(صفحه(12(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14


چهارشنبه 24 تير 1388- شماره 19411
 

صفحه (14)

صفحه (3)

صفحه (2)

     
مؤسسه آمريكايي سابان: كودتاي مخملي در ايران قبل از انتخابات طراحي شده بود
 كمك مالي «بنياد ملي دموكراسي» به اصلاح طلبان براي راه اندازي كودتاي مخملي
دو سوي ماجراي سين كيانگ
دكتر اصلاني: ممنوعيت تصدي بيش از يك شغل بايد بدون تبعيض اجرا شود
كاظمي قمي: حتي يك ايراني به جرم تروريسم در عراق دستگير نشده است
خبرگزاري روسي اينترفاكس: روسيه هرگز با تشديد تحريم ها بر ضد ايران موافقت نخواهد كرد
معاون وزير خارجه سوريه: رژيم صهيونيستي از روابط اعراب با ايران ناراحت است
صفوي: ترويج فرهنگ ايثار و شهادت غربي ها را عصباني مي كند
ابراز نگراني كاخ سفيد از بازداشت تاجبخش
شكايت عليرضا بهشتي وشيرين عبادي از روزنامه كيهان
نمايش فيلم «خروس جنگي» توسط انجمن روزنامه نگاران مسلمان



مؤسسه آمريكايي سابان: كودتاي مخملي در ايران قبل از انتخابات طراحي شده بود

سرويس سياسي-
يك مؤسسه آمريكايي با اشاره به حوادث پس از انتخابات رياست جمهوري در كشورمان اذعان كرد كه كودتاي مخملي در ايران قبل از انتخابات طراحي شده بود.
مركز سابان وابسته به
انديشكده آمريكايي بروكينگز،
Thesaban center at the Brookings Institution
در گزارش مفصلي راهكارهاي لازم براي براندازي نرم در ايران و حمايت از مخالفان نظام را قبل از دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري طراحي كرده بود.
«مركز تحقيقات پيشرفته ضد تروريسم» در پايگاه اطلاع رساني خود بخش ها و ابعادي از اين پروژه را منتشر كرده است.
مركز سابان در گزارشي با عنوان «كدام راه به سمت ايران» گزينه هاي استراتژي جديد آمريكا در قبال ايران را بررسي كرده است.
اين گزارش توسط شش تن از استراتژيست هاي وابسته انستيتو بروكينگز به نام هاي «كنت ام پولاك» مدير سابان، «مارتين اينديك» سفير اسبق آمريكا در سرزمين هاي اشغالي، «دانيل ال باي من»، «سوزان مالوني»، «مايكل اي اهانلون»، «قبوروس ريدل» تهيه شده است.
فصل ششم اين گزارش به عنوان «انقلاب مخملي»، مناسب ترين راه براي تغيير حكومت در ايران دانسته كه در ادامه نيز آن را بهترين راه حل مشكلات آمريكا باايران معرفي كرده كه كم ترين هزينه را در بردارد.
نويسندگان اين گزارش هدف اصلي اين گزينه را براندازي حكومت ايران و ايجاد حكومتي كه بيشترين همراهي را با منافع آمريكا داشته باشد، عنوان كرده اند و گفته اند كه تعامل با اپوزيسيون داخلي جمهوري اسلامي، برگ برنده اي در دست آمريكاست كه از طريق آن به ايران فشار وارد ساخته و رفتار حكومت ايران را تغيير دهد.
در ادامه اين گزارش چهارچوب زماني اين سناريو آمده است: انقلاب مخملي نيازمند وجود رهبران محلي در صحنه است و لذا چارچوب زماني آن منوط به شرايط حادث شده و پيدايش اين رهبران محلي، در آن شرايط خاص است كه ممكن است در چند هفته يا چند سال پديد آيد.
مؤسسه سابان در ادامه اين گزارش نگرش كلي به اين سياست ها را چنين بر شمرده است:
- اين كه چگونه مي توان جرقه اي زد تا انقلاب مخملي صورت بگيرد، هنوز مبهم است، زيرا انقلاب هاي مخملي بسيار پيچيده اند.
- گفته مي شود كه مخالفان جمهوري اسلامي، علاقه مند به آمريكا هستند، لذا مي توانند انقلابي را رقم زنند كه به منافع آمريكا كمك كند.
-آمريكا بايد چند نقش متفاوت را در تحقق انقلاب مخملي در ايران ايفا كند، از جمله واگذاري كمك هاي مالي، و حمايت از رهبران محلي انقلاب مخملي.
ريموندتانتر از كميته سياست ايران مي گويد كه ما بايد از دانشجويان و ساير گروه ها، براي انقلاب مخملي حمايت مخفي كنيم: اينان به پول، فكس، اينترنت، و حمايت نياز دارند.
-آمريكا از طريق رسانه هايي كه تحت حمايت او هستد مانند VOA و راديو فردا، بايد افراد منتقد كم تر شناخته شده را به جامعه ايران معرفي كند.
- لايحه حمايت از ايران آزاد كه در سال 2006 تصويب شد به حمايت مالي و سياسي از انجمن هاي جامعه مدني و حقوق بشري مطبوعات ضد حكومت مي پردازد.
