|
شنبه 27 تير 1388- شماره 19413
زندگي معلمان در گرو تصميمات جديد بررسي پيامدهاي بخشنامه جديد ممنوعيت نقل و انتقال فرهنگيان -1
|
 |
 |
زندگي معلمان در گرو تصميمات جديد بررسي پيامدهاي بخشنامه جديد ممنوعيت نقل و انتقال فرهنگيان -1
پريسا جلالي «بيش از 2هزار كيلومتر از هم فاصله داريم. همسرم در بندرعباس و خودم در تبريز. در طول سال فقط 2 يا 3 بار مي توانيم همديگر را ببينيم. اميدوار بودم طبق بخشنامه سال 86 همسرم به تبريز منتقل شود. اما بدشانسي به ما رو كرد و بخشنامه جديد آموزش و پرورش سوهان روح و روانمان شد و روياي انتقالي و زندگي مشترك را به دلمان گذاشت. چاره ديگري برايمان نمانده مگر اينكه يكي از ما كارمان را رها كنيم و از همه زحمتي كه طي اين سال ها كشيده ايم بگذريم. با اين شرايط ديگر انگيزه اي براي تدريس و حوصله اي سركلاس ندارم.» اينها درد دل يكي از معلمان متعهد خدمتي است كه با صدور بخشنامه ممنوعيت انتقال زوجين فرهنگي دور از خانواده و همسر روز و شب مي گذرانند. صدور و ابلاغ بخشنامه مورخه 6/3/88 شماره 12/710مبني بر ممنوعيت نقل و انتقالات فرهنگيان در سال تحصيلي 89-88 معلمان متعهد خدمت را تا پايان دوره تعهد با مشكلات عديده اي مواجه كرده است. اين دسته از افراد با سپردن تعهد خدمت به آموزش و پرورش در دوران تحصيل به استخدام اين وزارتخانه درآمده اند در دوران تحصيل ازدواج دانشجويي كرده و با آنكه همسرانشان ساكن و شاغل استان ديگري بوده اند در زمان ازدواج مانعي در برابر انتقال همسرانشان به محل سكونت خود نمي ديدند. اين در حالي است كه مطابق بند هفتم بخشنامه شماره 6/710 مورخه 8/3/86 معاونت برنامه ريزي و توسعه مديريت انتقال خانم ها به تبعيت از انتقال و اشتغال همسر، به صورت رايانه اي، عادي و با رعايت عدم نياز مبدا و نياز مقصد قابل بررسي و اقدام بود. بخشنامه نقل و انتقال سال 86 تاكيد دارد كه انتقال به تبعيت از همسر ممكن و قابل بررسي است. اما بخشنامه سال 88 به متعهدين خدمت به هيچ وجه اجازه انتقال نمي دهد! هم اكنون اين زوج ها جدا از يكديگر زندگي مي كنند. بسياري از اين افراد كه خود و همسرشان در فاصله هاي مكاني تا 2500كيلومتر زندگي مي كنند در حال حاضر در بهت و حيرت چشم به آينده اي دوخته اند كه سرنوشت زندگي مشتركشان را بخشنامه هاي جديدتر تعيين خواهد كرد تا شايد صاحب زندگي اي زير يك سقف باشند. به قيمت نقض قانون از آنجا كه خانواده به مفهوم ازدواج زن و مرد و ادامه زندگي در مكان واحد تعبير مي شود تعالي جايگاه خانواده نيز منوط به همدلي و همفكري همچنين پذيرفتن مسئوليت و اختيارات يكديگر در ايفاي وظايف آن نهاد كوچك است، در غير اين صورت با جدا كردن اين دو يا دو مكانه بودن زن و شوهر بايد منتظر عاقبتي نه چندان خوشايند براي آن خانواده بود. همان مساله اي كه قوانين شرعي و ديني همچنين مقررات اجتماعي بر آن صحه مي گذارند. فرزاد مشهدي، يكي از معلمان متعهد خدمتي است كه خودش ساكن تبريز و همسرش متعهد خدمت در بندرعباس است. وي در گفت و گو با خبرنگار سرويس گزارش كيهان مي گويد: «بيشتر از 2هزار كيلومتر از هم فاصله داريم و در طول سال فقط 2 يا 3بار مي توانيم همديگر را ببينيم. در حالي كه اين وضعيت براي هيچ كدام از ما قابل تحمل نيست.» مشهدي با بيان اينكه ميزان تعهد همسرش پنج ميليون تومان است، اضافه مي كند: «امسال دومين سال از تعهد خدمتم است و اميدوار بودم