(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(7(صفحه(6(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


پنجشنبه 31 مرداد 1387 - 19 شعبان 1429 - 21 آگوست 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189162
 

صفحه (14)

صفحه (3)

صفحه (2)

     
در مكتب امام
رئيس سازمان فضايي ايران: اولين فضانورد ايران ظرف 10 سال آينده به فضا مي رود
بشار اسد: جنگ با ايران براي آمريكا يك قدم زدن ساده نخواهد بود
روزنامه صهيونيستي جروزالم پست: وزير دفاع آمريكا طرفدار ايران است(!)
آغاز جنگ ولرم !
شفاي قرآن
آيت الله نوري همداني: همه ملت ايران به سخنان مشايي اعتراض دارند
بشنو از ني چون حكايت مي كند



در مكتب امام

بايد خودمان را
براي آمدن حضرت مهدي(عج) مهيا كنيم
عيد مولود حضرت صاحب«ارواحناله الفداء» بزرگترين عيد براي بشر است نه]فقط[ براي مسلمين... وقتي كه ايشان ظهور كنند- ان شاءالله خداوند تعجيل كند در ظهور او- تمام بشر را از انحطاط بيرون مي آورد، تمام كجي ها را راست مي كند: يملاالارض عدلاً بعد ما ملئت جوراً.] زمين را پس از آنكه از ظلم و ستم پر شده باشد، پر از عدل و داد مي كند[...ايشان مامورند براي اينكه تمام اين كجي ها را مستقيم كنند و تمام اين انحرافات را برگردانند به اعتدال كه واقعا صدق بكند: يملاالارض عدلاً بعد ما ملئت جوراً. از اين جهت، اين عيد، عيد تمام بشر است... و عيد بسيار بزرگي است كه به يك معنا از عيد ولادت حضرت رسول«صلي الله عليه وآله» كه بزرگترين اعياد است، اين عيد به يك معنا بزرگتر است.
و ما بايد در اين طور روزها و در اين طور ايام الله توجه كنيم كه خودمان را مهيا كنيم از براي آمدن آن حضرت. من نمي توانم اسم رهبر روي ايشان بگذارم؛ بزرگتر از اين است. نمي توانم بگويم كه شخص اول است؛ براي اينكه دومي در كار نيست. ايشان را نمي توانيم ما با هيچ تعبيري، تعبير كنيم الا همين كه«مهدي موعود» است. آني است كه خدا ذخيره كرده است براي بشر. و ما بايد خودمان را مهيا كنيم از براي اين كه اگر چنانچه موفق شديم ان شاءالله به زيارت ايشان، طوري باشد كه روسفيد باشيم پيش ايشان. تمام دستگاه هايي كه الان به كار گرفته شده اند در كشور ما
- و اميدوارم كه در ساير كشورها هم توسعه پيدا بكند- بايد توجه به اين معنا داشته باشند كه خودشان را مهيا كنند براي ملاقات حضرت مهدي«سلام الله عليه». صحيفه امام- جلد12- صفحات 481 تا 483

 



رئيس سازمان فضايي ايران: اولين فضانورد ايران ظرف 10 سال آينده به فضا مي رود

در حالي كه چهار روز از آزمايش موفقيت آميز موشك ماهواره بر «اميد ايران» مي گذرد، رئيس سازمان فضايي ايران ديروز اعلام كرد كه ظرف 10 سال آينده امكان پرواز اولين فضانورد ايران فراهم مي شود.
رضا تقي پور در گفت وگو با «پرس تي وي» افزود: ظرف شش ماه تا يك سال آينده، زمان قطعي محقق شدن اين هدف مشخص خواهد شد.
به گفته تقي پور، پيشرفت در زمينه فناوري فضايي با توجه به گستردگي اين حوزه يكي از راهبردهاي اصلي جمهوري اسلامي ايران است و همان گونه كه در چشم انداز 20 ساله نيز مشخص شده است، ايران بايد در سال 1400 رتبه اول منطقه را در زمينه فناوري هوا- فضا دارا باشد.
وي افزود: در مسير تحقق اين هدف برنامه 10 ساله اي براي اين حوزه ترسيم شده است كه هم اكنون با پرتاب موشك ماهواره بر اخير يكي از نتايج آن مشاهده مي شود.
رئيس سازمان فضايي ايران يكي از بخش هاي مهم در برنامه هاي فضايي ايران را ساخت راكت هاي داراي قابليت پرتاب ماهواره دانست كه تنها چند كشور چنين توانايي را دارند و ايران نيز با آزمايش موفقيت آميز پرتاب سفير اميد به جرگه اين كشورها پيوست.
تقي پور يادآور شد: ايران در زمينه استفاده صلح آميز از فضا همكاري هايي را با ايتاليا و روسيه انجام داده است كه اين حركت در آينده نيز ادامه خواهد داشت اما در ساخت ماهواره اي كه به فضا پرتاب شد، ايران هيچ همكاري با ديگر كشورها نداشته است و همه مراحل ساخت اين ماهواره به دست كارشناسان ايراني صورت گرفته است و اين فناوري كاملاً بومي به شمار مي رود. وي در ادامه گفتگوي خود با پرس تي وي با اشاره به همكاري ايران با كشورهاي اسلامي در زمينه ساخت ماهواره اسلامي «بشارت»، گفت: ايران همچنين يكي از اشاعه دهندگان همكاري هاي آسيا- اقيانوسيه در زمينه فناوري هاي فضايي است و در آينده ماهواره مشتركي به نام اس ام ام اس (SMMS) به فضا پرتاب خواهد شد كه ايران نيز در زمينه ساخت آن با كشورهاي آسيا- اقيانوسيه همكاري داشته است.
رئيس سازمان فضائي ايران گفت: پرتاب ماهواره اميد حدود نيم ميليون دلار هزينه داشته است كه اين مقدار از هزينه هايي كه براي ايجاد زيرساخت هاي اين فناوري صرف شده است، جداست. وي ابراز اميدواري كرد كه ماهواره اميد در 12 ماه آينده در مدار زمين قرار گيرد.
موشك بالا نرفت
اما خيلي نگرانيم
در حالي كه رسانه هاي جهان به موفقيت آزمايش سفيراميد اذعان دارند، برخي مقامات آمريكايي پرتاب اين موشك ماهواره بر را ناموفق ارزيابي كردند.
به گزارش «صداي آمريكا»، مقامات دفاعي و امنيتي آمريكا روز دوشنبه گفتند ايران راكتي را كه حامل يك ماهواره آزمايشي بود، به فضا پرتاب كرد، ولي راكت در مرحله دوم شتاب خود به طرف مدار زمين به دو نيم شد، و ادعاهاي جمهوري اسلامي را در اين زمينه و دستيابي به موفقيت نقش برآب كرد.
ادعاي بدون مستند مقامات دفاع و امنيتي ايالات متحده در حالي است كه پس از پرتاب سفير اميد، سخنگوي شوراي امنيت ملي كاخ سفيد گوردون جاندروئه، آزمايش موشكي تهران را نگران كننده ارزيابي كرد و معلوم نيست اگر آزمايش موشك ماهواره بر ايران ناموفق بوده است چرا مقامات آمريكايي اين رويداد را نگران كننده دانسته اند.
در همين حال صداي آمريكا اعتراف كرد كه كارشناسان مي گويند، به رغم اين ناكامي هاي جمهوري اسلامي، آزمايش هاي ايران در پرتاب راكت هاي چند مرحله اي، رو به پيشرفت است و در نهايت ايران مي تواند ماهواره در مدار زمين قرار دهد و يا به شليك سلاح در فضا بپردازد. كاخ سفيد از ايران خواسته است كه آزمايش خود را در زمينه تكنولوژي موشك هاي بالستيك، متوقف سازد.
سفير اميد، غرب را نااميد كرد
يك منبع خبري اسرائيلي، پرتاب راكت ماهواره بر سفير اميد به مدار زمين از سوي ايران را اعلام آمادگي غيررسمي كشورمان براي مقابله با هرگونه حمله نظامي توصيف كرد.
به گزارش سايت صهيونيستي دبكا فايلز، پرتاب راكت ماهواره بر سفير اميد در حالي صورت گرفت كه پيش از آن عربستان سعودي و مصر به ايران هشدار داده بودند. اين سايت افزود: عربستان و مصر به ايران هشدار داده بودند كه پرتاب راكت ماهواره بر مي تواند غرب را در جهت اعمال فشار بيش از پيش تحريك كند و هم اكنون اين كشور بايد منتظر عواقب وخيم تر اين موضوع باشد.
به گزارش عصر ايران، سايت مذكور بدون اشاره به اين كه كدام مقام عربستاني و مصري و در كجا به ايران هشدار داده بودند، تصريح كرد: مسافتي كه راكت ماهواره بر «سفير اميد» طي كرد، همان مسافتي است كه ايران مي تواند با سوار كردن موشك بالستيك روي آن، اروپا و اسرائيل را هدف قرار دهد و اين نمي تواند خبر خوبي براي طرف مذاكره كننده با مقامات ايراني باشد و غرب را از پيشرفت مذاكرات نااميد كرده است.

