(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14


سه شنبه 13 مرداد 1388- شماره 19427
 

تاريخ مصرف حرف اول را مي زند
نگاهي به چالش هاي پيش روي دانشجويان دختر شهرستاني در تهران هراس از هجوم گرگ ها
«عقل»، لازم يا كافي؟
دانشگاه ، مجازي يا واقعي؟
اولويتها در پرداخت وام دانشجويي



تاريخ مصرف حرف اول را مي زند

ايرج نظافتي
يكي از موارد مهمي كه بر روي تمامي داروهاي پزشكي درج گرديده تاريخ مصرف آن است كه مشخص مي كند داروي موردنظر تا چه زماني مهلت مصرف دارد.
معناي آن هم به وضوح روشن است. به بيان ديگر بايد گفت اگر يك دارويي كه در درمان بيماري خاصي بسيار مفيد، لازم و ضروري است حتما بايد از مدت زمان استفاده استاندارد آن نگذشته باشد، چون اگر تاريخ مصرف داروي مذكور گذشته باشد نه تنها تمامي خواص درماني و شفابخشي را از دست داده است بلكه خود به يك سم مهلك مبدل گرديده و چه بسا به تشديد بيماري يا بروز بيماري هاي ديگر دامن بزند و آن وقت كنترل مرض يا امراض ناشي ازاستفاده از داروي تاريخ مصرف گذشته به مراتب سنگين تر و طاقت فرساتر است.
حال اگر همين موضوع را درعالم سياست هم بسط و گسترش دهيم خواهيم ديد كه درفضاي كنوني سياسي كشورمان برخي افراد كه حتي سابقه اي درخشان، قابل تحسين و ارزشمند درعرصه هاي مختلف نظام و انقلاب دارند، امروزه اما تاريخ مصرف حضورشان در مناصب و پست هاي حساس و كليدي به سرآمده و اعتبار و شأن گذشته خود را از دست داده اند.
درجريان انتخابات رياست جمهوري دهم به خوبي مي توان اين افراد را شناسايي كرد، افرادي كه سابقه مبارزاتي آنان عليه رژيم ستم شاهي و در به ثمر رسيدن انقلاب بسيار درخشان است و در طول سالهاي دفاع مقدس و پس از آن سرباز وفادار امام(ره) و انقلاب بودند و يار و ياور رهبري، اما در همين انتخابات اخير به خوبي مشخص گرديد كه عيار كنوني آنان چقدر است.
به عنوان مثال فردي كه با روي كارآمدن مجدد دولت محمود احمدي نژاد موقعيت خود و اطرافيانش را در بحران و چالشي جدي و اساسي مي بيند با صراحت، جامعه ايران را گرفتار دربحران اعلام مي كند. او موضعي برخلاف مصالح ملي و منافع كلي نظام اتخاذ مي كند. حال همين فرد سابقا يكي از چهره هاي برجسته درجمهوري اسلامي بوده كه اينك مواضعي عليه كشور مي گيرد و همسو با مخالفان انقلاب اسلامي آب به آسياب دشمن مي ريزد و يا فرد ديگري كه خود را يار امام و پيرو آن بزرگوار مي داند و درگذشته درمناصب مهمي در خدمت به انقلاب حضور داشته است اينك با سرپيچي ازهمان قانوني كه امام(ره) بارها آن را فصل الخطاب تمامي مسائل كشور ناميدند به صدور بيانيه هايي عليه قانون، نظام و رهبري مي پردازد و با صراحت خود را در صف ضدانقلاب قرار مي دهد و معترض قانوني مي شود كه سابقا صلاحيت او را در پست هاي اجرايي تاييد كرده است.
فرد ديگري كه او نيز ادعاي پيروي از راه امام را دارد و پست هاي حساسي را در طول دوران انقلاب برعهده داشته امروزه با پشت پازدن به همان انديشه هاي والاي حضرت امام(ره) كه فرمودند: ميزان رأي ملت است، اين رأي مردم را ناديده مي گيرد و با توجه به اينكه حتي آراء او كمتر از آراي باطله بوده و سخنان نسنجيده و بيانات نادرستي را عليه قانون اساسي صادر مي كند كه جاي بسي تأمل و تاسف دارد.
يكي از دوستان دانشگاهي ما مي گفت كه بايد قبول كنيم چنين افرادي تاريخ مصرفشان به سرآمده و صلاحيت حضور درعرصه هاي كلان سياسي كشور را ندارند و چه بسا اگر همچنان جايگاههاي مهمي درنظام در اختيارشان قرارگيرد قطعا سبب ضربات سنگيني به پيكره نظام و انقلاب خواهندشد و به مصداق همان داروي مهم و ضروري اما تاريخ مصرف گذشته كه خواص درماني خود را به كلي از دست داده و به يك سم مهلك مبدل گرديده، اين افراد نيز با توجه به سابقه قابل ملاحظه اي كه در خدمت به كشور داشته اند اينك اما تاريخ مصرف شان به سرآمده و صلاحيت حضورشان درعرصه هاي مديريتي و اجرايي نظام جمهوري اسلامي به پايان رسيده و بهتر آن است كه باقي عمر رادرحاشيه بزرگراه پرشتاب انقلاب سپري كنند چرا كه مسير اين بزرگراه به سمت سعادت و آباداني ايران اسلامي و زمينه سازي براي ظهور منجي عالم بشريت(عج) است و افرادي كه دراين راه لنگ مي زنند يا پاي رفتن ندارند، با احترام به تمامي سوابق ارزشمند گذشته آنان، اينك نبايد وارد لاين هاي اصلي شوند، چون رهرو اين راه بايد سري پرشور و دلي عاشق اسلام و ولايت داشته باشد و بداند كه وارث انقلابي عظيم است كه ثمره جانفشاني هزاران شهيد، جانباز، آزاده و ملتي است كه 30 سال بر سر دفاع از اين انقلاب ايستادگي كرده اند و اين وصيت خميني كبير(ره) را همواره آويزه گوش كنيم كه فرمودند: «نگذاريد اين انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بيفتد.»
¤ نويسنده، روزنامه نگار و دانشجوي نمونه سومين جشنواره ملي علمي- كاربردي دانشجويان سراسر كشور