طبق بخشنامه سال 86 همسرم منتقل شود در حالي كه بخشنامه تغيير كرد و بايد چند سال ديگر همين وضعيت را داشته باشيم. چاره ديگري برايمان نمانده مگر اينكه يكي از ما كارمان را رها كنيم و از همه زحمتي كه طي اين سال ها كشيده ايم بگذريم.» اغلب اين افراد مانند اين دبير متعهد ابراز مي كنند هيچ يك از مسئولان آموزش و پرورش قصد ندارند اين مشكل را حل كنند. به قول اين افراد كه چندين بار به ادارات استان مراجعه كرده اند انتقالي نياز به پارتي و آشنا دارد. دوستان و همكاران اين معلمان كه به تازگي منتقل شده اند و فاقد شروط انتقال بوده اند گوياي اين واقعيت است. به طور حتم چنين شرايطي با آشفتگي روحي و رواني نه انگيزه اي براي تدريس باقي مي گذارد و نه تمركزي در كلاس خواهند داشت. اين دبير متعهد به خدمت مانند ديگر معلماني كه با چنين وضعيتي مواجهند از زندگي و وضعيتش به تنگ آمده است. اما در اين ميان والديني كه با اين شرايط نزد دخترانشان رفته اند تا تنها نباشند. نكته جالب و قابل تأمل اين است كه معلمان مذكور با اين شرايط قادر به بچه دار شدن هم نيستند چرا كه به قول اين دسته از افراد پدر و مادري كه از هزار تا دو هزار كيلومتر با هم فاصله دارند بچه بايد در اين ميان كجا و نزد چه كسي بماند و پرورش بيابد؟! جدايي و طلاق رهاورد بخشنامه جديد رفع كمبود و توازن نيروي انساني مناطق آموزشي، ايجاد زمينه مساعد براي استفاده بهينه از نيروي انساني، تسريع و تسهيل امور مرتبط با انتقال كاركنان، كمك به تأمين رفاه و آسايش نسبي فرهنگيان و كمك به انتقال زوج فرهنگي و زوجه فرهنگي همسر شاغل نظامي يا انتظامي از جمله اهدافي است كه در بخشنامه آموزش و پرورش طرح شده است! ممنوعيت هاي جديد وزارت آموزش و پرورش براي نقل و انتقال معلمان كه بدين صورت مخل آرامش رواني خانواده هاي معلمان متعهد خدمت شده است، در حالي اعمال مي شود كه برخي از اين افراد كانون گرم خانوادگي شان را در معرض فروپاشي و طلاق عنوان مي كنند. دبير ديگري كه فاصله 900كيلومتري با همسرش دارد در گفت وگو با خبرنگار سرويس گزارش روز كيهان مي گويد: «زندگي ام در معرض خطر است. چون خانمم قصد دارد به خاطر تعهد خدمتش همچنان كار كند در حالي كه من هم نمي توانم شغل ديگري دست و پا كنم.» وي كه به علت پيگيري قانوني اين موضوع و هراس از بروز موانعي از سوي آموزش و پرورش تمايلي به معرفي نام خود ندارد، اضافه مي كند: «وقتي ازدواج كرديم چنين قواعد و قوانيني مطرح نبود اما با صدور اين بخشنامه همه زندگي مان روي هوا است. هيچ وقت فكر نمي كرديم آخر و عاقبت تحصيلمان اين طور باشد. آموزش و پرورش با اين شرايط دارد با زندگي ما بازي مي كند.» احسان فريدوني هم ساكن گچساران است كه ميان قوانين جديد آموزش و پرورش و حق سكونت و شرط ضمن عقد همسرش، سرگردان شده است. وي مي گويد: «طبق مقررات جديد زوجه قابليت نقل و انتقال دارد در حالي كه در زمان عقد و ازدواج متعهد شدم كه در استان آنها زندگي كنم. حتي در عرف هم داريم كه به مرد مي گويند كجايي هستي مي گويد هنوز ازدواج نكرده ام تا بدانم كجايي ام. تعهد شرط حق سكونت با خانمم است. هر روز هم كه نمي توانم خودم را از فاصله 2هزار كيلومتري گچساران به تهران برسانم و سر كلاس بروم. به سازمان شهرستان محل خدمت رفتم حتي با رئيس سازمان هم صحبت كردم اما قبول نمي كنند. ديگر نه روحيه دارم و نه انرژي اي. گفته مي شود بيماران صعب