 



بشار اسد: جنگ با ايران براي آمريكا يك قدم زدن ساده نخواهد بود

رئيس جمهور سوريه تأكيد كرد: جنگ با ايران براي آمريكا يك قدم زدن ساده نخواهد بود.
بشار اسد در گفت وگو با روزنامه روسي كامرسانت با اشاره به جنگ طلبي دولت كنوني آمريكا گفت: دولت كنوني آمريكا دولت جنگ است. طبيعي است كه هدف اين دولت جنگ باشد. اما جنگ با ايران براي آمريكا يك قدم زدن ساده نخواهد بود. عواقب اين جنگ نه تنها در خليج فارس و يا خاورميانه تأثير خواهد گذاشت بلكه گستره آن به تمام جهان خواهد رسيد. بنابراين بايد تلاش كنيم تا چنين جنگي وجود نداشته باشد. اگرچه ما و ايران چنين امكاني را منتفي نمي دانيم اما تمام شرايط ممكن را اجرا خواهيم كرد تا به چنين چيزي اجازه رخ دادن داده نشود. وي افزود: ايران هم پيمان ماست و روابط ما با ايران قوي، استراتژيك و محكم است. اسد در ادامه با انتقاد از دولت آمريكا گفت: هيچ اصلي، هيچ اخلاقياتي و هيچ قانون بين المللي به طور ويژه در دولت آمريكا وجود ندارد و لذا اغلب ما هيچ توجهي به تعويض قدرت در آمريكا نداريم زيرا هر دولت، دولت توپ آتش باقي خواهد ماند، هر دولتي كه بر سر كار آيد كشف مي كند كه دست هايش فلج است. حتي اگر دولتي بر سر كار آيد كه شبيه دولت كنوني نباشد اشتباهات آن را تكرار خواهد كرد.
اسد براي سفري دو روزه به مسكو رفته است.

 



روزنامه صهيونيستي جروزالم پست: وزير دفاع آمريكا طرفدار ايران است(!)