 



نگاهي به چالش هاي پيش روي دانشجويان دختر شهرستاني در تهران هراس از هجوم گرگ ها

علي البرزي
ساكت و آرام در گوشه اي از حياط دانشگاه نشسته است و با خودش و غربتي كه گرفتار آن شده كنار مي آيد؛ كمتر صحبت مي كند و از صحبت كردن با ديگران واهمه دارد؛ چراكه نمي خواهد لهجه غليظش باعث شناخته شدن او شود...
¤ ¤ ¤
برداشت اول: ورود به دانشگاه
بعد از چند سال تلاش و خرج مخارج بسيار و پشت سر گذاشتن شب هاي اضطراب و امتحان به آرزوي ديرينه خود يعني تحصيل در يكي از دانشگاه هاي معتبر كشور و پايتخت رسيده است.
با هزاران اميد و آرزو از دورترين نقطه كشور راهي تهران مي شود و فصل تازه اي از زندگي خود را در غربتي به نام تهران آغاز مي كند.
برداشت دوم: غربتي به نام تهران
ساكت و آرام در گوشه اي از حياط دانشگاه نشسته است و با خودش وغربتي كه گرفتار آن شده كنار مي آيد؛ كمتر صحبت مي كند و تنها به تماشاي مناظر اطراف و دانشجوياني كه با يكديگر شادي مي كنند، مي نشيند، از صحبت كردن با ديگران واهمه دارد؛ چراكه نمي خواهد لهجه غليظش باعث شناخته شدن او شود.
صبح ها را در دانشگاه و شب را در خوابگاه مي گذراند بدون اينكه اندك توجهي به تهران و آدم هايي كه در آن زندگي مي كنند داشته باشد.
برداشت آخر: هراس از هجوم گرگ ها
براي تأمين خرج تحصيل خود به اجبار در شغلي بي ارتباط با رشته تحصيلي و در محيطي نامناسب مشغول كار مي شود.
كار و اشتغال در محيطي نامناسب، رفت و آمد در خيابان هاي ناشناخته پايتخت و هراس از نگاه هاي مختلف و تهديدآميز در محيط كاري و هراس از هجوم گرگ ها و چشم هايي كه همواره او را مي نگرند از مشكلاتي است كه با آنها دست و پنجه نرم مي كند. اما اخذ مدرك تحصيلي معتبر از دانشگاه تهران تنها هدفي است كه او را مجبور به ادامه تحصيل مي كند.
مشكلات اجتماعي و دانشجويان دختر
براساس نتايج تحقيقات به عمل آمده مشكلات ارتباطي، رفاهي، اعتقادي و تحصيلي ازجمله مهمترين مشكلات پيش روي دانشجويان دختر شهرستاني در تهران است.
زهرا رشنوادي پور، كارشناس اداره آسيب هاي اجتماعي سازمان بهزيستي درمورد بيشترين مشكلات دانشجويان دختر شهرستاني در تهران معتقد است: مسائل و مشكلات دانشجويان دختر شهرستاني در تهران را مي توان در چند حيطه طبقه بندي كرد كه يكي از مهمترين اين مشكلات عدم آشنايي با وضعيت فرهنگي و اجتماعي كلان شهرهاست كه باعث يكسري تعارضات روحي و رواني و اخلاقي در افراد مي شود و گاهاً به صورت آسيب هاي اجتماعي- همانند اعتياد و خودكشي- خودنمايي مي كند.