-دولت آمريكا برنامه هايي تصويب نموده كه از طرح هاي تغيير حكومت در ايران حمايت مي كند.
در بخش ديگري از اين گزارش با عنوان «الزامات» آمده است: همچنين استراتژيست هاي انديشكده آمريكايي بروكينگز حمايت آمريكا از اپوزيسيون ايراني، حمايت آمريكا از رهبران محلي اپوزيسيون، خنثي كردن توانايي دستگاه هاي امنيتي ايران در مقابله با انقلاب مخملي و نيازمندي به اطلاعات بي نظير و دقيق و هم چنين پول قابل توجه را از الزامات جدي انقلاب مخملي خود ذكر كرده اند.
در ادامه اين گزارش دوگونه رهبر به شرح ذيل براي اجراي اين سناريو در نظر گرفته اند:
-يافتن رهبران محلي مناسب كه شريك هاي بومي خوبي براي آمريكا در ايجاد آشوب و اغتشاش باشند.
-طيف شناسي عناصر اپوزيسيون كه مي توانند انقلاب مخملي را براي آمريكا توليد كنند:
1- اصلاح طلبان: شواهد نشان مي دهد كه رفرميست ها درصدد ايجاد يك حكومت سكولار در ايران هستند.
2- روشنفكران: اين روشنفكران در دوره رئيس جمهوري خاتمي مشروعيت ديني نظام ايران را زير سوال مي بردند و اكنون نيز مي برند، اما با سانسور روبرو شده اند.
3-سازمان هاي دانشجويي، كارگري و جامعه مدني. دانشجويان و كارگران پياده نظام انقلاب مخملي هستند كه در واقعه 18 تير 1378 در حمايت از خاتمي به صحنه آمدند، دفتر تحكيم وحدت، اكنون خود بر سر اتخاذ استراتژي درگير كشمكش هاي دروني است.
4- رضا پهلوي. وي به عنوان فرزند شاه سابق، خود را كاتاليزوري (تسريع كننده) مي شناسد كه سلطنت مشروطه را در تقابل با جمهوري اسلامي دنبال مي كند اما هواداري در ايران ندارد.
سابان در اين بخش مي افزايد: اين واقعيت را بايد پذيرفت كه تاكنون رهبر كاريزماتيكي براي اپوزيسيون ايران پيدا نشده است.
در ادامه اين گزارش آمده است: برنامه ريزي براي حمايت از انقلاب مخملي در ايران خيلي بيش از آن كه تاكنون واشنگتن كمك كرده، براي ارتباط و هزينه هاي سفرها و...، پول نياز دارد، آمريكا بايد واقعيت فساد مالي در اپوزيسيون و هدر رفت بخشي از اين پول ها را بپذيرد.
سابان در ادامه موانع ايجاد انقلاب مخملي در ايران را اينگونه برمي شمرد:
- ايران براي ممانعت از انقلاب مخملي، به خوبي سنگرسازي كرده است، سوزان ملاني معتقد است جمهوري اسلامي همه نوع فاجمعه اي غير از طاعون را سپري كرده است: جنگ، ايزوله شدن، بي ثباتي، حملات تروريستي، انتقال رهبري، خشكسالي، زلزله هاي عجيب، و... لذا حكومت بسيار مستحكم است.
- نتايج تغيير حكومت مشخص نيست، از كجا معلوم كه حكومت جايگزين، به نفع آمريكا كار كند، اميدواري در اين است كه ميزان تنفر كمتر از دوره جمهوري اسلامي باشد.
- حمايت آمريكا، موجب نفرت بيشتر ايرانيان مي شود و از آن به «بوسه مرگ» ياد مي گردد. دكتر عباس ميلاني مي گويد كه حتي اصلاح طلبان نيز از آمريكا مي خواهند كه كمتر به آنها پول بدهد، زيرا در چشم مردم بد مي شوند.
- نظام جمهوري اسلامي در برابر انقلاب مخملي، حاضر است به خاطر ايدئولوژي خود مقاومت كند.
در بخش پاياني اين گزارش و در پاسخ به اين سوال كه «كدام راه به سوي ايران؟» اين چنين نتيجه گيري شده است كه 1- هيچكدام از سياست ها در قبال ايران حتي در صورت تعيين موفقيت توسط مقامات مسئول، شانس موفقيت بالايي را ندارند. در واقع هيچ گزينه اي تمامي منافع ملي آمريكا را با هزينه كم و حداقل ريسك تامين نمي كند. 2- ناديده انگاشتن ايران ديگر مانند گذشته يك راه واقع گرايانه نيست. ايران در يك بازه وسيع عمل مي كند و موجبات نگراني آمريكا را فراهم مي كند و در اين ميان اهميتي به سردرگمي آمريكا نمي دهد.
لازم به ذكر است كه مركز سابان كه توسط ميلياردر صهيونيست «حيم سابان» (Haim Saban) راه اندازي شده است، وابسته به انستيتو بروكينگز است.
انستيتو بروكينگز همان نقشي را در تصميم سازي استراتژيك براي حزب دموكرات به رياست جمهوري اوباما ايفا مي كند، كه انستيتو امريكن اينترپرايز براي دولت جمهوري خواهان به رهبري بوش ايفا مي نمود.