يك روزنامه مشهور صهيونيستي تاكيد كرد؛ گيتس وزير دفاع ايالات متحده آمريكا، طرفدار ايران است.
به گزارش رجانيوز، روزنامه جروزالم پست، در مقاله اي با عنوان «اين آمريكايي هوادار ايران» است، نوشت: تلاش گيتس براي ممانعت از اتحاد آمريكا و اسرائيل به طرفداري از همسايگان عرب عراق و ايران در هيچ جا به اندازه اقدامات وي در قبال برنامه سلاح هسته اي ايران مشهود نبوده است. اين اقدامات امتداد تلاش هاي وي پيش از به دست گرفتن سمت كنوني است.
در سال 2004 گيتس در مطالعه اي در شوراي روابط خارجي آمريكا با همكاري برژينسكي خواستار آن شد كه آمريكا از اسرائيل دور شده و به ايران نزديك شود.
در طي 9 ماه گذشته عمدتا به دليل حمايت هاي گيتس، سياست حركت به سمت ايران و اسرائيل در پيش گرفته شد. اين سياست شامل كاستن از شدت تهديد دستيابي ايران به سلاح هسته اي، درك پيشرفت هايي كه ايران در اين راه كسب كرده و تلاش براي ترغيب ايران از طريق حمايت آمريكا و شركت در گفت وگوهاي اروپا با ايران بوده است.
نخستين حمله آمريكا به آنچه تا آن زمان جبهه اي كمابيش متحد با اسرائيل در موضوع برنامه هسته اي ايران بود، انتشار گزارش برآورد اطلاعاتي آمريكا درباره برنامه هسته اي ايران در نوامبر گذشته بود. اين گزارش در برابر درخواست آشكار ايران براي نابودي اسرائيل و آمريكا، پيشرفت سريع آن در فعاليت هاي غني سازي اورانيوم، فرماندهي شورش هاي عراق، حزب الله در لبنان و حماس در فلسطين و ساخت موشك هاي بالستيك، ادعا كرد كه ايران در سال 2003 برنامه هسته اي خود را متوقف كرد.
اين گزارش نه تنها ضربه اي بر پيكر تلاش هاي اسرائيل در راستاي منزوي سازي ايران و ايجاد اجماع جهاني براي مقابله با ايران بود بلكه همچنين ضربه اي به هدف بيان شده آمريكا براي ايجاد اجماع در جهت تحريم ايران در شوراي امنيت سازمان ملل بود. در ماههاي اخير به موازات تشديد لحن نسل كشي ايران، به دست گرفتن كنترل دولت لبنان، تقويت اتحاد آن با سوريه، دوبرابر كردن سطح غني سازي اورانيوم و تقويت پيوند با سوريه، رابرت گيتس از سايه بيرون آمد و نشان داد كه دفاع از تاسيسات هسته اي ايران در برابر هرگونه حمله احتمالي اسرائيل و يا آمريكا نخستين نگراني وي است.
وي همواره از حاميان دائمي مذاكره با ايران بوده است به اين ترتيب آمريكا نه تنها از نقش امركننده در قبال ايران خارج بلكه به التماس كننده نيز تبديل شده است. اين در حالي است كه ايران با افراط گرايي در حال تلافي بود. ايران در برابر پيشنهادهاي اروپا از حمله راكتورهاي هسته اي تا عضويت در سازمان تجارت جهاني، تهديدات نظامي خود را بر ضد هم پيمانان آمريكا در خليج فارس شدت بخشيد. ايران همچنين تهديد كرده است تنگه هرمز را به روي كشتي هاي نفتي خواهد بست. اين كشور ماهواره اي را پرتاب كرده و موشك هاي ديگري را آزمايش كرده است و همچنان خواستار نابودي اسرائيل است.
در بخش ديگري از اين مطلب آمده است: در ماههاي اخير فرماندهان عالي رتبه وزارت دفاع اسرائيل و وزراي كابينه با مشاهده نرمش آمريكا در برابر ايران به آمريكا سرازير شده اند. ماه قبل، رئيس ستاد مشترك ارتش اسرائيل براي متقاعد كردن آمريكا به تغيير روش خود در قبال ايران يك هفته را در واشنگتن گذراند. پس از وي نيز ايهود باراك، تزيپي ليوني و شائول موفاز به واشنگتن رفتند اما همه آنها در ماموريت خود شكست خوردند.
مايكل مولن رئيس ستاد ارتش مشترك آمريكا براي پنهان كردن موضع حامي ايران در دولت آمريكا، به اشكنازي نشان لياقت داد. گيتس نيز موافقت كرد اسرائيل را با سيستم هاي دفاعي ضد موشكي مجهز كند كه در صورت اختصاص بودجه مداوم تا سال 2011مستقر خواهد شد. چنانچه اين سامانه با موفقيت مستقر شود، قادر خواهد بود 90درصد از كلاهك هاي هسته اي ايران را رهگيري كند.
جروزالم پست در پايان موضع گيتس را چالشي براي اسرائيل و آمريكا دانسته است.
آمريكا از حمله اسرائيل به ايران حمايت نمي كند
از ديگرسو، يك روزنامه ديگر صهيونيستي در مطلبي تاكيد كرد كه آمريكا از حمله اسرائيل به ايران حمايت نمي كند.
يديعوت آحارونوت روزنامه نزديك به مقامات اسرائيلي پس از انجام مذاكرات ژنو نوشت: كاخ سفيد اخيرا با ارسال پيامهاي روشن به اسرائيل اعلام كرد كه آمريكا در حال حاضر از حمله نظامي به ايران حمايت نمي كند. اين روزنامه به نقل از منابع عالي رتبه اسرائيلي نوشت؛ اسرائيل بدون چراغ سبز و كمك آمريكا با مشكلات بزرگي در زمينه حمله به ايران روبرو خواهد شد.
ستاد مشترك ارتش آمريكا در گزارشي به رئيس جمهور و وزير دفاع اين كشور اعلام كرده است كه حمله نظامي به ايران نمي تواند برنامه هسته اي اين كشور را متوقف كند و تضميني درباره متوقف شدن اين برنامه با حمله نظامي وجود ندارد.
شكاف ميان آمريكا و رژيم صهيونيستي در خصوص روش برخورد با ايران به جايي رسيده است كه در جريان سفرهاي اخير باراك و اشكنازي به واشنگتن مقامات آمريكا اعلام كردند به مهمانان خود تاكيد كرده اند كه برخورد با ايران فوريت ندارد.

 



آغاز جنگ ولرم !

