(صفحه(12(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


دوشنبه 18 شهريور 1387 - 7 رمضان 1429 - 8 سپتامبر 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189177
 

آيا نرخ دلار حبابي است؟!
آگهي انزجار از بهائيت پشت پرده تشكيلات (خاطرات عضو سابق فرقه بهائيت) - 41

E-mail:shayanfar@kayhannews.ir




آيا نرخ دلار حبابي است؟!

محمد حسين اديب
11- همزمان با نزديك شدن به بحران بازنشستگي، مي طلبد تا شرايط به گونه اي تمهيد شود كه سرمايه گذاري خارجي در آمريكا تشويق شود تا 12500 ميليارددلار سرمايه خارجي در آمريكا افزايش يابد، اما ظاهرا آنچه كه در حال اتفاق افتادن است با روند رو به نزول دلار، سرمايه خارجي تشويق مي شود كه از آمريكا خارج شود. در واقع فرار سرمايه خارجي از آمريكا با روند نزديك شدن به بحران بازنشستگي همراه و همگام شده است.
آيا نرخ دلار حبابي است
1- آيا نرخ دلار واقعي است؟
2- تراز بازرگاني آمريكا حدود 820 ميليارد دلار كسري دارد واردات تقريبا 80 درصد بيشتر از صادرات است.
2- هر كشوري كه واردات آن خلاف قاعده بيشتر از صادرات آن باشد، راه حل سقوط ارزش پول ملي آن كشور است. اما در مورد آمريكا با وجودي كه واردات 80درصد بيشتر از صادرات آن است اين اتفاق نمي افتد.
4- كسري شديدتر از پرداخت هاي آمريكا آشكار نشان مي دهد كه نرخ دلار مصنوعا بالا نگه داشته شده است.
5- بالا نگهداشتن مصنوعي پول يك كشور در كوتاه مدت مشكلات چنداني ايجاد نمي كند اما اگر بالا نگهداشتن مصنوعي پول يك كشور تبديل به يك قاعده ميان مدت و درازمدت شود، بر روند توسعه آن كشور تأثير خواهد داشت.
6- بالا نگهداشتن مصنوعي نرخ دلار در بلندمدت باعث مي شود تا آمريكا مزيت هاي رقابتي صادراتي خود را از دست بدهد. نرخ مصنوعي بالا به اقتصاد آمريكا علامت غلط ارسال مي كند. نرخ بالاي دلار باعث مي شود تا سرمايه گذاري به انگيزه صادرات در كشور كمتر انجام شود.
7- برگرفته از بند قبل، بزرگ ترين مشكل آمريكا اين است كه در ده سال گذشته سرمايه گذاري لازم جهت صادرات در حجم و سطح لازم انجام نشده است.
8- 18درصد توليد ناخالص ملي آمريكا به كمپاني هاي بزرگ تعلق دارد و سقوط ارزش دلار به منافع كوتاه مدت كمپاني ها آسيب مي زند. اما نگهداشتن نرخ دلار بطور مصنوعي در سطحي بالا اگر به قاعده ميان مدت و درازمدت تبديل شود ماندن در آمريكا را براي كمپاني ها غيرجذاب مي كند. در واقع منافع كوتاه مدت و درازمدت كمپاني ها در تضاد با هم قرارمي گيرد. كشوري كه به سبب نرخ غلط ارز، سرمايه گذاري براي صادرات در آن تحريك نشود، پس از مدتي با تشديد بحران تراز پرداخت ها، پول ملي آن كشور در معرض سقوط هاي شديد قرار مي گيرد و اين به كمپاني ها علامت مي دهد كه سريعا آن كشور را ترك كنند. كمپاني هاي مستقر در آمريكا، نتوانستند بين منافع كوتاه مدت و درازمدت خود سازگاري مطلوب ايجاد كنند.
9- كشوري كه براي مدت يك دهه نرخ ارز آن مصنوعا بالا نگهداشته شود، از يك كشور درجه اول اقتصادي به كشوري درجه دوم تبديل مي شود و اين اجتناب ناپذير است.
10- اگر آمريكا نتواند در باب نرخ دلار بين منافع كوتاه مدت و درازمدت سازگاري مطلوب ايجاد كند، طي 5سال آينده در معرض سقوط به يك قدرت اقتصادي درجه دوم قرارمي گيرد.
آينده دلار
ايجاد توانايي و ظرفيت در اقتصاد آمريكا كه صادرات آنقدر افزايش يابد تا با واردات برابري كند، نياز به زمان طولاني دارد در حالي كه مشكل تراز تجاري آمريكا در وضع موجود حاد و راه حل اورژانسي مي خواهد، لذا راه حل در كوتاه مدت كاهش شديد ارزش دلار و بالا بردن نرخ بهره است.
وقتي خروج سرمايه آغاز شود، احتمالا خود مردم آمريكا پيشتاز آن خواهند بود كه با فرار از ارزي كه انتظار دارند ارزش آن سقوط كند، در صدد حفظ ثروت خود بر مي آيند در بحران هاي ارزي تقريبا هميشه محلي ها زودتر از ديگران فرار مي كنند آنان شرايط محلي را به دقت زير نظر دارند و چون بيش از همه ضرر مي كنند، پيشتاز هجوم به خارج هستند.