 



نشريه فارين پاليسي فاش كرد كمك مالي «بنياد ملي دموكراسي» به اصلاح طلبان براي راه اندازي كودتاي مخملي

معاون اسبق وزارت خزانه داري آمريكا از نقش واشنگتن در بروز و ظهور آشوب ها و وقايع پس از انتخابات ايران و كمك مالي NED به حاميان موسوي براي راه اندازي انقلاب رنگي در جمهوري اسلامي پرده برداشت.
پاول رابرتس در مصاحبه اختصاصي با مجله آمريكايي «فارين پاليسي» گفت: اتهام تقلب در انتخابات ايران دروغ است و همه آشوب هاي ايجاد شده در ايران پس از انتخابات رياست جمهوري، توطئه آمريكا براي بي اعتبار و منزوي كردن ايران بود تا اين كشور را به زانو درآورد. اين اتهام كه رأي مردم در انتخابات رياست جمهوري ايران دزديده شد، دروغ بود. ايران به اين دليل مورد حمله قرار گرفته كه يكي از دو كشور مستقل منطقه محسوب مي شود و اگر ايران نيز تحت هژموني آمريكا قرار بگيرد پايان استقلال سوريه، حماس و حزب الله نيز فرا مي رسد.
به گزارش ايرنا، وي در مصاحبه با اين نشريه آمريكايي تاكيد داشت شواهد قابل استنادي موجود است كه نشان مي دهد آمريكا يك انقلاب رنگي در ايران ايجاد كرده است.
از وي سؤال شد، براساس شواهدي كه شما به آنها اشاره مي كنيد ميرحسين موسوي يكي از اعضاي نزديك نهادهاي دموكراسي سازي آمريكايي مانند «بنياد ملي دموكراسي» (نشنال اندومنت فور دموكراسي) است كه هزينه تبليغات انتخاباتي خود را از طريق اين مؤسسات تامين كرده است. آيا از هيچ مدرك مستدلي در اين مورد باخبر هستيد يا اين فقط يك احتمال است؟
اين مقام سابق آمريكا جواب مي دهد: سؤالي كه در مقاله هايم تكرار كرده ام در مورد مشاركت آمريكا در انتخابات اخير ايران است. مدارك مستدلي وجود دارد كه نشان مي دهد دولت آمريكا در اين اعتراضات دست داشته است. به عنوان مثال «كنت تيمرمن» كه يك نومحافظه كار است رياست بنياد دموكراسي را برعهده دارد. مسئولين اين بنياد آن را اينگونه تعريف مي كنند «يك سازمان خصوصي غيرانتفاعي كه در سال 5199 توسط كمك هاي سازمان نشنال اندومنت فور دموكراسي موسوم به NED تاسيس شده است تا دموكراسي و معيارهاي جهاني حقوق بشر را در ايران پايه گذاري كند.» با توجه به انقلاب هاي رنگي مختلفي كه «ان.اي.دي» در گرجستان و اوكراين ايجاد كرده است ما مي دانيم اين حرف به چه معنايي است. تيمرمن 11 ژوئن يعني پيش از برگزاري انتخابات در ايران نوشت «صحبت از يك انقلاب سبز در ايران است. به عبارت ديگر قبل از رأي گيري چيزي آماده شده بود كه باعث مي شود به خودجوش بودن اعتراضات شك كنيم. تيمرمن در ادامه نوشته بود: NED در طول دهه گذشته ميليون ها دلار را صرف گسترش انقلاب «رنگي» در كشورهايي همچون اوكراين و صربستان كرده و تكنيك هاي ارتباطي و سازماني مدرن را به كارگران آموزش داده است. بخشي از اين پول به دست حاميان موسوي كه با سازمان هاي غيردولتي در خارج از ايران كه NED بودجه آنها را تامين مي كند ارتباط دارند رسيده است. همچنين گزارش هاي متعددي وجود دارد از جمله يك مورد كه در يكي از مقاله هايم به آن اشاره كردم كه نشان مي دهد جورج بوش در ماه مه سال 7002 به سازمان سيا دستور داد تبليغات «سياه» پنهاني را براي ترويج اطلاعات نادرست به منظور ايجاد بي ثباتي در ايران و در نهايت ساقط كردن رژيم اين كشور اجرا كند. همچنين گزارش هاي منتشر شده اي وجود دارد كه نشان مي دهد دولت آمريكا بودجه گروه هاي تروريستي داخل ايران را كه به ترور و بمب گذاري مي پردازند تامين مي كند. من در اين مورد كه برنامه ايجاد بي ثباتي چطور انجام شد يا احتمال ارتباط مستقيم موسوي با گروه هاي مذكور هيچ اطلاعاتي در دست ندارم. «تيمرمن» كه كارش اين است بايد بداند. او گفته پولي كه از طرف NED به ايجاد انقلاب رنگي اختصاص داده شده بود به دست حاميان موسوي رسيد. براساس بعضي گزارشات موسوي در حالي پيروزي خود را اعلام كرد كه مردم هنوز در حال رأي دادن بودند و براساس بعضي گزارش هاي ديگر او پيش از شمارش آرا پيروزي خود را اعلام كرد. هدف از اعلام پيش از موعد اين است كه اگر نتيجه تفاوت داشت يك آشوب ايجاد شود.
ديگر علائم توطئه چيني نيز آشكار است، اين علائم نشان مي دهد زمينه براي اعتراض آماده شده بود و اين اعتراضات خودجوش نبودند. براساس يكي از گزارشات واشنگتن پست در سال 7002، بوش رئيس جمهوري وقت آمريكا، اجازه هزينه 004 ميليون دلار پول را براي فعاليت هايي از جاسوسي در مورد برنامه هسته اي ايران گرفته تا «حمايت از گروه هاي شورشي مخالف روحانيون حاكم» صادر كرد.
خبرنگار مجله سياست خارجي آمريكا در ادامه پرسيده است: در حاليكه موسوي يكي از اعضاي دولت ايران و هشت سال نخست وزير اين كشور بود و با روحانيون طراز اول رابطه داشت آيا ممكن است هواداران و اعضاي كمپين وي كساني باشند كه به دنبال براندازي نظام هستند؟