يكم-مدتي است از سفاهت بوش ثاني خبري نرسيده. لابد پيش خود مي گويد حالا كه مشائيون (فلاسفه داخل ايران) مشغول خدمتند لازم نيست زياده نطق كنم. گرچه بعيد نيست آخر عمري، عقب كار خير بوده براي كاندوليزاخاتون به دنبال شوهر مناسب و اصيل بگردد ليكن خبرها حاكيست هيچ مرد مناسب و اصيلي تن به چنين انتحاري نداده، سقوط عمدي از برج هاي منهتن را بر تزويج و مناكحه با ورپديده مذكوره ترجيح مي دهد. ايضاً راپورت خفيه رسيد بوش ثاني اين اواخر دوباره به خمر و ميسر اقبال كرده، رعيت اتازوني وي را با چشمان سرخ و گونه هاي سرخ تر ديده اند كه عربده مي كشيده و در شوارع تغزاس رانندگي مي كرده بسكه الكل خونش ارتفاع داشته.
دويم-في الحال كه قدرت هاي عمده عالم بر سر جرجستان و آبخازيا و سپر عقب و جلوي موشكي لهستان به همديگر مشغولند و عنقريب است جنگ سرد به جنگ ولرم و آنگاه سوزان مبدل شود مناسب و بلكه لازم مي نمايد دولت فخيمه ايران بعد از عزل فلاسفه نورچشمي، يك دوجين نيروگاه ذره اي در بلاد مختلفه مملكت به طور خفيه و به طرفه العين احداث كرده- چشم شيطان كور- طاقت ذره اي را پروگرس داده، برق مكفي استحصال نمايد تا سنه آتيه ديگر برق ها نرفته و پروجكت هاي سينما توغرافي اين ميرزا- كه به واسطه عدم برق نزديك بود به خاك سياه بنشيند- رونق بگيرد ان شاءالله. خبر رسيد اليوم اتازوني به بهانه ايران و في الواقع بجهه روس ها با لهستان معاهده موشكي امضا نموده، خون مدودف و پوتين در حال جوشش بوده لذاست كه مي گويم جنگ ولرم در راه است. ايضاً آمريكا به روسيه التجا و زاري نموده كه اسلحه هامان را پس بدهيد، ليكن روسيه بي اعتنا در حال تقسيم غنايم است. شرعاً هم غنايم مال روس هاست و آمريكا ژاژ مي خايد.
سيم-پرويزخان مشرف حاكم پاكستان تحت مضيقه اپوزيسيون استعفا داد. راپورت مي رسد اسامه ميرزاي بن لادن در خيمه و خرگاه خود واقع در سلسله جبال پاكستان سه روز تعطيل اعلان كرده و نمي داند به تعزيه بنشيند يا جشن و سرور برپا كند!
چهارم- حكومت اردن هاشمي هم قصد دارد طاقت هسته اي استعمال نموده، با چيني ها عقد معاهده كرده اند كه آنها بيايند برايشان نيروگاه ذره اي عمارت كنند. حبذا بر اين فكر. بعد از مصر و امارات نسبتاً متحده، اين سومين سلطنت اعرابست كه قصد نموده برق را هم توليد و هم صادر كند؛ حالا داخل در ان بي تي هم نشدند مافي مشكله . بمب ذره اي هم استحصال نمودند نو پرابلم؛ مهم استعمال است كه نمي كنند.
پنجم-مدرك و ما ادريك ما المدرك؟ اين كاغذ پاره چيست كه اين همه در مجلس شورا دعوا به راه انداختند كه فلان وزير ذومدرك است يا ذي مدرك؟ بالفرض كه ندارد؛ اصل، عرق خدمت است كه بحمدالله به وفور در بافت ايشان يافت مي شود. حالا گيرم كه كاغذ پاره اي هم صادر شد و ادعاي جعل هم كردند.اصل خدمت است بحمدالله. گيرم كه حتي ايشان تصديق متوسطه داشته باشد؛ حالا كه چي؟ اينها قطعاً ملاك نيست.
ششم-از رفرميست هاي بومي كه مدتي بود خدمت انورشان نرسيده بوديم خبرهاي متنوع و متكثري مي رسد؛ في الواقع اشخاص مدعي، متنوع و متكثر شده اند و بحران كاريزماتيك در ميانشان بالا گرفته. اين خودشيفتگان كه توهم خود محبوب بيني گرفته اند مدتي ست كيهان هشيارشان كرده كه يحتمل صلاحيت شان مردود شود و لذا دنبال كسي مي گردند كه علاوه بر صلاحيت، قدرت هماوردي محمود ميرزا را هم داشته باشد. عده اي هم با منحرفين و پشيمانان هم كاسه شده اند تا خشت هاي بعدي عمارت شان نيز زاويه دار و معوج بالا برود؛ خدا به خير كند.
ميرزا قلي خان راپورتچي

 