دولت هاي خارجي، اجازه سقوط شديد دلار رانمي دهند چرا كه آسيبي كه به اقتصاد آنها وارد مي شود بزرگ تر از آسيب به اقتصاد آمريكاست. اما اين دولت هاي خارجي نيستند كه براي رويگرداني از سقوط دلار هجوم مي آورند، سرمايه گذاران خصوصي هستند كه چنين كاري را مي كنند. به اعتقاد نگارنده، كسري تراز پرداخت هاي آمريكا تا آن جا ادامه پيدا مي كند كه هيچ كس حاضر به قرض دادن به آمريكا نشود تا بتواند كسري تراز پرداخت هاي خود را متعادل كند در واقع كسري تراز پرداختهاي آمريكا تا آنجا ادامه مي يابد كه بازار جهاني افزايش بيشتر كسري تراز پرداختهاي آمريكا را نگران كننده ارزيابي كند و در مرحله بعد، پس از رسيدن بازار جهاني به اين اجماع، حركت براي تبديل دارائي هاي دلاري به دارائي غيردلاري آغاز مي شود.
2- نرخ دلار چه زماني تا آن اندازه سقوط مي كند كه كسري تراز پرداخت هاي آمريكا متعادل شود؟ آن زمان كه بي اعتمادي به دلار در نزد صاحبان سرمايه در دنيا به حدي برسد كه همه به اين نتيجه برسند كه بهتر است از شر دارائي دلاري راحت شوند سپس همه فروشنده مي شوند و اين مسابقه به سقوط شديد دلار در سه ماه منجر مي شود.
3- وقتي سرمايه گذاران متوجه شوند كه ارزش دلار چقدر بايد كاهش يابد، سقوط آرام دلار به سقوط شديد منجر مي شود. كاهش قابل ملاحظه دلار شامل خود آمريكائيان نيز مي شود. سقوط قابل ملاحظه ارزش دلار در آينده، اين ذهنيت را در آمريكائيان ايجاد مي كند كه اقدام به تبديل دارائي دلاري خود به دارائي غيردلاري كنند. اين فرآيند به سقوط ارزش دلار شتاب مي بخشد.
4- نظر به اينكه در غرب و در جهان سرمايه داري هر كس معمولا بيش از 50درصد از دارائي او شامل وام بانكي است لذا كاهش قابل ملاحظه دارائي هاي دلاري كه تنها راه حل غلبه بر كسري تراز پرداخت ها در آمريكاست، به منزله اين است كه من بعد همه كساني كه سرمايه آنها بگونه اي با واسطه بانكها در آمريكا وام داده شده است و در آمريكا سرمايه گذاري شده است متضرر مي شوند. كاهش ارزش دلار همه بانكهاي خارجي كه در آمريكا وام داده اند و يا به بانكهاي آمريكائي وام داده اند را با بحران شكننده روبرو مي كند.
بخش درماني آمريكا
1- هزينه درماني در آمريكا خلاف قاعده بالاست. مقايسه هزينه درمان در آمريكا با ايران آشكارا نشان مي دهد تحت شرايط يكسان، هزينه درمان در آمريكا نسبت به ايران نجومي است.
2- نجومي بودن هزينه درمان در آمريكا به انحصار در اين بخش مربوط مي شود. نظام پزشكي آمريكا اجازه نمي دهد تا به سادگي تعداد پزشكان افزايش يابد و كمپاني هاي توليدكننده دارو نيز انحصارات خاص خود را دارند.
3- 80درصد داروي جهان بوسيله 18كمپاني توليد مي شود. توليد دارو در آمريكا حالت انحصاري دارد.
4- متوسط بازده سرمايه گذاري در صنعت دارويي آمريكا، بالاتر از هر صنعت ديگر است.
5- ميزان فروش صنعت داروئي آمريكا ساليانه 8درصد رشد مي كند و در حال حاضر 400ميليارددلار است.
6- اما جمعيت سالمند آمريكا به شدت رو به افزايش است. متوسط سن آمريكائي ها اكنون 36.5 سال و 12.5 درصد جمعيت آمريكائيها اكنون بالاي 65 سال هستند.
7- اينكه 12.5 درصد جمعيت آمريكا بالاي 65 سال است، مي طلبد خدمات درماني و بهداشتي گسترده اي دراختيار اين قشر قراربگيرد. 38 ميليون آمريكايي بالاي 65 سال قرار دارند. هزينه مراقبت هاي بهداشتي و درماني از اين جمعيت فوق العاده بالاست و مي طلبد تا انحصار دربخش خدمات درماني كمرنگ شود اما منافع نظام پزشكي يعني پزشكان شاغل و كمپاني ها اجازه اين تغيير را نمي دهد.
8- كشوري كه 38ميليون جمعيت بالاي 65 سال دارد امكان ندارد مراقبت هاي بهداشتي و درماني اين جمعيت درچهارچوب يك نظام انحصاري انجام شود كه هزينه بسيار بالايي دارد.
