(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


پنجشنبه 24 مرداد 1387 - 12 شعبان 1429 - 14 آگوست 2008 - سال شصت و چهارم - شماره
 

صفحه (14)

صفحه (3)

صفحه (2)

     
با صدور بيانيه اي در مجلس 200 نماينده مجلس اظهارات مشايي را محكوم كردند
از تشرهاي زورگويان جهاني نترسيد
با تجمع در مقابل سازمان ميراث فرهنگي صورت گرفت تداوم اعتراض دانشجويان به سخنان مشايي
چشم اسفنديار
جهاني سازي مهدوي
بي عشق خميني نتوان عاشق مهدي شد(2)
بيانيه ستاد كل نيروهاي مسلح: دكترين نيروهاي مسلح الهام گرفته از مهدويت است
پاسخ محسن دعاگو به يك مقاله



با صدور بيانيه اي در مجلس 200 نماينده مجلس اظهارات مشايي را محكوم كردند

نمايندگان مجلس شوراي اسلامي با محكوميت اظهارات اخير مشايي خواستار برخورد جدي رئيس جمهور با وي شدند.
وكلاي ملت در نشست علني ديروز خانه ملت به طرق مختلف اعم از صدور بيانيه، نطق پيش از دستور، تذكر شفاهي و... به اظهارات رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري درباره دوستي با مردم اسرائيل انتقاد كردند و خواستار عزل وي شدند.
در همين راستا بيانيه اي با امضاء 200 نماينده مجلس در صحن علني قرائت شد.
نمايندگان در اين بيانيه كه توسط جاسم ساعدي عضو هيئت رئيسه مجلس قرائت شد، با اشاره به جمله مشايي مبني بر اينكه «ما با ملت اسرائيل دوست هستيم» تأكيد كردند: زماني كه براي اولين بار اين سخن عجيب و مغاير با سياست هاي اصولي جمهوري اسلامي و مخالف صريح مواضع امام عظيم القدر و مقام معظم رهبري را معاون رئيس جمهور آقاي رحيم مشايي عنوان كرد، اين تصور ايجاد شد كه ايشان مرتكب يك اشتباه سياسي شده است كه با تسامح قابل اغماض است، ولي هنگامي كه اين موضوع با اين جمله تكرار گرديد كه «براي هزارمين بار و قوي تر از گذشته اعلام مي كنم» يك زنگ خطر جدي در اين مقطع در نظام به صدا درآمده كه نشان از يك انحراف غيرقابل بخشش در زمينه يكي از مهمترين مسائل سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران است.
در ادامه اين بيانيه آمده است: درست است كه اين انحراف فكري در يك فرد بروز كرده، ولي پست معاونت رئيس جمهوري متعلق به همه ملت ايران است و ما بعنوان نمايندگان اين ملت بزرگ و حافظان و مدافعان آنها اجازه چنين انحرافي را حتي در يك دولت اصولگرا به هيچ وجه نخواهيم داد. مفاهيم سياسي امروزه ملت، داراي ويژگي هاي خاصي است ما با همه ملت ها و اكثر كشورها دوست هستيم، اما سرزميني به نام اسرائيل را به رسميت نمي شناسيم تا در آن سرزمين ملتي به نام ملت اسرائيل را به رسميت بشناسيم، در زمينه اين نظر كه «زمان آن گذشته است كه يك دين بر همه جهان مسلط شود»، اين نظريه خلاف نص صريح قرآن كريم كه مي فرمايد «ليظهره علي الدين كله ولو كره المشركون...) و با مباني اعتقادي ما در مورد مهدويت و اصل ظهور منافات آشكار دارد و اين نشان دهنده عدم آشنايي با معارف قرآني و مذهبي است.
نمايندگان در اين بيانيه تصريح كردند: آقاي مشايي اگر اين دانش سياسي را ندارد كه كساني كه آنها را مردم اسرائيل مي نامد همان اشغالگران خانه هاي ميليون ها فلسطيني مظلوم و آواره هستند و همان كساني هستند كه بدنه ارتش رژيم صهيونيستي را تشكيل مي دهند و همان كساني هستند كه يازده هزار زن و مرد و كودك فلسطيني را در سياه چال ها شكنجه مي نمايند و همان كساني هستند كه رژيم غاصب نامشروع صهيونيستي را به وجود آورده اند، حق ندارد از جايگاه تريبون معاونت رئيس جمهور اين موضع ذليلانه و حقيرانه را اتخاذ نمايد. او اصولاً صلاحيت قرار داشتن در چنين مسئوليتي را ندارد.
200 نماينده مجلس به عنوان نمايندگان «ملت بزرگ و انقلابي» ضمن محكوم كردن اين موضع «تأسف بار» از رئيس جمهور خواستند درباره اين موضع گيري با وي برخورد جدي كند.
فرياد مرگ بر اسرائيل
در مجلس
همچنين تعدادي از نمايندگان در نشست علني ديروز با بيان تذكر شفاهي اظهارات مشايي را محكوم كردند.
درهمين رابطه نادر قاضي پور نماينده اروميه در تذكري آئين نامه اي با يادآوري اينكه 60 نماينده در خصوص اظهارات مشايي به وي تذكر كتبي داده اند با شور و حرارت خاصي ادامه داد: آقاي مشايي ابتدا كشوري به نام اسرائيل را معرفي كند بعد از ملت آن نام ببرد. ما در جمهوري اسلامي ايران كشوري به اسم اسرائيل نمي شناسيم و آنها غاصبين سرزمين عزيز فلسطين هستند.
پس از اين تذكر نماينده مردم اروميه، نمايندگان مجلس يكپارچه شعار مرگ بر اسرائيل سردادند.
مشايي همچنين ديروز به كميسيون فرهنگي مجلس نيز فراخوانده شد كه پس از ارائه توضيحاتي به نمايندگان قول تصحيح اظهاراتش را داد.
تصويب كليات دو لايحه
نمايندگان مجلس به كليات لايحه اي رأي مثبت دادند كه در صورت تصويب نهايي آن به عائله تحت تكفل كاركنان نيروهاي مسلح كه پس از سال 1368 با داشتن 15 سال سابقه خدمت اخراج شده اند ماهانه وجوهي معادل سه پنجم حقوق بازنشستگي پرداخت مي شود.
كليات اين لايحه با 148 رأي مثبت به تصويب رسيد.
نمايندگان همچنين كليات لايحه اصلاح قانون تنظيم خانواده را نيز تصويب كردند. در صورت تصويب نهايي اين لايحه، فرزندان چهارم خانواده هايي كه حاصل دو يا چند قلو بودن زايمان هستند، از محدوديت مندرج در ماده يك قانون تنظيم خانواده مستثني شده و از تمام امتيازات مندرج در قوانين كه براي فرزند سوم پيش بيني شده است بهره مند مي شوند.