شفاي قرآن

درباره انطباق امور پزشكي با موازين اسلامي بايد معناي طبابت را از بيتاري جدا كنيم. يك « طبيب» داريم و يك « بيتار» و يك «دامپزشك». براي تشخيص اين دو از هم، آيا اين امتياز را مي توان در بخش هاي بيماري تشخيص داد؟ آيا مي شود اين فرق را در بيمارها جستجو كرد؟ آيا اين فرق را مي توان در معالج و كسي كه معالجه مي كند جستجو كرد؟ آيا اين فرق را مي توان در داروها جستجو كرد؟ اين ها دشوار است.
براي تشخيص امتياز بين پزشك و بيتار، دشواري تشخيص از آن جهت است كه هر بيماري را خود بيمار مي فهمد. چون بيمار، بيماري اش را مي فهمد، آن درد را احساس مي كند، به پيش پزشك مي رود. مي گويد: من فلان درد را دارم، پزشك او را معالجه مي كند. اگر دردمندي دردش را نفهمد، چه كند؟ اگر بيماري مرضش را تشخيص نداد ، چه كند؟ اگر آن قوّه مشخّصه و مميّزه مريض شد، چه كند؟ انسان كارش را با ساعت مثلاً تنظيم مي كند. اگر ساعت عقب بود، چه كند؟ انسان كارش را با يك برنامه هائي هماهنگ مي كند. اگر برنامه ها غلط تدوين شد، چه كند؟ اگر آن اصلي كه در انسان حضور و ظهور دارد، كه آن اصل درد شناس است و درد را احساس مي كند و انسان را خبر مي دهد؛ اگر او مريض شد، ما چه كنيم؟ اگر ما فهميديم انسان كيست و حيوان كيست، آنگاه مي فهميم طبابت يعني چه و بيتاري يعني چه!
مطلب ديگر آن كه طبابت، طبابت است و تجارت، تجارت. اين بحث اختصاصي به پزشكان محترم ندارد؛ مال علماء و روحانيون هم هست. مال هر فرزانه صاحب نظر و انديشوري هم هست. هيچ كس نمي تواند بگويد: ما چندين سال زحمت كشيديم، عالم شديم. وضع مالي ما مناسب نيست و فلان پيشه ور و كاسب و تاجر بعد از يك مدّت، سرمايه اي فراهم كرده است؛ اين سخن ناصواب است. براي اينكه وقتي از امام معصوم (ع) سئوال كردند: چرا علماء و دانشمندان، وضع شان مناسب نيست و پيشه وران و تاجران از مال فراواني برخوردارند؟ فرمود: ألي س الع لم ر زقاً. أل يس العقل ر زقاً؟ مگر دانش روزي نيست؟ مگر عقل و فرزانگي روزي نيست؟ خدا، خداي عادل است. نحن قسمنا ب ينهم معيشتهم (1). روزي ها را تقسيم كرده؛ كسي كه عمري را صرف فرزانگي مي كند، خردمند مي شود. عمري را صرف مال اندوزي مي كند، مال دار مي شود. هيچ عالمي مجاز نيست كه خود را با تاجر و پيشه ور بسنجد. چنين كه اگر پيشه وري گله كند كه عمر ما گذشت ، چيزي نيآموختيم و نيندوختيم، چنين گله اي هم مسموع نيست. چون او راه خردمندي را طي نكرده است.
فضاي روحاني بيمارستان ها
فضاي بيمارستان هم بايد فضاي مذهبي باشد. فضاي مذهبي به اين معناست كه آهنگ اذان به گوش همه برسد. به بيمار بفمهانند كه اگر توان وضو گرفتن داري، وضو. نشد، تيمم. و اگر توان انجام فرائض مذهبي را به صورت صحيح داري، همان واجب است. نشد، نسشته. نشد، به پهلو آرميده. در هر اتاقي وسيله نماز؛ از قبيل مهر، خاك تيمم و مانند آن باشد كه فضاي بيمارستان، فضاي مذهبي باشد. مرحوم صدوق در كتاب قيّم توحيدش نقل مي كند كه وجود مبارك امام معصوم (ع) به عيادت بيماري رفت. يكي از اصحاب و شاگردان حضرت در خدمت حضرت بود. وقتي رفتند، ديدند آن بيمار از درد، آه مي كشد. اين شخص كه در خدمت امام بود، به بيمار گفت: چرا مي گوئي: آه! بگو: يا الله! وجود مبارك امام (ع) طبق نقل مرحوم صدوق فرمود: آه، اسمي است از اسماي خدا (2). اين بيمار خدا را طلب مي كند، نه غير خدا را. او چه بداند، چه نداند؛ مي گويد: خدا.
دم چو فرو رفت، هاست؛ هو ست چو بيرون رود
يعني از او در همه، هر نفسي هاي و هوست
ضرورتي كه پيش نمي آيد
خيلي فرق است بين كسي كه طبيب است؛ يعني انسان را معالجه مي كند، و بين بيتاري كه بيتارانه درمان مي كند. خود به فكر تجارت است، و بيمار را هم در حد يك حيوان مي داند. خيلي فرق است بين اينكه انسان با عاطفه درمان كند و بيمار را مانند خود بداند. تا آنجا كه ممكن است دست به كارد و چاقو نبرد، كه مبادا كسي را مجروح كند؛ اگر ممكن است از راه دارو درمان كند. تا آنجا كه ممكن است با يك دارو كه شفا بخش است، داروهاي مكرر و مشابه ننويسد و ننگارد. تكرار زشت است؛ چه در نسخه نويسي، چه در گفتار، چه در نوشتار، چه در رفتار. هم بيمارها بايد فرهنگ صرف دارويشان تقويت بشود. توقع نداشته باشند كه طبيب نسخه را سراسر پر كند از دارو! و هم پزشك محترم از ضعف فكري بيمار سوء استفاده نكند، داروهاي مشابه ننگارد.
به هر تقدير اين اوّلين قدم براي «انطباق امور پزشكي با موازين اسلامي » است. هم پرستارها و پرستاري، هم اتاق عمل و اتاق آسايش ، هم بيمارستان و هم اتاق بيمار و هم كيفيت صرف دارو؛ اين مجموعه گوشه اي از ضرورت انطباق امور پزشكي با موازين اسلامي است. امّا گاهي گفته مي شود انسان كه مجبور شد، در حد ضرورت از حرمت استفاده مي كند. بعضي از بزرگان گفتند: چنين ضرورتي هرگز پيش نمي آيد. گفتند: انسان مي تواند در حال ضرورت، از شراب به عنوان دارو استفاده كند ! عدّه اي گفتند: چنين ضرورتي پيش نمي آيد. شما خود را مضطّر كردي وگرنه در نظام آفرينش چنين ضرورتي نيست.
در تعبيرات ديني ما آمده است: هيچ مرضي نيست، مگر اينكه خدا براي او دوائي خلق كرده است؛ فقط مرض حماقت است كه بي درمان است. «حمق» معنائي دارد. معناي حمق اين نيست كه كسي سفيهانه كار بكند؛ اين يك حمق رايج است كه همگان مي فهمند. حمق يك خطري است كه بسياري از انسان ها ممكن است مبتلا باشند و ندانند گرفتار چنين خطري اند. چون در تعبيرات ديني آمده است: ل كلّ داء دواء (3). خدا براي هر بيماري، دوائي آفريده است. لذا اگر چنانچه كسي، ضرورتي را احساس مي كند، براي آن است كه به دنبال تشخيص دارو نرفته است.
مبادا خداي ناكرده صرف اينكه صنعت پيشرفت نكرده است، دارو سازي همچنان متوقّف است، انسان فكر بكند كه اگر مقداري الكل در شربت بريزد، بهتر است؛ الكل در آن شربت اثر مي گذارد ! اين كار را دارو ساز اصلاً نكند، و پزشك هم تجويز نكند. هيچ گاه در حرام، ش فائي نيست. آن رساله عهد مرحوم بوعلي اين است كه: عهد كردم كه هرگز لب به شراب نزنم، ولو بيمار بشوم... با اينكه خود متخصّص اين داورها و درمانها است.
بنابراين براي هر دردي، يك درماني هست. امّا اينكه در روايت دارد: به استثناي حمق، احمق را نمي شود معالجه كرد؛ براي اينكه احمق درد دارد، تشخيص نمي دهد، مراجعه نمي كند و همچنان مي ماند و هلاك مي شود. اين تخصّصاً خارج است، نه تخصيصاً. براي حمق هم يك راهي است. همه رهبري ها و هدايت هاي حكيمانه، براي حمق زدائي است. منتها مشكل اين است كه احمق بيمار هست، و نمي داند كه بيمار هست! وقتي احساس درد نكرد، مراجعه به طبيب نمي كند. ذات أقدس له، قرآن را ش فاء معرفي كرد. فرمود: و ننزّ ل م ن القرآن ما هو ش فاأ و رحمه (4). انسان كامل خود را طبيب معرفي كرد، چنين كه در نهج البلاغه فرمود: طبيأ دوّاأ ب ط بّه (5). حالا اين را در وصف پيغمبر (ص) فرمود، يا در وصف شخص خود؛ فرمود: چه او، چه من، طبيب ايم. طبيب، دارو مي دهد. داروئي كه ما مي دهيم، عين شفاست. « قرآن » دوا نيست، شفاست. ممكن است دوا از درمان تخلّف پيدا كند، ولي شفاء ب ما هو شفاء از درمان تخلّف ندارد، خوب ش فاء است. و ننزّ ل م ن القرآن ما هو شفاء. ¤ سخنراني آيت الله جوادي آملي (مدظلّه العالي)
در ديدار با مسئولين وزارت بهداشت ؛ قم - 4 آبان 1374
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) ذاريات . 22 (2) التوحيد . ص 219
(3) وسائل الشيعه . جلد 16 . صفحه 68 ـ باب وجوب الستغفار عن الذّنب و ...
(4) اسراء . 82 (5) نهج البلاغه . خطبه 108

