(صفحه(12(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14


دوشنبه 12 مرداد 1388- شماره 19426
 

صفحه (14)

صفحه (3)

صفحه (2)

     
قصه چه بود (يادداشت روز)
شوك ناشي از اعتراف متهمان در اردوگاه اصلاحات
كيهان و خوانندگان
خورشيد (گفت و شنود)
آمپول سحر آميز ؟! (نكته)
الياس نادران: حلقه هاي اصلي آشوب هاي اخير بايد پاسخگو باشند
دفتر هاشمي رفسنجاني اظهارات ابطحي را تكذيب كرد
وزارت كشور عراق: 22 عضو گروهك منافقين خواستار بازگشت به ايران شدند
در نبرد رايانه اي هم به جايي نرسيديم! (خبر ويژه)
افسر سازمان سيا فاش كرد: بن لادن و طالبان از مدت ها قبل با واشنگتن همكاري مي كردند (خبر ويژه)
تنش در روابط واشنگتن - تل آويو يا جنگ زرگري؟! (خبر ويژه)
موسوي: كتك خورده اند! (خبر ويژه)



قصه چه بود (يادداشت روز)

به دست آوردن يك نگاه كلان و دقيق نسبت به آنچه در دو ماه گذشته در صحنه سياسي ايران رخ داده ضرورتي است كه خلأ آن همچنان احساس مي شود. به رغم همه بحث ها و گفت وگوهاي انجام شده، اين سوال همچنان به طور جدي مطرح است كه به راستي چه اتفاقي در ايران افتاده، چه كساني و با كدام اهداف در آن دخيل بوده اند، تا چه حد به اهداف خود رسيده اند و مهم تر از همه اكنون تكليف چيست؟موضوعي تا اين حد گسترده، لاجرم پيچيده نيز هست و براي تحليل پديده هاي پيچيده بهترين راه تجزيه آنها به عناصر سازنده شان و سپس «بازسازي پديده» از راه تركيب مجدد اين عناصر است. به اين ترتيب مي توان فهميد كه پديده مورد نظر اساسا چگونه شكل گرفته و به دنبال برآورده كردن چه اغراضي بوده است.
اين اتفاق نظر تحليلي اكنون وجود دارد انتخابات رياست جمهوري دهم، در قلب پروژه بي ثبات سازي ايران قرار داشته اما اين پروژه محدود به آن نبوده و طيف وسيع تري از «زيرپروژه ها» را در بر مي گرفته است. تعبير دقيق تر اين است كه بگوييم براي عملي شدن آنچه غربي ها در سر داشتند، انتخابات شرط لازم بود نه شرط كافي و بايد پديده هايي ديگر نيز در كنار آن شكل مي گرفت تا پروژه كامل شود.
به عنوان يك نقطه ابتدايي مي توان اين طور تصور كرد كه طراحان پروژه اي كه اكنون همه از آن به مثابه يك فتنه براي نظام ياد مي كنند -و البته نفس هاي آخر خود را مي كشد- اساس طراحي هاي خود را بر چند برآورد از فضاي سياسي ايران مبتني كردند. برآورد اول اين بود كه محموداحمدي نژاد حتما انتخابات را خواهد برد. اين موضوعي است كه اكنون شواهد كافي در تاييد آن وجود دارد. هم سرويس هاي اطلاعاتي غربي و هم نهادهاي افكارسنجي وابسته به آنها از مدت ها پيش مي دانستند به دليل حجم انبوه خدمات احمدي نژاد به توده مردم در ايران و تاكيد وي بر پيروي از رهبر انقلاب كه مقتداي محبوب مردم است ،لااقل در كوتاه مدت هيچ چهره سياسي نيست كه سرمايه اجتماعي كافي براي مقابله با او را داشته باشد. برآورد دوم اين بود كه احمدي نژاد به دليل مجموعه روحياتي كه در اين مدت از خود نشان داده، دشمناني بسيار جدي و عميقا كينه توز دارد كه حاضرند براي جلوگيري از تكرار دولت او هر هزينه اي را بپردازند. اگر بخواهيم روشن تر سخن بگوييم حوادث سياسي 4 سال گذشته غربي ها را به اين نتيجه اشتباه رساند كه يك شكاف عميق درون جامعه سياسي ايران بوجود آمده كه انتخابات دهم مي تواند آن را آشكار كرده و بدل به نزاعي خونين نمايد. تصور غربي ها اين بود كه احمدي نژاد براي دشمنانش چنان نامطلوب است كه براي به زير كشيدن او، ملاحظه هيچ چيز از جمله «اصل نظام» را نخواهند كرد. برآورد سوم اين بودكه اصلاح طلبان -نيروهاي سياسي مطلوب غرب در ايران- اگرچه نمي توانند انتخابات را ببرند ولي اين امكان را دارند كه تعداد قابل توجهي از مردم را پاي صندوق هاي راي بياورند و سپس با طرح بحث تقلب بخشي از آنها را به خيابان بكشانند. اصلاح طلبان خود نيز در چند روز منتهي به 22 خرداد به اين نتيجه رسيده بودند كه سرمايه اجتماعي آنها براي پيروزي بر احمدي نژاد كفايت نمي كند اما مي توان با به خيابان آوردن بخشي از مردم به اعتبار نظام صدمه زد و شايد هم از آن امتيازهاي بزرگ گرفت. برآورد چهارم اين بود كه پروژه «شبكه سازي از ناراضيان» كه طي 5 سال گذشته با اسم مستعار «اجتماعي سازي اصلاحات» از سوي احزابي مانند حزب مشاركت و سازمان مجاهدين اجرا مي شد اكنون به مرحله بلوغ رسيده و توانسته تعدادي قابل توجه از افراد هماهنگ و آموزش ديده را كه بتوانند در كف خيابان نقش «اپوزيسيون حرفه اي» و «سازمان آشوب» را ايفا كنند، تربيت كرده و پاي كار بياورد. اكنون روشن است كه تحليلگران غربي تصور مي كردند اين شبكه چنان وسيع و نيرومند است كه مي تواند فشار اجتماعي جدي به نظام وارد بياورد. برآورد پنجم هم اين بود كه اين براي غرب آخرين فرصت است. خصوصا امريكايي ها و صهيونيست ها دريافته بودند كه اگر نتوانند در روند حركت ايران نوعي توقف يا حداقل «مكث» به وجود بياورند آنگاه ناچار به كنار آمدن با پديده هايي بسيار مهيب خواهند بود كه هسته اي شدن ايران و تثبيت برتري آن در منطقه فقط بخشي از آن است.
