(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


دوشنبه 8 مهر 1387 - 28 رمضان 1429 - 29 سپتامبر 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 19194
 

3سكولارها براي خود عبا مي دوزند
3دفاع از تروريسم دستور كار جديد تحكيم
3نگراني جامعه اسلامي دانشجويان از تحركات آشوب طلبانه در آغاز سال جديد
3حمله براندازان به بومي سازي
3برقراري دموكراسي با دايره و تمبك
3دانشجويان آلماني: كنگره ضد اسلام گرايي محكوم است
حقوق بشر با قرائت سازمان ادوار تحكيم
خشونت پرستان مهرستيز كنكاشي در رويدادهاي احتمالي سال تحصيلي جديد
استراتژي متأخر گفتمان ليبراليسم دانشجويي



3سكولارها براي خود عبا مي دوزند

اعضاي جديد گروهك ضدانقلابي تحكيم وحدت، اخيراً براي ترميم چهره به شدت ضدديني خود دست به دامان برخي از چهره هاي روحاني شده و به ديدار آنها رفته اند.
براساس گزارش خبرنامه اميركبير (وب سايت اعضاي تحكيم وحدت)، در اين ملاقات ها اعضاي تحكيم با آقايان منتظري، صانعي و بيات ديدار كرده و با هدف مشروعيت سازي براي خود، تأييد آنها را خواستار شدند. اين جلسه با فضائي كاملا ضددولتي آميخته بود به گونه اي كه برخي از اين چهره هاي روحاني با اظهارات تند خود مايه خوشحالي اين گروهك ضدانقلابي را فراهم آوردند.
گفتني است رويكرد مردم به اصول گرايان و شكست مدعيان جدايي دين از سياست و رقابت درون تشكيلاتي جهت كسب مشروعيت از دست رفته، طيف هاي مختلف دانشجويي وابسته به آنان، با آغوشي باز به سمت استفاده از چهره هاي مذهبي و حوزوي روي آورده اند. چندي قبل نيز اعضاي انجمن اسلامي دانشگاه تهران كه با اعضاي فراكسيون مدرن تحكيم وحدت اختلاف نظر دارند به اقدامي مشابه دست زده و به ديدار چهره هاي حوزوي شتافتند.
البته اقدامات فوق زنگ خطري است براي برخي از چهره هاي حوزوي كه دست مايه تبليغات جريانات انحرافي مخالف نظام و ضدحوزه نشده و لباس مقدس آنان محملي براي مشروعيت بخشيدن به مطامع حزبي و محفلي گروهكي نگردد.

 



3دفاع از تروريسم دستور كار جديد تحكيم

اندكي پس از اعدام «يعقوب مهرنهاد»، دبير تشكل غيردولتي انجمن جوانان صداي عدالت كه به جرم همكاري با گروهك تروريستي جندالله و طراحي عمليات جنايتكارانه تاسوكي صورت پذيرفت، انجمن اسلامي غيرقانوني دانشگاه سيستان و بلوچستان در اقدامي تعجب برانگيز با راه اندازي چند وبلاگ تلاش گسترده اي در جهت پوشش اخبار كذب عليه نظام اسلامي آغاز نموده است. همچنين طيف ملي- مذهبي دفتر تحكيم وحدت وسايت خبرنامه اميركبير نيز در اين خصوص به نحو تأييدآميزي موضع گيري نموده اند.
3دفاع از تروريسم
دستور كار جديد تحكيم
اندكي پس از اعدام «يعقوب مهرنهاد»، دبير تشكل غيردولتي انجمن جوانان صداي عدالت كه به جرم همكاري با گروهك تروريستي جندالله و طراحي عمليات جنايتكارانه تاسوكي صورت پذيرفت، انجمن اسلامي غيرقانوني دانشگاه سيستان و بلوچستان در اقدامي تعجب برانگيز با راه اندازي چند وبلاگ تلاش گسترده اي در جهت پوشش اخبار كذب عليه نظام اسلامي آغاز نموده است. همچنين طيف ملي- مذهبي دفتر تحكيم وحدت وسايت خبرنامه اميركبير نيز در اين خصوص به نحو تأييدآميزي موضع گيري نموده اند.

 



3نگراني جامعه اسلامي دانشجويان از تحركات آشوب طلبانه در آغاز سال جديد

فارس: دبير واحد آموزش اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان با اشاره به مباحث مطرح شده راجع به تحركات مشكوك در زمينه بر هم زدن فضاي دانشگاه ها در اوايل مهر ماه اظهار داشت:
يك نشانه هايي وجود دارد كه منافقين در خارج از كشور و برخي جريانات ضد انقلاب در داخل كشور هماهنگ شده و به دنبال ايجاد تنش در داخل كشور هستند، اما آن ها بايد بدانند كه ديگر دانشجويان فريب آن ها را نخواهند خورد، زيرا دستشان در جنجال ها و بحران سازي هاي گذشته دانشگاه ها، براي دانشجويان رو شده است.
قاسمي، در ادامه سخنان خود در اعتراض به عدم مديريت برخي مسئولين در خصوص اتفاقات دانشگاه ها افزود: در خيلي از اين اتفاقات مسئولين دانشگاه مي توانستند با كمك تشكل هاي دانشجويي بحران ها را مديريت كنند. متاسفانه با سوء مديريت برخي افراد، اعتراضات چند نفره در برخي دانشگاه ها به اعتراضات چند هزار نفره تبديل شد.