تصويب تحقيق و تفحص
از سازمان تعاون روستايي
در ادامه جلسه علني ديروز، تقاضاي تحقيق و تفحص از سازمان تعاون روستايي و ادارات تابعه تصويب شد. اين تقاضا با 179 رأي موافق، 13 رأي مخالف و 6 رأي ممتنع به تصويب رسيد.
آخرين وضعيت اعتبارنامه خدادادي
نمايندگان مجلس در جلسه علني ديروز خود، موضوع اعتبارنامه نماينده ملكان را در مجلس هشتم براي آخرين بار بررسي و آن را تأييد كردند.
اعتبارنامه سلمان خدادادي پيش از اين در شعبه 13 رسيدگي كننده به اعتبارنامه ها و نيز كميسيون تحقيق به اتفاق آراء رد شده بود اما در پي اعتراض خدادادي نمايندگان صبح ديروز به مدت يك ساعت و نيم در جلسه اي غير علني به استماع دفاعيات وي و اظهارات مخالفان اعتبارنامه او پرداختند و در نهايت مقرر شد در جلسه علني درباره اين اعتبارنامه رأي گيري با برگه به عمل آيد. برهمين اساس در نشست علني رأي گيري مذكور صورت گرفت كه اعتبارنامه خدادادي با رأي مثبت نمايندگان تأييد شد.
پس از اين رأي گيري، مرتضي آقا تهراني نماينده مردم تهران در سخناني اظهار داشت: وقتي مي خواهيم ناموس ملت را به كسي بسپاريم بايد تعيين كنيم كه وي صلاحيت دارد يا نه.
لاريجاني: مديران وقت خود را براي رونق توليد قرار دهند
نه بحث هاي بي حاصل
رئيس مجلس شوراي اسلامي در ابتداي جلسه علني ديروز با انتقاد از برخي اظهارنظرها، به مديران اجرايي كشور توصيه كرد كه وقت خود را براي بهبود شرايط كسب و كار و رونق توليد براساس رقابت سازنده قرار دهند نه سخنان و بحث هاي بي تناسب و بي حاصل كه جز تضييع زمان و فرصت سازنده، فايده اي نخواهد داشت. به گزارش ايرنا؛ علي لاريجاني اظهار داشت: اين روزها در سطح كشور بحث هاي مختلفي مطرح است؛ گهگاهي، بعضي با طرح ايده هاي شاذ (كمياب و بي نظير) كه هيچ نسبتي با مسائل اصلي كشور ندارد عملاً اذهان تصميم گيران را به سوي ديگر سوق مي دهند. لاريجاني افزود: امروز وظيفه ملي و اسلامي ما توجه به مسائل اصلي است نه اينگونه مسائل. توصيه حقير به مديران اجرايي كشور اين است كه تمام وقت خود را در بهبود شرايط كسب و كار و رونق توليد براساس رقابت سازنده قرار دهند. رئيس مجلس افزود: مجلس و كميسيون هاي تخصصي آن، مبناي ارزيابي خود از كار مديران را توجه به اين امور مي دانند نه سخنان و بحث هاي بي تناسب كه جز تضييع زمان و فرصت سازنده فايده اي نخواهد داشت.
وي در بخش ديگري از اظهاراتش با اشاره به مشكل فرهنگيان و اقدامات دولت در اين رابطه گفت: صرفه جويي دولت محترم در تخصيص بودجه عمراني و جاري كشور براساس آمارهاي چهارماهه اخير به ترتيب 46 و 82 درصد بوده است.وي خواستار همكاري مجلس و دولت براي رفع مشكل فرهنگيان شد.
انتقاد مير تاج الديني
از مشايي
نماينده مردم تبريز در مجلس از اظهارات مشايي درباره دوستي با مردم اسرائيل انتقاد كرد. ميرتاج الديني در نطق پيش از دستورش با اشاره به جنايات ساكنان رژيم صهيونيستي گفت: در زمان به آتش كشيدن مسجدالاقصي، توسط رژيم غاصب اسرائيل در سال 1348اين مردم اسرائيل كجا بودند كه مانع آتش كشيدن مسجدالاقصي شوند و يا در سال 1327كه 250نفر از مردم ديرياسين به خاك و خون كشيده شدند، صداي هيچ يك از اين مردم درنيامد.
وي ادامه داد: چرا با حرفهايتان به حيثيت و اعتبار ملت ايران خدشه وارد مي كنيد هر چند كه اين خدشه به خود شما وارد مي شود و چرا به اين زودي سخنان تاريخي و قاطع بنيانگذار كبير انقلاب اسلامي كه جزء محكمات انقلاب است را در مورد غاصبان فلسطين كه فرمودند اين مردم حكم سربازان صهيونيست را دارند، فراموش كرده ايد و يا فريادهاي قاطع رهبر انقلاب كه فرموده اند ما از حقوق مردم فلسطين دفاع مي كنيم را نمي شنويد.
عثماني: استكبار فقط به دنبال منافع خودش است
نماينده مردم بوكان در مجلس گفت: استكبار جهاني در عرصه بين الملل فقط به دنبال تامين منافع خود است.محمد قسيم عثماني در نطق خود افزود: در شرايط كنوني اسلام بايد به جهان معرفي و حقوق بشر آمريكايي كنار زده شود.
محمدياري: اقدام آمريكا غيرعقلايي است
نماينده مردم تالش در مجلس با اشاره به تحركات آمريكا در خليج فارس، گفت: اقدام آمريكا، اقدامي غيرعقلايي و بازي با آتشي است كه قطعا پيش از آسيب رساني به ديگران دامن آمريكا و متحدانشان را خواهد گرفت.
بهمن محمدياري در نطقش همچنين خواستار ارائه راهكارهاي مناسب براي رونق توليد شد.
عليخاني: مشكلات كارگران را برطرف كنيد
نماينده مردم قزوين در مجلس خواستار رفع مشكلات كارگران قزوين شد. قدرت عليخاني در نطقش گفت: مشكلات كارگران برخي كارخانه هاي قزوين، با توجه به دستور رئيس جمهور هنوز رفع نشده است و كارگران استان قزوين سرگردان در خيابان ها هستند و بعضي روزها رژه مي روند. از رئيس جمهور درخواست مي كنم براي رفع مشكلات اين كارخانجات دستور لازم را صادر كنند.
انتقاد ونايي از برخي مسئولين مياني
نماينده مردم ملاير از برخي مسئولين مياني به جهت ايجاد نارضايتي در مردم انتقاد كرد.
حسن ونايي در نطقش اظهار داشت: معلوم نيست در حكومت ما كه برپايه خون شهداي گرانقدر برپا شده است چرا برخي از مسئولين مياني نظام عمدا يا سهوا موجب نارضايتي مردم مي شوند.