وي در ادامه با اشاره به اين مطلب كه تعداد زيادي از اين دختران از نواحي روستاها و شهرهاي كوچك به دانشگاه هاي تهران راه پيدا مي كنند، مي افزايد: اين افراد در بدو ورود به دانشگاه تحت تاثير زندگي جديد در يك شهر بزرگتر و از همه مهمتر زندگي مستقل و به دور از محيط تقريباً قانونمند خانواده قرار مي گيرند كه اگر اعتماد به نفس در اين دختران ضعيف باشد اين استقلال مي تواند مشكلات جديدي براي آنها بوجود آورد.
رشنوادي پور در ادامه با اشاره به اين مطلب كه اشتغال هاي دانشجويان در دانشگاه ها مي تواند هم جنبه مثبت و هم منفي داشته باشد، مي افزايد: از لحاظ جنبه مثبت، تقويت روحيه كار و تلاش و كسب درآمد مي تواند در آينده و زندگي زناشويي اين افراد نقش موثري داشته باشد و جنبه منفي آن هم، سوءاستفاده از اين افراد و گرفتار شدن آنها در دام افراد سودجو و فرصت طلب است كه خود باعث افزايش آسيب هاي اجتماعي جدي در بين اين گونه دانشجويان مي شود، بنابراين دانشگاه ها مي توانند با انعقاد تفاهم نامه هايي با ديگر دستگاه هاي اشتغالزا از جمله وزارت كار و وزارت صنايع اقدامات در خوري در راستاي اشتغال موقت، سالم و باامنيت كامل اين قشر از جامعه انجام دهند و گام هاي موثري در اين زمينه بردارند.
تعامل سازمان هاي ذيربط
اين كارشناس سازمان بهزيستي در ادامه با اشاره به تعامل سازمان هاي ذيربط در حل مشكلات اين قشر از جامعه مي گويند: با توجه به جامعه كنوني كه بيشترين مشكلات مربوط به مسائل اقتصادي و فرهنگي است، ارگاني همانند وزارت ارشاد يكي از متوليان مسائل فرهنگي است كه مي تواند از طريق گسترش فرهنگ كتابخواني، موسيقي، فيلم و تفريحات سالم در دانشگاه ها نقش اساسي در اين زمينه ايفا كند، از طرفي نيز سازمان هاي حمايتي نظير كميته امداد كه نقش كليدي در حل مشكلات مالي و اجتماعي افراد دارند مي توانند گام هاي كليدي در راه رفع مشكلات دختران دانشجو بردارند.
تجربه كشورهاي در حال توسعه نشان داده است كه سرمايه گذاري در آموزش زنان موجب افزايش بهره وري اجتماعي مي شود و زمينه را براي رشد و توسعه بيشتر فراهم مي سازد؛ چرا كه زنان به عنوان نيمي از پيكره جامعه كه در مقطع زماني امروز حضور آنها در عرصه هاي اجتماعي انكارناپذير است همواره مورد توجه برنامه سازان و طراحان فرهنگي بوده اند.
دختران دانشجو هم از اين موضوع مستثني نيستند؛ چرا كه آنها در آينده وارد اين جامعه مي شوند و به كارگيري صحيح آنها در تمامي امور مي تواند زمينه ساز و بسترساز فعاليت هاي اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي و در نتيجه مشاركت فعالتر و ساختن كشوري آبادتر در امور اجتماعي باشد.