9- نظام پزشكي آمريكا به سادگي اجازه نمي دهد تا تربيت پزشك افزايش يابد.
آمريكا 14 ميليون دانشجو دارد قاعدتا بايد با اين تعداد دانشجو در تعداد پزشك با مازاد روبرو باشد اما اين چنين نيست. نظام پزشكي اجاره نمي دهد تا پذيرش براي رشته پزشكي به سادگي افزايش يابد. همچنين ورود پزشك خارجي نيز محدوديت هاي عديده اي دارد. به عبارت بسيار روشن، نظام پزشكي آمريكا وضعيتي ايجاد كرده است كه كمبود پزشك ايجاد شود، كمپاني هاي داروئي با انحصار توليد مي كنند و هزينه درمان و دارو خلاف قاعده افزايش يافته است. دركنار اين، كمپاني هاي بيمه هستند كه مي خواهند روي مراقبت هاي بهداشتي و درماني سالمندان كسب سود كنند.
واگذاركردن مراقبت هاي بهداشتي و درمان 38ميليون سالمند به مكانيزم بازار درفضاي انحصار، التهاب هاي اجتماعي و اقتصادي خاص خود را خواهد داشت.
10- منافع 38ميليون سالمندان بالاي 65 سال با وضعيت موجود نظام درماني آمريكا در تعارض آشكار قرار دارد.
11- فشار اجتماعي جمعيت 38 ميليوني بزرگترين معضل آمريكا دردهه آينده خواهد بود. به خصوص زماني كه 38ميليون فوق به حدود 50 ميليون نفر افزايش يابند.
12- درصورتي كه اجازه داده شود پزشك خارجي با سهولت بيشتري وارد آمريكا شود، به انحصار در توليد دارو خاتمه داده شود و كمپاني هاي بيمه، درمان مردم را يك اقدام سوداگرانه ارزيابي نكنند، هزينه درمان در آمريكا به شدت كاهش خواهد يافت.
پيري جمعيت
1- در وضع موجود، حدود 600ميليون از جمعيت سياره زمين بالاي 60 سال دارند و تا سال 2025 ميلادي به 1.2ميليارد نفر خواهند رسيد.
2- جمعيت بالاي 60 سال تا سال 2025 در سياره زمين، از 9.3درصد به 18.6 درصد در اروپاي شرقي از 17.7درصد به 25.28 درصد، در فرانسه از 20.9 درصد به 37.6 درصد، در آلمان از 22.3 درصد به 37 درصد و درآمريكا از 11.7 درصد به 21 درصد خواهد رسيد.
3- مقايسه آمريكا با نمونه آلمان و فرانسه آشكارا موقعيت برتر آمريكا درشرايط فعلي را نشان مي دهد جمعيت بالاي 60 سال آمريكا در سال 2005، 11.7درصد، آلمان 22.3 درصد و فرانسه 20.9 درصد است. آمريكا جمعيت نسبتا جواني دارد و وضعيت آمريكا درسال 2025 ميلادي شبيه وضعيت فرانسه و آلمان در شرايط فعلي است.
4- درواقع درميان كشورهاي غربي آمريكا مناسبت ترين و سالم ترين ساختار جمعيتي را دارد. اما از منظر ديگري وضعيت متفاوت بنظر مي رسد. در دنياي امروز دو مؤلفه كارآمدي يك شركت و يا يك كشور را نشان مي دهد، درمورد شركتها مولفه ميزان سرانه فروش به ازاي هر پرسنل و درمورد كشور، مؤلفه ميزان صادرات سرانه به ازاي هر نفر جمعيت مطرح است. جوان بودن جمعيت ضمن اينكه مطرح است اما مؤلفه مكمل، سرانه صادرات كالا و خدمات به ازاي هر نفر جمعيت است.
5- به ازاي هر نفرجمعيت آمريكا در سال 2006 5280 دلار كالا صادر كرده است و آلمان 15682دلار، آشكارا به ازاي هر نفر جمعيت آلمان 3برابر آمريكا كالا و خدمات صادر كرده است.
6- جوان بودن جمعيت مولفه لازمي است اما كافي نيست كفايت بحث وقتي حاصل مي شود كه خروجي آن به صورت صادرات سرانه بيشتر باشد. معهذا جوان بودن ساختار جمعيتي آمريكا مسئله اي بي اهميت نيست و طي ده سال آينده در رقابت بين اروپا و آمريكا به سود آمريكا خود را نشان خواهد داد.
7- مسئله مراقبت هاي بهداشتي وحقوق بازنشستگي جمعيت سالمند اروپا، طي 15 سال آينده به برتري آمريكا نسبت به اروپا خواهد انجاميد.
8- درسال 1900 ميلادي، متوسط سن مردم آمريكا 22.99 سال، درسال 2005، 36.5 سال و درسال 2010 حدود 39 سال خواهد بود.
9- ضمن تاكيد بر بند هفت، در 25 سال آينده جمعيت بالاي 65 سال آمريكا، 71.5 ميليون نفر خواهد بود. تأمين زندگي 71.5 ميليون نفر بالاي 65 سال بضاعت اقتصاد آمريكا را تحت الشعاع قرار خواهد داد.