 



از تشرهاي زورگويان جهاني نترسيد

يك اولتيماتوم در همان وقت دولت روسيه فرستاد براي ايران و سربازانش هم تا قزوين آمدند وآنها از ايران ]امتياز نفت شمال[ را مي خواستند كه تقريباً اسارت ايران بود و مي گفتند بايد از مجلس بگذرد. آن را به مجلس بردند و همه اهل مجلس ماندند كه چه بايد بكنند؛ ساكت كه چه بكنند. در يك مجله خارجي نوشته است كه يك روحاني ]مجاهد شهيد آيت الله سيدحسن مدرس[ با دست لرزان آمد پشت تريبون ايستاد و گفت: حالا كه ما بناست از بين برويم، چرا خودمان ازبين ببريم خودمان را؟ رأي مخالف داد. بقيه ]هم[ جرأت كردند و رأي مخالف ]دادند[؛ رد كردند اولتيماتوم را. آنها هم هيچ غلطي نكردند.
بناي سياسيون هم همين معناست كه يك چيزي را تشر مي زنند ببينند طرف چه جوري است؛ اگر چنانچه طرف ايستاد مقابلشان، اينها عقب مي زنند و اگر چنانچه نه، آن بيچاره عقب رفت، اينها هم جلو مي آيند. حيوانات هم همين جورند.
حيوانات هم همين خصوصيات را دارند كه اول مي آيند جلو ببينند اين چه آدمي است. اگر اين آدم ايستاد دستش را بلند كرد، فرار مي كند. اگر ]برعكس[ او فرار كرد، دنبالش مي كند. اين خوي حيواني است.
صحيفه امام- جلد3- صفحه 245

 



با تجمع در مقابل سازمان ميراث فرهنگي صورت گرفت تداوم اعتراض دانشجويان به سخنان مشايي

جمعي از دانشجويان ديروز در اعتراض به اظهارات اخير رحيم مشايي درباره ساكنان اسرائيل تجمع خود را مقابل سازمان ميراث فرهنگي آغاز كردند.
به گزارش خبرگزاري ها - دانشجويان عضو جنبش عدالت خواه دانشجويي با در دست داشتن تصاويري از امام خميني(ره)، مقام معظم رهبري، سيدحسن نصرالله، شهيد فتحي شقاقي، شهيد عبدالعزيز الرنتيسي، شيخ احمد ياسين و سر دادن شعارهاي «مرگ بر سازشكار»، «مرگ بر اسرائيل»، «مشايي مشايي، استعفا استعفا» و «مشايي مشايي، خجالت خجالت»، نسبت به سخنان اخير رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري اعتراض كردند.
اين دانشجويان با در دست داشتن پلاكاردهايي با مضامين «توهم عبور از امام را به گور خواهيد برد»، «كودكان فلسطيني شرمنده ايم»، «اسفنديار روئين تن، بصيرت ندارد» و... خواستار عذرخواهي از مردم و عزل مشايي شدند.
در همين حال، كميسيون فلسطين دفتر تحكيم وحدت با صدور بيانيه اي اعلام كرد كه مردمي كه در سرزمين هاي اشغالي از سراسر دنيا جمع شدند، مربوط به يك ملت نيستند. بلكه يك قوم متجاوز زورگو و بي هويت هستند.
اين بيانيه سخنان رحيم مشايي را در تناقض آشكار با اصول و مباني انقلاب اسلامي و مواضع اتخاذ شده از سوي امام (ره) و رهبر انقلاب در مقابل رژيم غاصب صهيونيستي و مردم اشغالگر و متجاوز به فلسطين اشغالي دانست و تصريح كرد: ظاهرا آقاي رحيم مشايي فراموش كرده اند كه مردمي كه در سرزمين هاي اشغالي ازسراسر دنيا جمع شدند مربوط به يك ملت نيستند، بلكه يك قوم متجاوز زورگو و بي هويت هستند كه دست بسياري از آنان به خون صدها هزار فلسطيني از جمله زنان و كودكان بي دفاع آلوده است، خانه ملت فلسطين را از آنها گرفته اند و عده اي غاصب را در آنجا جاي داده اند و به دست آن غاصبين، صاحبخانه ها را به فجيع ترين شكل، سركوب كرده اند. خانه هاي آنها و وطن آنها دراختيار كساني است كه از اروپا، استراليا، آمريكا، آسيا و آفريقا به آنجا رفته اند و يك ملت جعلي و دروغين به وجود آورده اند و در آنجا زندگي مي كنند، مسلم است كه چنين ملتي، اساسا وجود و هويتي ندارد.
نامه سرگشاده
به رئيس جمهور
همچنين بسيج دانشجويي دانشگاه امام صادق(ع) در نامه اي سرگشاده به رئيس جمهور درباره سخنان اخير رحيم مشايي تصريح كرد كه سخنان وي ابهامات موجود راجع به او را دوچندان كرد.
در ادامه اين نامه آمده است: معلوم نيست در حالي كه تمامي يهوديان ساكن سرزمين هاي اشغالي به بهانه واهي ارض موعود و زمينه سازي براي ظهور منجي به فلسطين كوچ كرده اند سخن از دوستي با مردم اسرائيل با كدام مبنا اظهار مي شود؟ و معلوم نيست در حالي كه تمامي يهوديان ساكن فلسطين اشغالي آموزش نظامي ديده و در مدت كوتاهي براي عمليات نظامي سازماندهي مي شوند و بنا به اظهار صريح مقامات صهيونيستي تمام مردم اسرائيل سربازان سازماندهي شده اين رژيم هستند، اين ياوه گويي ها آن هم در اين شرايط حساس داخلي و بين المللي با چه قصدي اظهار مي شوند؟
در بخش ديگري از اين نامه خطاب به رئيس جمهور نيز آمده است: بسيج دانشجويي در تدارك اعلام موضع در برابر سخنان نسنجيده رحيم مشايي بود كه ناگهان با انتشار موضع جنابعالي در اين زمينه تصميم به انتشار نامه اي به شخص جنابعالي گرفت. حقيقتاً انتظار شنيدن دلسوزي براي بدبخت هايي كه با سراب واهي به سرزمين هاي اشغالي روانه شده اند از سوي جنابعالي را نداشته و بدين وسيله از جنابعالي گلايه منديم.
نويسندگان اين نامه خاطرنشان كردند: به خوبي واقفيم كه بزرگ كردن اين سخنان از سوي جريان رسانه اي مخالف دولت صورت گرفته است اما خوب است به اين نكته هم اشاره كنيم كه غالباً غضنفر بازي هاي عده اي نابخرد دست آويز جريان مخالف دولت را فراهم آورده است.
در بخشي ديگر از اين نامه بسيج دانشجويي دانشگاه امام صادق به منظور برداشتن گام متين از سوي رئيس جمهوري براي برطرف شدن ابهامات فضاي مسموم و غبارآلود فعلي اقدام جدي در اين رابطه و رجوع مجدد به ادبيات انقلابي امام راحل و مقام معظم رهبري در حوزه هاي مختلف را خواستار شده است.
در همين حال، جنبش عدالت خواه دانشجويي با صدور بيانيه اي با انتقاد از سخنان رحيم مشايي تأكيد كرد كه مردم اسرائيل، خانه هاي خود را بركوهي از جنايت بنا نهاده اند.
اعضاي جنبش عدالت خواه دانشجويي در بيانيه انتقادي خود تأكيد كرده اند: جاي تاسف است در شرايطي كه در گوشه و كنار خبرهاي سازش كشورهاي عربي با رژيم غاصب صهيونيستي منتشر مي شود و در شرايطي كه انقلاب اسلامي ايران دوره حساسي را در حوزه سياست خارجي تجربه مي كند و عبارات مسئولين كشورها مورد توجه دقيق رسانه ها قرار مي گيرد، كسي كه مسئوليت سازماني وي هيچ ربطي به حوزه سياست خارجي كشور ندارد و اسفناك تر آنكه منتسب به جريان اصولگرايي است، در كنفرانس مطبوعاتي خود به اظهار دوستي نسبت به همه مردم دنيا حتي مردم اسرائيل مي پردازد و بي پروايانه اعلام مي دارد كه بنده به حرف هايم افتخار مي كنم و آنها را اصلاح هم نمي كنم.
جنبش عدالت خواه دانشجويي در پايان خواستار بركناري رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري شده است.