معاون اسبق وزارت خزانه-داري آمريكا پاسخ داده است: فقط كساني مي توانند به اين سؤال پاسخ بدهند كه در برنامه ايجاد بي ثباتي در ايران نقش داشته-اند. نظر من براساس آنچه اكنون مي فهمم اين است كه برخي جوانان در ايران بويژه تهران وجود دارند كه سكولار و غربي شده اند و از اخلاق اسلامي خوششان نمي آيد. من نمي دانم اين جوانان چرا فكر مي كنند كه موسوي فشار قوانين اسلامي را از روي دوش شان بر خواهد داشت. به هر حال هسته معترضيني كه در خيابان ها بودند جوانان ناراضي بودند. در مورد موسوي و متحدين قدرتمندش از جمله رفسنجاني من اعتقاد ندارم كه قصد آنها براندازي نظام بوده است. اينها افراد جاه طلب و نااميدي هستند كه از بازي خارج شده اند و مي خواهند مجددا در بازي قدرت شركت كنند. جار و جنجال بر سر انتخابات راهي براي رسيدن به اين هدف بود. همچنين افرادي هستند كه احمدي نژاد آنها را به فساد محكوم كرده است. آنها نمي خواستند يك دولت بلامنازع برسركار بيايد كه بتواند عليه فساد اين افراد اقدامي بكند. احتمالا سازمان سيا و ايراني هايي كه از«ان.اي.دي» بودجه اي دريافت كرده اند از اين شكاف ها، جاه طلبي ها و دشمني هاي ميان حاكمان خبر داشته و از آن سوء استفاده كرده اند. فكر نمي كنم خطر سقوط دولت توسط اعتراضات وجود داشته است اما اين اعتراضات به آمريكا كمك كرد وجهه ايران را تخريب كند و زمينه را براي فشارها يا تحريم هاي بيشتر و حتي حمله نظامي فراهم كرد. در مورد دخالت هاي خارجي در آشوب هاي اخير در ايران گزارشات گسترده و ضد و نقيضي وجود دارد. اكثر رهبران غربي سركوب مخالفين را محكوم كرده اند و پيش از آن خشم خود را از نتيجه اعلام شده ، اعلام كرده بودند.
خبرنگار فارين پاليسي پرسيد: «اينجا يك سؤال پيش مي آيد و آن اينكه با توجه به سكوت و بي تفاوتي رهبران غربي در مورد روند در حال تخريب دموكراسي در كشورهاي همسايه كه نظام شان پادشاهي و ظالمانه است مانند اردن، عربستان، مصر ، پاكستان و غيره اگر آنها واقعا نگران دموكراسي هستند چرا براي ايجاد دموكراسي در اين كشورها كاري انجام نمي دهند»؟
رابرتس در پاسخ گفت:« كمپيني كه عليه ايران وجوددارد به دموكراسي و انتخابات هيچ ارتباطي ندارد. اين كمپين ارتباط چنداني به برنامه هسته اي نيز ندارد. ادعاي برخورداري ايران از سلاح هسته اي مانند ادعاي برخورداري صدام از سلاح هاي كشتار جمعي است چيزي كه آمريكا نمي تواند تحمل كند وجود ايران به عنوان يك كشور مستقل است».
در ادامه از رابرتس سؤال شده كه «آيا رسانه هاي آمريكايي به طور برنامه ريزي شده تلاش كردند بذر بي اعتمادي و ابهام را در مورد نتايج انتخابات رياست جمهوري ايران پيش از برگزاري انتخابات، پراكنده كنند؟»
وي جواب داده است: تلاش رسانه هاي آمريكايي براي ديو ساختن احمدي نژاد در طول چهار سال اول رياست جمهوري اساس اتهاماتي را كه هم اكنون عليه وي وجود دارد فراهم كرد. هر كاري كه او انجام داد و هر حرفي كه زد و نزد براي ديو ساختن از وي در رسانه ها استفاده شد. به عنوان مثال اين اتهام نادرست كه احمدي نژاد مي خواهد «اسرائيل را از نقشه جهان حذف كند» براساس ترجمه نادرست حرف هاي وي ايجاد شده است. با اين حال همه رسانه هاي غربي هرگاه از احمدي نژاد سخن مي گويند به اين نكته اشاره مي كنند كه او مي خواهد اسرائيل را از نقشه جهان حذف كند. در سال هاي پيش از انتخابات رياست جمهوري به عنوان يك فرد ظالم مايه شرمندگي ايرانيان معرفي شد كه ايراني ها حتما در دور بعدي به او راي نخواهند داد.
خبرنگار مجله سياست خارجي آمريكا در ادامه از «رابرتس» سوال كرده است: به نظر شما ارتباط ايران با غرب با توجه به وقايعي كه اخيرا اتفاق افتاده چه مي شود؟ آيا ايران بايد سياست خارجي خصمانه اي را در پيش گيرد تا از نظر جهانيان «بازيچه آمريكا و اتحاديه اروپا» نشود؟
معاون اسبق وزارت خزانه داري آمريكا جواب داده است: اين ايران نيست كه سياست خارجي خصمانه دارد بلكه آمريكا چنين سياستي را پيش گرفته است.
وي افزوده است:« دولت آمريكا با دولت اسلامي 03 ساله ايران مخالف است. آمريكا خصومت خود را در قالب هاي اخلاقي مانند «حقوق زنان» «دموكراسي» و «حقوق بشر» مخفي مي كند اما هدف اصلي به زانو در آوردن تهران است. اينكه ايران مستقل مي ماند يا خير به اين بستگي دارد كه روسيه و چين تهديد آمريكا را براي خود چگونه ارزيابي مي كنند. مطمئنا يكي از دلايل اصلي تنفر رهبران غربي از احمدي نژاد موضع سرسخت وي در مورد مسئله هسته اي است. براساس گفته رياست آژانس بين المللي انرژي اتمي هيچ مدركي دال بر منحرف بودن برنامه هسته اي ايران وجود ندارد و آمريكا نيز نتوانسته هيچ مدركي بياورد.»
از وي سوال شده است: با توجه به سخنان «باراك اوباما» كه گفته اجازه نخواهد داد ايران يك بمب هسته اي توليد كند آيا بايد طي سال هاي آينده همچنان منتظر خصومت اين دو كشور با هم باشيم؟
وي جواب داده است: مسئله سلاح هسته اي براي واشنگتن يك بهانه است. مسئله اصلي اين نيست. اين صرفا راهي است تا نشان دهند ايران كشور خطرناكي است. اگر قرار باشد تهران سلاح هسته اي توليد كرده و عليه اسرائيل از آن استفاده كند نابودي فلسطينيان حتمي است يا حتي حزب الله در جنوب لبنان يا بخش هايي از سوريه نيز ممكن است نابود شوند. ايران به عنوان كشوري كه پيمان منع گسترش سلاح هاي هسته اي را امضا كرده اجازه دارد برنامه انرژي هسته اي داشته باشد. بازرسان آژانس بين المللي انرژي اتمي كه ايران در برابر آنها تسليم شده است مسئول تعيين هر نوع اقدام خلافكارانه در ارتباط با انرژي هسته اي هستند. واشنگتن بايد از وارد كردن اتهامات نادرست به دولت تهران دست بردارد. اگر آژانس بفهمد ايران برنامه اي براي ساخت سلاح هاي هسته اي دارد آن وقت آمريكا مي تواند تحريم هايش را بر اين كشور اعمال كند اما كاخ سفيد برعكس عمل كرده و قبل از اينكه مدركي پيدا كند ايران را تحريم و به حمله نظامي تهديد كرده است. براساس گزارش شوراي اطلاعات ملي آمريكا، ايران 5 سال پيش برنامه خود را براي ساخت سلاح هاي هسته اي متوقف كرد.