از اين برآوردها چه نتيجه اي بايد مي گرفتند؟ نتيجه اي كه به وضوح مي شد از اين توهم گرفت و گرفتند اين بود كه اين انتخابات همانقدر كه يك تهديد است فرصتي بزرگ هم هست. تهديد است از آن رو كه نظام ايران مجددا پشتوانه مردمي خود را به رخ جهان خواهد كشيد و دولتي سازش ناپذير كه اين بار از حمايت بي نظيرمردم هم برخوردار است بر سر كار مي آيد كه طبعا از موضع بسيار بالاتري نسبت به گذشته با غرب رويارو خواهد شد و فرصت هم هست به اين دليل كه با تكيه بر برخي ابزارها مي توان از آن براي «اعتماد زدايي از مردم ايران در داخل كشور و مشروعيت زدايي از دولت در خارج از ايران» بهره برد و راه را براي وارد كردن ضربه هاي اساسي تر به جمهوري اسلامي در آينده هموار ساخت. 3 ابزار بسيار كليدي به غرب براي اجراي پروژه خود كه مي توان آن را گونه اي از كودتاي مخملي خواند كمك كرد. 1- توهمات موسوي در اين باره كه يقين كرده بود يا انتخابات را مي برد يا اگر نبرد حتما تقلب شده است. ويژگي هاي روانشناختي موسوي مانند «لجاجت» و «تاثيرپذيري» نقشي مهم در اين ميان ايفا كرد، نقشي كه خاتمي با اخلاق و روحيات مخصوص خود نمي توانست ايفا كند و شايد هم به همين دليل در ميانه راه كنار گذاشته شد. نگاه غربي ها -كه به روشني در تحليل هاي بعد از انتخابات خود از آن سخن گفته اند- اين بود كه موسوي بالاي 10 ميليون راي دارد پس به خيابان آوردن چند هزار نفر از آنها - فقط چند هزار نفر نه بيشتر- لااقل تا زماني كه براي همه روشن شود ادعاي تقلب بي ربط بوده نبايد كار دشواري باشد. 2- ابزار دوم كه مدت ها قبل آن را ايجاد كرده بودند سامانه هاي رسانه اي مانند بي بي سي فارسي و پايگاه هايي مانند توئيتر، فيس بوك و امثال آنها بود. امريكايي ها چنانكه آشكارا گفته اند بر اين باور بودند كه اين سامانه ها خلأ«روحيه» و «ارتباطات» و «آموزش» را براي كساني كه انگيزه به خيابان آمدن دارند پر خواهد كرد. تجربه استفاده از رسانه ها در نمونه هاي قبلي كودتاي مخملي غربي ها را به اين طمع انداخت كه آن الگو در ايران هم جواب خواهد داد. 3- ابزار سوم هم اين بود كه غربي ها مي دانستند شايد براي نخستين بار بخشي از جامعه سياسي ايران و حتي برخي نهادهاي درون حاكميت انگيزه خواهند داشت كه به آشوب ها و اعتراضات دامن بزنند و هر چه مي توانند به آنها كمك كنند.
در اختيار بودن اين 3 ابزار، منجر به يك هدف گذاري بسيار پرهزينه براي غرب شد. غربي ها كه اولا توان دوستانشان در ايران را بسيار بالا و ثانيا عمق بحران را بي اندازه وسيع تصور كرده بودند رودربايستي هاي ديپلماتيك را كنار گذاشتند، شبكه هاي تروريستي و جاسوسي بسيار مخفي خود در تهران را هم پاي كار آوردند و بي توجه به اينكه امكانات آنها چقدر با اهدافشان سازگار است و توانايي هاي نظام جمهوري اسلامي چيست، تصور كردند كه بايد به اعتراضات خياباني عمق بخشيد چرا كه در اين صورت به تعبير يكي از نويسندگان روزنامه وال استريت ژورنال «نظام ايران يا مجبور مي شود كوتاه بيايد يا اينكه سقوط خواهد كرد»!
به نظر مي رسد مجموعه آنچه درهفته هاي گذشته ديده ايم در قالب اين تئوري كه شواهد فراواني آن را تاييد مي كند قابل تبيين است. برآوردهايي نادرست به هدف گذاري هايي نادرست تر انجاميد و ابزارهايي بسيار ضعيف براي اجراي آنها به كار گرفته شد. نتيجه ناكامي و سرخوردگي است كه اكنون مي بينيم.
اين نوشته فرصتي براي عمق بخشيدن به اين تحليل ندارد. همينطور مجالي نيست كه توضيح داده شود استراتژي مقابله توسط نظام چگونه شكل گرفت. فقط در حد اشاره بايد گفت كه غربي ها و عوامل داخلي آنها وزن 3 عامل در سيستم كنترل بحران جمهوري اسلامي را مثل هميشه اشتباه محاسبه كرده بودند. 1- اشتباه در محاسبه «توان برخورد» نظام با خشونت هاي خياباني 2- اشتباه در محاسبه «توان نظام در متقاعد كردن مردم» دراين باره كه تقلبي رخ نداده است و 3- اشتباه در محاسبه توان نظام براي كنار زدن لايه هاي ظاهري و «كشف» حقيقت آنچه رخ داده است. گذشت زمان اين امكان را براي ما فراهم خواهد كرد كه ابعاد اين اشتباه محاسبه ها را با دقت بيشتر تحليل كنيم. آن وقت مي توان گفت كه تكليف چيست.

