين كه تعداد حاضران براي تشكيل جلسه به حد نصاب نمي رسيد.
شريعتمداري ادامه داد: از آنجا كه انجمن به كانون پول و قدرت وصل بود بودجه كلان در اختيارش مي گذاشتند زيرا اعضايي كه حامي انجمن بودند هم حاكم بودند يعني قدرت داشتند و هم دستي بر بودجه داشتند؛ بنابراين شما ملاحظه مي كنيد كه انجمن از حمايت هاي اين چنيني برخوردار بوده است كه اصلاً ربطي به روزنامه نگاران ندارد به همين دليل نيز كار انجمن همراهي و همكاري با روزنامه نگاران نبوده است.
وي اضافه كرد: بعضي از جلسات انجمن با حضور 50-40 نفر از اعضا تشكيل مي شد كه اگر نگاهي به اسامي اين افراد بيندازيم و بررسي كنيم كه اصلاً چند نفرشان روزنامه نگار بوده اند يعني روزنامه نگاري شغل آنها بوده است متوجه مي شويم كه نه تنها اين افراد روزنامه نگار حرفه اي به عنوان اين كه كارشان روزنامه نگاري باشد نيستند بلكه اصلاً با روزنامه نگاري سر و كاري ندارند.

 



نگراني شديد مقامات پنتاگون از پيامدهاي حمله به ايران

مقامات ارشد وزارت دفاع آمريكا با اشاره به تهديدات اسرائيل عليه ايران هشدار دادند كه اين اقدام پيامدهاي وسيع امنيتي و اقتصادي براي آمريكا و ديگر كشورهاي دنيا به دنبال خواهد داشت.
به گزارش شبكه خبري «اي بي سي» مقامات ارشد پنتاگون نگران اين هستند كه اسرائيل تا پيش از پايان سال جاري ميلادي به تاسيسات اتمي ايران حمله كند كه اين اقدامي است كه پيامدهاي وسيع امنيتي و اقتصادي براي آمريكا و ديگر كشورهاي دنيا دارد.
يك مقام بلندپايه دفاعي آمريكا به اين شبكه گفت: يك احتمال وجود دارد كه اسرائيل چنين حمله اي را انجام خواهد داد و اين اقدامي است كه پاسخ تلافي جويانه ايران را نه تنها عليه اسرائيل بلكه عليه آمريكا نيز در پي خواهد داشت.
وي در ادامه مدعي شد: دو «خط قرمز» وجود دارد كه مي تواند به حمله رژيم صهيونيستي منجر شود. يكي از آنها بسته به زماني است كه تاسيسات هسته اي نطنز اورانيوم كافي با غناي بالا براي توليد يك سلاح هسته اي توليد كند. خط قرمز دوم نيز مربوط به زماني است كه ايران سيستم دفاع هوايي 20- SA را از روسيه مي خرد. رژيم صهيونيستي ممكن است تصميم بگيرد قبل از آنكه آن سيستم (كه حمله را دشوارتر خواهد كرد) در جاي خود نصب شود به ايران حمله كند. مقامات پنتاگون مدعي شدند كه رزمايش هوايي اسرائيل در اوايل ماه ژوئن براي آماده شدن به منظور حمله به تاسيسات هسته اي ايران انجام شده است. بر همين اساس «گري اكرمن» رئيس كميته فرعي خاورميانه در كنگره آمريكا اعلام كرد كه واشنگتن به هيچ وجه خواستار استفاده از گزينه نظامي در مقابله با برنامه هسته اي ايران نيست.
ايران قوي تر از هر زمان
يك روزنامه آمريكايي با اذعان به افزايش قدرت جمهوري اسلامي ايران و نفوذ منطقه اي آن، تصريح كرد كه وجهه آمريكا در جهان مخدوش شده است.
روزنامه واشنگتن پست در اين باره نوشت: رياست جمهوري «جرج بوش» خسته و فرسوده به نظر مي رسد و تنها چند ماه از اين دوره باقيمانده است. تنها مي توانيم اميدوار باشيم كه وي توافق «خلع سلاح» خود با «كيم جونگ ايل» ديكتاتور كره شمالي را ميراث كافي خود فرض كند.
نويسنده خاطرنشان كرده است: بوش با اين توافق خود با كره شمالي، در برخورد با محور شرارت سه به يك است. درباره دو محور ديگر بايد بگوييم كه عراق هم اكنون به يك باتلاق خونين تبديل شده كه زندگي بيش از چهار هزار آمريكايي را گرفته و اينكه ايران از زمان سقوط رژيم شاه، قدرتمندتر از هر زمان ديگري است.