 



دو سوي ماجراي سين كيانگ

سيد ياسر جبرائيلي
آنچه كه علامت سوال بزرگي در برابر حوادث روزهاي گذشته استان مسلمان نشين سين كيانگ چين قرار داد، روشن بودن ماهيت يك طرف قضايا بود: باور اينكه غرب اسلام ستيز و مسلمان كش به ناگاه از سر دردهاي انساني، پرچم حمايت از اسلام برافراشته باشد، سخت مي نمود و همين امر ترديدهاي فراواني درباره حوادث سين كيانگ، به وجود آورد.
قبل از برشمردن طرف هاي درگير در ناآرامي هاي اخير سين كيانگ و تشريح نيات آنها، ابتدا اصل قضايا و علت درگيري ها را مرور مي كنيم.
ماجرا از آنجا آغاز شد كه اويغورهاي مسلمان در اعتراض به كشته شدن دو تن از همكيشان خود به دست افراد قوم «هان» (قوم غير مسلمان) و عدم جديت مقامات چيني در پيگيري قضيه، به خيابان هاي شهر ارومچي ريخته و خشم فرو خورده خود را از چندين دهه تبعيض و بي عدالتي فرياد زدند. قوم «هان» اما اين بار نيز با اطمينان از حمايت قاطع دولت چين، افراد خود را به خيابان ها ريخت تا تظاهركنندگان اويغور را سركوب كند. رويارويي دو قوم، درگيري شديدي را در پي داشت كه به كشته شدن 184 نفر شامل 137 تن از قوم هان، 46 نفر از قوم اويغور و يك نفر مسلمان هوئي منجر شد.
در اينكه ريشه اين درگيري ها در احساس برتري قوم هان نسبت به مسلمانان اويغور و تبعيض هاي موجود در جامعه چين است، شكي نيست. دولت چين به دنبال الحاق منطقه مسلمان نشين سين كيانگ به خاك خود در سال 1949، دست به برهم زدن تركيب جمعيتي اين منطقه زد و با روانه كردن مردمي از قوم هان به سين كيانگ، موازنه جمعيتي اين منطقه را به نفع قوم «هان» يعني به سود دولت چين برهم زد. تا بتواند به سهولت آن را در كنترل خود نگه دارد. محدوديت هاي زيادي براي مسلمانان اويغور ايجاد شد. با افزايش تضاد نژادي، به تدريج نطفه درگيري هاي قومي نيز بسته شد تا سرانجام روزهاي مياني تيرماه 88 شاهد رويارويي خونين اين دو قوم باشد. بنابراين، آنچه كه در اين قضايا به دولت چين مربوط بوده و مورد اعتراض است، اتخاذ سياست هاي تبعيض آميز عليه قوم اويغور است؛ اعتراضي كه مسلمانان جهان نسبت به تمامي دولت هاي غيراسلامي درباره وضعيت اقليت مسلمان آن جوامع دارند.
در پي اين درگيري هاي قوميتي اما دو جريان در هم تنيده با موقعيت هاي متفاوت جغرافيايي، با نياتي كه به هيچ رو نشاني از دلسوزي براي مسلمانان در آن پيدا نيست، با اشتياق زايد الوصفي دست به مصادره آن به نفع اهداف خويش زدند.
جريان اول شامل مخالفان جهاني چين است كه حوادث اخير را فرصت بي بديلي براي پيگيري بحث تجزيه استان سين كيانگ از چين مي داند، منطقه اي بي نهايت استراتژيك كه يك ششم خاك چين را تشكيل داده و بزرگترين منابع نفتي و گازي اين كشور و نيز معادني چون طلا، زغال سنگ و نقره در آنجا قرار دارد. جدا شدن سين كيانگ از چين، قطعاً كار پكن را براي هميشه در معادلات جهاني با دشواري هاي جدي روبرو خواهد كرد. واشنگتن مهره لازم براي مصادره اغتشاشات را در اختيار داشت. «ربيعه قدير» زني 62 ساله و ثروتمند است كه در سال 1999 به جرم جاسوسي براي آمريكا در چين به زندان افتاد و اگرچه به هشت سال زندان محكوم شد، اما در سال 2005 توانست با وساطت كاخ سفيد آزاد شده و راهي واشنگتن شود. هم اكنون از قدير با عنوان رهبر تجزيه طلبان ياد مي شود و غرب سعي دارد درگيري هاي قوميتي چين را شورش هاي يكجانبه قوم اويغور با هدف تجزيه جا بزند. كنگره آمريكا در روزهاي اخير رسماً از وي و جريان تجزيه طلبي حمايت كرد. «بيل دلهانت» به نمايندگي از حزب دموكرات و «دانا روهراباچر» به نمايندگي از جمهوريخواهان در ساختمان كنگره در كنار ربيعه قدير حضور يافته و ضمن اعلام حمايت از وي، او را شخصي خواندند كه سه بار براي دريافت جايزه صلح نوبل نامزد شده و تأكيد كردند كه چين نبايد به وي افتراي تجزيه بزند. «ايان كلي» سخنگوي وزارت خارجه آمريكا نيز اذعان كرد كه «قدير از بنياد اعانه ملي براي دموكراسي (NED) كمك هاي مالي دريافت مي كند» (ان.اي.دي.سازماني است كه از طرف كنگره آمريكا مأموريت حمايت مالي از جنبش هاي تجزيه طلبي در كشورهاي مخالف واشنگتن را به عهده دارد). اين است كه خبر و تحليل درباره «جنبش تجزيه طلبي» از پرده رسانه هاي غربي پايين نمي آيد و در تصاويري كه ضميمه اين تحليل ها مي شود، كساني به نام اويغورها، پلاكاردهايي انگليسي در حمايت از تجزيه و استقلال تبت و تايوان! نيز در دست گرفته اند... مناطقي كه به هيچ وجه مسلمان نشين نيستند.
جريان دوم اما جرياني در داخل ايران است كه در هر حادثه اي، ماهيت ماجرا و طرف هاي درگير هرچه و هر كه باشد، برايش تفاوتي نمي كند. هدف، همراهي با غرب در همه وجوه و به هر شكل ممكن است و در اين راه، چشم و گوش بسته و به عبارت بهتر «فكر» بسته، در خدمت اهداف غرب گام برمي دارد. علي رغم اينكه اكثر كشته شدگان درگيري هاي اخير چين از قوم غير مسلمان است، رسانه هاي مدعي اصلاحات همه كشته شدگان سين كيانگ را مسلمان معرفي كردند و در همان حال به جاي حمايت از مسلمانان اويغور، تحليل هاي محافل و رسانه هاي غربي را بازنويسي كردند.
آنان از اين اقدام دو هدف عمده را دنبال مي كردند؛ يا دستگاه ديپلماسي كشور را تحريك كرده و آن را مجبور كنند كه در واكنشي عجولانه، به جريان ايجاد شده در غرب پيوسته و با حمايت از تجزيه سين كيانگ، در وضعيت مخاصمه با اين كشور قرار گيرد؛ و يا اينكه در صورت عدم ورود ايران به اين جريان، ضربه اي حيثيتي به جمهوري اسلامي وارد كرده و با اشاعه فرضيات كذب، دولت را به رفتار دوگانه در برابر مسلمانان جهان متهم كنند؛ با اين ادعا كه جمهوري اسلامي در حالي از مسلمانان غزه حمايت مي كند كه در برابر قتل عام مسلمانان سين كيانگ توسط دولت! چين سكوت كرده است. شديدترين واكنش نسبت به وقايع چين از سوي نخست وزير تركيه بود كه او نيز به دنبال آشكار شدن اهداف تجزيه طلبانه غرب، رفتار سياسي خود را وارد چارچوب هاي قانوني و حقوقي كرده و يادآور شد كه «آنكارا قصد مداخله در امور داخلي چين را ندارد و به تماميت ارضي چين احترام مي گذارد.»
همانطوري كه پيشتر اشاره شد، جمعيت مسلمان چين به دليل حاكميت اكثريت غير مسلمان، از تبعيض موجود به شدت رنج مي برد؛ وضعيتي كه در كشورهاي اروپايي مانند فرانسه نيز قابل مشاهده است و جمعيت 10 درصدي مسلمان اين كشور، از كمترين حقوق سياسي و اجتماعي برخوردار نيستند. خواسته تمامي مسلمانان جهان رفع اين تبعيض هاي مذهبي و نژادي در حكومت هاي غير مسلمان است كه درباره چين، دستگاه ديپلماسي كشورمان اين مسئله را به مقامات پكن گوشزد كرده است. دولت پكن نيز اگر خواستار برطرف شدن تهديد تجزيه استان سين كيانگ با هدايت غرب است، بايد درباره سياست هاي خود نسبت به مسلمانان اويغور تجديدنظر كرده و از تبعيض در برخورد با آنان دست بردارد.

