kayhan.ir

کد خبر: ۲۸۷۰۱۴
تاریخ انتشار : ۰۷ ارديبهشت ۱۴۰۳ - ۲۳:۱۳

ابتلائات‌،زمینه‌ساز تکامل یا سقوط انســان

 

حسین ربانی
زندگی کوتاه انسان در دنیا بخشی از زیست او در هستی و عوالم و نشئات گوناگون است. این دوره زیستی در دنیا هر چند که بسیار کوتاه و با محدودیت‌های بسیار است، اما ارزشی‌ترین دوره زیستی انسان است؛ زیرا در چنین شرایطی ابدیت خود را می‌سازد و در عوالم و نشئات دیگر بهره‌مند از سعادت یا گرفتار شقاوت بر اساس برایند زیستی دنیوی خویش می‌شود؛ چرا که انسان شاکله خود را در دنیا به دست خویش با عقاید و افکار و کردار می‌سازد و عوالم دیگر متاثر از این شاکله خواهد بود؛ زیرا عوالم دیگر انسانی چیزی جز خروجی و برآیند شاکله هر شخص نیست که آن را در عوالم دیگر حاضر می‌یابد(کهف، آیه 49؛ آل عمران، آیه 30) تا جایی که هر کسی بر اساس این شاکله شخصیتی خود ساخته از ملکات و فضائل یا رذایل، بهشت و دوزخ خویش را می‌سازد یا اصلا خود بهشت یا دوزخ می‌شود.(اسراء، آیه 84؛ واقعه، آیات 88 تا 95؛ همزه، 1 تا 9)
شرایط زیست کوتاه انسان در عصر دنیوی همانند عصاره‌گیری از شخصیت هر انسانی است؛ زیرا در ابتلائات خیر و شر، انسان دم به دم از سرمایه وجودی و هستی‌اش کاسته می‌شود که از آن به عمر دنیوی تعبیر می‌شود. 
در این کوره ابتلائات حق از باطل جدا می‌شود و هر کسی نشان می‌دهد تا چه اندازه در مسیر کمال و تغییر قرار گرفته یا در جریان ضد آن گرفتار آمده است؛ پس تنها کسانی که به چهار عمل اصلی ایمان و عمل صالح و تواصی به حق و تواصی به صبر بپردازند و در چارچوب سنت‌ها و قوانین دین و صراط مستقیم هدایت فطری تکوینی عقلی و وحیانی نقلی گام بردارند می‌توانند از خسران سرمایه‌های وجودی برهند.(انبیاء، آیه 35؛ عصر، آیات 1 تا 3؛ طه، آیه 50؛ بقره، آیات 38 و 137؛ آل عمران، آیه 79)
پس از نظر قرآن، دنیا محل ابتلای انسان و دستیابی به تکامل یا ضد تکامل در صورت عدم حرکت مطابق با قوانین حاکم بر هستی است.(شمس، آیات 7 تا 10) پس آن کسی که به چهار عمل اصلی پرداخت همانند فلزات ارزشی است که در ته کوره فتنه می‌ماند و کسی که بر خلاف آن رفت همانند کف روی آب یا فلزات است که به عنوان باطل از میان می‌رود و چیزی ندارد.(رعد، آیه 17) اصولا همه جلوه‌ها و زیبایی‌ها و آرایه‌های دنیوی چیزی جز بستری برای ابتلاء و امتحان برای انسان نیست و او در زندگی دنیوی با انواع ابتلائات آزموده می‌شود تا سیه رو شود هر که در او غش باشد.(کهف، آیه 7؛ طه، آیه 131؛ آل عمران، آیه 152؛ اعراف، آیه 129؛ یونس، آیه 13)
از نظر قرآن، انسان در دنیا در ساختار سنت ابتلاء گرفتار می‌آید تا بر همگان اتمام حجت می‌شود؛ زیرا هر کسی با عقاید و اعمال و رفتار خویش شاکله خود را از نیک و بد می‌سازد به طوری که سیمای هر یک از انسان‌ها خود گواه جایگاه او از نظر دستیابی به مقام متعالی انسان متاله یا انسان فرشته یا انسان جن یا انسان چارپا یا انسان گیاه یا انسان جماد است. این‌گونه است که سیمای مؤمنان از مقربان و ابرار به نورانیت تمام خود گواه از شاکله فضائل اسمایی و کمالی و انوار آن است؛ و سیمای کافران از مجرمان و ظالمان با ظلمات متعدد و متنوع خود گواه روشن از شاکله رذایل اخلاقی و تغییر در فطرت الهی است.(حدید، آیات 8 و 13؛ فتح، آیه 29؛ اعراف، آیات 46 و 48؛ الرحمن، آیه 41)