 



3حمله براندازان به بومي سازي

طرح موسوم به بومي سازي دانشگاههاي كشور صداي طرفداران اغتشاش و آشوب سرخ در دانشگاهها را درآورده است.
وبلاگ چپ راديكال ارگان وابسته به جريان ماركسيست- لنينيست هاي دانشجويي، از بيم خنثي شدن نقشه هاي آشوب طلبانه خود در خوابگاههاي دانشجويي كه هرازچندگاهي با دستاويزها و بهانه هاي واهي نظير مسائل صنفي انجام مي گيرد، عليه اين طرح موضع گيري نموده است.
اين وبلاگ با درج يادداشتي با عنوان «سهميه بندي جنسيتي و بومي سازي كنكور، سيستماتيك ترين شكل سركوب» اقدام سازمان سنجش را بهانه اي براي كنترل بيشتر خوابگاهها و خالي نمودن آن از دانشجويان شهرستاني قلمداد نموده است.
همچنين، نويسنده اين يادداشت، ضمن اعتراف ضمني به قصد ايجاد آشوب و اغتشاش درسطح خوابگاه ها مدعي شد، تمامي اين اقدامات براي سركوب جنبش چپ انجام مي گيرد!
به نظر مي رسد جريان هاي منزوي دانشجويي برگزيدن ادبيات نوشتاري خود بزرگ بينانه را به عنوان بهترين راه براي مطرح ساختن خود در افكارعمومي دانشجويان برگزيده اند.
اگرچه ممكن است اين طرح به لحاظ آموزشي قابل بحث باشد، اما حمله شديد اغتشاش گران به آن جالب توجه است.

 



3برقراري دموكراسي با دايره و تمبك

چندي است مخالفين جمهوري اسلامي ايران اهداف براندازانه خود را در دانشگاه ها و در قالب تشكيل گروه هاي مبتذل موسيقي دنبال مي كنند.
اخيراً برخي از وبلاگ هاي دانشجويي اپوزيسيون با گرايش ماركسيستي، بيانيه اي از يك گروه موسيقي با عنوان «تپش 2012» منتشر كرده اند كه در آن از راه اندازي كمپين يكصد هزار امضا (!) خبر مي دهد اين گروه مبتذل خود را گروهي متشكل از تعدادي جوان ايراني و آلماني معرفي مي كند كه وابسته به هيچ حزب و گروهي نيست. اعضاي اين گروه هدف خود از تشكيل چنين محفلي را تلاش براي جمع آوري امضا و ارائه آن در سالروز حقوق بشر (10 دسامبر) به پارلمان اروپا در بروكسل اعلام كرده اند تا توجه مطبوعات و رسانه هاي بين المللي را به شرايط حاكم در ايران و به اصطلاح نارضايتي مردم(!!) جلب كند». در بيانيه اين گروه آمده است: «گروه تپش 2012، با موسيقي، ويدئو و كنسرت براي حقوق بشر در ايران فعاليت مي كند!»
نكته مهم ديگر در خصوص اين تشكل آن است كه پارلمان اروپا نيز از اين طرح اعلام حمايت نموده است.
گفتني است استفاده از ترانه هاي مبتذل و ايجاد جاذبه هاي جنسي، ترفند جديد گروهك هاي مخالف نظام براي جذب دانشجويان است.

 



3دانشجويان آلماني: كنگره ضد اسلام گرايي محكوم است

دانشجويان دختر آلماني در اعتراض به كنگره اي كه قرار بود در اواخر ماه مبارك رمضان و با هدف مخالفت با اسلام گرايي در شهر كلن آلمان برگزار شود، در برابر مركز اتحاديه ترك هاي مقيم آلمان، زنجيره انساني تشكيل دادند.
به گزارش خبرگزاري برنا، اين دانشجويان در حاليكه دست زنان جوان محجبه ترك را گرفته بودند، خواستار پايان دادن به اين كنگره بودند.
شايان ذكر است اين كنگره توسط راست گرايان افراطي آلمان برنامه ريزي شده بود كه ويژگي برجسته ايشان برخوردهاي نژادگرايانه و ناسيوناليستي است.

 