 



چشم اسفنديار

عبدالله كشاورز
اظهارات اخير «اسفنديار رحيم مشايي» در ارتباط با آمريكا و رژيم صهيونيستي كه با آرمانهاي انقلاب اسلامي منافات كامل دارد، از چه موضعي بيان شده است. وي مي تواند بعنوان يك «شهروند» ديدگاه هاي خود را بيان كند و صدالبته اگر به جنبه «تعهد فردي» و «ايمان شخصي» هم توجه داشته باشيم، فرد خود را از قيودات مذهبي آزاد نمي بيند تا هرآنچه اراده كرد بر زبان يا قلم جاري سازد ولو اينكه با منافع مسلمين و اصول اسلامي مغاير باشد.
مشايي نمي تواند ميان جايگاهي كه از سوي نظام «اشغال» كرده است و علايق شخصي خود جمع كند و در عين حال بگويد:«اين اعتقاد شخصي من است و هزار بار آن را تكرار مي كنم»! رحيم مشايي پيش از آنكه به «يكي از نزديكان رئيس جمهور محترم» خطاب شود، يك شخصيت فرهنگي شناخته شده كه اظهاراتش پژواك بين المللي پيدا كند نبود و از اين رو اگر اعتقادي داشت و آن را بيان مي كرد به جايي نمي رسيد و به جايي هم برنمي خورد. از همين رو او حق ندارد هر حرفي را بزند ولو اينكه خود را از قيود ديني جدا كند. مشايي امروز يك مقام مسئول در نظام است و به هر حال بعنوان معاون رئيس جمهور خوانده مي شود و لذا اگر در اين جايگاه نحوه سخن گفتن را نمي داند، بايد به او آموخته شود.
مواضع گشاده دستانه!ي آقاي مشايي با مواضع رئيس جمهور محترم در مورد آمريكا و رژيم صهيونيستي مغايرت و تباين كامل دارد. يكي از مهمترين اتهامات دكتر احمدي نژاد از سوي غرب، مواضع ضدصهيونيستي و كاملاً درست ايشان است. جنجال غرب عليه نفي عالمانه هولوكاست و افشاي تلبيس ورياي صهيونيسم و تكيه رئيس جمهور روي عبارت حضرت امام مبني بر اينكه «اسرائيل از صفحه روزگار محو مي شود»، بسيار مشهورتر از آن است كه تحت الشعاع اظهارات مشايي قرار گيرد. هرچند عده اي از مخالفان اصولگرايي چنان نوشتند كه گويا دوستي با رژيم صهيونيستي (نه خطاي مشايي) كه يك خط در ميان اصولگراها و «آغازي بر منزوي شدن انديشه هاي امام» است!
آقاي مشايي ظاهراً سواد سياسي ندارد و گرنه تشخيص اينكه ملتي تحت نام «ملت اسرائيل» وجود خارجي ندارد، كار ساده اي است. آنچه امروز تحت عنوان اسرائيل خوانده مي شود، ارتشي تركيب يافته از 3-4 ميليون يهودي غيرفلسطيني است كه از نقاط مختلف دنيا با وعده هاي بسيار جمع شده اند. اين ارتش، فلسطين را تبديل به يك «پادگان تمام عيار» نظامي كرده و با استفاده حداكثري از قدرت سلاح، هرآنچه كه مي خواهد عليه ساكنان اين سرزمين اعمال مي كند. اسرائيل به مثابه ارتش هيچ قاعده اخلاقي و حقوقي را لازم الاتباع نمي داند و آشكارا از آن طفره مي رود. اين رژيم نظامي با اعلام قبلي وارد خاك كشور همسايه شده و شهروند آن كشور را ترور مي كند و به آن افتخار مي نمايد. اين چگونه «ملت»ي است كه براي اثبات خود 60 سال است كه به كشتار مشغول مي باشد! اين چه ملتي است كه هيچكدام از ملت هاي منطقه آن را به رسميت نمي شناسد.
رحيم مشايي در مورد آمريكا نيز به گزاف از «بهترين ملت» سخن گفته است در حاليكه خود مي داند سرگذشت آمريكا شباهت زيادي به سرگذشت اسرائيل دارد، غصب قاره آمريكا توسط لات هاي انگليس در قرن 15 و سپس كشتار سرخ پوستان بومي توسط «پيوريتن هاي اروپايي» و قتل عام بقيه ساكنان و سپس اعمال تبعيض ناروا به نفع اروپايي هاي عزيمت كرده پايه هاي تشكيل آمريكاست. اينكه آقاي مشايي آنان را بهترين ملت مي داند يا ناشي از بي سوادي است و يا از قضاياي ديگري خبر مي دهد. اگر واقعاً قضاياي ديگري وجود داشته باشد و از وجود «باند»ي براي تطهير چهره كريه صهيونيست ها و شستن چنگال هاي خونين آنان و يا تطهير آمريكايي ها و تاريخ تراشي براي آنان خبر دهد .
اظهارات مشايي را بايد در حد سرنخ دانست. بايد ديد در اين جريان چه شخصيت ها و چهره هايي هدف هستند. ترديدي وجود ندارد كه در صورت باندي بودن اين حركت، جمهوري اسلامي بعنوان پرچمدار مبارزه با صهيونيسم جنايتكار، اولين آماج مي باشد و در سطح خردتر با توجه به نفوذ دكتر احمدي نژاد در افكارعمومي ملت هاي جهان اسلام و بخصوص در حوزه عربي بعنوان پرچمدار به چالش كشيدن آمريكا و اسرائيل، ملكوك كردن چهره رئيس جمهور و خنثي كردن قدرت تاثيرگذاري آن مدنظر مي باشد طبعا در اين ميان بايد «چشم اسفنديار» معالجه شود تا مسايل را درست ببيند.