 



يك عضو خانواده كاظم اخوان: ديپلمات هاي ايراني زنده اند

خواهرزاده كاظم اخوان، با بيان اينكه ديپلمات هاي ايراني زنده اند تاكيد كرد اسرائيل قصد دارد با عمليات رواني، ضمن سلب مسئوليت از خود، دخالتش در اسارت چهار ديپلمات را انكار كند.
شاهرخ سلطان احمدي خواهرزاده كاظم اخوان (يكي از چهار ديپلمات ايراني دربند رژيم صهيونيستي) در گفت وگو با فارس با اشاره به مباحث اخير تبادل اسرا ميان حزب الله لبنان و رژيم صهيونيستي، گفت: در ملاقاتي كه خانواده هاي ديپلمات هاي ربوده شده ايراني در لبنان با سيدحسن نصرالله داشتند، ايشان قول داده بودند كه در جريان تبادل اسرا يكي از بندهاي مذاكرات، روشن شدن سرنوشت اين چهار نفر خواهد بود و آن را بطور جدي دنبال خواهند كرد و تحت هيچ شرايطي از دستور مذاكرات حذف نخواهد شد و اين مطالبه حزب الله است.
وي افزود: مصوبه رژيم صهيونيستي مبني بر ارائه اطلاعات در مورد ديپلمات هاي ايراني به سازمان ملل يك موضوع تكراري است و در گذشته نيز اسرائيل چنين اقدامي كرده است.
سلطان احمدي اظهار داشت: اعلام ارائه اطلاعات به دبيركل سازمان ملل صرفا يك فرافكني مسبوق به سابقه است و اسرائيل قصد دارد با يك عمليات رواني از قبل طراحي شده، ضمن سلب مسئوليت از خود، دخالتش در اسارت ديپلمات هاي ايراني را انكار كند؛ توسل به شيوه ها و ترفندهاي اين چنيني يك روش شناخته شده اسرائيلي ها است.
وي افزود: روند مذاكرات مربوط به تبادل اسراي حزب الله و رژيم صهيونيستي، علاوه بر اينكه داراي پيچيدگي خاصي است، تبعات سنگيني براي اين رژيم دارد؛ اسرائيل از طرق مختلف قصد حذف كردن موضوع چهار ديپلمات ايراني از روند مذاكرات، يعني همان پاك كردن صورت مسئله را دارد.
خواهرزاده يكي از چهار اسير ايراني دربند رژيم صهيونيستي تصريح كرد: پيش از اين، هرگاه موضوع چهار ديپلمات مطرح مي شد، اسرائيلي ها آن را با سرنوشت «ران آراد» ارتباط مي دادند و سعي كردند با اين پيوند، آن موضوع را همچنان لاينحل باقي بگذارند اما اين بار با اينكه دريافت گزارش در مورد سرنوشت ران آراد (خلبان مفقود شده رژيم صهيونيستي) از مصوبات اسرائيل است، ارائه گزارش سرنوشت ديپلمات هاي ايراني به سازمان ملل احاله گرديده است.
وي ادامه داد: گزارش قبلي رژيم صهيونيستي به سازمان ملل در مورد ديپلمات هاي ايراني كه در زمان آزادسازي بخشي از لبنان صورت گرفت، فاقد مستندات و بر اساس منابعي با هويت هاي نامعلوم بوده كه فاقد ارزش است و هيچ كشف تازه اي در آن صورت نگرفته است.
خواهرزاده كاظم اخوان تصريح كرد: ديپلمات هاي ايراني دربند رژيم صهيونيستي زنده هستند و بايد آزاد شوند و درخواست خانواده هاي ديپلمات هاي ايراني از حزب الله پيگيري جدي اين موضوع در جريان تبادل اسرا با رژيم صهيونيستي است.
«سيدمحسن موسوي»، «احمد متوسليان»، «تقي رستگار مقدم» و «كاظم اخوان» چهار ديپلمات ايراني اند كه از سال 1361 در لبنان توسط نيروهاي فالانژ (وابسته به صهيونيستها) ربوده شده و شواهد از انتقال آنان پس از ربوده شدن، به اسرائيل حكايت دارد.