حقوق بشر با قرائت سازمان ادوار تحكيم

محسن يزداني
سازمان ادوار تحكيم حاصل اجتماع عده اي از فعالين دفتر تحكيم وحدت است، كه اينك به جرگه فارغ التحصيلان پيوسته اند.
جرقه تشكيل اين سازمان به سال 75 بازمي گردد كه گروهي از فعالين بازنشسته دفتر تحكيم به منظور ادامه فعاليت هاي خود، تصميم به تشكيل اين سازمان گرفته و در شهريور ماه سال 80 با اخذ مجوز رسمي از كميسيون ماده 10 احزاب و با چراغ سبز دولت اصلاحات، با نام سازمان دانش آموختگان ايران، رسماً فعاليت خود را آغاز كردند.
گفتني است در پي اقدامات غيرقانوني سازمان ياد شده و همسويي آشكار آن با مواضع بيگانگان عليه نظام اسلامي، دبيركل اسبق، سخنگو و عده اي از اعضاي شوراي مركزي آن، بارها به زندان افتاده و سرانجام دفتر اين سازمان نيز در تيرماه سال 86 پلمب گرديد.
گروهك ادوار تحكيم، در بهمن ماه سال 86 با انتخاب احمد زيدآبادي (فعال شناخته شده ملي- مذهبي) به عنوان دبيركل جديد سازمان، دور جديد فعاليت هاي خود را آغاز كرد. هر چند حضور فردي همچون زيدآبادي در اين سازمان، كه فعاليت چشم گيري در دوره دانشجويي و علي الخصوص در دفتر تحكيم در كارنامه وي ديده نمي شود، پرسش هايي را ايجاد مي كند، اما پس از انتخاب وي به عنوان دبيركل جديد و تصويب سند مواضع راهبردي سازمان، تحولات قابل توجهي در اين گروهك قابل مشاهده است كه اين نوشتار به بررسي يكي از ديدگاه هاي كلان آنها مي پردازد.
از مهم ترين پارامترهايي كه سازمان ادوار تحكيم تاكنون به آن پرداخته و شايد بتوان آن را شاه راهي در جهت نيل به ديگر اهداف سازمان دانست مسئله «حقوق بشر» است، اين موضوع را در سند مواضع راهبردي سازمان دانش آموختگان بدين شكل مي توان ديد: «سازمان دانش آموختگان، اعلاميه جهاني حقوق بشر را به عنوان مبناي حقوقي مناسبي براي تامين حقوق شهروندي در نظام قضايي دانسته و تلاش در جهت تحقق مفاد اين اعلاميه و دفاع از آن را از مهم ترين كاركردهاي خود مي داند.» 1
گذشته از توحيدي نبودن منشور حقوق بشر و مبنا قرار گرفتن آن توسط سازمان ادوار، مسئله اهميت اين حوزه براي سازمان، مقوله اي است كه بايستي از منظري دقيق تر مورد ارزيابي قرار گيرد. اولين نكته اي كه در اين زمينه مي توان گفت، موضوع قرار گرفتن حقوق بشر به عنوان استراتژي سازمان ادوار تحكيم است. و همانطور كه در مطلب نقل شده از سند مواضع راهبردي سازمان مشهود است، يكي از مهم ترين كاركردهاي اين گروهك، تحقق مفاد اعلاميه حقوق بشر معرفي گرديده است.
اما دايره وسعت حقوق بشر در نظرگاه سازمان ادوار بسيار وسيع است به نحوي كه همه شئون زندگي بشري را شامل مي شود. در اين زمينه سخنگوي سازمان چنين مي گويد: «حقوق بشر نه فقط حقوق سياسي كه مجموعه اي از حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي نيز هست. امروزه حتي حق محيط زيست و حق بر توسعه نيز به عنوان نسل سوم حقوق بشر مورد شناسايي جامعه بين المللي قرار گرفته است... امروزه اگر كارگران خواهان دستمزد عادلانه و رعايت موازين حقوق كار هستند. اگر اقشار مختلف مردم خواهان تامين حداقل معاش و زندگي آبرومندانه و در شأن حيثيت ذاتي انسان ها هستند و اگر تعداد زيادي از مردم در مناطق محروم كشور خواهان دسترسي به آب سالم و امكانات بهداشتي و درماني هستند، همه اين مطالبات بر اساس كنوانسيون هاي بين المللي كه دولت جمهوري اسلامي هم به اجراي بسياري از آن ها متعهد مي باشد، بخشي از حقوق بشر محسوب مي شود.»2
از اين منظر جنبه كاركردگرايانه مسئله حقوق بشر براي سازمان ادوار خودنمايي مي كند، آن چه كه عبدالله مؤمني- سخنگوي سازمان ادوار- بدين صورت از آن ياد مي كند: «حقوق بشر[براي سازمان ادوار تحكيم] هم استراتژي و هم تاكتيك است.»3
پيوند مسئله حقوق بشر به عنوان اصلي ترين شعار ادوار تحكيم با مسئله معيشت و رفاه مردم، سياستي عوام فريبانه براي جلب آراء مردمي و يافتن پايگاه اجتماعي در ميان آنان قلمداد مي گردد، چرا كه تاكنون مشي سياسي سازمان اندك قرابتي با محتواي نيازمندي هاي مردم نداشته است. نكته اي كه ذكر آن مفيد به نظر مي رسد سخنان رضا عليجاني، فعال ملي- مذهبي و سردبير نشريه توقيف شده «ايران فردا» در خصوص (سايه حقوق جهاني بشر بر ايران) است كه طي مصاحبه اي با سايت ادوار نيوز به آن اشاره داشته است: «بايد بگويم نان شب اولين حقوق بشر است. و تمامي كساني هم كه در ايدئولوژي و انديشه، انسان را به آزادي تعريف كرده اند در استراتژي، نخست به نان و تضمين حيات او پرداخته اند... بر اين اساس است كه بنده فكر مي كنم راه دموكراسي و حقوق بشر در ايران قطعاً از رفاه اجتماعي و تامين نيازهاي اوليه زندگي (در حد متوسط) مي گذرد.»4