 



جهاني سازي مهدوي

... آنچه كه منشاء نجات عالم است، وجود مبارك ولي عصر (أرواحنا فداه) است كه ما همه در كنار سفره آن ذات مقدسيم كه در اين ماه به دنيا آمده است...
منتها حيف نيست اين روز ميلاد مهدي موجود موعود منتظر (ع) با چند جشن ساده بي محتواي كف زدن بگذرد! آيا اين قدر پائين آمده است؟! آن هم ما كه بايد داعيه جهاني شدن را داشته باشيم.
آن كسي كه يا چهار تا كفش دارد، يا چهار تا پوشاك دارد، يا چهار تا اتومبيل و آهن دارد، او حرف جهاني را مي زند به عنوان تجارت جهاني؛ آنكه داراي بصل و فوم و عدس و سير است، حرف جهاني را مي زند؛ ما كه داراي منّ و سلوا هستيم، چرا حرف جهاني را نزنيم. ما داراي مهدي جهاني هستيم؛ ما مصلح جهاني داريم، ما عدل جهاني داريم، ما علم جهاني داريم، ما بايد حامي جهاني شدن اين مكتب باشيم. آنوقت اين را با كف زدن پائين بياوريم أم ن العدل؟ أم ن الأدب؟ أم ن الحسان؟ أم ن اليثار؟ أم ن العقل؟ اين مجالس به اين سبك تنزّل بكند.
معارف و مجالس
خب علماء اگر نروند در مجالس، مجالس را ديگري اداره مي كند. نگوئيد براي ما كسر است! منبر رفتن فخر ماست. ما از آن روزي كه به اين ويروس مبتلا شديم كه منبر رفتن براي ما كسر است، خب منبر را ديگري اداره مي كند. اينچنين نيست كه مسجد و حسينيّه بدون سخنراني و برنامه حل بشود! شما نشد، ديگري. شما نشد، آقا زاده تان. آقا زاده تان نشد، شاگردتان. آن نشد، مداح و...
خب ما كه داراي ولايتيم، امامتيم، عصمتيم؛ حرف جهاني نزنيم؟! حرف جهاني را بايد با فكر جهان شمول ارائه كرد. اين چراغاني ها بسيار خوب است، جشن ها بسيار خوب است، پخش شيريني ها بسيار خوب است. امّا خوب تر از همه اينها، « معارف مهدويت » است...
وجود مبارك امام صادق به زراره فرمود : وظيفه شيعيان ما در عصر غيبت آن است كه اين دعا را بخوانند؛ اين دعا چيست؟ اللّهمّ عرّ فن ي نفسك فنّك ا ن لم تعرّ فن ي نفسك لم أعر ف نبيّك. اللّهمّ عرّ فن ي رسولك فنّك ا ن لم تعرّ فن ي رسولك لم أعر ف حجّتك. اللّهمّ عرّ فن ي حجّتك فنّك ا ن لم تعرّ فن ي حجّتك ظللت عن د ين ي(1). اين دعا برهان ل م را به ما ياد مي دهد. اين دعا مي گويد : غدير حقّ است و سقيفه باطل. چرا؟
مي گويد : خدايا! خودت را به من بشناسان. اگر من موحّد ناب نباشم، خداشناس نباشم، پيغمبر شناس هم نيستم. زيرا پيغمبر خليفه الله است. وقتي من مستخلف عنه را نشناختم، خليفه را نمي شناسم... ما عرض مي كنيم: خدايا! تو پيغمبرت را به من بشناسان، براي اينكه من مي خواهم بفهمم جانشين پيغمبر كيست. اللّهمّ عرّ فن ي رسولك فنّك ا ن لم تعرّ فن ي رسولك لم أعر ف حجّتك. حجّت من كسي است كه جاي پيغمبر بنشيند، نه مردم به او رأي بدهند؛ بشود سقيفه! اين برهان ل مّ مسأله است. اين يك دعا نيست، اين كلام است، اين حكمت است. گفتند: بعد از نماز بخوان، در نماز بخوان، فرصت هاي مناسب داشتي، نماز بخوان. مي خواهي به غدير برسي، از ويروس سقيفه برهي، اين دعا را بخوان.
خب شما در دعا مي گوئيد: اللّهمّ اغف ر ل ي و ل وال ديّ (2)، برهان اقامه نمي كنيد. اين علم است كه برهان مي آورد. شما در ادعيّه عادي مي گوئيد: خدايا قرضم را اداء كن، مريضم را شفا بده، پدرم را بيامرز؛ اين مي شود دعاي محض. امّا در حكمت و كلام برهان اقامه مي كنيد.
اين جريان نيمه شعبان ن شآء الله اميدواريم با جلال و شكوه علمي شما حوزويان و اساتيد به نام دانشگاهها كه آنها هم مفاخر مايند، ن شآءالله با وضع مناسبي اداره بشود. آن كارهاي صوري اش هم ن شآء الله سامان مي پذيرد.
تفاوت در غيبت
بارها به عرضتان رسيد كه مسئولين و دست اندركاران انتظار و ظهور بايد بدانند بين غيبت امام كه امري است عادي و غيبت امامت فرق است؛ امامت زنده است و غياب و حضور ندارد. امام را ما از نظر فيزيكي نمي بينيم، او همواره مي بيند.
اسلام كار صاحب مرده ندارد. براي هر كسي مسئوليتي قرار داد؛ انفال مشخّص، اموال مشخّص، همه كارها مشخّص. در همه موارد فقيه را مسئول كرده، گفته تو مسئول اين كاري. ما كارهاي زمين مانده نداريم. ما در نيمه شعبان بايد بفهميم كه امامت غائب نيست، امام غائب است. ما قائل به غيبت امامت نيستيم، قائل به غيبت امام ايم. ما را به امامي دعوت كردند كه وقتي نام شريفش را با آن لقب مي بريم ، ادب اقتضاء مي كند كه برخيزيم. ما را به امام غائب دعوت نكردند، به امامي كه اهل قيام است دعوت كردند. ما منتظر آنيم كه دستور بدهد تا قيام بكنيم. پس امامت تعطيل نشد؛ امامت غيبت ندارد، قيام غيبت ندارد، قيام تعطيل پذير نيست. مائيم و اين امام حيّ و حاضر.
امام غائب است عده اي مثل بحرالعلوم مشرف مي شوند، ولي حق گفتن ندارند. عده اي هم نمي بينند. اين خط فكري ايام نيمه شعبان ماست كه بين غيبت امامت كه اصلاً سخني است باطل با غيبت امام فرق است ...
¤ سخنراني آيت الله جوادي آملي (دامت بركاته) در خطبه دوم نماز جمعه قم - 18 شهريور 1384 و 11 مرداد 87
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) الكافي . ج1 . ص337 (2) الكافي . ج2 . ص530
¤ خوان حكمت تا نيمه شعبان هر روز ميهمان خوانندگان گرامي روزنامه است.

 



بي عشق خميني نتوان عاشق مهدي شد(2)