 



آيت الله نوري همداني: همه ملت ايران به سخنان مشايي اعتراض دارند

سرويس سياسي-
آيت الله نوري همداني در پاسخ به استفتاي جمعي از دانشجويان درباره اظهارات مشايي گفت: شايسته نيست رئيس جمهور، كسي را كه شهامت روحي ندارد كه به اشتباه خود به طور صريح اعتراف كند و عذر بخواهد، مشاور خود قرار بدهد. همه ملت ايران به سخنان مشايي اعتراض دارند.
به گزارش خبرگزاري ها، آيت الله نوري همداني از مراجع عظام تقليد در پاسخ به استفتاء جمعي از دانشجويان دانشگاه هاي كشور درباره اظهارات اخير اسفنديار رحيم مشايي رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري درباره ساكنان سرزمين هاي اشغالي پاسخي را ارائه كرد كه متن كامل اين استفتاء و پاسخ آيت الله نوري همداني به شرح زير است:
مرجع عاليقدر جهان تشيع حضرت آيت الله العظمي نوري همداني (دامت بركاته)
همانگونه كه حضرتعالي مطلع هستيد اخيرا، برخي از افرادي كه متاسفانه در جايگاه هاي بالاي مديريتي كشور هستند، از دوستي جمهوري اسلامي با مردم اسرائيل سخن مي گويند حال آنكه نظام جمهوري اسلامي و شخص امام خميني(ره)، از اساس، كشوري به نام اسرائيل را به رسميت نمي شناسند كه ملتي براي آن تصور كند.
اظهارات اخير مبني بر دوستي ايران با اسرائيل سبب ايجاد شك و ترديدهايي در افكار عمومي ملت انقلابي و پيرو خط امام(ره) شده است.
لذا از حضرتعالي خواهشمنديم در راستاي روشن شدن افكار عمومي آحاد ملت شهيدپرور ايران و مسلمانان ساير كشورهاي اسلامي صراحتا نوع تعامل با رژيم غاصب و جعلي اسرائيل و نيز مردم ساكن در سرزمين هاي اشغالي را تعيين بفرماييد.
پيشاپيش از توجهات ويژه آن عالم وارسته و فقيه بزرگوار صميمانه متشكريم.
جمعي از دانشجويان دانشگاه هاي كشور
پاسخ آيت الله نوري همداني:
«عداوت و دشمني مردم متعهد ايران با اسرائيل خون آشام كه با نقشه استعماري، مردم فلسطين را آواره و اين سرزمين را غصب و با ادامه قتل و كشتار و جنايات فراوان و ساختن شهرك ها، همفكران صهيونيستي خود را از كشورهاي ديگر به اين سرزمين جلب كرد از الفباي اسلام و انقلاب است.
كيست كه نداند كه استعمار پير انگلستان اين غده سرطاني را با نقشه شوم هولوكاستي در اين سرزمين غرس كرد و سردمدار استكبار جهاني يعني شيطان بزرگ، آمريكا اين شجره خبيثه را آبياري كرد و با حمايت همه جانبه اين پايگاه استعماري كه با انباركردن سلاح هاي هسته اي و قتل و كشتار و تخريب مداوم امنيت منطقه را به هم زده است را نگه داشته و تقويت مي كند.
همه مي دانند كه مردم انقلابي ايران اين كلام امام راحل (اعلي الله مقامه) كه اسرائيل بايد محو شود» را يكي از آرمان هاي خود مي دانند و هر سال در جمعه آخر ماه مبارك رمضان با تظاهرات چند ميليوني خود همه مسلمانان و آزاديخواهان جهان را به اين آرمان اسلامي دعوت مي كنند و به عملي شدن و تحقق اين ايده كه هم اكنون از جهت مغلوبيت در برابر حزب الله محترم لبنان و قدرت انتفاضه در ضعف و اضطراب به سر مي برد ايمان دارند. «انهم يرونه بعيدا و نريه قريبا».
بنابراين هرگز شايسته نيست كه رئيس جمهور محترم و مكتبي، كسي را كه فكر و فرهنگش در حدي باشد كه نتواند اين حقيقت را درك كند و يا از لحاظ ادبي قدرت بيان اين مطلب را ندارد و يا آنقدر شهامت روحي ندارد كه به اشتباه خود به طور صريح اعتراف كند و عذر بخواهد، اين چنين شخصي را مشاور خود قرار بدهد و يك پست مهم دولتي را به او بسپارد تا نه تنها اعتراض به جاي نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي ايران بلكه اعتراض و ناراحتي همه ملت آگاه و متعهد ايران اسلامي به دنبال داشته باشد.
حسين نوري همداني
ادامه واكنش هاي انتقادي
به اظهارات مشايي
احمد سالك عضو ارشد جامعه روحانيت مبارز اظهار داشت: طرح دوستي با «مردم اسرائيل» آن هم از زبان يك عضو دولت اصولگرا، براي ملت ايران قابل تحمل نيست.
وي در گفت وگو با فارس ادامه داد: با توجه به نظر مسئولان عاليرتبه نظام، مراجع عظام و مردم نسبت به اشغالگران قدس شريف، تداوم حضور رحيم مشايي در دولت تعجب برانگيز است.
اين عضو ارشد جامعه روحانيت مبارز در پايان تاكيد كرد كه رحيم مشايي بايد از مسئوليت هاي دولتي (معاونت رئيس جمهور، رياست سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و رياست مركز مطالعات جهاني شدن) كناره گيري كند يا از سوي آقاي احمدي نژاد از اين مسئوليت ها بركنار شود.