اشاره اي به اين وضوح بر تاكيد مدعيان آزادي خواهي نسبت به مسئله معيشت مردم و هم چنين، اعتقاد به گذار راه دموكراسي و حقوق بشر از اين گذرگاه، آن گاه كه با مواضع قبلي سازمان ادوار قياس مي گردد تصويري از يك چرخش استراتژيك را نمايان مي نمايد. اين تغيير موضع در اولين نگاه، تفسيري جز تلاش براي كاهش فاصله با توده هاي اجتماعي و ترميم بحران منزلت ايجاد شده براي اصلاح طلبان نخواهد داشت.
سخنگوي سازمان ادوار، دومين بهره تاكتيكي از حقوق بشر را اينگونه بيان مي كند: «حقوق بشر با توجه به گستره خود مي تواند محملي باشد جهت نزديكي تمام نيروهاي دموكراسي خواه و بستري باشد براي همبستگي جنبش هاي مختلف.»5
از اين گذرگاه، سازمان دانش آموختگان در تلاش است تا ضمن برقراري پيوند با فعالين دانشجويي، قومي، چپ، زنان، كارگري و ... با انتشار بيانيه هايي در جهت دادخواهي براي آن ها و اعتراض به نقض حقوقشان وارد عرصه فعاليت و اثرگذاري در اين حوزه ها شود.
با توجه به اين نكته به راحتي مي توان به كاركردهاي كميته هاي حقوق بشر و زنان سازمان ادوار پي برد. همان طور كه بيان شد ابزار ايجاد ارتباط با ديگر گروه ها در اين بخش، انتشار بيانيه ها و اطلاعيه هاي اعتراض آميز، در جهت همراهي و همدلي با آن هاست.
گذشته از همراهي و ايجاد پيوند با ديگر مجموعه ها، كميته حقوق بشر سازمان ادوار هدف ديگري را نيز دنبال مي كند و آن، ايجاد جو نارضايتي و سياه نمايي از وضعيت موجود كشور است. اين كميته هدف اخير خود را با انتشار مستمر و برنامه ريزي شده اخبار نقض حقوق بشري دنبال مي كند كه بخش ويژه اي را در سايت سازمان ادوار به خود تخصيص داده است.
گفتني است مسئله حقوق بشر در معادلات جاري بين المللي در حقيقت ابزاري است براي تهديد و يا منكوب نمودن كشورهاي در حال توسعه و جهان سوم و كشور ما نيز پس از پيروزي انقلاب بارها از اين حوزه مورد هجوم و تهديد قرار گرفته است. پس از روي كار آمدن گفتمان اصول گرايي در تيرماه 1384، تعدادي از سازمان هاي بين المللي حقوق بشري گردهم آمده و با صرف وقت و پول بسيار، به رصد مطبوعات مكتوب و الكترونيكي ايران اسلامي پرداخته و به طور ماهانه، با انتشار گزارشاتي مبني بر نقض گسترده، مستمر و برنامه ريزي شده حقوق بشر در ايران، سعي در ايجاد تنش و ناآرامي در داخل كشور را دارند. سازمان هايي همچون سازمان ديده بان حقوق بشر، انجمن فعالان حقوق بشر، اتحاد براي دفاع از حقوق بشر، كانون دفاع از حقوق بشر و... كه پايه گذار اصلي آن ها صهيونيست ها بوده و هدفي جز محمل سازي براي فشار بر مخالفين ندارند.
اما آن چه ذكر آن ضروري مي نمايد اين است كه، سايت ادوار نيوز از سال 84 به بعد، به يكي از منابع مورد استناد ثابت گروه هاي حقوق بشري خارج از كشور تبديل شده و طبق پژوهش هاي به عمل آمده اين سايت و سايت خبرنامه اميركبير جزء اصلي ترين منابع مورد توجه گروه هاي مذكور در جهت نقل اخبار به اصطلاح نقض حقوق بشري، به خصوص در حوزه دانشجويي مي باشند.
همانطور كه بيان شد مقوله حقوق بشر، يكي از سرفصل هاي اصلي دشمنان نظام، در جهت تحميل فشار از خارج به ايران اسلامي است. از اين رو به نظر مي رسد پيگيري اين مقوله توسط سازمان ادوار و تأكيد بر آن، اجراي همان تئوري معروف بنياد سورس با عنوان «فشار از درون» مي باشد. اگر غير از اين است، انعكاس منظم و بي وقفه بيانيه هاي كميته هاي حقوق بشري خارج از كشور، توسط سايت سازمان ادوار با چه منظوري صورت مي گيرد؟ آيا برگزاري جلسات مختلف و انتشار بيانيه هاي گوناگون توسط سازمان ادوار مبني بر نقض حقوق بشر، دليل ديگري دارد؟ اگر بتوان با اغماض و تسامح، اين اقدامات سازمان ادوار را از زمره مزدوري براي دشمنان خارج كرد، به واقع حجم گسترده همنوايي ها و همكاري هاي اين سازمان با دشمنان را چه مي توان خواند؟