 



«عقل»، لازم يا كافي؟

متفكران مسلمان، عقل گرايند گرچه دكارتي نيستند و عقل را كافي و خودكفا نمي دانند. به عبارت ديگر اولاً شناخت حسي را انكار نمي كنند و ثانياً اعتبار «گزاره هاي عقلي محتاج به استدلال» را براعتبار «گزاره هاي عقلي بي نياز از استدلال» (چون امتناع تناقض يا رفع تناقض، امتناع انفكاك معلول از علت نامه، اصل هوهويه، حمل اولي و... اوليات و وجدانيات) مبتني مي كنند و اعتبار «گزاره هاي بديهي عقل» را كه - يقيني اند- ذاتي و يا ناشي از شناخت شهودي مي دانند كه خطاناپذير است زيرا واسطه اي دركار نيست مگر آن خطا در تفسير آن صورت گيرد. عبارت ديگر، قضاياي وجداني (من هستم، مي ترسم، شك دارم) خطا ناپذيرند چون گزاره واقعيت، هر دو نزد ما حاضرند. در خطاناپذيري «قضاياي منطقي» كه حاكي و محكي، هر دو در ذهن اند (مفهوم انسان، كلي است) و يا قضاياي تحليلي كه مفهوم موضوع و محمول، در آنها يكي است، نيز بحثي نيست. بديهيات ثانويه نيز از بدبهيات اوليه، استخراج مي شوند.
پس صدق گزاره ها، يا با شهود و بداهت و يا با استدلال منطقي مبتني بر آنها، احراز مي شود و بسياري از معارف اصلي بشري (اعم از ديني و غير ديني) با همين روش، قابل درك است.
گزاره هاي اسلامي با چنين ادراك عقلي، نبايد تعارضي داشته باشند و معتقديم كه نه تنها چنين تعارضي ندارند بلكه مستقيم و غيرمستقيم، به عقل، مستظهرند و «اعتبار شرعي و ديني» به چنين ادراكات عقلي داده و از عقل، حمايت كرده و آن را جزء منابع دين دانسته اند.
ميوه ممنوعه
بنابراين از منظر اسلام، ميوه ممنوعه در بهشت، عقل و علم نبوده اند بلكه عقل، پايه اسلام است و خود نيز درسايه اسلام رشد كرده است. علوم تجربي استقرأ نيز حتي اگر براي كسب قدرت و فايده (مفاهيم بيكني) به كار روند مشروط به آن كه به «حقيقت»، «عدالت» و «اخلاق»، پشت نكنند، نه تنها حرام و تابو نيستند بلكه مورد تشويق اسلام بوده اند. اين است كه تعارض «علم و دين» يا «عقل و دين» درجهان اسلام، بعنوان مسائل عمده اي مطرح نشدند و تنها پس از ترجمه ازالاهيات غرب، مورد بحث متفكرين مسلمان در قرون اخير قرارگرفته اند و به همين دليل است كه همه علوم تجربي و فناوري وهم علوم عقلي و فلسفي در سايه اسلام، رشد كرده و باليدند. دراسلام، حتي اعتبار ادله نقلي و مرجعيت ديني نيز با عقل، اثبات و يا تأييد مي شوند و شرط «عدم مخالفت با عقل»، جزء شروط اعتبار گزاره هاي ديني ماست و معتقديم گزاره اي مخالف با عقل درسراسر قرآن كريم و سنت قطعي پيامبر (ص) و جود ندارد. ما در سراسر معارف اسلامي، داوري عقل را لازم مي دانيم و البته آن را كافي نمي دانيم و محدوديتهاي عقل را نيز درنظر داريم و اين بدان معني است كه «وحي» مضامين فراتر از «عقل» را دراختيار مي نهد