 



دكتر اصلاني: ممنوعيت تصدي بيش از يك شغل بايد بدون تبعيض اجرا شود

يك عضو هيات علمي دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران گفت: اگر بناست اصل 141 قانون اساسي و ممنوعيت تصدي بيش از يك شغل در خصوص اعضاي حقوقدان شوراي نگهبان اعمال شود، بايد به همه اركان حكومتي بدون هرگونه تبعيضي تسري داده شود.
طرح ممنوعيت چند شغله بودن اعضاي شوراي نگهبان در فروردين ماه 87 در مجلس هفتم به تصويب نمايندگان رسيده بود اما شوراي نگهبان آن را مغاير اصل 141 قانون اساسي دانست و اعلام كرد كه عضويت در اين شورا شغل محسوب نمي شود اما با اصرار مجلس بر مصوبه خود، اين مصوبه به مجمع تشخيص مصلحت نظام ارسال شد.
بر اساس مصوبه مجمع تشخيص مصلحت نظام، ممنوعيت تصدي مشاغل ديگر توسط اعضاي شوراي نگهبان شامل اعضاي كنوني شوراي نگهبان كه قبل از اين قانون انتخاب شده اند نيز مي شود و اعضايي كه علاوه بر اين سمت مشاغل ديگري را در اختيار دارند اگر ظرف دو ماه پس از تصويب اين قانون استعفا ندهند، از عضويت در شوراي نگهبان مستعفي شناخته مي شوند.
دكتر«فيروز اصلاني» استاديار حقوق دانشگاه تهران در خصوص اين مصوبه مجمع تشخيص مصلحت نظام به ايرنا گفت: اصل 141 قانون اساسي صراحت دارد كه رييس جمهور، معاونان وي، وزيران و كارمندان دولت نمي توانند بيش از يك شغل دولتي داشته باشند.
وي افزود: بر اساس اين اصل قانون اساسي براي اين دسته افراد داشتن هر نوع شغل ديگر در موسساتي كه تمام يا قسمتي از سرمايه آن متعلق به دولت يا موسسات عمومي است و نمايندگي مجلس شوراي اسلامي و وكالت دادگستري و مشاوره حقوقي و نيز رياست و مديريت عامل يا عضويت در هيات مديره انواع مختلف شركت هاي خصوصي جز شركت هاي تعاوني ادارات و موسسات ممنوع است.
اين عضو هيات علمي دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران تاكيد كرد: اين اصل قانون اساسي به اين معني است كه كساني كه كارمندان حكومت و دولت محسوب مي شوند نمي توانند شغل دوم در مراكزي كه بودجه آن از بودجه عمومي دولت تامين مي شود، فعاليت كنند.
مسبوق به سابقه
اين حقوقدان با بيان اينكه مصوبه اخير مجمع تشخيص مصلحت نظام مورد اختلاف مجلس و شوراي نگهبان بوده است، گفت: با توجه به سابقه اي كه اين امر در دوره هاي گذشته شوراي نگهبان، دولت و قوه قضاييه داشته، تصويب شمول تصدي بيش از يك شغل به اعضاي شوراي نگهبان محل تامل و سوال حقوقدانان است.
اصلاني تاكيد كرد: زمان تصويب، علت تهيه اين طرح و موقعيتي كه اين موضوع در مجلس مطرح شده از جوانب مختلف قابل بررسي است.
وي افزود: اين طرح در حالي در دوره نهم دولت مطرح شد كه در دوره هاي گذشته نيز اعضاي شوراي نگهبان به طور همزمان در دولت يا قوه قضاييه فعاليت مي كردند.
وي، از دكتر حبيبي، مرحوم زواره اي، عليزاده و افتخار جهرمي به عنوان اعضاي حقوقدان شوراي نگهبان نام برد كه در ادوار گذشته اين شورا به طور همزمان در قوه قضاييه و يا دولت نيز سمت داشته اند.
لزوم ممنوعيت تصدي مشاغل براي همه كاركنان حكومتي
عضو هيات علمي دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران با انتقاد از اقدام نمايندگان مجلس در عدم اجرا كردن اصل 141 قانون اساسي اظهار داشت: اگر چه قانون ممنوعيت تصدي بيش از يك شغل قانون خوبي است كه موجب افزايش بهره وري مي شود اما بايد قانونگذاران نگاه جامع تري نسبت به اجراي اين قانون داشته باشند.
اصلاني تاكيد كرد: نگاه قانونگذار به ممنوعيت تصدي مشاغل بايد همه جانبه باشد تا همه شخصيت ها و مقامات و همه افرادي كه واجد مناصب حكومتي هستند در بر بگيرد.
اين عضو هيات علمي دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران در پاسخ به اين سوال كه آيا بايد قانون ممنوعيت تصدي بيش از يك شغل درباره اعضاي مجمع تشخيص مصلحت نظام هم نيز اجرا شود، گفت: اين مصوبه مجلس نيازمند تفسير نمايندگان است.
اصلاني خاطر نشان كرد: قانون ممنوعيت تصدي بيش از يك شغل در شهريور سال 73 مطرح شد؛ در آن زمان بحث ها روي دو فردي بود كه علاوه بر حضور در مجلس شوراي اسلامي، در دانشگاه ها هم مسووليت داشتند و قانون مربوطه بخاطر آنان نوشته و تصويب شد.
وي افزود: به محض اينكه اين دو نفر از سمت خود كنار رفتند، قانون ممنوعيت تصدي بيش از يك شغل نيز به فراموشي سپرده شد و به گونه اي كه انگار هيچ اتفاقي در كشور نيفتاده بود.
وي گفت: بايد مجلس در خصوص تعريف شغل در اين قانون استفساريه اي تهيه كند ضمن اينكه شوراي نگهبان نيز بايد تفسير خود را از اصل 141 قانون اساسي ارايه كند.
اصلاني تاكيد كرد: اينكه فردي كه در مجمع تشخيص مصلحت فعاليت دارد، اين فعاليت او به عنوان شغل تلقي مي شود، منوط به تفسيري است كه مجلس بايد درباره اين مصوبه خود و شوراي نگهبان درباره اصل 141 قانون اساسي ارايه كند.
وي تصريح كرد: آنچه مسلم است، اين كه قانون ممنوعيت تصدي بيش از يك شغل بايد در مورد همه افراد پياده شود و نه برخي اشخاص.