 



شوك ناشي از اعتراف متهمان در اردوگاه اصلاحات

سرويس سياسي -
سرانجام بخشي از انتظار و مطالبه عمومي در خصوص پيگيري و مجازات عاملين ناآرامي هاي پس از انتخابات، در روز شنبه هفته جاري به پايان رسيده و اولين جلسه محاكمه متهمين آشوبگر برگزار شد.
پخش اعترافات تكان دهنده سران جبهه اصلاحات و تصريح آنها بر سازماندهي و از قبل طراحي شدن پروژه آشوب به حدي فضاي جامعه وحتي بيرون از كشور را تحت تاثير قرار داد كه برخي رسانه هاي خارجي نظير روزنامه اماراتي البيان در مطلب روز گذشته خود نوشتند: «محمدعلي ابطحي عضو شوراي مركزي مجمع روحانيون مبارز با اعتراف هاي خود در برابر دادگاه، برگه هاي اصلاح طلبان را بهم ريخت و عملا جبهه اصلاحات را دوباره ساخت.»
روزنامه الوطن، چاپ كويت نيز به اعترافات ابطحي در برابر دادگاه و آن بخش از سخنان وي كه «تقلبي در پيروزي احمدي نژاد در كار نبوده است» پرداخته و آن را مهم ارزيابي كرده است.
با اين حال همان گونه كه از قبل قابل پيش بيني بود اين اعترافات واكنش هاي متفاوتي از سوي محافل اصلاح طلب به دنبال آورد. اصلاح طلبان كه از چند هفته قبل احتمال افشاگري دوستان در بند خود را مي دادند در اقدامي كه بهتر است آن را «فرار به جلو» بناميم از بي اعتباري هرگونه اعتراف و اتفاقي از سوي زندانيان در بند خبر داده و پيشاپيش به محكوميت اعترافاتي پرداختند كه اساسا در آن زمان وجود خارجي نداشتند(!).
نامه نگاري اصلاح طلبان به برخي مراجع تقليد و صدور بيانيه ها و بيان خطابه هاي گوناگوني كه در هفته هاي اخير حتي در خطبه هاي نمازجمعه مطرح گرديد نشان از واقعيت هايي دارد و آن اينكه اولا: مجرمان و آمرين وقايع اخير با علم به مجرميت خويش درصدد پاكسازي اين كارنامه سياه برآمده اند و ثانيا: شروع فرآيند تخريب اعتماد عمومي با القاء نشر اكاذيبي نظير «اعترافات تحت شرايط خاص» و «وجود شرايط نامطلوب براي زندانيان» براي چنين روزهايي بود تا بدين شكل برد مفيد افشاگري ها در اذهان مردم كاهش يابد. طنز قضيه اين است كه اصلاح طلبان از چند ماه قبل از انتخابات مي گفتند حتما در انتخابات تقلب خواهد شد تا بتوانند برنامه هاي خود براي بعد از آن را توجيه كنند. پروژه اعترافات همه چيزي شبيه همين موضوع است كه از مدت ها قبل از تحت فشار بودن اصلاح طلبان خبر مي دادند تا بتوانند شوك ناشي از افشاگري آنها را خنثي كنند.
ناظران عقيده دارند همانطور كه پروژه تقلب ناكام ماند، پروژه مخدوش سازي اعترافات هم راه به جايي نخواهد برد.
دستپاچگي حاصل از شوك افشاگري هاي دادگاه روز شنبه به اندازه اي بر اردوگاه اصلاحات سايه انداخته كه در اظهار نظرهاي نسنجيده و ضرب الاجلي خود به ضد و نقيض گويي افتادند از جمله اين اظهار نظرها، گفت وگوي شيرين عبادي با سايت ضد انقلابي روز بود كه با تقديس انقلاب هاي مخملين اظهار داشت: «اساسا آنچه كه اين روزها به عنوان كودتاي مخملي نام برده مي شود، به اين معناست كه كسي در انتخابات برنده بشود و يا اينكه مردم خواست خودشان را به صورتي مسالمت آميز بيان كنند.
به عنوان مثال آنچه مي گويند در گرجستان پيش آمد مردم قيام كردند و سيستم ديگري را جايگزين كردند و موفق هم شدند. كجاي اين كار با ضوابط دموكراسي همخواني ندارد؟ اگر گروهي بگويند كه ما به روش ديگري مايل هستيم كشور اداره شود آيا نام اين كودتاي مخملي است؟ كودتاي مخملي چه ويژگي هايي دارد؟ تنها چيزي كه حكومت اعلام مي كند آن است كه عده اي در اعتراض به وضعيت موجود به خيابان آمده اند. اما دادستان عنوان مي كند كه اينها با تشويق اجانب آمده اند.»
عبادي بي آن كه كانال ارتباطي خود را با داخل زندان هاي امنيتي كشور معرفي نمايد ادامه داد: «درمورد افرادي كه محاكمه مي شوند طبق اطلاعاتي كه از بازداشت گاه ها به دست ما رسيده است، متاسفانه نحوه برخورد با متهمين درست نبوده، و حتي در بسياري از موارد شكنجه و اذيت جسمي و روحي هم گزارش شده است.»
مجمع تشخيص مصلحت نظام نيز در بيانيه اي از كذب بودن سخنان محمدعلي ابطحي درباره هاشمي خبر داده و در مطلبي عجيب تاكيد كرد كه ايشان در اين انتخابات جانب هيچ يك از كانديداها را نداشته است!
عطاءالله مهاجراني وزير ارشاد دولت اصلاحات كه اكنون سالياني است در انگلستان بسر مي برد در واكنش به اعترافات متهمين عليه هاشمي، به بي بي سي فارسي گفت: «كسي كه هاشمي را بشناسد مي داند كه ايشان اهل هم قسم شدن به اين معنا نيست، اين براي هر اهل خردي واضح است كه درست نيست». وي همچنين تاكيد كرد كه ابطحي و عطريانفر جديدي را از تلويزيون ديده است.
علاوه بر اين سيدمحمدخاتمي كه بسياري از اعترافات دادگاه متهمين به اتهامات او افزوده است نيز در واكنشي عجولانه مدعي شد؛ «اعترافات در شرايط خاص بيان شده و هيچ گونه اعتباري ندارد» وي البته بيان نكرد كه شرايط خاص ياد شده در سخنانش چيست و از كدام منبع خبر آن وصول گرديده است.
ساير رسانه هاي جريان مخالف در داخل و خارج از كشور نيز با هماهنگي كامل به تخطئه اعترافات پخش شده پرداخته و از سر اضطرار به وهم بافي هاي جالبي متوسل شدند از جمله آن كه سايت پيك نت از قول يك نماينده اصلاح طلب مجلس نوشت؛ «ابطحي قرص مصرف كرده و در حالت عادي نبوده است»! برخي از روزنامه هاي زنجيره اي نظير اعتمادملي نيز با ارائه عكس مقايسه اي ابطحي با عكس وي در بيرون زندان سعي در القاء بيماري و پريشاني وي داشتند.
صدور بيانيه جبهه مشاركت در واكنش به پخش اعترافات اما، از جمله موضوعات جالب روز گذشته بود. با وجود اينكه افكارعمومي اين حزب سياسي را به تندروي، ساختارشكني، قانون گريزي و هتك گسترده معارف ديني در طول سالهاي دوران اصلاحات مي شناسد، اين حزب در بيانيه خود به مباني ديني پناه برد: «آيت ا... حسينعلي منتظري و آيت الله صانعي طي نامه هايي تصريح كرده بودند كه اين اعترافات مبناي شرعي و قانوني ندارد»!
نكات ناگفته و پرابهام اين فراز از بيانيه اينجاست كه اولا: چگونه ممكن است حكم شرعي قبل از وقوع جرم و از موضع پيشداوري صادر شود و ثانياً: سابقه آقايان محل استناد اين حكم از بي طرفي و رعايت عدل ايشان حكايت نمي كند كه اكنون محل استناد شرعي در يك موضوع امنيتي قرار گيرند.
موج آفريني هاي روز گذشته رسانه هاي اصلاح طلب مبني بر القاء ساختگي بودن اعترافات و وجود شرايط سخت در زندان در حالي است كه آقاي ابطحي در كنفرانس مطبوعاتي دو روز قبل خود شرايط زندان را خوب و برخورد بازجويان را محترمانه ارزيابي كرد. در همين حال خبرگزاري ايلنا در گزارشي از مناسب بودن وضع زندانيان خبر داد.
اعضاي كميته ويژه مجلس براي بررسي وضعيت بازداشت شدگان اخير، روز گذشته طي ديداري از بند 209 زندان اوين با برخي فعالان سياسي بازداشت شده همچون هدايت آقايي، قوچاني، چوبينه و جواد امام ملاقات كردند.
به گزارش خبرنگار ايلنا، كاظم جلالي سخنگوي اين كميته ويژه با حضور در جمع خبرنگاران با اشاره به اينكه در اين ديدار كه از ساعت 11 صبح تا چهار بعدازظهر روز شنبه به طول انجاميد با هر يك از اين زندانيان حدود يك ساعت گفت وگو كردند، افزود: امروز نيز ملاقات ديگري از بند 209 اوين و برخي از بازداشتگاه هاي ديگر خواهيم داشت.
وي در پاسخ به اين كه آيا در جريان پرونده هاي فعالان سياسي بازداشت شده قرار داريد يا نه؟ گفت: ما وارد محتواي پرونده ها نشديم و تنها درخصوص وضعيت بازداشتي اين افراد با آن ها گفت وگو كرديم.
به گفته وي، چهار فعال سياسي كه با آنها ديدار كرده اند از هيچ توهين و شكنجه و آزار و اذيتي خبر ندادند و برخورد ضابطين قضايي در بند 209 را اخلاقي و خوب ارزيابي كردند. جلالي با اشاره به اينكه ظهر شنبه در اين بند ناهار را صرف كردند، از كيفيت خوب غذاي زندانيان اين بند سخن گفت و افزود: البته اين مساله به معني آن نيست كه زندان همچون هتل است و شرايط در آن خيلي راحت است چرا كه به هر حال هيچ كس به لحاظ روحي در زندان راحت نيست و رفت وآمدها در آن محدوده است.