همچنين نماينده سابق ولي فقيه در نيروي انتظامي تاكيد كرد: بايد مسئوليت سازماني كه متولي معرفي فرهنگ و آداب ايران اسلامي به جهانيان است، به كسي واگذار شود كه مروج اسلام و انقلاب و پيرو خط امام(ره) و رهبري است.
محمدعلي رحماني در واكنش به اظهارات مشايي رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري درباره دوستي ايران با مردم اسرائيل به خبرگزاري فارس گفت: كساني كه اندك اطلاعي از مفاهيم سياسي دارند، ديدگاه هاي رحيم مشايي را برخلاف مواضع سياسي جمهوري اسلامي و امام راحل(ره) و رهبر معظم انقلاب مي دانند.
اظهارات جديد و
عجيب مشايي
رحيم مشايي ديروز درمراسم ثبت ميراث معنوي نيمه شعبان اظهارات جديدي بر زبان راند كه در نوع خود عجيب نيز هست.
به گزارش فارس رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري اظهار كرد: مي گويند صف بندي مومن و كافر وجود دارد اين صف بندي وقتي اصالت دارد كه فرصت ها را براي انتخاب انسان ها فراهم بياوريد و انسان ها به مفهوم واقعي آزادي انتخاب خود را انجام دهند اين كه مسلمانها بگويند كار ما درست است بقيه اشتباه مي گويند يعني 5.5 ميليارد انسان را از دايره انسانيت خارج كنيم بنده افتخار مي كنم پيرو مذهب اماميه جعفري هستم اينكه بقيه را از دايره خارج كنيم درست نيست ما در ارائه پيام به دنيا كه صف بندي نمي كنيم. آيا براي پيامبر ما بين يهوديت ومسيحيت تفاوت بود؟ اين روشن است پيامبر خواستگاهش رحمه للعالمين است.
رحيم مشايي افزود: در مقام ابلاغ پيام انساني مرز نمي شناسيم، مومن و كافر نمي شناسيم اينكه پيرو كدام فرقه است نمي شناسيم، آيا در جامعه اسلامي همه انديشه ها يكسان است؟ به قول بعضي ها، بعضي مسلمان ها از نظر مباني فكري شايد از ما دورتر باشند. دراين سير حركتي كه به جلو مي آييم انسان است كه به انسان نزديك مي شود.
وي تصريح كرد: اين حرف هايي كه بنده مي زنم عين آموزه هاي ديني است هركسي شك دارد براي بحث 100 ساعته آماده هستم صدا كنيد بگوييد مشايي چه مي گويي؟ تا بگويم تو هم لذت مي بري، اين عين آموزه هاي دين است.
معاون رئيس جمهوري گفت: به تمام نمازهايي كه خوانده ام قسم مي خورم منطقي كه صف بندي مي كند باطل است، باطل است، باطل است.
رحيم مشايي اظهار داشت: كسي كه غير از دين جعفري دارد نه آن است كه نمي خواهد ايمان بياورد، نه آن است كه آن را ديده است و خوشش نيامده است، به پير و پيغمبر، نديده، نفهميده و نسنجيده است ما بايد اينها را ارائه كنيم.
وي گفت: من گفته ام زمان آنكه ديني در دنيا جهاني شود گذشته است. گفته اند پس امام زمان چيست من امروز را مي گويم من به آمريكا كه مدعي است مي خواهد دينش را در دنيا جهاني كند مي گويم.
معاون رئيس جمهوري ادامه داد: بنده گفته ام كه مردم آمريكا از نظر ارتباطات يكي از برترين هاي دنيا هستند منتهي كلمه ارتباطات از صحبت هاي بنده حذف شده است. اصلا ملت برتر در دنيا وجود ندارد ما به سمت يكي شدن مي رويم.
مشايي شايستگي حضور در دولت احمدي نژاد را ندارد
نماينده مردم تهران اظهارات مشايي درباره اسرائيل را بيانگر پيروي از هواي نفس خواند و گفت: با توجه به اصرار مشايي به مطالبي كه موجب تفرقه در جامعه شده است من به هيچ وجه او را شايسته همكار بودن با فردي مخلص مثل احمدي نژاد نمي دانم.
مهدي كوچك زاده در گفتگو با مهر با اشاره به مباحث مطرح شده در جامعه در مورد برخي اظهارات رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري اظهار داشت: صرف نظر از مواضع آقاي مشايي چه در به كار بردن لفظ مجعول «ملت اسرائيل» و چه صحبت او درباره اينكه «هيچ ديني امكان حاكميت بر جهان در عصر حاضر را ندارد» اصرار او به يك مطلبي كه به واسطه دو پهلو بودنش موجب ايجاد تفرقه و گفتگوهاي بي حاصل در جامعه شده اصرار بي جايي است.
عضو كميسيون فرهنگي مجلس هشتم ادامه داد: هرچه فكر كردم كه يك انسان با چه انگيزه اي به مطلبي كه موجب تفرقه در جامعه شده اصرار مي ورزد عقلم به جايي نرسيد. در زمان حضور مشايي در جلسه كميسيون فرهنگي شخصاً از او خواستم كه به خاطر اينكه سخنانش موجب تفرقه شده از مردم عذرخواهي كند تا به اين مباحث خاتمه داده شود.
كوچك زاده با بيان اينكه اظهارات مشايي نشان مي دهد كه او هيچ توجهي به موضوع وحدت در جامعه ندارد بيان داشت: به نظر من پشت اين نوع اظهارات مشايي چيزي جز هواي نفس نيست.