زيرا عقل، محدوديت هايي دارد و خطاپذير نيز هست اما هيچ يك از مفاهيم وحي اسلامي با عقل، درنمي افتد و ناسازگار نيست. اگر «عقل» ، پيامبر باطني و «پيامبران»، عقل ظاهري اند و اگر وحي و عقل، راه هائي براي درك مراتب گوناگون «حقيقت» اند پس نمي تواند ميان آنها تعارضي باشد و اگر تعارضي ديده شود، بدوي و ظاهري است. خداي اسلام، در تاريكي مجهولات علمي و معضلات عقلي، اثبات نشده تا با پيشرفت علوم يا عقل ورزي بشر، عقب نشيني كرده و كوچك و محو شود بلكه پيشرفت عقول و علوم، همواره مويدات بيشتري بر عقائد اسلامي مي افزايد و هيچ تجربه عملي و آزمايش طبيعي، نقض هيچ يك از مدعيان اسلامي را اثبات نكرده است.
زبان دين، قلمروي دين
ما در اسلام، نه به «سمبليك دانستن زبان دين» و نه به «تفكيك قلمروي ايمان و تجربه ديني از قلمروي عقل»، محتاج نشديم زيرا اسلام نه براساس طبيعيات ارسطو، الاهيات خود را بنا كرده بود، نه با هيئت بطلميوسي، گره خورده بود و نه زمين را مركز جهان مي دانست و نه كشف قوانين طبيعت را به منزله نفي خالقيت يا قدرت خدا مي دانست و بنابراين هيچ يك از كشفيات گاليله، كپرنيك، فراهه و كپلر و نيوتن، نه تنها منافاتي با الاهيات اسلامي ندارد بلكه بخشي از اين كشفيات، از ابتدا جزء مدعيات اسلام بود و يا توسط متفكران مسلمان، اعلام شده بود و در جهان اسلامي، كسي از آن، بوي زندقه و كفر، استشمام نكرده بود. ادعاي نظام عمومي مكانيك و عقلاني ديدن جهان فيزيك، هيچ يك، جهان بيني اسلامي را نلرزانده بود تا «كفر»، تلقي شوند. مفاهيم اسلامي درباب خدا و ماورأ الطبيعه، قابل تببين عقلي بود و نيازي به خشونت و تفتيش عقائد نداشت. اسلام، تصويري انساني از خدا ارائه نداده بود تا خداي او، به قول كنت، خداي دوره كودكي بشر باشد و پس از بلوغ عملي و عقلي بشر، متروكه شود. خداي اسلام در گوشه اي از عالم، پنهان نشده است بلكه خداي همه عالم است و با همه اشياء، نسبت مساوي دارد و همه اشيا بدون استثنا، مظهر قدرت و علم و حكمت و مشيت او و آينه جمال و كمال و جلال اويند و دراين خصوص، فرقي ميان پديده هايي كه علتشان براي ما آشكار يا پنهان است، وجود ندارد بلكه جهان يا همه علل و اسباب و فوق طبيعي اش وابسته به اوست و او بر زمان و مكان، مقدم است و همه چيز، فيض اوست. خدا در رديف علل طبيعي نيست تا اگر علل طبيعي پديده اي كشف شد، خدا انكار شود بلكه جهان و همه علتها و معلولها و مكشوفات بشر و خود بشر يكسره، كار خداوند است. خداوند، علت نخستين به معناي طبيعي نيست تا استثنائي بر «قاعده عليت» بوده و يا خود، علت خود باشد و يا فرض «علت نخستين»، مستلزم تناقض گردد بلكه او اساسا معلول نيست تا محتاج علت باشد.
انقلاب كپرنيكي «كانت»؟!