 



كيهان و خوانندگان

¤ از اينكه دادگاه اين ياغيان به نظام و خون شهدا تشكيل شده بسيار خشنوديم ولي از گوشه و كنار بعضي صداها بلند شده كه با رأفت اسلامي با اين قاتلين و متجاوزين به حقوق مردم رفتار شود آيا واقعاً اين كار ظلم در حق مردم پيرو خط امام و رهبر نيست كه حق آنان توسط يك عده كه امنيت مردم را به مخاطره انداخته اند با مدارا رفتار شود؟
قاجار
¤ از آغاز محاكمه محركين و عاملين اغتشاشات اخير خوشحال شده اميدواريم دستگاه قضايي با اقتدار و با صلابت در تمام مراحل دادرسي قانون را اجرا كند و مرعوب عوامل بيرون از دادگاه نشده براي اينها احكام شديد و سنگين صادر كند تا درس عبرتي براي آشوبگران و سران آنان و بدخواهان داخلي و خارجي نظام باشد. ضمناً اميدواريم به جرم سران اغتشاشات آقايان موسوي و خاتمي نيز رسيدگي شود و نامبردگان نيز تحت پيگرد قضايي قرار گيرند.
سهيل نژاد
¤ از قوه قضائيه تقاضا مي شود كه جرم را براي همه تعريف كنند تا ما هم بدانيم چرا مجرمين اصلي بايد رها باشند و ما شاهد خسارت هاي سنگين به نظام باشيم. اگر اين همه جنايت و اغتشاشات و تخريب و قتل و غارت و همنوايي با بيگانگان جرم نيست صريحاً اعلام كنند تا ما هم بدانيم.
احمدزاده
¤ مردم ما بي صبرانه منتظر محاكمه عوامل اصلي اغتشاشگراني چون خاتمي و موسوي هستند. با محاكمه ابطحي، رمضان زاده و امثالهم مشكل ريشه اي حل نخواهد شد، تا ريشه را نخشكانيد بريدن شاخ و برگ دردي را دوا نمي كند.
صديقه قرباني از زنجان
¤ آيا درست است كه آمران و سران اغتشاشگر آزاد باشند و هر روز يك اطلاعيه و بيانيه بيرون بدهند ولي عده اي جوان كه بعضاً بازي خورده اند در زندان و بازداشت باشند. در همه جاي دنيا برعكس عمل ميشود يعني اغتشاشگران اصلي دستگير و بازداشت مي شوند جريان اغتشاش خود به خود جمع مي شود.
فرهاد
¤ با يكي از دوستانم پيرامون حوادث پس از انتخابات صحبت مي كردم ايشان با توجه به بعضي مواضع تند آقاي خاتمي و موسوي اظهار مي كرد كه آنان نسبت به گذشته جسارت پيدا كرده اند. بنده در جواب گفتم كه اين آقايان جسور نشده بلكه مقصر مسئولين قوه قضائيه هستند كه قانون را براي همه بصورت يكسان به اجرا نمي گذارند آقاي خاتمي و موسوي را هم بايد مثل آقاي ابطحي دستگير و محاكمه كنند.
احمدي
¤ فرزند ناشنواي 15 ساله اينجانب در تاريخ 8/5/88 درخيابان آرژانتين- كوچه 8 بخارست در كنار خيابان ايستاده بوده كه از سوي طرفداران موسوي مورد ضرب و شتم واقع شده و سمعك 280 هزار توماني آن را به غارت مي برند. جرم فرزند ناشنواي بنده كارگر ساده چه بوده است كه بايد مورد ضرب و شتم قرار گيرد، چشمش كبود شود و دماغش به خون آغشته شود.
حسن مهديزاده
¤ حضور در مراسم اربعين فرد متوفي حداقل آن است كه بگوييم يك عمل مستحبي است اما حفظ حكومت اسلامي، برقراري امنيت، عدم اخلال در امر ترافيك از واجب ترين واجبات و به تعبير امام راحل(ره) حفظ حكومت اسلامي از اهم واجبات است.
فاندر از چالوس
¤ انگليس يا روباه پير در تاريكي شب شخصيتي را ترور مي كردند فرداي آن روز اعضاي سفارت كراوات مشكي مي بستند و در مراسم تشييع جنازه شركت مي كردند و اكنون مزدوران روباه پير پيراهن سبز مي پوشند و در مراسم چهلم فوت عزيزاني كه خود قاتل آنها هستند اشك تمساح مي ريزند.
امير شيرازي
¤ تأخير در اجرا دستور رهبري توسط رياست محترم جمهوري و همچنين بركناري چند وزير اصول گرا در روزهاي آخر دوره دولت نهم موجب آزردگي خاطر ميليون ها هموطناني شد كه در انتخابات با عشق تمام به آقاي احمدي نژاد راي داده بودند. ضرورت دارد ايشان دليل اين چند حركت اخير خود را براي مردم و افكار عمومي توضيح بدهند و موضوع را روشن سازند.
عسگري
¤ كشتار مردم عراق بوسيله آمريكايي ها كه در روز جمعه در بغداد چند روز پس از تصرف پادگان منافقين توسط دولت قانوني عراق صورت گرفت حكايت از اين دارد كه آمريكايي ها هر كجا كار دولت عراق را در جهت منافع خود نبينند دست به ناامني خواهند زد و از ملت عراق كشته خواهند گرفت. بنابراين مشكلات اين كشور زماني مرتفع خواهد شد كه اشغالگران بطور كامل اين منطقه را ترك بكنند و تا تحقق كامل اين خواسته ملت و دولت عراق بايد پافشاري كنند.
محمود
¤ من يكي از مستمري بگيرهاي تهران هستم و هر ماه مشكلم با سازمان تامين اجتماعي اين است كه حقوق مان را سر موعد به حساب مان نمي ريزند. به بانك كه مراجعه مي كنم قسم مي خورند كه طبق قرارداد با سازمان بايد حداكثر تا روز 25 هر ماه حقوق ها در حساب بانك واريز شود اما متأسفانه اين قرارداد را به صورت مرحله اي و زمانبر اجرا مي كنند. لذا از آقاي دكتر مصري وزير رفاه خواهش مي كنيم به اين مشكل مستمري بگيرها رسيدگي كنند.