نمونه اي از اين همنوايي در موضعگيري صريح وزارت امور خارجه آمريكا در خصوص مرگ يك فعال دانشجويي و بيانيه انتشار يافته از سوي سازمان ادوار تحكيم در اعتراض به برخورد با فعالان دانشجويي و كارگري مشهود است: «شان مك كورمك- سخنگوي وزارت امور خارجه آمريكا- ضمن ابراز نگراني از مرگ اكبر محمدي، يكي از فعالين غائله 18 تير، مي گويد: ما از دولت ايران مي خواهيم كه به حقوق انساني همه شهروندان ايراني، اعم از دانشجويان، اقليت هاي مذهبي، كارگران و زنان احترام بگذارد و كساني را كه به جرم دفاع از آزادي و ارزش هاي انساني در بند مي باشند، آزاد كند.»6
از سوي ديگر در اعتراض كميتأ حقوق بشر سازمان ادوار تحكيم به بازداشت اخير فعالان دانشجويي، چپ، قومي و حقوق بشري كه به تاريخ 71 آذرماه سال 6138 در سايت ادوار نيوز منتشر گرديده آمده است: «به رغم اعتراض ها و هشدارهاي مكرر و پياپي نهادهاي حقوق بشري بين المللي و داخلي از جمله اين كميته، متأسفانه همچنان سياست استفاده از زندان براي برخورد با منتقدان، دگرانديشان و فعالان حقوق بشر از سوي بخش هايي از نهادهاي قضايي و امنيتي جمهوري اسلامي در جريان است ]...[ و همچنين بدين مهم توجه مي دهد كه عاملان و آمران سلب حقوق و آزادي هاي قانوني شهروندان بايستي توسط محكمه اي صالح و مستقل به سبب پايمال ساختن حقوق مسلم گروهي از شهروندان، كيفر شوند.»
گفتني است اين بيانيه در سه بخش با عناوين «دانشجويان، فعالان حقوق بشري و اقليت قومي» تنظيم گرديده است.
شنيدن اين جملات از قول يك مقام رسمي دولت آمريكا، و مشاهده اين ميزان هماهنگي و هم صدايي در بيانيه ها و اقدامات سازمان ادوار با اظهارات مك كورمك هيچ جاي ترديدي را در وابستگي اين گروهك به دشمنان باقي نمي گذارد.
البته در جايي كه به گزارش سالانه ديده بان حقوق بشر به نقل از سايت بي بي سي: «وزارت خارجه آمريكا به طور مرتب نارضايتي خود را از عملكرد حكومت ايران در زمينه حقوق بشر اعلام داشته است ]و[ اين نهاد در ماه فوريه سال 6200، بودجه اي 57 ميليون دلاري را براي حمايت از پيشرفت فعاليت هاي دموكراسي خواهانه و حقوق بشرطلبانه در ايران پيشنهاد كرد ]...[»7، نبايد هم تعجب كرد كه چنين هم پيمانان گوش به فرماني را در داخل كشور داشته باشد.
پرده افكني رهبر معظم انقلاب از چهره سراسر تزوير گروهك هاي به اصطلاح مدافع حقوق بشر، گفتني هاي حايز اهميتي در خود دارد: «امروز جبهه استكبار علناً و صريحاً در مقابل اسلام ايستاده است. درست است كه جمهوري اسلامي را آماج حملات خودشان از لحاظ سياسي و تبليغاتي قرار مي دهند، لكن دشمني آنها با جمهوري اسلامي هم به خاطر همين است كه جمهوري اسلامي پرچم اسلام را بلند كرده است، اسلام را در دل هاي آحاد امت اسلامي زنده كرده است، به اسلام رونق بخشيده است، عزت بخشيده است و خود به خاطر اسلام عزت پيدا كرده است. براي اين است كه با جمهوري اسلامي مخالفت مي كنند ]...[ اسم حقوق بشر را مي آورند، اسم دموكراسي را مي آورند، اسم انرژي هسته اي را در يك برهه اي مي آورند؛ اين ها را بهانه دشمني قرار مي دهند، لكن واقع قضيه چيز ديگري است، واقع قضيه اين است كه اين ها مي دانند اسلام مي تواند امت اسلامي را به يك قدرت عظيم تبديل كند، با اين مخالفند.»
«سازمان ملل و كميته حقوق بشر و سازمان هاي مختلف گوشه و كنار عالم منتظرند ببينند آمريكا با چه كسي بد است تا به بهانه حقوق بشر، روي او فشار بياورند.»8
«سازمان هاي حقوق بشر، سازمان ملل و سازمان هاي كوچك و بزرگي كه به اسم هاي گوناگون در دنيا هستند، كمين گرفته اند تا يك دولتي كه با آمريكا ميانه اي ندارد، يك گوشأ دنيا اندك چيزي در او پيدا شود، فوراً بوق هايشان را بلند كنند كه آقا نقض حقوق بشر شده است.»9
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پي نوشت ها:
1. «مواضع و ديدگاه هاي كلان سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي سازمان دانش آموختگان منتشر شد»، wwwadvarnewsus، 82.186.1
.2 «دفاع از حقوق بشر هم استراتژي و هم تاكتيك». عبدالله مؤمني، wwwadvarnewsus، 42.11.86
.3 همان
4. «سايه حقوق بشر بر ايران»، رضا عليجاني wwwadvarnewsus، 3.21.68
5. «دفاع از حقوق بشر هم استراتژي و هم تاكتيك»، عبدالله مؤمني wwwadvarnewsus، 42.11.68
.6 «گروه هاي حقوق بشر آمريكا، مرگ فعال ايران را محكوم مي كنند». wwwAmericagov.persian
7. «گزارش ديده بان حقوق بشر از وخيم شدن وضعيت آزادي ها در ايران»، wwwbbccouk
8. جمهوري اسلامي، 31.21.27، خطبه هاي نمازجمعه
9. حديث ولايت. ج4. ص202، 2.3.96