 



كاظمي قمي: حتي يك ايراني به جرم تروريسم در عراق دستگير نشده است

سفير جمهوري اسلامي ايران در عراق دستگيري دپپلمات هاي كشورمان در عراق از سوي آمريكايي ها را نشانگر شكست سياست هاي واشنگتن در عراق دانست.
حسن كاظمي قمي با اشاره به آزادي پنج ديپلمات ايراني از دست نيروهاي آمريكايي مستقر در عراق گفت: تجاوز نظامي نيروهاي آمريكايي به اتباع ايراني نه تنها در اربيل بلكه در سليمانيه و بغداد نيز انجام شد و از ميان ديپلمات هاي دستگير شده دو تن مربوط به سركنسولگري ايران در سليمانيه و بغداد بودند.
كاظمي قمي دوشنبه شب در برنامه ويژه خبري شبكه دوم سيما افزود: دست زدن به چنين سياست هايي نشانگر شكست سياست هاي آمريكا در عراق و نقض مكرر تعهدات بين المللي از سوي نيروهاي اشغالي در اين كشور بود.
به گفته قمي، آمريكا در واكنش به شكست سياست هاي خود در عراق اين امر را به دخالت نيروهاي خارجي نسبت داد و در اين ميان جمهوري اسلامي ايران با توجه به نقش حمايتي از عراق و جايگاه خاص آن در ميان مردم و علماي ديني اين كشور كانون توجه قرار گرفت.
سفير ايران در عراق ادامه داد: آمريكا وقتي عمليات نظامي عليه رژيم بعث انجام داد و عراق را اشغال كرد عامدا بدون مجوز شوراي امنيت دست به عمليات زد و با اين كار مي خواست يك پيامي بدهد كه رويه بين المللي تغيير كرده است.
وي افزود: آمريكاييها بر اين اعتقاد بودند كه رويه بين المللي تغيير كرده است و براساس ساختار جديد اين كشور نه تنها به جمهوري اسلامي بلكه به ديگر كشورهايي كه آنها را در اين جنگ همراهي نكردند گفتند كه شما حق نداريد در سازندگي عراق بعد از جنگ شركت كنيد.
به گفته قمي، آمريكايي ها براي اعمال سياست كمرنگ كردن نقش ايران در سازندگي عراق شروع كردند به وارد كردن اتهاماتي بي اساس همچون ادعاي حمايت جمهوري اسلامي ايران از گروه هاي تروريستي، چيزي كه هيچگاه مردم و دولت عراق آن را نپذيرفت.
وي گفت: بلافاصله پس از انجام اين ربايش و نقض آشكار حقوق ديپلماتيك، اركان دولت قانوني عراق اعم از رئيس جمهور و نخست وزير و حتي مسئولان حكومت محلي كردستان از آن به عنوان نقض تعهدات بين المللي و حاكميت ملي ياد كردند. قمي گفت: آقاي طالباني رئيس جمهوري عراق با ارسال پيامي به نيروهاي آمريكايي از اين اقدام به عنوان نقض تعهدات بين المللي و حاكميت ملي اين كشور ياد كرد و عمل حمله به يك مركز ديپلماتيك را مورد تقبيح قرار داد.
كاظمي قمي در ادامه با اشاره به استمرار تلاش ها براي رهايي تمامي هموطنان ما در عراق گفت حدود 10 تا 15 درصد از هموطنان ما هنوز در زندان هاي آمريكا اسير هستند و اينها كساني هستند كه به صورت غيرقانوني براي زيارت عتبات عاليات به عراق وارد شدند.
وي تصريح كرد: هيچ يك از دستگيرشدگان ماموران دولتي نيستند و اميدواريم يكي از بندهاي مفاد توافقنامه ميان نيروهاي عراق و آمريكا در خصوص خروج نيروهاي آمريكايي در عراق با مضمون تحويل كليه زنداني ها به دولت عراق هرچه سريع تر تحقق پذيرد و هموطنان عزيز ما نيز در چارچوب همين توافق نامه آزاد شوند.
كاظمي قمي در ادامه گفت: جمهوري اسلامي ايران ثبات منطقه را در گرو ثبات عراق مي داند و مرزهاي مشترك ميان دو كشور از امن ترين مرزها هستند و هيچيك از اتباع ايراني تاكنون به جرم دخالت در عمليات تروريستي در اين كشور دستگير نشده اند.

 



خبرگزاري روسي اينترفاكس: روسيه هرگز با تشديد تحريم ها بر ضد ايران موافقت نخواهد كرد

خبرگزاري روسي اينترفاكس تاكيد كرد كه روسيه هرگز با تشديد تحريم ها بر ضد ايران به علت برنامه هسته اي اين كشور موافقت نخواهد كرد.
«اينترفاكس» روز سه شنبه به نقل از يك مقام وزارت امور خارجه روسيه اعلام كرد: روسيه هرگز با تشديد تحريم ها بر عليه ايران در برابر دستيابي به توافق جديد با واشنگتن در خصوص كاهش تسليحات راهبردي موافقت نخواهد كرد.
اين مقام وزارت خارجه روسيه همچنين گفت: هم اكنون در گروه 1+5، توافقي براي افزايش فشار بر ايران از طريق شوراي امنيت سازمان ملل وجود ندارد.
روسيه و آمريكا سه دور مذاكرات براي كاهش زرادخانه تسليحات تهاجمي راهبردي خود به عمل آوردند. در ديدار اخير «ديميتري مدودف» و «باراك اوباما» روساي جمهوري روسيه و آمريكا در مسكو هيچ سند الزام آوري براي كاهش كلاهك هاي هسته اي امضا نشد.
دو كشور در نظر دارند تا پنجم ماه دسامبر پايان اعتبار پيمان «استارت - يك» قرارداد جديدي در زمينه كاهش تسليحات تهاجمي راهبردي امضا كنند.

 



معاون وزير خارجه سوريه: رژيم صهيونيستي از روابط اعراب با ايران ناراحت است

معاون وزير امور خارجه سوريه تاكيد كرد اسرائيل همواره از روابط اعراب با ايران ناراحت بوده است.
«فيصل مقداد» در پي ديدار با «منوچهر متكي» وزير امور خارجه ايران گفت: در اين ديدار روابط دمشق و تهران، اهميت گسترش آن، تنش اعراب و اسرائيل و چالش هاي پيش رو جهان عرب و اسلام مورد بحث و بررسي قرار گرفت.
اين مقام سوري، هدف از اين ديدارها را ايجاد فضاي مثبت در كل منطقه و بسيج تمامي امكانات عربي و اسلامي براي مقابله با چالش هاي مشترك، دانست.
وي در ادامه با تاكيد بر گسترش روابط اعراب و ايران گفت: باور ما اين است كه دامنه روابط اعراب را با كشورهاي مهم در منطقه خودمان از جمله ايران گسترش دهيم ما معتقديم ايران همواره آمادگي اين را داشته است و هيچگاه احساس نكرديم كه ايران در اين منطقه دشمني كرده باشد مشخص است كه اسرائيل از برقراري هرگونه رابطه بين كشورهاي عربي با ايران كه آمادگي خود را در كنار ما براي آزادسازي قدس و برقراري روابط بهتر اعلام كرده است ناراحت است.
فيصل مقداد در خصوص روابط ايران و مصر هم گفت: ايران كشور مهم منطقه است و ما بر اهميت روابط دو جانبه تهران و قاهره براي مقابله با دشمن صهيونيستي تاكيد داريم. تل آويو همواره از گسترش روابط ايران و كشورهاي عربي بيم و هراس داشته است.
اين مقام سوري درباره سوءتفاهم موجود ميان ايران و امارات درباره جزيره سه گانه ايراني در خليج فارس گفت: تمامي كشورها از جمله سوريه بر حل صلح آميز اين سوءتفاهم تاكيد مي كنند.
مقداد درباره روابط «دمشق» و «واشنگتن» و تاثير آن بر روند به اصطلاح صلح خاورميانه گفت: دو طرف براي بهبود روابط فيمابين تلاش مي كنند. سوريه هرگز حاضر به امتياز دهي نيست. ما براحقاق حق خود و عقب نشيني اسرائيل تا مرز چهارم ژوئن 1967 تاكيد مي كنيم.