 



آگهي انزجار از بهائيت پشت پرده تشكيلات (خاطرات عضو سابق فرقه بهائيت) - 41

نوشته : سعيد سجادي
اشاره:
پيشتر خوانديم كه فرهاد پس از جروبحث با مادر سر جمال مبارك و اعضاي فاسد محافل، به مغازه رفت و در آنجا هم همكارانش را از ضيافت بهايي ها ناراحت ديد. خوانديم كه فرهاد مرتب به ديدار مرجان مي رفت و خانواده مرجان نيز در پي تدارك جهيزيه بودند. روزي مادر مرجان، به همراه دخترش و فرهاد به محله سنگ شير رفت و در آنجا خانه اي را نشان فرهاد داد. آن خانه متعلق به مرجان و مريم بود كه از پدرشان به ارث برده بودند. ادامه ماجرا:
مستأجري كه اينجا زندگي مي كرد، بالأخره موفق شد خانه اي براي خودش بخرد و من به اتفاق مريم و مرجان و سرهنگ تصميم گرفتيم كه ديگر آن را اجاره ندهيم و اينجا را براي زندگي شما دو نفر آماده كنيم در يكي از اتاق ها هم مقدار زيادي از لوازم نو و دست نخورده كه از پول همين اجاره توانسته ايم بخريم موجود است كه جزئي از جهيزيه مريم و مرجان به حساب مي آيد كه با در نظر گرفتن آنها، شما و حتي خود مريم ديگر به هيچ وسيله اي احتياج نخواهيد داشت؛ چون تمام وسائل بدون كم و كاست خريداري شده است. با گفتن اين حرف در اتاق را باز كرديم، حدوداً 20 متر مساحت داشت و پر بود از لوازم خانگي از قبيل يخچال، گاز، تلويزيون، لوازم آشپزخانه، جاروبرقي و. . . البته از هر كدام دو تا بود يكي براي مريم يكي هم براي مرجان. مادر مرجان ادامه داد:
«من به خاطر اينكه دخترهايم پدر و برادر ندارند و فردا بعد از ازدواج زير سؤال خانواده هاي شوهرشان نروند، كوشيده ام با كمك جناب سرهنگ بهترين وسايل را براي آنها بخرم، تا كوچكترين خدشه به زندگي آنها وارد نشود. حالا شما دوست داريد در اينجا زندگي تان را شروع كنيد، بسم الله. . . فقط وسايل مريم را جدا كنيد در همان اتاق، شكر خدا، اتاق هم كه زياد است. پس راحت زندگي كنيد. انشاءالله مريم هم كارش جور شد مي رود طبقه بالا. . . »
مريم هم گفت:
«با توجه به مشكلات رضا. . . فكر نمي كنم فعلاً احتياجي به خانه داشته باشم. »
و بعد به شوخي گفت:
«مرجان، من هر روز مثل اجل معلق بالاي سر شما هستم، نمي گذارم آب خوش از گلويتان پايين برود، اين قدر شما را اذيت مي كنم كه مرا بيرون بيندازيد، اما من كه قهر نمي كنم. باز هم با نردبان يا با موشك مثل پلنگ صورتي خودم را پرت مي كنم، توي اين خانه. . . »
و بعد همه خنديديم. تصميم گرفتيم به صورت علني در روزنامه از فرقه بهائيت ابراز تنفر كرده و تشرف خود را به دين اسلام اعلام نمايم.
گفتم: «خب، حالا نوبت من است كه مشهور بشوم و عكسم در روزنامه چاپ شود. »
در اين ميان مادر مرجان گفت:
«پسرم اجازه بده مرجان ديپلمش را بگيرد، انشأالله بعد دست زنت را بگير و بيا اينجا. »
جاسوسان تشكيلات