ع-ق مستمري بگير
¤ تاكسيراني مي گويد بايد ماهانه 15 هزار تومان حق شارژ مسافربر شخصي را بدهيد ولي رئيس مسافربرهاي شخصي مي گويد لازم نيست پرداخت كنيد و ما در اين وسط گير افتاده ايم كه چه كنيم بالاخره تكليف ما را روشن كنيد. براي همه ما نفري 45 هزار تومان پول لباس براي متحد الشكل كردن گرفتند كه لباسها به 15 هزار تومان نيز نمي ارزند.
يك مسافربر شخصي
¤ در دور اول سفر استاني دولت به شهرستان شهرضا، 80 ميليارد تومان وام خوداشتغالي براي اين شهرستان تصويب شد و در دور دوم هم به فرمانداري واگذار شد. اما هنوز ثمره اي نداده است از نهاد رياست جمهوري تقاضاي رسيدگي مي شود.
عبداللهي از شهرضاي اصفهان
¤ با گذشت 5 ماه از آغاز سال جديد، حقوق كاركنان بانك ملي هنوز افزايش نيافته است.
مهدي عين
¤ مدت دو سال است كه دو چاه براي تامين آب منطقه تسوج حفر شده است، اما همچنان مردم اين منطقه روزانه دو ساعت با قطعي آب روبرو هستند. از دولت محترم تقاضا رسيدگي مي شود.
احمدي از تسوج
¤ 14 سال از افتتاح و بهره برداري طرح نواب مي گذرد با اين وصف هنوز بسياري از مغازه هاي آن را به فروش نگذاشته اند.
غلامرضا كني
¤ حقوق معلمين بازنشسته سال 84 و ماقبل آن حداكثر 500 هزار تومان مي باشد. عرض مي كنم با تورم موجود و با اين ميزان حقوق نمي توان زندگي كرد و شرمنده خانواده خود هستيم. از مسئولين مربوطه تقاضاي رسيدگي داريم.
طاهري
پاسخ روابط عمومي بانك ملي ايران
در پاسخ به مطلب مندرج در ستون پيام هاي مردمي روزنامه محترم مورخ 23/4/88 در خصوص سود وديعه حج تمتع، به آگاهي مي رساند:1- به محض دريافت مابه التفاوت هزينه سفر از زائران، كل وجوه دريافتي مشتمل بر اصل سپرده، سود حاصل از سپرده گذاري و رقم ما به التفاوت به طور سيستمي و روزانه به حساب سازمان حج و زيارت منظور مي گردد.
2- سود حاصل از سپرده بلندمدت اين گروه از زائران اولويت دار براي مقطع زماني ابتداي مرداد تا آبان ماه (زمان تشرف) به صورت تخفيفات ارزي ويژه جهت تامين هزينه هاي ارزي زائران حرم الهي در عربستان و ارائه خدمات رفاهي و فرهنگي ديگر مصرف مي شود. براي مثال در حج 1387، بالغ بر 157ميليارد و 300 ميليون ريال تخفيف ارزي نسبت به قيمت رسمي دلار در اختيار زائران گرامي قرار گرفته است.
در عين حال براساس توافقات جديد بانك ملي و سازمان حج و زيارت در سال هاي آينده خدمات و امكانات گسترده تري علاوه بر سود متعارف بانكي در اختيار راهيان سرزمين وحي قرار خواهد گرفت.
پاسخ روابط عمومي ناجا
در پاسخ به مطلب مندرج در صفحه 2 مورخه 2/3/88 روزنامه تحت عنوان (حركت كند وسايل نقليه سنگين، در جاده هزار و ايجاد راه بندان) به اطلاع مي رساند: پليس راه راهنمايي و رانندگي ناجا در خصوص موضوع فوق اعلام داشته وضعيت فيزيكي محور هراز به گونه اي است كه با افزايش تردد، ترافيك سنگين و كندي حركت در محور مشاهده مي گردد به همين منظور پليس راه در ايام تعطيل كه افزايش سفر را در محور فوق پيش بيني مي نمايد از تردد وسايل نقليه سنگين جلوگيري نموده تا ترافيك محور روان باشد در ضمن به تمامي تيمهاي گشتي پليس راه آموزش داده شده تا در صورت مشاهده صف طولاني خودروها كه در تعاقب وسايل نقليه سنگين كندرو حركت مي كند نسبت به هدايت وسيله نقليه سنگين به سمت راست جاده تا تخليه بار ترافيكي اقدام نمايند.

 



خورشيد (گفت و شنود)

گفت: رسانه ها و مقامات آمريكايي از اعتراف متهمان آشوب هاي اخير و اسناد ارائه شده در كيفرخواست حسابي دمغ شده اند.
گفتم: يك روزنامه آمريكايي به سازمان سيا اعتراض كرده كه چرا بدون داشتن شناخت دقيق از برخي گروههاي آشوب طلب، روي توان آنها براي آشوب حساب كرده بود كه كار به اينجا برسد؟
گفت: چي فكر مي كردند و چي شد؟!
گفتم: يعني بعد از 30 سال هنوز نفهميده بودند ايران اسلامي و مردم مسلمان آن بيدي نيستند كه از اين بادها بلرزند؟!
گفت: چه عرض كنم؟! اگر عقل داشتند كه اينطوري خودشون رو سنگ روي يخ نمي كردند.
گفتم: شخصي ادعا كرد كه قصد دارد با يك سفينه فضايي به آسمان رفته و خورشيد را فتح كند؟ به او گفتند؛ مرد ناحسابي! قبل از اين كه به چند هزار كيلومتري خورشيد برسي، ذوب ميشي و يارو كه خودشو خيلي زرنگ مي دونست جواب داد؛ شب ميرم!