انتظار يعني آماده ايم

ابراهيم حاجي محمدزاده

در ميان شعارهاي انقلاب اسلامي كه همه برخاسته از عشق شورانگيز به خدا و عطش انتظار است.هيچ شعاري را روز به روز بالنده تر و تعهدآفرين تر از شعار «اي لشكر صاحب زمان آماده باش آماده باش» نمي شناسم. تفسير دل انگيز اين شعار سراسر تعهد را تنها مي توان در تعبير آرماني سرسلسله عارفان مبارزه جو در عصر غيبت امام خميني روحي له الفداه يافت.
«... بايد تا آخر اين مطلب باشد، بايد هيچ درش سستي نشود تا وقتي كه ان شاءالله علم را به دست صاحب علم بدهند... زندگي سيدالشهدا، زندگي حضرت صاحب-سلام الله عليه- زندگي همه انبياي عالم، همه انبياء از اول، از آدم تا حالا همه شان اين معنا بوده است كه در مقابل جور، حكومت عدل را مي خواستند درست كنند... وظيفه اين است كه ما بايد همه چيز خودمان را در راه اسلام فدا كنيم، چنانچه اولياي ما اين كار را كردند...» (1)
امام(ره) در قبل و بعد از پيروزي انقلاب مصمم بودند تا پرده هاي جهلي كه بازي خوردگان و ساده لوحان مجري سياست هاي استعماري، حتي با استفاده نامشروع از نام مبارك حضرت حجت و انتظار، مردم را به بي دردي و تسليم پذيري سوق مي دهند بدرند:
«... يك دسته اي مي گفتند كه خوب، بايد عالم پر از معصيت بشود تا حضرت بيايد، ما بايد نهي از منكر نكنيم، امر به معروف هم نكنيم تا مردم هر كاري مي خواهند بكنند، گناه زياد بشود كه فرج نزديك بشود. يك دسته اي از اين بالاتر بودند. مي گفتند: بايد دامن زد به گناه ها، دعوت كرد مردم را به گناه تا دنيا پر از جور و ظلم بشود و حضرت- سلام الله عليه- تشريف بياورند. اين هم يك دسته اي بودند كه البته در بين اين دسته، منحرفهايي هم بودند، اشخاص ساده لوح هم بودند، منحرفهايي هم بودند كه براي مقاصدي به اين دامن مي زدند.
يك دسته ديگري بودند كه مي گفتند كه هر حكومتي كه در زمان غيبت محقق بشود، اين حكومت باطل است و برخلاف اسلام. آنها مغرور بودند. آنهايي كه بازيگر نبودند مغرور بودند به بعضي رواياتي كه وارد شده است بر اين امر كه هر علمي بلند بشود قبل از ظهور حضرت، آن علم، علم باطل است. آنها خيال كرده بودند كه نه هر حكومتي باشد، در صورتي كه آن روايات اشاره دارد كه هر كس با علم مهدي به عنوان مهدويت بلند كند باطل است. حالا ما فرض مي كنيم كه يك همچو رواياتي باشد، آيا معنايش اين نيست كه تكليفمان ديگر ساقط است؟ يعني خلاف ضرورت اسلام، خلاف قرآن نيست اين معنا كه ما ديگر معصيت بكنيم تا پيغمبر بيايد، تا حضرت صاحب بيايد؟ حضرت صاحب كه تشريف مي آورند براي چي مي آيند؟ براي اينكه گسترش بدهند عدالت را، براي اينكه حكومت را تقويت كنند. براي اينكه فساد را از بين ببرند. ما برخلاف آيات شريفه قرآن دست از نهي از منكر برداريم، دست از امر به معروف برداريم و توسعه بدهيم گناهان را براي اينكه حضرت بيايند؟ حضرت بيايند چه مي كنند؟ حضرت مي آيند، مي خواهند همين كارها را بكنند. الان ديگر ما هيچ تكليفي نداريم؟ ديگر بشر تكليفي ندارد، بلكه تكليفش اين است كه دعوت كند مردم را به فساد؟ برحسب راي اين جمعيت بعضي شان بازيگرند و بعضي شان نادان...» (2)
با توجه به تاريخ رهنمودهاي فوق (1367.1.14، دو ماه قبل از رحلت امام) و اصرار و تاكيد مداوم امام در ماههاي آخر عمر خويش به رودررويي هميشگي انقلاب متعهد به اسلام ناب محمدي با يكي از اركان اصلي مثلث شوم اسلام آمريكايي (زر، زور، تزوير) مي فرمايند:
«... عده اي با ژست تقدس مآبي چنان تيشه به ريشه دين و انقلاب و نظام مي زنند كه گويي وظيفه اي غير از اين ندارند. خطر تحجرگرايان و مقدس نمايان احمق در حوزه هاي علميه كم نيست طلاب عزيز لحظه اي از فكر اين مارهاي خوش خط و خال كوتاهي نكنند. اينها مروج اسلام آمريكايي اند و دشمن رسول الله... خون دلي كه پدر پيرتان از اين دسته متحجر خورده است هرگز از فشارها و سختي هاي ديگران نخورده است...»(3)
و در مقابل بي دردي و دنياطلبي كساني كه گريز از جبهه جهاد و مبارزه را ذيل عنوان نام مبارك حضرت ولي عصر- ارواح العالمين له الفداه تبليغ مي كردند مي فرمايند:
«... من نمي گويم به ما خسارت وارد نشد، اما ارزش دارد كه انسان ارزش انساني خودش را، ارزش اسلام را حفظ بكند ولو اينكه شهيد هم مي داد. البته پيغمبر هم شهيد داد، انبياء هم همينطور، سيره انبياء بر اين معنا بوده است، سيره بزرگان بر اين معنا بوده است كه معارضه مي كردند با طاغوت ولو اينكه كشته بدهند. ارزش دارد كه انسان در مقابل ظلم بايستد. در مقابل ظالم بايستد و مشتش را گره كند و توي دهنش بزند و نگذارد كه اين قدر ظلم زياد بشود. اين ارزش دارد، ما تكليف داريم آقا! اين طور نيست كه حالا كه ما منتظر امام زمان- سلام الله عليه- هستيم پس ديگر بنشينيم توي خانه هايمان، تسبيح را دست بگيريم و بگوييم «عجل علي فرجه» عجل با كار شما بايد تعجيل بشود، شما بايد زمينه را فراهم كنيد براي آمدن او. و فراهم كردن اينكه مسلمين را با هم مجتمع كنيد. همه با هم بشويد ان شاءالله ظهور مي كند ايشان...»(4)
منادي برحق انقلاب اسلامي در عصر غيبت با تحمل سختي هاي ناگفته يك عمر مبارزه طولاني عليه كفر و شرك جهاني و مزدوران منادي اسلام آمريكايي، پيروزي انقلاب اسلامي را تنها آماده باش حزب الله براي سازماندهي مبارزه جهاني براي برطرف شدن موانع فرج مي دانند و اين رسالت را در كنگره جهاني حج به گوش تمامي منتظران عدالت و قسط مي رسانند:
«... حديث انقلاب و لطف خدا را به آنان بازگو نماييد و از جانب من و همه ملت ايران به همه مسلمانان اطمينان بدهيد كه جمهوري اسلامي ايران پشتيبان شما و حامي مبارزات و برنامه هاي اسلامي شما است و در هر سنگري عليه متجاوزان در كنار شما ايستاده است و از حقوق گذشته امروز و آينده شما ان شاءالله دفاع خواهد كرد و به آنان بگوييد كه اقتدار و اعتبار جمهوري اسلامي ايران متعلق به همه ملت هاي اسلامي است و دفاع از ملت قهرمان و دلاور ايران در حقيقت دفاع از همه ملت هاي تحت ستم است و ما با خواست خدا دست تجاوز و ستم همه ستمگران را در كشورهاي اسلامي قطع مي كنيم و با صدور انقلابمان كه در حقيقت صدور اسلام راستين و بيان احكام محمدي- صلي الله عليه وآله- است به سيطره و سلطه و ظلم جهانخواران خاتمه مي دهيم و به ياري خدا راه را براي ظهور منجي مصلح كل و امامت مطلق حق امام زمان- ارواحنا فداه- هموار مي كنيم...» (5)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1) صحيفه امام ج21 ص4
2) صحيفه امام ج21 ص14
3) صحيفه امام ج21 ص278
4) صحيفه امام ج18ص 269
5) صحيفه امام ج20 ص345