معرفت شناسي كانت نيز كه از شاخصهاي برجسته مدرنيته دانسته شده و مقولات دوازده گانه كانتي را برهمه چيز حاكم ساخت، عملا مشكلي از معرفت و آگاهي را حل نكرد بلكه راه شناخت را در واقع، مسدود ساخت.
كانت دانست كه صرفا با معقولات اوليه (برگرفته از محسوسات)، «علم» پديد نمي آيد ولي معقولات ثانيه (اعم از مفاهيم منطقي و فلسفي) را كاملا ذهني و جزء ساختمان ذاتي ذهن دانست و خطاي او همينجاست. زيرا نه ذهن، پيش ساخته اي دارد و نه همه معقولات موجود در ذهن، صددرصد ساخته ذهن و به كلي، منقطع از خارجند. او زمان و مكان را نمي تواند تعريف كند و درعين حال «علم» را واقع در ظرف زمان مي داند حال آن كه علم، گرچه در زمان خاصي پديد آيد و مبادي و مقدماتش، امور زماني باشد ولي خود علم، گرفتار زمان نيست و بعبارت ديگر، زمان، ظرف علم است نه قيد علم.
بعلاوه كه زمان نيز حالت جسم است نه مفهوم صرفا ذهني. بعلاوه، مقولات ذهني كانت، چگونه صددرصد ذهني و ساخته ذهن اند و درعين حال، براشياء خارجي، منطبق مي شوند؟ و اين ارتباط و انطباق چگونه ميان امور ذهني محض كه به نظر او منشأ خارجي ندارند با واقعيات خارجي پيدا مي شود؟! و دراين صورت چه ارتباطي ميان عالم و معلوم خواهد بود؟! همچنين اگر كانت معتقد است كه ماده «علم»، در خارج از ذهن، وجود دارد و سپس با مفاهيم ذهني، تركيب مي شوند پس لااقل دراين مورد، پذيرفته است كه عليت (تاثر و منشائيت «ماده خارجي» براي «مفهوم ذهني»)، صرفا يك امر ذهني نيست بلكه منشأ عيني دارد و اين نقضي بر مقولات فاهمه اوست. بعلاوه كه اگر عليت را صرفا صورت ذهني بداند، نمي تواند وجود جهان را اثبات كند و به شكاكيت افراطي و سوفيزم خطرناكي در مي غلطد زيرا بدون پذيرش «عليت» ، اثبات واقعيت جهان چگونه صورت مي گيرد؟! مگر تصوير ذهني ما از جهان، معلول وجود خود جهان نيست؟ و بدون جهان، تصوير ذهني جهان چگونه ممكن است؟! پس آيا اين عليت را نيز مي توان صرفا تصويري ذهني دانست؟ در اين صورت، چگونه جهان واقعي، اثبات مي شود؟! كانت، علم را در غرب براي هميشه از واقعيت، جدا كرد و ادراكات انساني را صرفا ذهنيات او خواند و اين، شكل جديدي از سوفيزم بود كه باز توليد شد.
اگر ما اپيستمولوژي كانت را مورد انتقاد قرار دهيم بنابراين در واقع، بسياري تحولات بعدي در حوزه فلسفه، كلام، اخلاق، عرفان، سياست و حقوق را نيز مورد نقد قرار داده ايم. گرچه عقلگرائي دكارتي و تجربه گرائي بيكن و هيوم و لاك و سپس تلفيقي از اين دو بدست كانت، راه هاي مختلف با نتايج متضادي بودند اما همگي در نفي الاهيات مسيحي و ارزش هاي كليسا، مشترك بودند و آنچه بعدها به تدريج جايگزين شد، نه عقلگرائي بلكه نوعي «تجربه گرايي توام با متن شكاكيت» بود كه امروز بخش اعظم جهان اصطلاحا مدرن غربي را تحت سيطره خود گرفته است.