العلاج و حافظان قرآن مشمول امتياز انتقال مي شوند اما هيچ يك از امتيازات هم شامل حال ما نمي شود.» تراكم يا كمبود معلم توجيه خوبي نيست دغدغه ناشي از شرايط موجود كه براي هيچ يك از اين دسته از فرهنگيان قابل تحمل نيست تبديل به دغدغه اي شده كه ناخودآگاه در كلاس هاي درس تدريس مي شود. عليرضا سليمي، عضو كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس شوراي اسلامي در گفت وگو با خبرنگار سرويس گزارش روز كيهان مي گويد: «هر چند چنين بخشنامه اي صادر شده است اما آموزش و پرورش با مشكلات زيادي در باب تراكم نيرو در كشور مواجه است. در برخي موارد مشاهده شده افراد تعهد خدمت سپرده اند در حالي كه با علم به اين مسئله توسل به ازدواج را بهانه اي قرار داده اند تا انتقالي بگيرند. اين حالت مشكلات زيادي به بار مي آورد.» مراكز استان ها و به ويژه مراكز شهرهاي بزرگ با ازدياد نيرو مواجهند اما در برخي شهرها با كمبود معلم دست و پنجه نرم مي كنند. بنابراين تعهد خدمت معلمان بايد طبق قانون اعمال شود. اما همين مسئله نمي تواند مسبب فشار به خانواده ها و جدايي افتادن ميان آنها شود. اين نماينده مجلس شوراي اسلامي اتخاذ سياستي كه كانون گرم اين خانواده ها را حفظ كند نيازي ضروري عنوان و توصيه مي كند: «توجه به تبصره براي موارد مستثنا و تغيير محل سكونت زوجين فرهنگي به طوري كه زير يك سقف قرار گيرند از جمله موارد مورد توجه اين كميسيون خواهد بود. به گونه اي كه شرايطي فراهم شود تا هر يك از زوجين كه در كلان شهر زندگي مي كند به شهر ديگري كه به او نياز دارند منتقل شود. در اين صورت مي توان مشكلات اين دسته از فرهنگيان را رفع كرد ضمن آنكه مقداري از تراكم معلم در كلان شهرها و كمبود نيرو در شهرهاي كوچك مرتفع خواهد شد.» مشوقان ازدواج دانشجويي امروز جدايمان كرده اند! دانشجويان دانشكده تربيت دبير شهيد رجايي تهران در منطقه لويزان و يا دانشگاه تربيت دبير سبزوار آن روزها كه اهالي دانشكده شرايط مراسم ازدواجشان را مهيا مي كردند هرگز تصور نمي كردند به خاطر تصميمات يك شبه هرگز رنگ زندگي مشترك را نبينند! الهام يعقوبي، كه يك سال است به عقد همكلاسي اش در آمده از ديگر معلماني است كه نسبت به بخشنامه هاي يك شبه وزارت آموزش و پرورش گلايه مي كند. وي با بيان اين موضوع به خبرنگار سرويس گزارش روز كيهان تأكيد مي كند: «به دليل اعمال محدوديت انتقال معلمان متعهد خدمت قادر به تشكيل زندگي نيستند. در حال حاضر همسرم در تهران زندگي مي كند. او متعهد خدمت ياسوج است و با وجود اين فاصله هر دو يا سه ماه همديگر را مي توانيم ببينيم. قرار بود امسال كه تعهد خدمتمان تمام مي شود ازدواج كنيم اما با اين وضعيت بايد منتظر باشيم ببينيم چه اتفاقي خواهد افتاد. حتي خانواده هايمان را از اين وضعيت مطلع نكرديم، گفتيم انتقالي مي دهند هنوز نمي توانيم به آنها بگوييم چون نگران مي شوند.» خانم يعقوبي كه دبير شيمي است، تصريح مي كند: «زماني كه ما ازدواج كرديم فقط 2سال تعهد مطرح شد اما الان تكليفمان مشخص نيست. البته چند نفر از دوستانمان انتقالي شان را گرفتند اما ما هنوز موفق نشده ايم. بارها مراجعه كرديم اما هيچ كس در ادارات آموزش و پرورش جواب ما را نمي دهد. همين كه مي گوييم انتقالي مي خواهيم حتي جواب سلام ما را هم نمي دهند. اگر مي خواستند اينطور با دانشجويان رفتار كنند خب چرا در بخشنامه هاي قبلي امكان انتقال گذاشتند