 



بيانيه ستاد كل نيروهاي مسلح: دكترين نيروهاي مسلح الهام گرفته از مهدويت است

ستاد كل نيروهاي مسلح طي بيانيه اي تأكيد كرد كه دكترين نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران الهام گرفته از مهدويت است.
ستاد كل نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران، در بيانيه اي با تبريك 15 شعبان المعظم، فرخنده زادروز قطب عالم امكان، منجي عالم بشريت حضرت بقيه الاالعظم(عج)، حضور منتظران عدالت گستر موعود در عرصه هاي سلطه ستيزي را عامل نگراني و وحشت قدرت هاي شيطاني و استكباري دانست.
در اين بيانيه با تأكيد بر اين كه دكترين نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران الهام گرفته از مهدويت است، آمده است: توانمندي هاي نيروهاي مسلح امروز ايران اسلامي، قبل از هر چيز ناشي از رسالتي است كه در اثر آموزه هاي «انتظار» مجموعه بزرگ مدافعان سرزمين اسلامي نسبت به آن پايبند هستند و آن را به دژي تسخيرناپذير مبدل كرده اند.
در بخش ديگري از اين بيانيه آمده است: انقلاب اسلامي ايران با درس آموزي از قيام عاشورا و فرهنگ مهدويت، طومار رژيم طاغوتي پهلوي را درهم پيچيد و با پايان بخشيدن به سلطه 2500 ساله شاهنشاهي و ارائه الگويي تمام عيار و جامع از حكومت، معادلات قدرت در محيط بين الملل را برهم زد و وحشت و هراس بي انتهايي را بر اردوگاه نظام سلطه و جبهه استكبار تحميل ساخت.

 