 



آمپول سحر آميز ؟! (نكته)

وقتي مرحوم احسان طبري برجسته ترين تئوريسين ماركسيسم در آكادمي علوم شوروي سابق و عضو مركزيت حزب توده به اسلام بازگشت و با نگاهي موشكافانه و مستند به نقد علمي ماركسيسم نشست، رسانه هاي هر دو اردوگاه شرق و غرب با حجم انبوهي از تبليغات به مقابله و تخطئه او برخاستند و در اين ميان، نظر راديو مسكو-شوروي سابق- كه راديوهاي آمريكا و بي بي سي نيز با آب و تاب آن را پوشش مي دادند، جالب ترين- و البته خنده دارترين- نمونه بود. مفسر راديو مسكو مي گفت: ايراني ها موفق به ساخت آمپولي شده اند كه اگر به زنداني تزريق شود، آنچه به وي ديكته شده است را بر زبان مي آورد! وقتي اين خبر را با مرحوم طبري در ميان گذاشتم پوزخندي زد و گفت؛ بايد از رفقاي ماركسيست و دوستان امپرياليست! پرسيد، اگر ايران اسلامي تا اين اندازه پيشرفته است كه موفق به ساخت چنين داروي سحرآميزي شده است چرا اينهمه درباره عقب افتادگي علمي آن تبليغ مي كنيد؟ و اما، بر فرض كه متخصصان ايراني موفق به ساختن چنين دارويي شده و به من هم تزريق كرده باشند! تزريق دارو كه «سند» و «استدلال» نمي سازد. اظهارات من تحت هر شرايط و به هر علتي كه باشد، براي اثبات آن سند و دليل ارائه كرده ام، چرا به جاي پاسخگويي، لطيفه مي سرائيد؟!
اعترافات تكان دهنده متهمان آشوب هاي اخير در دادگاه علني روز شنبه و كيفرخواست مستند دادستان در دادگاه همانگونه كه انتظار مي رفت اردوگاه فتنه انگيزان را با شوك شديدي روبرو كرد، چرا كه اعترافات و اسناد منتشر شده از چنان استحكامي برخوردار است كه نفي و انكار آن براي سران فتنه امكان پذير نيست و از سوي ديگر به وضوح نشان مي دهد كه سران فتنه در تماس مستقيم با سرويس هاي اطلاعاتي بيگانه دست به فتنه انگيزي زده و بسياري از هواداران را با سوءاستفاده از صداقت و اعتماد آنان فريب داده و اعتماد آنها را پاي منافع آمريكا قرباني كرده اند.
شوك شديد ناشي از اعترافات و اسناد ارائه شده در دادگاه روز شنبه به آساني از واكنش هاي مضطربانه سران فتنه و صفحات روزنامه هاي زنجيره اي وابسته به آنها قابل درك است و دراين باره اشاره به چند نكته كه فقط مشتي از خروارهاست ضروري به نظر مي رسد.
1- ادعا مي كنند متهمان تحت فشار مجبور به اعتراف شده اند كه شواهد موجود از جمله، بازرسي هاي مكرر و مستمر، تاكيد خانواده ها و تصريح متهمان، اين ادعا را نفي مي كند ولي صرفنظر از بي اساس بودن اين ادعا، بايد - به قول مرحوم طبري- از اين آقايان پرسيد كه مگر فشار و آزار زنداني- بر فرض صحت- مي تواند سند بسازد و استدلال ايجاد كند؟! به عنوان مثال اگر كسي بگويد كه ملكول هاي آب از هيدروژن و اكسيژن تشكيل شده است و دستور العمل آزمايش براي اثبات آن را هم اعلام كند ديگر چه فرقي مي كند كه تحت فشار بوده يا نبوده؟! در كيفرخواست دادستان و اعتراف متهمان به اسناد و دلايل خالي از ابهام تكيه شده است چرا به جاي پوزش از كساني كه فريبشان داده ايد، لطيفه سرايي مي كنيد؟!
جالب آن كه ديروز يكي از روزنامه هاي اجاره اي دقيقاً همان نظريه مضحك رسانه هاي بيگانه درباره اعترافات مرحوم احسان طبري را براي مخدوش كردن اعتراف متهمان آشوب به كار برده و با تيتر درشت در صفحه اول نوشته بود «قرص اعترافات»!
2-عوامل اصلي فتنه و آشوب از قبل مي دانستند كه اعتراف مستند بازداشت شدگان و اسناد كشف شده، پته آنها را روي آب خواهد انداخت و به همين علت پيشاپيش اعترافات آنها را «ساختگي و تحت فشار»! قلمداد مي كردند و در مصاحبه ها و سخنراني ها و نوشته هاي خود خواستار آزادي بي قيد و شرط بازداشت شدگان بودند. چرا؟! اگر آقايان كاري نكرده و جرمي مرتكب نشده بودند كه از افشاي آن وحشت داشته باشند، چه دليلي داشت كه از قبل اعترافات را ساختگي بنامند؟! ممكن است بگويند كه از اعتراف تحت فشار نگران بوده اند كه اولا همانگونه كه گفته شد، فشار و آزار- مورد ادعا- نمي تواند سند و دليل بسازد و اعتراف غيرمستند در يك دادگاه علني و پيش چشم دهها ميليون نفر از مردم چگونه مي توانست باعث اضطراب شما شود؟!
مي گويند شخصي به كلانتري مراجعه كرده و اعلام كرد كه؛ طوطي سخنگوي من گم شده است، افسر نگهبان گفت يافتن طوطي گم شده كه در حوزه مسئوليت ما نيست و صاحب طوطي جواب داد؛ بله قربان! مي دانم، فقط خواستم از قبل گفته باشم كه اگر پيدا شد و حرفهاي آنچناني زد، شما بدانيد كه نظر شخصي خودش است و به من ربطي ندارد! بنده از اول هم با او اختلاف نظر داشته ام!!
3- اكنون فرض مي كنيم كه متهمان تحت فشار وادار به اعتراف شده اند - فرض محال كه محال نيست- خب! حالا بايد از سران فتنه پرسيد، وقتي «ژنرال» هاي شما تحمل چند روز زنداني كشيدن را ندارند و بلافاصله بعد از جدا شدن از زندگي مرفه خويش، به هر چه كه از آنها خواسته شود تن مي دهند؟! اولا؛ چرا بچه هاي مردم را فريب داده و آنان را با سوءاستفاده از اعتمادي كه به شما كرده اند، با چماق و كوكتل مولوتوف به ميدان مي فرستيد؟ و خودتان در حلقه هاي فشرده محافظان و فقط براي خالي نبودن عريضه به صحنه سرك مي كشيد و فرزندانتان را نيز در ناز و نعمت براي تحصيل به آمريكا و انگليس مي فرستيد و يا در خانه هاي اشرافي نوازش مي دهيد؟!
ثانياً؛ چرا وقتي ژنرال هاي شما با حرارت ديگران را به آشوب و بلوا دعوت مي كردند، آنها را دروغگو! نمي دانستيد و به عنوان قهرمان! از آنان ياد مي كرديد؟! اگر ادعاي شما را بپذيريم كه افراد ياد شده تحت فشار وادار به اعتراف شده اند؟! چگونه ادعاي ديگرتان قابل پذيرش خواهد بود كه از مقاومت تا پاي جان! و... حرف مي زديد؟!
ثالثاً؛ وقتي ژنرال هاي شما در مقابل چند روز زنداني كشيدن اينگونه-به قول خودتان- تسليم مي شوند؟ از كجا معلوم كه در مقابل وعده هاي رفاه و زندگي اشرافي و آنچناني كه از آن سوي آب ها داده مي شود، مقاومت كرده باشند؟! و يا بعدها مقاومت كنند؟!
البته، سران فتنه كه خيانت آنها به وطن، فريب مردم و ارتباطشان با بيگانگان فاش شده است مجبورند!! اعتراف كنندگان را مورد حمله قرار دهند ولي از نگاه مردم مسلمان و ايران دوست، شجاعت و جسارت آنها قابل تقدير است، چرا كه به ميل و رغبت خود از راهي كه رفته بودند بازگشته و با اعتراف مستند و مستحكم خويش سعي در پيشگيري از فريب ديگران داشته اند.
4- سران فتنه و رسانه هاي وابسته به آنها و يا رسانه هاي بيگانه و ضدانقلاب كه در حمايت از آنان يقه چاك مي دهند، هيچكدام براي نفي آنچه در كيفر خواست و يا اعتراف متهمان آمده، دليل و سندي ارائه نمي كنند و تنها به شانتاژ و ادعاهاي خنده دار متوسل شده و براي فرار از رسوايي، جاده فرعي باز مي كنند...
هدايت الله متين دفتري به روايت اسناد لانه جاسوسي خبرچين سازمان سيا، و شريك تجاري ارتشبد نصيري- رئيس ساواك- بود و بعد از انقلاب عضو منافقين شد. او فرزند احمدمتين دفتري، وزير رضاخان و ضمناً نوه دختري مصدق بود. وقتي از هدايت الله متين دفتري درباره خانواده اش سوال مي كردند، به جاي آن كه بگويد پدرم وزير رضاخان بوده است، مي گفت؛ من نوه مصدق هستم!!
حسين شريعتمداري