 



خشونت پرستان مهرستيز كنكاشي در رويدادهاي احتمالي سال تحصيلي جديد

محمد عبدالهي
باز آمدن مهرماه، تداعي گر ضرب آهنگي دلنشين و پرخاطره است علي الخصوص براي آن هايي كه روزگاري در عرصه هاي علم آموزي كشور حضور داشته اند. اما در لابلاي سطور روح بخش خاطرات آن دوران، همواره عواملي براي مخدوش ساختن تصاوير زيباي منقش در ذهن وجود دارد، كه مرور آن ها علاوه بر آن كه خاطرات شيرين دوران تحصيل را تحت تاثير قرار مي دهد، پس لرزه هايي بيم آلود را براي آينده رقم مي زند. در اين ميان محيط دانشگاه به دليل دارا بودن ويژگي هايي منحصر به فرد، نسبت به ساير عرصه هاي علم آموزي، حادثه خيزتر جلوه مي نمايد. نگاهي به فضاي حاكم بر مقاطعي از تاريخ دانشگاه هاي كشورمان، اعمال و رفتار ناصواب برخي جريان هاي افراط كار سياسي را در كنار تمامي زيبايي هاي دانشگاه به نمايش مي گذارد كه هيچ سنخيتي با فضاي آكادميك ندارند. كم نبوده اند افراد، جريان ها و تشكل هايي كه طي يك دهه اخير، بوق تبليغاتي احزاب و جريان هاي سياسي بيرون از دانشگاه شده و به اقتضاي شرايط ديكته شده از سوي احزاب، محيط دانشگاه را ملوث به انواعي از تنش، بحران آفريني و غوغاسالاري ساخته و تشنج آفريني و تلاطم را جايگزين آرامش و سكون نموده اند. از اين روست كه شروع سال تحصيلي جديد نيز در كنار اميدها و شادكامي هاي برخاسته از خاطرات سال هاي قبل دانشجويان، دغدغه ها و بيم هايي را در كالبد ايشان مي دمد.
اما امسال دانشگاه ها چگونه خواهد بود؟ پاسخ به اين پرسش، مستلزم نوعي آينده شناسي است و نگاه دقيق به آينده، آن گاه ميسر خواهد بود كه تحليل ما از شرايط حاكم بر گذشته، دقيق و كارشناسانه باشد. در طول سال تحصيلي قبل، موضوعاتي همچون برخورد با متخلفين - اعم از تشكل هاي غيرقانوني و فعالين دانشجويي قانون گريز - تعطيلي برخي نشريات دانشجويي، مشكلات و اعتراضات صنفي، محروميت از تحصيل برخي از دانشجويان سابقه دار و ممانعت از ادامه تحصيل ايشان و مواردي از اين دست در قالب سياست هاي سلبي به اجرا درآمده و اعتراضاتي را نيز در پي داشته است. علاوه بر اين مولفه ها، شرايط سياسي كشور
نيز به عنوان يكي از متغيرهاي تعيين كننده در زيست سياسي تشكل ها و فعالين دانشجويي، عمدتا در مقوله هاي سياست خارجي با موضوع خاص تهديدات آمريكا عليه ايران، فناوري هسته اي، موضوع اسرائيل و در حوزه سياست داخلي با سرفصل هايي همچون طرح تحول اقتصادي دولت، انتخابات مجلس هشتم و نقد عملكرد دولت، در فعاليت ها و واكنش هاي جريان هاي فعال دانشجويي نمود يافته است.
بر اين اساس به نظر مي رسد، اصلي ترين موضوعات محل تكاپو و حتي چالش خيز دانشگاه ها در سال جديد تحصيلي مواردي همچون، تداوم اعتراض به سياست هاي سلبي وزارت علوم، پيگيري مطالبات صنفي و مقوله هايي نظير؛ انتخابات رياست جمهوري دهم، نقد و ارزيابي عملكرد دولت، تكاپو براي معرفي نامزد انتخاباتي مورد توافق هر تشكل يا جريان دانشجويي و مواردي مشابه اين ها باشد.
همه مواردي كه از نظر گذشت، در قواره اي طبيعي و معقول، در زمره مولفه ها و شاخصه هاي كاملا طبيعي و از جمله نشانه هاي حياتي يك دانشگاه پويا و هدفمند است.
اما وجود برخي نشانه ها، بيم مخدوش ساختن تصوير شفاف دانشگاه و سوق دادن آن به سمت ناآرامي و تشتت را مي دهند، برخي از اين شواهد و قراين بدين شرح است:
الف- انتقادهاي مغرضانه و موج سنگين تبليغاتي و عمليات رواني احزاب و جريان هاي مخالف دولت كه در قالب يك تخريب تمام عيار و بي سابقه از دولت نهم ظاهر گشته و تمامي ابزارها را در اين راستا به استخدام گرفته است.