شايد ما هم آن زمان طور ديگري براي زندگي تصميم مي گرفتيم. گاهي گفته مي شود زوجه مي تواند منتقل شود ولي براي همه خانواده هاكه اين شرايط مقدور نيست.» توليد علم جهاد امروز است نه... دستورالعمل تازه وزارت آموزش وپرورش مبني بر نقل و انتقال معلمان متعهد خدمت داراي موارد استثنا هم هست كه ازنظر بسياري از معلمان فاقد توجيه است. وي اضافه مي كند: «شوهرم علاوه بر مقاله علمي 2كتاب هم دارد خود من هم مقاله دارم اما امتياز بسيار كمي براي اين موارد اختصاص يافته كه توسط همين نمي توان انتقالي گرفت.» معلم ديگري كه با شرايط مشابه و دور از همسرش زندگي مي كند، مي گويد: «امتيازات و استثناهاي درج شده در بخشنامه شامل حال هيچيك از ما نمي شود و حتي به نظر مي رسد موارد استثنا همينطوري مطرح شده است.» وي كه حاضر به معرفي و بيان اسم خود نيست، مي گويد: «باتوجه به اينكه هيچ فردي در آموزش وپرورش حاضر به پاسخگويي و رفع مشكلات ما نيست ما هم داريم از طريق ديوان عدالت اداري پيگيري مي كنيم.» اين دبير زبان انگليسي اضافه مي كند: «سال 82 وارد دانشگاه تربيت دبير شدم و سال 84 با يكي از دانشجويان ازدواج كردم. قوانين و مقررات آن زمان نقل و انتقالات را مجاز ميدانست و از مكان محل تعهد زوجه به مكان تعهد زوج قابل بررسي بود. همان زمان قرار شد من در گچساران و همسرم متعهد خدمت اردبيل جدا از هم زندگي كنيم. تا بعد از دو سال انتقالي بگيريم. درحالي كه الان سال دوم را طي كرده ايم و تعهد دو برابر طول مدت تحصيل شده و تازه مشكلات ما شروع شده است. ما طبق بخشنامه قبلي تصميم گرفتيم اما درحال حاضر قانون تغيير كرده و بايد منتظر قوانين جديدتر باشيم.» ممنوعيت انتقال درحالي از سوي برخي مسئولان آموزش وپرورش مطرح مي شود كه انتقال تنها مشمول كلان شهرها مي شود درحالي كه همه اين فرهنگيان مايل به انتقال به كلان شهر نيستند. برهمين مبنا مسئولان آموزش وپرورش مي بايد اين بخشنامه را براي دانشجويان ورودي جديد اعمال كنند اما متأسفانه درحال حاضر تعداد زيادي قرباني تصميماتي شده اند كه يك شبه و بدون توجيه خاصي ابلاغ و اعمال مي شود. همين خانم اضافه مي كند: «شوهرم قصد دارد به اين خاطر از آموزش وپرورش بيرون بيايد يا اينكه من بايد انتقالي بگيرم و به اطراف استان بروم كه حداقل به همسرم نزديك باشم. چون با شرايط فعلي بايد 15ساعت در راه باشيم تا بتوانيم همديگر را ببينيم. گاهي هم كه پيش همسرم مي آيم در طول هفته 2 روز صبح و بعدازظهر 24ساعت خودم در مدرسه كلاس برمي دارم اما دو روز براي رفت و برگشت توي راه هستم تا بتوانم حداقل سه روز پيش شوهرم باشم. البته ديگر متعهدان خدمت يعني آنهايي كه همسرانشان دبير هستند و يا آنهايي كه شغل ديگري دارند با اين وضعيت دچار مشكل شده اند.» اين خانم جوان ابراز مي كند: «اول زندگي و جوانيمان است و ازدواج هم قسمت است. درحال حاضر نمي توانيم بچه دار شويم. تا كي مي توانيم منتظر دستورالعمل هاي جديد باشيم. يكي از همكارانم كه وضعيت مشابهي دارد اكنون باردار است و مانده چه كار كند. هيچ برنامه اي براي سال هاي آينده نمي توانيم داشته باشيم. حالا هم منتظر بخشنامه ها نشسته ايم كه ببينيم دوباره چه طرحي براي زندگي مان دارند. با مسئولان آموزش وپرورش استان خودمان صحبت كرديم. البته در شهرستان حداقل اين جواب را مي دهند كه انتقال مقدور نيست اما در تهران كه اصلاً جواب نمي دهند.»
|
|

|