بر اساس گزارش‌های قرآنی، کافران وضعیت خویش را در دنیا مشخص می‌کنند و بر این باورند که آخرتی نیست و سرگرم لهو و لعب دنیوی و تفاخر و تکاثر در ثروت و مقامات و مانند آنها می‌شوند. بنابراین، این افراد از زندگی دنیوی سودی می‌برند و از سرمایه‌های خویش در همین دنیا هر چند که اندک و زودگذر و مانند آنها است، بهره‌مند می‌شوند و زندگی اشرافی و رفاه‌طلبانه و مترفانه‌ای دارند.(زخرف، آیات 32 تا 35)
آثار دنیاطلبی و آخرت‌گریزی
انسان‌های کافر و بی‌دین به سبب عدم پذیرش عالم غیب از جمله آخرت، گرایشی به آن ندارند و تنها در اندیشه زندگی دنیوی و سعادت در آن با کسب آرامش و آسایش هستند. همچنین ممکن است کسانی به آخرت ایمان داشته باشند، ولی به سبب گرایش‌های نفسانی و نیز متاثر از وسوسه‌های شیطانی سرکه نقد را بگیرند و حلوای نسیه به تعبیر خودشان را وانهند. این گونه است که به جای مقدم داشتن آخرت بر دنیا، دنیا را بر آخرت خویش ترجیح می‌دهند و چنان سرگرم دنیاطلبی می‌شوند که از آخرت به تمام معنا غافل می‌گردند. این دو جریان از نعمت‌های اخروی بی‌بهره می‌شوند و نصیبی از آن نمی‌برند. (بقره، آیه 200؛ شوری، آیه 2؛ هود، آیات 15 و 16) البته این افراد از نتیجه کامل اعمال مثبت و نیک خویش در دنیا در سایه ساختار عدل الهی بهره‌مند می‌شوند و خدا پاداش اعمالشان را در دنیا می‌دهد و کم نمی‌گذارد. (هود، آیه 15؛ زخرف، آیات 32 تا 35) این برخورداری البته محدود و به میزانی است که مؤمنان را به کفر نکشاند. (همان؛ توبه، آیه 38؛ اسراء، آیه 18؛ شوری، آیه 20) 
از نظر قرآن، دنیاطلبان از کافران و مشرکان و منافقان و سست ایمان‌ها، ویژگی‌هایی دارند که شامل دون همتی (توبه، آیه 38)، کفرپیشگی(ابراهیم، آیه 3؛ بقره، آیه 212)، تمسخر مؤمنان(همان)، حبط اعمال(هود، آیات 15 و 16)، ارزش‌گذاری انسان بر اساس ثروت و قدرت(کهف، آیات 34 تا 36؛ قصص، آیه 79)، لذت‌طلبی و اهتمام به آرایه‌ها و زینت‌های دنیوی(همان)، اشاعه فحشاء و منکر(نور، آیه 33)، نزاع و درگیری (آل عمران، آیه 152)، عصیانگری(همان)، اعراض از دین اسلام (هود، آیات 14 و 15)، افترا بر پیامبر(هود، آیات 13 و 15)، بی‌اعتنایی به فقیران(کهف، آیه 28)، توجه به رفاه مندان(همان)، تبعیض در انجام احکام(بقره، آیات 85 و 86)، تجمل‌گرایی(قصص، آیه 79)، ترک جهاد یا سستی در آن و خانه‌نشینی(توبه، آیه 38؛ آل عمران، آیه 152)، تکذیب پیامبران و آیات الهی(اعراف، آیه 176؛ فاطر، آیات 4 و 5)، جدال باطل(شوری، آیات 35 و 36)، روحیه عصیانگری و سرکشی(یونس، آیه 23)، شتابزدگی و عدم دوراندیشی در