 



دانشگاه ، مجازي يا واقعي؟

براي ارزيابي عملكرد دانشگاه مجازي در برابر دانشگاه واقعي بايستي مزايا و معايت آن را سنجيد و در صورت برتري آن را به عنوان راه حل پيشنهاد داد. در اين گزارش خصوصيات دانشگاه مجازي را ارائه مي دهيم البته باب نگاه انتقادي به اين موضوع باز بوده و منتظر اعلام نظر مخاطبين محترم هستيم:
الف- عدم نياز به حضور فيزيكي استاد و دانشجو در كلاس:
از آنجا كه در اين نوع دانشگاه كليه ارتباطات از طريق اينترنت انجام مي شود، لزومي به حضور فيزيكي استاد و دانشجو در كلاس نيست. تنها كافيست دانشجو يا استاد از طريق يك دستگاه كامپيوتر از منزل يا نزديكترين مركز متصل به اينترنت، به دانشگاه مجازي متصل شوند و از امكانات آن استفاده كنند. اين امر خود سرمنشا مزاياي ديگري است، چرا كه با اين اوصاف ديگر نيازي به صرف هزينه براي ساختمان سازي مجتمع هاي دانشگاهي نخواهد بود. از سوي ديگر در شهرهاي بزرگ منجر به كاهش رفت و آمد در شهر و كمتر شدن ترافيك شهري و آلودگي هوا مي شود.
ب- عدم وابستگي كلاس درس به زمان خاص:
هر چند كه اين سيستم آموزشي از تكنولوژيهاي كنفرانس از دور و مانند آن كه نياز به حضور در پشت كامپيوتر در زمان خاص دارد، پشتيباني مي كند ولي قسمت اعظم اين سيستم مبتني بر دروسي است كه هر زمان دانشجو اراده كند مي تواند به سايت دانشگاه مجازي متصل شود و دروس را دريافت كند. اين سيستم براي افراد شاغل كه وقت آزاد محدودي براي تحصيل دارند كاملا مناسب است.
ج- كيفيت بالاتر ارائه دروس:
در دانشگاه واقعي درس توسط يك استاد ارائه مي شود كه اين امر مطلوب نيست، چرا كه كيفيت مطالب ارائه شده در كلاس به پارامترهاي زيادي مانند وضعيت روحي استاد، سرما و گرماي محيط كلاس و... كه مي تواند تاثير منفي داشته باشند بستگي دارد ولي در دانشگاه مجازي اين مشكلات وجود ندارد. در اين دانشگاه دروس توسط تيمهاي مجرب آماده مي شوند و با استفاده از تكنولوژيهاي مدرن و متنوع چند رسانه اي به نحو مطلوبي ارائه مي شوند در ضمن دانشجو مي تواند به كرات مطالب ارائه شده در جلسه خاصي را مشاهده كند و از اين لحاظ كيفيت آموزش بهبود مي يابد.
د- پشتيباني از تعداد زياد دانشجو در يك درس:
در دانشگاه واقعي معمولا به خاطر محدوديت كلاسها و همچنين به خاطر بازدهي اين مشكل وجود دارد كه دانشجويان ممكن است به خاطر تكميل ظرفيت كلاسها نتوانند در دروس ثبت نام كنند. اين مشكل طبعا در دانشگاه مجازي وجود ندارد و دانشجويان ثبت نام شده در يك كلاس يا در يك درس مي توانند هزاران نفر باشند.
هـ- اعتبار علمي دانشگاه مجازي:
معمولا يك دانشگاه تازه تاسيس تا مدت طولاني نمي تواند با دانشگاههاي باسابقه معتبر موجود رقابت كند. دليل اين امر اين است كه اساتيد مجرب و باسابقه معمولا در دانشگاههاي معتبر تدريس مي كنند. اين مشكل تا حدود زيادي در دانشگاه مجازي قابل حل است. بدين ترتيب كه در يك دوره فشرده و كوتاه مدت دروس ارائه شده توسط اساتيد باسابقه و مجرب فيلمبرداري شده و در دانشگاه مجازي مورد استفاده قرار مي گيرد و از لحاظ ارتباط اين اساتيد با دانشجويان مشكل چنداني وجود ندارد چرا كه اين ارتباط از طريق اينترنت صورت مي گيرد.
و- بالا بردن سطح علمي جامعه:
در دانشگاههاي واقعي معمولا به خاطر محدوديت امكانات از لحاظ مكان، اساتيد و غيره هر ساله تعداد محدودي دانشجو از طريق آزمونهايي كه برگزار مي شود، موفق به ورود به دانشگاه مي شوند در صورتيكه در دانشگاه مجازي اين محدوديتها وجود ندارد بنابراين تمامي افراد علاقه مند به تحصيل شانس ادامه تحصيل در دانشگاه را پيدا مي كنند كه اين امر مطمئنا در بالا بردن سطح علمي و فرهنگي جامعه موثر است.
ز- دسترسي بلادرنگ به كتابخانه ديجيتال:
در دانشگاه واقعي معمولا به خاطر محدوديت نسخه هاي محدودي از يك كتاب بخصوص در كتابخانه ها براي استفاده دانشجويان نگهداري مي شود كه اين امر مشكلاتي را براي دانشجويان بوجود مي آورد. بعلاوه به مرور زمان كتابها بدليل استفاده نامناسب از بين مي روند يا كيفيت خود را از دست مي دهند ولي در دانشگاه مجازي با استفاده از كتابخانه ديجيتال تمامي كتب، مقالات و مجلات بصورت بهنگام در اختيار دانشجو است و مشكلات مطرح شده در اين دانشگاه صادق نيست.

 