 



با حكم رئيس جمهوررويانيان به رياست ستاد مديريت حمل و نقل و سوخت منصوب شد

رئيس جمهور در حكمي «محمد رويانيان» را به سمت رئيس ستاد مديريت حمل و نقل و سوخت منصوب كرد.
به گزارش خبرگزاري ها متن حكم دكتر محمود احمدي نژاد خطاب به رويانيان بدين شرح است:
جناب آقاي محمد رويانيان
بااستناد به اصل 127قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و در اجراي مصوبه مورخ 86.3.26 هيات محترم وزيران و به منظور اجرايي نمودن مفاد تبصره 13قانون بودجه سال 1386 و اجراي طرح حمل و نقل درون و برون شهري، با توجه به سوابق و تجارب و خدمات شايسته جنابعالي در عرصه هاي گوناگون، به موجب اين حكم شما را به عنوان «رئيس ستاد مديريت حمل و نقل و سوخت» منصوب مي نمايم.
بديهي است كليه دستگاه هاي اجرايي ملزم به همكاري هاي لازم و شايسته با آن ستاد خواهند بود. ضمنا از مديريت شايسته جناب آقاي سيدمهدي هاشمي در مدت تصدي مسئوليت فوق تشكر مي نمايم.

 



درباره مجلس

1- بيش از يك ماه از آغاز به كار مجلس هشتم مي گذرد. در طول اين مدت آنچه از زبان اكثر نمايندگان مجلس شنيده شده تاكيد بر تقويت و رويكرد تعاملي با قواي ديگر به ويژه دولت اصولگراست.
طبيعي است اين رويكرد اگر بخواهد جنبه عيني به خود گيرد بايد از پوسته شعار و حرف بيرون آمده و در بررسي لوايح و طرح ها خود را جلوه گر سازد و از سوي ديگر دولت هم بايد به نظرات نمايندگان توجه كرده و اين نظرات كارشناسي را در لوايح پيشنهادي به كار گيرند.
اين موضوع خصوصا در مورد طرح تحول اقتصادي رئيس جمهور از اهميت مضاعفي برخوردار است زيرا اگر نمايندگان نسبت به اين طرح ابهام و يا نقد كارشناسي داشته باشند و اين ابهامات و نقدها به درستي پاسخ داده نشود و يا در لايحه منظور نگردد نبايد انتظار همراهي و همدلي چنداني از آنان داشت. خوشبختانه شنيده ها حاكي از آن است كه رئيس جمهور براي همفكري با منتخبان ملت در مجلس علاوه بر نشست هاي مشترك با آنها در جلسات گروهي با نمايندگان استان هاي مختلف نيز به طور مبسوط به تشريح جزئيات طرح تحول اقتصادي مي پردازد. اين جلسات قرار است به مرور براي تمامي استان ها برگزار شود.
2- در مجلس هفتم تفاوت سليقه تعدادي از نمايندگان اصولگرا دستمايه اي براي فرصت طلبان و خبرگزاري ها، روزنامه هاي زنجيره اي وابسته به آنان شد تا بر طبل موهوم اختلاف شديد ميان اصولگرايان بكوبند.
برخي شواهد نشان مي دهد اين روزها همان جريان فرصت طلب قصد دارد با انجام مصاحبه هاي گزينشي و پي درپي با بعضي از افراد اصولگرا كه داراي سليقه هاي بعضاً متفاوتي هستند توهم ايجاد اختلاف در اردوگاه اصولگرايان مجلس هشتم را دامن زند.
اين جريان فرصت طلب يك بار از قول نماينده اي طرح فراكسيون جداگانه را مطرح مي سازد و بار ديگر از زبان نماينده اي ديگر مي كوشد تا اين طرح را مخدوش و معيوب ساخته و حاميان دولت را متهم به وكيل الدوله بودن نمايد. اهداف طراحان سناريو مذكور احتمالاً اين است كه اولاً به زعم خود هزينه حمايت از دولت را در مجلس اصولگرا بالا ببرند و ثانياً؛ توهم اختلاف در ميان اردوگاه منسجم اصولگرايان را دامن بزنند.
با اين وصف آنچه مهم است اين كه نمايندگان جريان اصولگرا بايد در اين مقطع زماني كه سال آغازين مجلس هشتم و پاياني دولت نهم است بيش از گذشته هوشيار بوده و در ورطه بازي هاي ژورناليستي رسانه هاي زنجيره اي وارد نشوند. ديگر اين كه چون جريان موسوم به اصلاح طلب از وحدت رقباي خود در انتخابات مجلس هشتم به شدت آسيب ديد مي كوشد اين وحدت را به هر طريق ممكن به كثرت تبديل نمايد تا شايد در انتخابات دهم رياست جمهوري پيروز ميدان باشد.
خبرنگار امور مجلس كيهان

 


صفحه (14)


صفحه (3)


صفحه (2)

     


(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14