کارها(اسراء، آیه 18؛ قیامت، آیه 20)، عدم شناخت صحیح از دنیا(یونس، آیه 24)، غفلت از حقایق(نحل، آیات 107 و 108)، غفلت از یاد خدا(اعلی، آیات 15 و 16)، قتل همدیگر(بقره، آیات 85 و 86)، گمراهی(نحل، آیه 107)، گرایش به معصیت و گناه(انسان، آیات 24 و 27؛ یونس، آیات 7 و 8)، محرومیت از تزکیه نفس(اعلی، آیات 14 و 16)، محرومیت از هدایت و درک حق(نحل، آیات 107 و 108)، ناسپاس(انسان، آیات 22 و 27)، گرفتار هواپرستی(اعراف، آیه 176)، تخریب اماکن مقدس و اهانت به آن(بقره، آیه 114)، گوش سپاری به شایعات(مائده، آیات 41 و 42)، حرام خواری(همان)، رفتار مستکبرانه(حج، آیات 8 و 9) و مانند آنها است. از منظر قرآن، دنیاطلبی برای آنان در دنیا و آخرت، موجب پشیمانی(قصص، آیات 79 و 82)، ذلت در دنیا و آخرت(بقره، آیه 114؛ فصلت، آیات 15 و 16)، خسران(نحل، آیات 107 و 109)، عذاب بزرگ و شدید الهی(نحل، آیات 106 و 107؛ ابراهیم، آیات 2 و 3؛ حدید، آیه 20)، خشم الهی(نحل، آیات 106 و 107)، آتش دوزخ(یونس، آیات 7 و 8)، ورود به دوزخ(اسراء، آیه 18)، محرومیت از امدادهای الهی در آخرت(بقره، آیه 86) و مانند آنها خواهد شد.  بنابراین، زندگی سختی در عوالم و نشئات  دیگر خواهند داشت که بازتاب و برآیند اعمال آنان در زندگی دنیوی است. برای رهایی از آثار زیانبار دنیا‌طلبی لازم است تا انسان به کسب ایمان حقیقی(قصص، آیات 79 و 80)، تفکر و تعقل و درک برتری آخرت بر دنیا(انعام، آیه 32؛ اعراف، آیه 169) و کسب تقوا در چارچوب شریعت اسلام(اعراف، آیه 169) بپردازد و با علم و فرزانگی حقیقی(قصص، آیات 79 و 80؛ عنکبوت، آیه 64)، عمل صالح(قصص، آیات 79 و 80)، صبر در زندگی دنیوی در هنگام مصیبت‌ها و سختی‌ها (همان) و بهره‌مندی از تعالیم کتاب‌های آسمانی(اعراف، آیه 169) خود را از دنیاطلبی در امان نگه دارد. دنیاطلبان گرفتار فریب و غرور دنیا شده و تحت تاثیر آن آخرت را رها کرده و به دنیا گرایش یافته‌اند(آل عمران، آیه 185؛ حج، آیه 20؛ لقمان، آیه 33؛ فاطر، آیه 5) از این رو آنان به انکار آخرت و دین و کفر می‌رسند و آخرت را فراموش می‌کنند.(اعراف، آیه 51؛ انعام، آیه 130) 
به هر حال زندگی امری عجیب و شگفت‌انگیز و دوره‌ای حساس برای انسان است؛ زیرا رشد تکاملی انسان در اصل در دنیا اتفاق می‌افتد و این دوره عصر عصاره‌گیری از انسان در کوره ابتلائات دنیوی است تا هر که هر آنچه هست بنمایاند و شاکله شخصیتی خویش را بسازد که خروجی آن اعمال اخروی از بهشت و دوزخ به عنوان سازه اخروی انسان است. بنابراین، انسان باید ضمن بهره‌گیری از زندگی دنیوی برای آخرت خویش کار کند و با استفاده از طیبات و پرهیز از ناپاکی‌ها و ایجاد تعادل میان حسنات دنیوی و اخروی و ایمان و عمل صالح و حرکت در صراط مستقیم الهی، خویش را برای آخرت بسازد تا از نعمت‌های ابدی اخروی بهره‌مند شود.(اسراء، آیات 18 تا 20؛ بقره، آیه 201؛ اعراف، آیه 32؛ آل عمران، آیات 56 و 57؛ نساء، آیه 94؛ انفال، آیه 67)