در اين ميان، شاخه دانشجويي بسياري از احزاب و گروهك هاي اپوزيسيون و منزوي مي توانند، به عنوان عوامل بحران آفرين در دانشگاه نقش آفريني كنند.
ب- انباشت مطالبات صنفي و نارسايي هاي غيرقابل اغماضي كه در خدمات رساني آموزشي و رفاهي به برخي واحدهاي دانشگاهي وجود دارد، بستر مناسبي براي بهره وري هاي سياسي تشكل ها و جريان هاي بيمار در داخل و خارج دانشگاه خواهد بود. از اين روي، تداوم اعتراض هاي صنفي در دانشگاه هاي زنجان، تربيت معلم كرج، شيراز و ... محتمل بوده و درايت بيش از پيش مسئولين امر را مي طلبد.
پرواضح است بهترين نسخه براي حل اين معضل، اقدامات پيشگيرانه مسئولين دانشگاهي در جهت رفع نواقص خدمات رفاهي، خوابگاهي و آموزشي خواهد بود.
ج - جريان هاي دانشجويي به حاشيه رفته اي كه ادبياتي منسوخ يافته و راديكال منشي و غوغازيستي ايشان نوعي روان پريشي مزمن را در آن ها باعث گرديده است نيز مي توانند در زمره عوامل تشنج آفرين در سال تحصيلي جديد باشند . مروري بر واگويه هاي تهديد آميز نمايندگان برخي از اين جريان ها در اثبات اين فرضيه مفيد خواهد بود:
«تجربه سال هاي اخير نشان داده كه سياست مشت آهنين در برابر جنبش دانشجويي نتيجه معكوس خواهد داشت و به نظر مي رسد كه هر چه دامنه برخوردهاي تابستاني گسترده تر شود اعتراضات دانشجويي در سال تحصيلي آينده نيز پر رنگ تر از هميشه خواهد شد.»1
«سياست سركوب نتيجه عكس خواهد داد ]...[ بلكه جنبش دانشجويي اينبار، هواي تازه اي استشمام مي كند و جوشان و خروشان به پيكار آمده است.»2
«نظرسنجي ]مجعول[ اينترنتي با موضوع ادامه تحصن دانشگاه زنجان در سال جديد: 71% از شركت كنندگان در نظرسنجي موافق از سرگيري تحصن در سال تحصيلي جديد بوده اند.»3
«به تمام كساني كه دست اندركار اين حكم ها و احضارها و بازداشت ها هستند اعلام مي داريم كه شروع سال تحصيلي جديد را بدون حضور يارانمان تاب نخواهيم آورد]...[ شهريور شمارش معكوس شروع سال تحصيلي جديد است كه مسئولان بايد تقاص اين بي عدالتي ها را پس بدهند.»4
«از شما دانشگاهيان و دانشجويان سراسر كشور خواستار آنيم كه همچون گذشته با اتحاد و همبستگي تان با يارانتان در تربيت معلم تهران سدهاي محكمي در برابر كينه توزي هاي مسئولين بسازيد.»5
« دانشجويان وعده كردند پاسخ بازداشت ها در تعطيلات تابستاني دانشگاه ها و سالگرد 18 تير را در پاييز خواهند داد.»6
جان مايه سخن آن كه، اين نشانه ها از ضربي ناهمگون در نواخت دلنشين دانشگاه خبر مي دهند كه با فضاي آرامش طلب دانشگاه ها در تضاد و تعارض است.
حال قطع نظر از آن كه نسيم هاي اين چنيني توان ايجاد تلاطم در اقيانوس پرخروش دانشگاه را نخواهند داشت و نيز ناگفته پيداست كه گروهك هاي به حاشيه رفته و نقب خورده از بيداري دانشگاه در تكاپوي آنند كه سرخوردگي هاي ناشي از عدم اقبال عمومي ، بحران منزلت و تضعيف پايگاه اجتماعي خود را دستاويز انواعي از شالوده شكني ها و قانون گريزي هاي اوباش گونه سازند اما مسئوليت خطير مسئولان آموزش عالي كشور در اين خصوص آن است كه بدون ترديد و تزلزل و مقتدرانه با عوامل سلب آرامش برخورد نموده و مهد آموزش و پرورش كشور را آفت زدايي كنند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پي نوشت ها:
1 - خبرنامه اميركبير، مصاحبه بامهدي عربشاهي، 21 مردادماه .1387
2 - خبرنامه اميركبير، 5 شهريور .1387
3 - خبرنامه اميركبير، 5 شهريور .1387
4 - سخنراني مهران عباس زاده دبير انجمن اسلامي غير قانوني دانشگاه تربيت معلم، خبرنامه اميركبير، 12 شهريور .1387
5 - بيانيه 32 انجمن اسلامي غير قانوني منتسب به تحكيم علامه، خبرنامه اميركبير، دوازدهم شهريور .1387
6 - خبرگزاري جبهه متحد دانشجويي ، شهريورماه .1387