پاسخ محسن دعاگو به يك مقاله

در پي درج مقاله اي در صفحه 14، روزنامه با عنوان «شما ديگر چرا؟» -23 تير87- كه به نقد اظهارات حجت الاسلام والمسلمين آقاي محسن دعاگو پرداخته شده بود، ايشان با ارسال نامه اي به تاريخ 21 مرداد توضيح مبسوطي ارائه كرده كه اگرچه اين توضيحات بعضاً خارج از موضوع و مبهم است و كمتر به انتقادات اشاره شده پرداخته، اما كيهان به رسم امانت، متن آن را درج و در نهايت چند نكته را به اجمال متذكر مي شود متن توضيح آقاي دعاگو به اين شرح است:
برادر گرامي جناب آقاي حسين شريعتمداري
مديرمسئول محترم روزنامه كيهان- سلام عليكم
در پاسخ به نقدي كه نسبت به مصاحبه اينجانب با روزنامه كارگزاران با عنوان «شما ديگر چرا؟!» در صفحه 14 مورخ 1387.4.23منتشر گرديد نظر جنابعالي را به موارد ذيل جلب مي كنم. متمني است مطابق قانون مطبوعات نسبت به درج آن در روزنامه كيهان اقدام فرمائيد.
1- اينجانب با همه رسانه هاي رسمي مصاحبه مي كنم و تاكنون از مصاحبه با هيچكدام خودداري نكرده ام، به موضوعاتي كه جنبه و يا بازتاب ملي دارند مي پردازم و طرح مسائل محدود مطبوعاتي در انديشه همگاني و حوزه مناسبات ملي را مصلحت نمي دانم و اگر به چنين تصميمي مي رسيدم انتقاد از روزنامه محترم كيهان را يكي از اولويت ها مي دانستم.
2- در مصاحبه با روزنامه كارگزاران بر اساس وظيفه شرعي، ملي و انقلابيم توطئه خطرناكي را كه نظام ديني و ساختار اصولگرائي و اصلاح طلبي را با سايش، فرسايش و خطر فروپاشي روبرو مي ساخت افشا كردم و مرزبنديهائي را كه از اولين تا آخرين فراز نقد مصاحبه ام با روزنامه كارگزاران مشهود است جبهه تراشي سياسي و مرزبنديهاي موهوم، بي مبنا، ناروا و خطرناك در صف انقلاب اسلامي و در درون جبهه اصولگرائي و اصلاح طلبي مي دانم.
3- جناب آقاي شريعتمداري پاسخ تحليل و نقادي و نقش آفريني در بيدارسازي خواب آلودگان سياسي و هوشيارسازي غافلان بي خبر و سطحي نگر اتهام خصومت شخصي و پراكنده گوئي هاي ناشيانه سياسي نيست. جوسازي، حاشيه پردازي و نسبت بيجا و نارواي غفلت زدگي آنهم بدون آگاهي و جهت شناسي سياسي يك رسانه باسابقه و شناخت شده نيست. دوستانه از شما مي خواهم شأن و جايگاه مقدسي كه رسميت و مشروعيت روزنامه شما متكي به آن است را رعايت فرمائيد و از شتاب زدگي سياسي در همه عرصه ها بپرهيزيد.
4- براي تحليل تحولات اجتماعي، رويكرد و عملكرد نظام حكومتي، ارزيابي مؤلفه ها و منشأشناسي تعاملها، تقابلها، گرايشها و گريزشها، جبهه شناسي سياسي يكي از ضرورتهاي اساسي است، راه و روش تحليل درست را در برابر انسان مي گشايد و به هويت يابي و بازشناسي جبهه هاي راستين و دروغين مي انجامد.
جبهه هاي حقيقي در دو جبهه «اصولگرائي و اصلاح طلبي» و «ادعاگري و فتنه گرائي» خلاصه مي شوند و در دو سوي جبهه حق و باطل از رويارويي و تقابل با يكديگر فاصله نمي گيرند.
الف- جبهه اصولگرائي و اصلاح طلبي نمودار دو زاويه از يك حقيقت پايدار، دو اصل هم ساختار و از هر حيث با هم سازگارند اصول گرائي ساختار اصلاح طلبي و اصلاح طلبي ساختار اصول گرائي است هر كس اصولگرا نيست در جبهه اصلاح طلبان قرار ندارد و هركس اصلاح طلب نيست با اصولگرائي فاصله اي عميق دارد.
ب- جبهه ادعاگري و فتنه گرائي در حقيقت جبهه مدعيان دروغين اصلاح طلبي و اصولگرائي است مدعيان در شعار اصلاح طلب و اصولگرا و در عمل منافقان رسوا و فتنه سازان توطئه گرا هستند، از اسلام و قرآن و پيامبر(ص) و امام زمان (عج) ابزار مردم فريبي و كسب قدرت سياسي مي سازند، اصلاح طلبي و اصولگرائي را در برابر يكديگر قرار مي دهند و در ساختار فرهنگي سياسي برخوردار از وحدت و سلامت نگرشها، منش ها و جهت گيريهاي متعارض و رو در رو القا و ادعا مي كنند.
5- ريشه تفرقه در جبهه اصولگرائي و اصلاح طلبي را كساني كاشتند كه براي مقام معظم رهبري مدظله العالي و آيه الله هاشمي رفسنجاني سلمه الله دو جبهه متفاوت با باورها، گرايشها، گريزشها و نماد و نمودهاي مغاير تعريف كردند و شرايط فاجعه باري را آفريدند كه با هيچ منطق و معياري قابل دفاع نيست.
اصولگرايان واقعي رهبر بزرگوار انقلاب و نظام اسلامي و رئيس محترم مجلس خبرگان رهبري را دو ركن ساختاري در جبهه اصولگرائي و اصلاح طلبي ميدانند و حب و بغض نسبت به هر كدام را نماد حب و بغض ديگري مي شناسند و به تقابل اصلاح طلبي و اصولگرائي هرگز نمي انديشند.
6- دولت به مجموعه اي اطلاق مي شود كه با پيشنهاد رئيس جمهور محترم و راي نمايندگان ملت براي اداره وزارتخانه ها برگزيده مي شوند و از اختيارات قانوني مشخص برخوردارند. چهره دولت در مصوبات قانوني، عمليات اجرائي و اجراء سياستهاي داخلي و خارجي نمايان مي شود. نگاه ها، ديدگاه ها، گفتار و رفتار و كردار اعضاء محترم دولت خارج از حوزه مصوبات و اقدامات قانوني هيچ ارتباطي به دولت ندارد و هرگز نقد انديشه، گويش، مواضع و عملكرد رئيس جمهور و ديگر اعضاء دولت محترم به معناي نقد دولت نيست. راستي با چه منطقي بجاي افكار عمومي مصداق يابي و مرجع شناسي مي كنند، در شئون دولتي پناه مي گيرند، انتقادات سياسي و توطئه هاي محفلي بي نام و مصداق را به دولت نسبت مي دهند و منتقدان را با اتهام پراكني و تخريب مدني مي آزارند. مگر اركان توطئه اي كه در مصاحبه توضيح دادم مصوبه دولت بود كه اتهام تلويحي به دولت ارزيابي مي كنند و نقد و تحليل ها را بر اساس پندارها و باورهاي بي مبنايشان به بدگماني و جهت گيريهاي ناهنجار سياسي مي آلايند؟!
7- خوارج نهروان مسلمانان متحجر، منحرف، ساده لوح و متعصبي بودند، كه از صراحت لهجه و شاخصه هاي شناخته شده برخوردار بودند، ابزار دست معاويه قرار گرفتند و توان طراحي و توطئه گري نداشتند، با معاويه ساختند و در برابر علي(ع) ايستادند. ولي امروز جامعه اسلامي با خطر پيدايش و گسترش جرياني روبرو است كه از هنر توطئه گري، موج آفريني سياسي، خلاف گوئي و فريب افكار عمومي برخوردارند در پرتو پرچم علي ولائي و شعارهاي انقلابي پناه مي گيرند و براي كسب قدرت از تضعيف و تخريب هيچ ارزشي اباء ندارند.
8- جناب آقاي شريعتمداري وجود شخصيت هاي برخوردار از درايت و تدبير و تحمل در نظام حكومتي و حوزه هاي اجرائي قابل ترديد نيست ولي در شرائطي كه برخي مدعيان غوغا سالار و قدرتمدار به جاي برخورد منطقي با نقد و تحليل هاي سياسي به قهر و اخم و گلايه، جوسازي و تضعيف و تخريب سياسي متوسل شوند، خويشتن را در جايگاه مقدسات ديني و ملي تصور كنند و نقد و تحليل رويكرد و عملكرد خود را حمله به دولت و ملت قلمداد نمايند از كدام مقدار و عيار تحمل برخوردارند.
اميدوارم خداي بزرگ به همگان توفيق خدمتگذاري به ملت، دفاع از ارزشهاي ديني و ملي و شكوفاسازي مباني اصولگرائي و اصلاح طلبي را بيش از پيش عنايت بفرمايد.
محسن دعاگو
امام جمعه شهرستان شميرانات
كيهان: 1- از آنجا كه يك ماه تاخير در ارسال توضيح، احتمال فراموشي محتواي نقد ازسوي خوانندگان را قوت بخشيده است بايد گفت اجمال قضيه اين بود كه در مقاله مذكور از گفت وگوي آقاي دعاگو به عنوان چهره اي قائل به اصولگرايي با ارگان مطبوعاتي حزبي كه سخنگوي آن تصريح مي كند «اسلام، نظام حقوقي، سياسي و اقتصادي ندارد» و «حزب ما حزب ليبرال دموكرات است» انتقاد و همچنين به سوابق منفي روزنامه مذكور در قلم زدن به نفع برخي عناصر انقلاب- كه به مراتب افراطي از موضع حزب كارگزاران هم هست- اشاره شده بود و جناب آقاي دعاگو نمي توانند به سادگي از كنار اين مسئله به بهانه «رسمي بودن آن روزنامه» عبور كنند و در واقع ايجاد مرز مصنوعي بين اصلاح طلبي و اصولگرايي را همين جريان ها دامن مي زنند و نبايد مرزبندي با آنها به هم بخورد.
2- مقاله مذكور تاكيد مي كرد فتنه پاليزدار برخلاف ادعاي آقاي دعاگو نه طراحي دولت عليه روحانيت بلكه سناريويي براي درگير كردن نيروهاي خودي بود كه ظاهراً طراحان آن در طراحي خبيثانه خود خيلي هم اشتباه نكرده بودند و همين مواضع آقاي دعاگو حاكي از تأثير كار آنان بوده است. در عين حال توجه داده بوديم كه در بين روحانيون متهم شده در فتنه پاليزدار، برخي حاميان آقاي احمدي نژاد و دولت هم به چشم مي خورند و منطقي نيست دولت حاميان خود را متهم كند.
3- استدلال مقاله مذكور اين بود كه استفاده از تعبير خوارج براي دولت عدالت خواه در حالي كه رهبري انقلاب بيشترين حمايت ها را از همين دولت داشته اند، تعبير بي انصافانه اي است چه آنكه، خوارج را با خروج از تبعيت ولي امر مي سنجند و نبايد خداي نكرده حب و بغض هاي شخصي يا سياسي را با ادبيات ديني پوشاند، اگر چه اميدواريم اين مورد صرفاً اشتباهي لفظي باشد. اما متأسفانه آقاي دعاگو با عبور از واژه خوارج، اين بار دولت را متهم به توطئه محفلي و پناه گرفتن در پرتو پرچم ولايي مي كنند كه باز خطايي مشابه و اصرار بر خطاست.
4- از آقاي دعاگو به عنوان يك توقع اصولگرايانه خواسته شده بود رقابت هاي انتخاباتي سال 84 (رياست جمهوري) و حمايت ايشان از آقاي هاشمي، باعث نشود به دولت عدالت محور با بغض بنگرند يا به برخي حاميان دروغين آقاي هاشمي كه هيچ صداقتي با ايشان ندارند و صرفاً به عنوان پوشش تذبذب خود استفاده مي كنند، اعتماد كنند. از خداوند براي خود و آقاي دعاگو، توفيق پيمودن مسير اصولگرايي بر مبناي رهنمودهاي رهبري فرزانه انقلاب را مسئلت مي كنيم.

 


صفحه (14)


صفحه (3)


صفحه (2)

     


(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14