اولويتها در پرداخت وام دانشجويي

رئيس صندوق رفاه دانشجويان با اشاره به ارتباط ميان پرداخت وام و وضعيت تحصيلي دانشجويان، گفت: به دانشجويان مشروطي وام تعلق نمي گيرد. همچنين اگر دانشجويي انصراف داده و يا اخراج شود، بايد تمام بدهي خود به صندوق را نقدا بازپرداخت كند.
برنامه ها و اولويت هاي كاري صندوق در چهار سال آينده
زرينه زاد با اشاره به برنامه ها و اولويت هاي كاري صندوق در چهار سال آينده، عنوان كرد: درحال حاضر درحال نهايي كردن برنامه استراتژيكي هستيم كه در 36 جلسه مستمر و مدام بررسي شده است.
واگذاري ارايه خدمات رفاهي و دانشجويي دانشگاه ها به بخش خصوصي
وي با اشاره به اهداف و اولويت هاي صندوق در سال تحصيلي جديد، اظهار كرد: واگذاري ارايه خدمات رفاهي و دانشجويي دانشگاه ها مانند خوابگاه ها، اياب و ذهاب و غذا به بخش خصوصي، از اولويت هاي صندوق رفاه است.
تشكيل واحد برنامه ريزي و نظارت در صندوق
وي ضعف نظارت را از عمده مشكلات عنوان كرد و گفت: سال گذشته واحدي به نام واحد برنامه ريزي و نظارت در صندوق ايجاد شد كه اين امر در بهبود امور بسيار موثر بوده است و اين امر مورد اذعان و پذيرش همه متوليان در دانشگاه ها است.
برنامه هاي صندوق رفاه دانشجويان براي درآمدزايي
وي درخصوص برنامه هاي صندوق رفاه دانشجويان براي درآمدزايي، تصريح كرد: درآمد صندوق از سه منبع اجاره بهاي خوابگاه ها، بازپرداخت وام دانشجويان فارغ التحصيل و سرمايه گذاري تأمين مي شود. منابع ديگري از جمله خيرين و غيره نيز وجود دارد كه بخش پايين تري را تشكيل مي دهد.
بدهكاران قديمي صندوق شناسايي مي شوند
وي ادامه داد: درحال حاضر تيمي در بحث پيگيري بدهكاران فعاليت مي كند كه درحال گذار از يك مرحله آزمايشي است تا طي آن بدهكاران قديمي شناسايي شوند كه اين كار بسيار گسترده اي است.
زرينه زاد با بيان اينكه برقراري ارتباط بين بدهكار و صندوق از ديگر راهكارهاست، تصريح كرد: در اين بحث با ايجاد پالس هايي مانند پيامك و يا از همين شكل به بدهكار، بدهي او را يادآوري مي كنيم.
تشكيل كميته شناسايي زمينه هاي سرمايه گذاري براي صندوق
وي با بيان اينكه در زمينه سرمايه گذاري از زمستان سال گذشته فعال شده ايم، تصريح كرد: در اين راستا كميته اي ايجاد شده كه درحال شناسايي زمينه هاي سرمايه گذاري است، البته تمام اين سود دوباره به صورت وام به دانشجو بازمي گردد.
رئيس صندوق رفاه دانشجويان در خاتمه ابراز اميدواري كرد كه صندوق به جايگاهي برسد كه از اعتبارات تفويض شده دولت خودكفا شده و ديگر نيازي به مطالبات عمومي سالانه نداشته باشد.
رئيس صندوق رفاه دانشجويان وزارت علوم، تحقيقات و فناوري با اشاره به اولويت هاي صندوق براي سال هاي آينده، از واگذاري ارايه خدمات رفاهي و دانشجويي دانشگاه ها به بخش خصوصي، تشكيل واحد برنامه ريزي و نظارت در صندوق و تشكيل كميته شناسايي زمينه هاي سرمايه گذاري براي صندوق خبر داد.
دكتر مرتضي زرينه زاد در گفت وگو با ايسنا با بيان اينكه پرداخت وام شهريه و ساير وام ها در چارچوب وظايف و در حد مقدورات انجام مي شود، افزود: ما هيچ تعهدي براي پرداخت كل شهريه دانشجويان نداريم و قانون تعيين كرده است كه تنها بايد 75 درصد از كل شهريه در سقف اعتبار موجود از طريق وام ارايه شود و 25 درصد مابقي را خود دانشجو بايد تقبل كند.
وي با بيان اينكه با توجه به نوع مديريتي كه از سال گذشته در دانشگاه ها در زمينه وام شهريه اعمال شد، اميدواريم امسال اين وام ها به افراد واقعا نيازمند برسد.
الزام معاونان دانشجويي به شناسايي افراد نيازمند دريافت وام
رئيس صندوق رفاه دانشجويان در اين خصوص، تصريح كرد: تاكنون دانشجو، به صرف دانشجو بودن فارغ از نياز يا عدم نياز از اين وام ها بهره مند مي شد، اما درحال حاضر معاونان دانشجويي متوجه اين موضوع شدند كه بايد در اين راستا مديريت منابع داشته باشند.
وي با بيان اينكه معاونان دانشجويي هر دانشگاه موظف به شناسايي افراد نيازمند دريافت وام هستند، بيان كرد: صندوق از فرد نيازمند مستعد و فردي كه توان تحصيلي داشته باشد، حمايت خواهد كرد، به عبارت ديگر، وظيفه ما حمايت از دانشجوي مستعد براي دانشجو ماندنش است.
ارايه وام شهريه براساس اولويت رشته ها و مقاطع تحصيلي
به دانشجويان مشروطي وام تعلق نمي گيرد
زرينه زاد درخصوص سياست صندوق براي ارايه وام شهريه براساس معيارهايي همچون اولويت رشته ها و مقاطع تحصيلي، عنوان كرد: هر كشوري براساس طرح جامع علمي خود در حوزه علوم به تقويت يك سري از رشته هاي خاص نياز دارد، بر اين اساس ما از وزارت علوم خواسته ايم تا ليستي از رشته هاي مورد نياز كشور را به ما اعلام كند تا از دانشجويان اين رشته ها حمايت هايي به عمل آيد.

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14