 



استراتژي متأخر گفتمان ليبراليسم دانشجويي

مهدي جمشيدي
از اوايل دهه هفتاد تاكنون، ليبراليسم دانشجويي به عنوان يكي از گفتمان هاي برجسته در دانشگاه هاي ايران حضور داشته است. حتي مي توان گفت كه در دهه هاي هفتاد و هشتاد، فضاي سياسي و فرهنگي دانشگاه هاي ايران مبتني بر دو قطبي «گفتمان اسلامي» و «گفتمان ليبراليستي» بوده است. در طول اين دو دهه، گفتمان ليبراليسم دانشجويي، نوسانات و دگرگوني هايي را تجربه كرده اما يادداشت حاضر به دنبال توصيف و تبيين آخرين استراتژي گفتمان ياد شده است كه شامل دو بخش است: بخش اول. هدف و آرمان ليبراليسم دانشجويي، بخش دوم. طريق و وسيله آن براي نيل به هدف.
هدف جريان ليبراليسم دانشجويي در ايران، دست يابي به يك «نظم دموكراتيك» از طريق برچيدن ساختار و نظم سياسي دولت مطلقه غير دموكراتيك (به تعبير خودشان) و انجام اصلاحات دموكراتيك و ساختاري است. از نظر آن ها، فرايند «گذار به دموكراسي» نيازمند انجام «اصلاحات بنيادين و اساسي» است. دانشجويان دموكراسي خواه مدعي اند كه راه حل مشكلات و معضلات كشور، حركت در امتداد اصلاحات ساختاري و دموكراتيك، به منظور متحقق ساختن آرمان هاي «دموكراسي و حقوق بشر» است. از ديدگاه آن ها، در ايران كنوني، «سلطه بنيادگرايي ديني» و «نقض مستمر حقوق بشر» مانعي جدي در برابر حركت به سوي ساختار دموكراتيك ايجاد كرده است. آرمان و هدف ياد شده را مي توان از دو منظر نقد كرد:
اول. كانون گفتمان ليبراليسم دانشجويي، «دموكراسي خواهي» ست؛ در حالي كه كانون گفتمان انقلاب اسلامي، «اسلام خواهي» بود. اسلام خود در بردارنده تمامي ارزش ها و آرمان هاي انساني است. اما با تعريف و مباني الهي و قدسي. بنابر اين، انقلاب اسلامي، اصول و آرمان هايي از قبيل عدالت، برابري، آزادي، مردم سالاري و را در محتواي معارف و تعاليم اسلامي جستجو مي كرد و به دنبال الگويي اسلامي از آن ها بود. در مقابل، در منطق سكولاريستي گفتمان ليبراليسم دانشجويي، دموكراسي به عنوان يك ارزش مطلق، صدرنشين فهرست ارزش هاي انساني مي شود و هيچ اعتنايي به دين و شريعت الهي ندارد. در انقلاب اسلامي، مردم ايران معتقد بودند كه اسلام راهگشاي نيل به سوي جامعه اي بهتر است. از اين رو، انقلابي «اسلامي» خلق كردند نه انقلابي «دموكراتيك». حساسيت منفي نسبت به دموكراسي در حدي بود كه امام خميني(ره)، در همان آغاز راه، تعبير «جمهوري دموكراتيك اسلامي» را براي ناميدن نظام سياسي جديد نپذيرفتند! بنابر اين، بديهي است كه گفتمان ليبراليسم دانشجويي، كاملا از چارچوب فكري و ارزشي انقلاب اسلامي و نظام سياسي برآمده از آن، خارج است.
دوم. مسأله و دغدغه اصلي، اولي و ذاتي گفتمان ليبراليسم دانشجويي، معطوف به حوزه «سياست و قدرت سياسي» است. فرايند دموكراتيزاسيون هنگامي به نتيجه مي رسد كه ساخت قدرت سياسي تغيير كند و الگوهاي دموكراتيك جايگزين الگوهاي مطلقه شود. ساير اهداف و برنامه ها، فرعي و حاشيه اي به شمار مي آيند.
اين واقعيت در رويكرد اصلاح طلبان نيز وجود داشت. نظريه پردازان و گروه هاي تأثيرگذار اصلاح طلب در طول هشت سال حاكميت و حضور در قدرت سياسي عميقا معتقد به تقدم «توسعه سياسي» و «دموكراسي» بر ساير شعارها و شؤون بودند. يكي از دلايل افول و سقوط اصلاح طلبان و رويگرداني افكار عمومي از آن ها نيز، همين «يكسويه نگري» و «تك ساحتي انديشيدن» بود. در درون جنبش دانشجويي نيز به همين سبب، دانشجويان ليبرال نتوانستند از عقبه دانشجويي چشمگيري برخوردار شوند؛ به صورتي كه براي رفع اين معضل و تنگنا، همواره از طريق القاء هيجانات كاذب و ايجاد موج هاي تبليغاتي احساس مدار، سعي مي كردند تا دانشجويان را با خود همراه و همسو نمايند.
در بخش ديگر اين نوشته، بايد به اين پرسش پاسخ بدهيم كه جريان مذكور، چه طريق و وسيله اي را براي گذار به دموكراسي به كار گرفته است؟ اين جريان در سال هاي آغازين دهه هفتاد، از رهگذر كتاب ها و مقالات و سخنراني ها و ساير فعاليت هاي تبليغاتي روشنفكران ليبرال، به تدريج شكل گرفت و بسط يافت. در اوايل سال 6137 و در آستانه انتخابات رياست جمهوري، جريان مذكور به اردوگاه اصلاح طلبان روي آورد و تمام توان خود را براي پيروزي نامزد آن ها به كار گرفت. پس از اين، دفتر تحكيم وحدت و انجمن هاي اسلامي دانشجويان، به شاخه دانشجويي احزاب اصلاح طلب و دنباله اجرايي - عملياتي آن ها تبديل شدند. اما در اوايل دهه هشتاد بنا به دلايلي، تفرق و واگرايي ميان اصلاح طلبان و دانشجويان ليبرال جانشين وفاق و همگرايي شد و اين امر همچنان تاكنون ادامه يافته است. در واقع، اين بخش از جنبش دانشجويي به يكي از منتقدان سرسخت روش و رويه اصلاح طلبان تبديل شده اند.
رويگرداني ليبراليسم دانشجويي از احزاب و گروه هاي اصلاح طلب، موجب نزديك تر شدن آن ها به سه جريان اجتماعي شده است:
الف. برخي روشنفكران سكولار كه چهره اي فراجناحي و اپوزيسيون دارند.
ب. نيروها و گروه هاي ملي-مذهبي
ج. جنبش هاي اجتماعي، از جمله جنبش هاي زنان، كارگران، دانشجويان، قوميتگرايان، معلمان و
جريان ليبراليسم دانشجويي به يقين مي داند كه به تنهايي قادر به ايجاد شرايط جديد دموكراتيك نيست. ا ز اين رو، تمايل به خلق يك «جنبش فراگير اجتماعي» دارد؛ بدين معني كه دريافته تنها با يكپارچگي گروه هاي فكري و سياسي و همبستگي جنبش هاي اجتماعي مختلف مي تواند به ظهور آينده اي دموكراتيك اميدوار باشد. در واقع، امكان تأثيرگذاري عميق و ساختاري بر فضاي سياسي كشور، متوقف بر پيدايي «جنبش عام دموكراسي خواهي ايرانيان» است؛ جنبش اجتماعي كه حامي تحولات دموكراتيك است. آن ها معتقدند كه به منظور دگرگون كردن موازنه قواي سياسي و اجتماعي، بايد يك جنبش اجتماعي قدرتمند تشكيل داد.

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14