 



الياس نادران: حلقه هاي اصلي آشوب هاي اخير بايد پاسخگو باشند

نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي با اشاره به برگزاري جلسه علني دادگاه متهمان حوادث اخير تاكيد كرد آنهايي كه در حلقه هاي مديريت آشوب نقش داشتند بايد محاكمه شوند.
الياس نادران، عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس درخصوص پخش جلسه دادگاه متهمان از صدا وسيما گفت: من مدافع برگزاري دادگاه علني هستم به خصوص در مواردي كه پاي مسئولان رده بالا يا متهمان مفاسد مالي و اداري در ميان باشد بايد دادگاه علني برگزار شود.
اين نماينده مجلس با بيان اينكه حلقه هاي اصلي آشوب هاي اخير بايد پاسخگو باشند و محاكمه شوند، گفت: آنها كه نقش اصلي را داشتند در برابر افكار عمومي بايد جواب دهند.
وي افزود: آنهايي كه در حلقه هاي مديريت آشوب نقش داشتند بايد محاكمه شوند و هرچه نقش آنان در اين حوادث پررنگ تر بوده نظام بايد در برخورد با آنان جدي تر باشد.
عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس، با اعتقاد بر اين كه اين اقدامات و آشوب هاي اخير بدون مديريت افراد اصلي امكان پذير نبود، گفت: محال است مديريت رسانه و افكار عمومي و سازمان هاي آشوب و كساني كه تظاهرات خياباني را راه اندازي مي كردند بدون پشتوانه مديريت واحد انجام بگيرد.
نادران در خصوص سرنوشت برخي احزاب سياسي كه سران آنها در اين قضاياي اخير دخيل بودند، گفت: كميسيون ماده يك احزاب بايد طبق قانون عمل كند، اما افراد موثر در اين سازمان سياسي تصميماتي گرفته كه منجر به آشوب هاي اخير شد اين افراد بايد پاسخگوي رفتار خود باشند.
وي تصريح كرد: انتظارم از قوه قضاييه اين است كه حقيقت آنچه رخ داده است را روشن كند، زيرا مردم حق دارند بعد از انتخابات بدانند موثرترين جريانات سياسي چه مناسبات مالي، سياسي و رسانه اي با داخل و خارج از كشور داشته اند.

 



دفتر هاشمي رفسنجاني اظهارات ابطحي را تكذيب كرد

دفتر هاشمي رفسنجاني آن بخش از اعترافات ابطحي -كه مربوط به هم قسم شدن رئيس مجمع تشخيص با خاتمي و موسوي براي پشتيباني از هم است -را تكذيب كرد.
در اطلاعيه دفتر هاشمي رفسنجاني كه ديروز صادر شد، آمده است: «اين اعتراف از اساس كذب محض است و معلوم نيست در چه شرايطي و ملاحظاتي بيان شده است».
در ادامه اين اطلاعيه آمده است: «جهت تنوير افكار عمومي به اطلاع مي رساند در ديداري كه بعدازظهر شنبه و بعد از جلسه مجمع تشخيص مصلحت نظام و نه روز دوشنبه با حضور آقايان خاتمي، موسوي و حسن خميني انجام شده بود، آقاي خاتمي اعلام مواضع خود را به تشكيل جلسه مجمع روحانيون مبارز موكول كرده و آقاي موسوي نيز مواضع خود را با صدور بيانيه اي كه قبلا منتشر شده اعلام كرده و آيت الله هاشمي رفسنجاني نيز در آن جلسه بر رعايت موازين قانوني در اعلام مواضع و پيگيري خواسته ها تاكيد كرده بودند.»
دفتر هاشمي رفسنجاني در ادامه با بيان اين ادعا كه رئيس مجمع تشخيص مصلحت در انتخابات اخير از هيچ يك از نامزدها حمايت نداشته اند و در جريان حوادث بعد از انتخابات نيز كوچك ترين دخالتي نكرده اند آورده است: نظر آقاي هاشمي براي برون رفت از وضع نامناسب جاري همان است كه در خطبه هاي نمازجمعه 26 تيرماه اعلام كرده اند.