 



صفوي: ترويج فرهنگ ايثار و شهادت غربي ها را عصباني مي كند

سرلشگر صفوي با اشاره به رفتار جديد دشمنان گفت: دشمنان ملت ايران در پي ايجاد تغيير در بنيادهاي اعتقادي و ارزشي ملت ما هستند.
به گزارش منابع خبري، دستيار و مشاور عالي فرمانده كل قوا در كنگره طنين ايثار جهت گيري هاي اصلي رفتار دشمنان را بر اساس تغيير الگوها و ساختارهاي فرهنگي و اعتقادي و ارزش ها و هنجارهاي اجتماعي دانست و اضافه كرد: واقعيت اين است كه هم اكنون ملت ما در يك محيط منازعه خصمانه و جدال فرهنگي بسر مي برد و دشمنان متوجه شده اند كه مي بايست از همان زاويه اي وارد شوند كه انقلاب اسلامي وارد تاريخ معاصر بين الملل و تغيير و تحول فكري مردم ستمديده منطقه آسياي جنوب غربي و خاورميانه شده است؛ يعني تغيير در بنيان هاي اعتقادي و ذائقه فرهنگي و تغيير درخواست هاي اسلامي و ارزشي ملت ما. وي جريان الگوسازي فرهنگ مقاومت، ايثار و شهادت، را به عنوان احياكننده نهضت هاي مقاومت اسلامي، براي آمريكايي ها و صهيونيست ها و انگليسي ها تحمل ناپذير دانست و تصريح كرد: اين الگو، الگوي نجاتبخش فلسطين و عراق و افغانستان و ساير بلاد اسلامي از سلطه اجانب خواهد بود.
دكتر صفوي با تبيين نقش زنان ايثارگر، مؤمن و شجاع ايران اسلامي در سال هاي دفاع مقدس افزود: زنان ايثارگر سهم عمده اي در پيروزي ها در كنار عارفان مجاهد و مجاهدان عارف داشتند. وي با بيان حضور مستقيم زنان قهرمان و شيردل در جنگ تحميلي در شهرهايي همچون خرمشهر، سوسنگرد، بستان، گيلان غرب، مهران و اسارت و شهادت عده اي از آنها، از نقش زنان ايثارگر در گروه هاي امدادگري و پزشكي و ايفاي نقش آنان به عنوان مادران و همسران رزمندگان و شهدا ياد كرد و گفت: پيروزي هاي رزمندگان اسلام در هشت سال دفاع مقدس مرهون نقش زناني است كه به عنوان پشتيباني كننده و حمايت گر مادي و معنوي جبهه و جنگ، در پشت جبهه ها بودند.

 



ابراز نگراني كاخ سفيد از بازداشت تاجبخش

آمريكا از بازداشت كيان تاج بخش جاسوس سابقه دار خود در ايران ابراز نگراني كرد و خواستار آزادي فوري وي شد.
به گزارش خبرگزاري فرانسه، «ايان كلي» سخنگوي وزارت امورخارجه آمريكا كه در يك نشست خبري سخن مي گفت از تاج بخش به عنوان محقق نام برد و گفت: ما به شدت نگران اطلاعات دريافتي از دستگيري ناعادلانه كيان تاج بخش يك محقق ايراني الاصل در ايران هستيم. وي افزود: ما مقامات ايراني را به آزادي سريع كيان تاج بخش فرا مي خوانيم.
در همين حال گروهي موسوم به سازمان بين المللي مدافع حقوق بشر نيز ادعا كرد: «كيان تاجبخش كه دو مليتي است، روز پنجشنبه در خانه خود در تهران دستگير شد. تاجبخش پيش از اين نيز به اتهام لطمه به امنيت ملي دستگير شده و پس از سپردن وثيقه آزاد شده بود.
وي در اعترافاتش رسماً به تلاش براي براندازي نظام جمهوري اسلامي اذعان كرده بود.

 



شكايت عليرضا بهشتي وشيرين عبادي از روزنامه كيهان

مدير مسئول روزنامه كيهان طي روزهاي آينده در خصوص شكايت هاي بهشتي و عبادي در دادگاه حضور خواهد يافت.
محمود عليزاده طباطبايي، وكيل عليرضا بهشتي در گفت وگو با فارس گفت: بهشتي از روزنامه كيهان به علت چاپ مطلبي درباره اين كه وي با آمريكايي ها ارتباط دارد ، به شعبه 9 دادسراي كاركنان دولت شكايت كرده است.
وي اظهار داشت: موارد شكايت از روزنامه كيهان درباره مطالبي پيرامون ملاقات آمريكايي ها با بهشتي و دخالت بهشتي در آشوب هاي بعد از انتخابات است..
گفتني است شيرين عبادي نيز چندي پيش در رابطه با چاپ مقاله اي عليه خود از كيهان شكايت كرده است كه مدير مسئول روزنامه اوايل مردادماه براي پاسخ به شكايت شيرين عبادي و چند شكايت ديگر در دادگاه حضور خواهد يافت.

 



نمايش فيلم «خروس جنگي» توسط انجمن روزنامه نگاران مسلمان

فيلم «خروس جنگي» به كارگرداني مسعود اطيابي، براي اهالي مطبوعات و خانواده معظم شهدا به نمايش درمي آيد.
اين فيلم ساعت 30/17 امروز چهارشنبه 24 تيرماه در مجتمع فرهنگي سيدالشهدا(ع) واقع در ضلع جنوبي ميدان هفت تير، ابتداي خيابان مفتح اكران مي شود.
پس از نمايش فيلم، جلسه نقد و بررسي آن با حضور عوامل فيلم برگزار مي شود. انجمن روزنامه نگاران مسلمان باهمكاري مؤسسه فرهنگي هنري شاهد، برگزاركنندگان اين برنامه هستند.

 


صفحه (14)


صفحه (3)


صفحه (2)

     


(صفحه(12(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14