 



مروري بر تجربه 60 ساله و عبرتي براي امروز- قسمت اول
بشنو از ني چون حكايت مي كند

حيدر رحيم پور-مشهد
¤ 28مرداد كه مي رسد گرچه شرايط سياسي نسبت به سال 32 تغييرات بسياري كرده و اساساً با آن زمان در تضاد است ولي وقتي 55 سال قبل را بياد مي آورم كه چگونه نهضت آن روز با خبط و خطاي ياران، پيش چشم ما آب شد و وقتي اشتباهات تكراري را در كار سياسيون و انقلابيون امروز، مجسم مي بينم تنم مي لرزد. مشاجرات بي اهميتي كه اينك در مجلس و دولت و در پشت جبهه آنان كه خود را اصولگرا مي پندارند، بر سر آنكه فلاني چه گفت و آن ديگري چه كرد، در جريان است، مرا دوباره مي ترساند كه آيا تحريف ديگري در راه است و آيا منحني ارزش هاي انقلاب كه ناگهان در ناباوري دوست و دشمن در اين سالها اينچنين بالا آمد، دوباره پيش چشم ما پائين خواهد رفت؟!
وقتي به ياد مي آورم كه با چه شجاعت و اميدي ما جمعي از مهديه حاجي عابدزاده و جمعي از فدائيان اسلام در نوجواني، تابلوي «نفت ايران و انگليس» را در مشهد و در ميتينگ مليون، به زير كشيديم و تابلوي «نفت ملي ايران» را جايگزين آن كرديم و به ياد مي آورم در انجمن پيروان قرآن و موتلفين اسلامي و سپس كانون نشر حقايق اسلامي، چگونه فراز و فرودهاي نهضت را گاه اميدوارانه و گاه ناباورانه مي نگريستيم و سپس همان جمع شجاع و پرنشاط، چگونه در روز 28 مرداد، و پس از ديدن آن همه اختلافات ميان خودي ها ديگر انگيزه و دليلي براي ايستادن در برابر كمتر از صد نفر!! چاقوكش نداشتيم و اساساً معلوم نبود كه اين يك كودتاست و فردا همه چيز تمام مي شود و در نهضت مقاومت ملي پس از كودتا، چگونه بي فايده، حسرت پيروزي هاي از دست رفته را مي خورديم، وقتي چشمان دردمند نواب صفوي را كه ميهمان انجمن پيروان قرآن در مشهد بود و ياس و نگاه عاقل اندر سفيه آيت الله كاشاني را به خود كه در مشهد، ميزبان شان بوديم و نيز پاسخ پر از تاسف و دلسردي مصدق را به نامه پرسش گرانه ام كه نوشت (فرزند عزيزم، دوران ما گذشت، فردا نوبت شماست) به ياد مي آورم و امروز دوباره اين همه سر به هوايي و نزاع هاي كودكانه ميان خودي ها را مي بينم آن هم در شرايطي كه احمدي نژاد وارد يكي از بزرگترين و شايد بزرگترين معركه تاريخ اصلاحات ايران يعني اصلاح بانك و بيمه و ماليات و يارانه ها شده و بايد همه حواس او، به جاي حاشيه ها، متوجه اين جراحي بزرگ كه هم پربركت و هم خطرناك است باشد و بايد مجلس و همه قوا با هوشياري به كمك بشتابند، همه به يكديگر مشغولند و انقلابيون به حاشيه پردازي ها بر سر مسائل درجه سوم ميان موافقان و مخالفان احمدي نژاد گرفتار شده، دوباره تنم مي لرزد و از خود مي پرسم آيا تحريف ديگري در راه است؟
چه چوب ها كه از تحريف ارزش ها و تحريف حقيقت خورده ايم و خواهيم خورد. غرب نمك نشناس در يكي دو قرن تجربه نفوذ در جهان اسلام دريافته است تا هرگاه كه اجتهاد فقيهان شيعه و جهاد سربازان حسين(ع) و ياران مهدي(عج) در كار باشد درهم كوبيدن صف انقلابيون، ميسر نيست، و سربازان مكتب با اجتهاد، هر روز به شكلي جديد به نشر انديشه اسلامي مي پردازند، پس بارها از راه تحريف دين و تفرقه مبارزين وارد شده و ارزش ها را تحريف و تبديل به ترياك كرده است.
عرفان مجاهدپرور را به تصوف قاعدين و زهد درويش را به كشكول گدايي تبديل كرد. پيشتر، درويشان، نه گدايان بي شريعت و بي حال، بلكه عياران از دنيا بريده بودند كه از عصر مغول تا هجوم غرب به ايران، بر ظالمان مي تاختند. همچنين در روزگار سلطه انگلستان روباه صفت، دسته هاي عزاداري عاشورا و علم هاي سرنگون و سياه پوشيده كه شمايل سپاه انتقام را داشته و بوي خون و خطر براي يزيديان تاريخ مي پراكندند و شجاعتشان را براي دشمنان به نمايش مي گذاردند اما در دوران قاجارهاي تيله باز كودك صفت و پهلوي فاسد، عزاداري انقلابي و اعتراضي، تبديل به خودزني هاي بي هدف و خرافه پردازي شد و شبيه خواني فرهنگ ساز را كه هنر عاشورايي و انقلابي بود، چون شبيه سازي هاي توخالي هنرمندان روز به شكل تئاتر هاي ضعيف و بي محتواي خياباني درآورد و تا آنجا پيش رفت كه شبيه سازي هاي هنرمندانه و پرده هاي نمايش كه ديروز مذهب شيعه رواج داده بود نيز ابزار حرفه گدايي و بازيچه دشمن و سرگرمي عوام گرديد و توطئه هاي انگليسي و جهل خودي ها زمينه اي آفريد كه سنت ها تبديل به بدعت ها شد و مردم را آنچنان از اين حركات، متنفر گردانيد كه دشمن مكار توانست با همكاري رضاخان، آن ديكتاتور تجددزده بي سواد به جاي بدعت براندازي، سنت براندازي كند و تا آنجا كه چون در شهريور سال 1320 كفار و اشغالگران، اين بار علناً به كشورشان هجوم آوردند مردم بيش از آنكه از هجوم دشمن افسرده گردند، خرسند بودند كه شاه بي دين شان، معزول گشت و ناگهان تب عزاداري هاي خرافي و قمه زني و هيئت بازي بي هدف كشور را گرفت. «فاعتبروا يا اولي الالباب»، ليكن دشمن هوشيارتر از آن بود كه حسينياني را كه با سينه هايي پر از مهر حسين(ع) و محروميت ده ساله از عزاداري به دست رضاخان به آزادي انگليسي رسيده اند به حال خود رها كند تا برايش دردسر بيافرينند. در خراسان كه خود درگير مسائل بودم دربار و انگليس، بسياري هيئت ها را با همكاري يك روحاني از تبار درباريان كه متاسفانه فرزند مرجع عاليقدر مجاهد عصر مشروطه بود به زنجيربردگي كشيد و ابتدا با توان فيزيكي آنان در 17 آذر 25، حزب توده را در مشهد متلاشي ساخت و سپس نخبگان توده اي را هم به بردگي گرفت و تيغ دو دمه اي از توده نفتي ها ساخت و در واقع، انگلستان، پس از شاخه راست مذهبي اش، اينك شاخه چپ خود را هم در كشور، سازمان مي داد كه تا امروز هم از ژست هاي بي معني و شكلك هايشان بهره مي برد و چند سال بعد در دوران نهضت نفت توانست توده اي هاي برده شوروي و پان ايرانيست ها و كلوپ مصدقي هاي مستخدم راستي ها و هر حزب تندرو ديگري را در صف مقابله با صاحبان اصلي نهضت ضدانگليسي نفت قرار دهد و به هوش باشيد كه اين كار همواره و امروز نيز شدني است. مگر امروز چپ و راستي كه ساده انديشانه بر آن باورند كه اصلي ترين وظيفه شان آن است كه در برابر يكديگر، آگاهانه صف ببندند و گمان مي كنند كه طرح هاي مبارزه با يكديگر را خود مي ريزند اين چنين نيستند؟

 


صفحه (14)


صفحه (3)


صفحه (2)

     


(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(7(صفحه(6(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14