 



وزارت كشور عراق: 22 عضو گروهك منافقين خواستار بازگشت به ايران شدند

رئيس مركز فرماندهي ملي وزارت كشور عراق اعلام كرد كه 22 عضو گروهك تروريستي منافقين خواستار بازگشت به ايران شده اند.
به گزارش خبرگزاري آلمان، ژنرال «عبدالكريم خلف» در اين باره گفت: 22 نفر از اعضاي سازمان مجاهدين خلق (منافقين) تقاضايشان را به مقامات مربوطه در وزارت كشور عراق تسليم كرده و بازگشت به ايران را خواستار شدند.
بر اساس اين گزارش، اين تقاضا پس از درگيري هايي مطرح شد كه در پي تلاش نيروهاي امنيتي عراق براي ورود به اردوگاه اشرف رخ داد.

 



در نبرد رايانه اي هم به جايي نرسيديم! (خبر ويژه)

سايت اينترنتي «دبكا» وابسته به موساد در گزارشي از موج جديد نبردهاي رايانه اي آمريكا عليه ايران خبرداد.
اين پايگاه اينترنتي با تأكيد بر اينكه در ناآرامي هاي پس از انتخابات ايران عوامل اصلي آشوب ها براي سازماندهي ناآرامي ها، از سايت هاي اينترنتي يوتيوب، فيس بوك، تويتر و فليكر استفاده مي كردند نوشت: «براي اولين بار در تاريخ ايران مخالفان از اينترنت براي براندازي استفاده كردند.»
«دبكا» همچنين با اعتراف به اينكه ايراني ها توانستند در مقابل ترفندهاي آمريكا و بهره گيري از اينترنت براي تقويت آشوب ها موفق عمل نمايند تصريح مي كند: «رابرت گيتس وزير دفاع آمريكا دستور تقويت 15 هزار پايگاه اينترنتي را به رهبري كيث الكساندر سرپرست آژانس امنيت ملي آمريكا و ايجاد سامانه اي جديد تا سال 2010 را صادر كرده است.»
اين سايت وابسته به نهاد جاسوسي رژيم صهيونيستي مدعي شد كه نبرد سايبري با ايران ادامه دارد ولي با توجه به تقابل هوشمندانه ايران درباره موفقيت اين نبرد ابراز ترديد جدي كرد.

 



افسر سازمان سيا فاش كرد: بن لادن و طالبان از مدت ها قبل با واشنگتن همكاري مي كردند (خبر ويژه)

«سيبل ادموندز»- افسر سابق سازمان اطلاعات مركزي آمريكا موسوم به سيا- در يك گفت وگوي راديويي فاش كرد «بن لادن» - رهبر القاعده- و طالبان مدت ها قبل از حادثه 11 سپتامبر با آمريكا در ارتباط بوده اند.
وي افزود: آمريكا در نظر داشت تا از «بن لادن» در عمليات خود در آسياي مركزي و چين استفاده ابزاري كند.
اين افسر اطلاعاتي هدف آمريكا در اين سناريو را تسلط بر آسياي مركزي و سود جستن از ذخاير نفتي و گازي كشورهاي واقع در اين منطقه به بهانه حضور طالبان و القاعده و نيز بهره وري از فروش سلاح هايش بيان داشت.

 



تنش در روابط واشنگتن - تل آويو يا جنگ زرگري؟! (خبر ويژه)

يك منبع غربي از اختلاف نظر شديد ميان مقامات كاخ سفيد و سران تل آويو پيرامون نحوه برخورد با پرونده هسته اي ايران خبر داد.
روزنامه آمريكايي «وال استريت ژورنال» در تحليلي با عنوان «چرا اسرائيل عصباني است؟» نوشت: تنش ميان آمريكا و اسرائيل در حال افزايش است.
اين روزنامه موضوع مورد اختلاف دو طرف را اينگونه برشمرده است كه دولت آمريكا مشكلات موجود در منطقه را در موضوع فلسطين-اسرائيل مي داند در حالي كه سران تل آويو بر تهديد هسته اي ايران متمركز شده اند. براساس اين گزارش، تنش ميان آمريكا و اسرائيل زماني آشكارتر شده كه به رغم جوسازي هاي تل آويو پيرامون خطر برنامه هسته اي ايران و لزوم حمله نظامي به تاسيسات اين كشور، برخي مقامات كاخ سفيد با بي توجهي به اين موضوع جهت روشن شدن مناقشه ميان اعراب و اسرائيل بر سر مسئله فلسطين به قدس سفر كردند.
ناظران و تحليلگران سياسي معتقدند از زماني كه اوباما و نتانياهو در آمريكا و اسرائيل به قدرت رسيده اند روابط دو طرف همواره با تنش و اصطكاك روبرو بوده است و اين روابط دوران ملامت باري را سپري مي كند.
در اين رابطه منابع صهيونيستي مي گويند، هيچ يك از دولت هاي گذشته آمريكا با وجود عدم توافقات و ناهماهنگي هاي زياد كه با اسرائيل داشتند به اندازه باراك اوباما براي تل آويو مشكل ايجاد نكرده اند. اين در حالي است كه اوباما، بارها بر تعهد خود در حمايت از رژيم صهيونيستي تاكيد ورزيده است و از اين روي، برخي از تحليل گران آمريكايي، مناقشه كنوني ميان آمريكا و اسرائيل را يك مناقشه صوري و ساختگي ارزيابي مي كنند كه هدف نهايي آن جلب حمايت و اعتماد اعراب به دارو دسته جديد حاكم بر آمريكاست.

 



موسوي: كتك خورده اند! (خبر ويژه)

ميرحسين موسوي دوستان اصلاح طلب خود را فقط به اين دليل كه حرف هايي خلاف ميل او زده اند «انسان هايي له شده» خواند.
موسوي با صدور بيانيه اي كه از سطر سطر آن پيداست «توهمات» همچنان توان تفكر صحيح را از وي سلب كرده، اعتراف هاي اصلاح طلبان را ناشي از شكنجه هاي قرون وسطايي خواند و البته درست مانند ادعاي تقلب در ارائه هرگونه استدلالي كه بتواند اين ادعا را ثابت كند ناكام ماند. موسوي در بيانيه خود عمداً از كنار تمام سخنان روز شنبه محمدعلي ابطحي، محمدعطريانفر و كيان تاج بخش كه تماماً مستند و در واقع روايت آنها از پديده هايي است كه خود تا چند ماه پيش مستقيماً با آن درگير بوده اند، گذشته است چرا كه خود به خوبي مي داند در اثبات ادعاهاي بزرگ و متوهمانه اش كه منجر به وارد آمدن خسارت هاي فراوان به كشور شده هيچ در چنته ندارد. پناه بردن به توهم براي چند ماه شايد اما تا هميشه قادر به پر كردن خلأهاي رواني افراد نخواهد بود.

 


صفحه (14)


صفحه (3)


صفحه (2)

     


(صفحه(12(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14