حالا ديگر مادر مرجان آنقدر به من محبت كرده بود كه برايم چون مادر عزيز بود، حتي از يادآوري هايش براي خواندن نماز اول وقت لذت مي بردم؛ چون مي دانستم از دامن چنين خانواده هايي فرزندان باايمان و صالح به جامعه تحويل داده مي شوند. تمام دلخوشي من رفتن به خانه جناب سرهنگ بود. كسي كه برايم تبديل به پدر دوم شده بود و از راهنمايي هايش بسيار استفاده مي كردم. روزها با شوق و شور چند برابر توانم كار مي كردم و غروب به جاي رفتن به خانه، راه خانه جناب سرهنگ را در پيش مي گرفتم. مثل كاهي كه جذب كهربا مي شود.
وقتي مريم و مرجان براي جناب سرهنگ تعريف مي كردند كه چطور فرهاد از سر تعصب روي ناموسش با مزاحمان آنها درگير شده است، جناب سرهنگ ذوق كرد و گفت:
«همين نشان مي دهد كه تو بهايي نيستي؛ چون به بهائيان سپرده اند كه روي ناموسشان زياد حساس نباشند. شما كه از محافل آنها اطلاع داري آقافرهاد. »
و من به نشانأ تأييد سر تكان مي دادم. تمام خوشبختي من در آن خانه خلاصه مي شد. هنگامي كه مرجان در را به رويم باز مي كرد، هنگامي كه او را در حال خواندن نماز مي ديدم، زماني كه با هم ماهي هاي حوض را مي شمرديم. . . و زماني كه اسم فرزندان خود را انتخاب مي كرديم. من مي گفتم:
«مرجان عزيز! انشاءالله براي اينكه قدم نو رسيدأ ما مبارك و سعيد باشد اگر پسر بود اسمش را مي گذاريم «مسعود» چطور است؟!»
و او حرف مرا تأييد مي كرد. و من ادامه مي دادم خب حالا اگر دختر شد؛ شما اسمش را چه مي گذاري؟! و مرجان مي گفت: «مهتاب كه به اسم برادرش بخوره. . . »
و هر دو از ته دل مي خنديديم. آن روزها احساس مي كردم، خوشبختي كامل اين است كه نصيب من شده است.
غروب ها از كارگاه مي رفتم دنبال مرجان تا از مدرسه به خانه بياورمش. اين كار هر روز من بود. تا اينكه يك شب ديدم او دارد با يك دختر بهايي از مدرسه بيرون مي آيد. خواستم خودم را پنهان كنم اما ديگر دير شده بود، دختر بهايي هم به محض دين من به صورت مشكوكي از مرجان خداحافظي كرد و رفت.
مرجان به سمت من آمد كه در آن طرف خيابان ايستاده بودم و گفت:
«اين دختر انگاري صاعقه بهش زد. . . تا تو را ديد با عجله خداحافظي كرد و رفت. »
و من براي آنكه روح پاك و بي آلايش او را مكدر نكنم، از او پرسيدم: «ببينم با او چقدر دوست هستي؟!»
گفت: در كلاس در كنار هم مي نشينيم، او آدم بدبختي است، خودش هم مي داند؛ چون مجبور شده با صاحب كارش دوست شود، صاحب كارگاه هم زن دارد، اما از اين دختر بدبخت خواسته تا زماني كه شوهر نكرده بايد با او رابطه داشته باشد وگرنه از كار بيكارش مي كند.
من هم او را چند بار نصيحت كردم كه چندرغاز پول ارزش ندارد كه آدم عصمت و پاكي خود را حراج كند. . . اما مي گويد: بي خيال اين حرف ها باش؛ چون اگر من بيكار بشوم، اين مرد با شاگرد ديگري رابطه برقرار مي كند. تازه من هر چه از او پول مي خواهم، بلافاصله تقديم مي كند.

 

(صفحه(12(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14